
شايد زمان زيادي نباشد كه حرف و عمل درباره حفظ سرمايه انساني و فكري در كشور به هم نزديك شدهاند. به همين دليل است كه تلاشي در رابطه با تحقق «مواظب داراييات باش، همسايهات را دزد نكن» آغاز شده است. حاصل غلبه اين نگاه در سطح كلان، ايجاد بنياد ملي نخبگان براي شناسايي و جذب فارغالتحصيلان دانشگاهي و انديشمندان – خصوصاً جوان – داخلي است.
با اين حال آنچه اميد نقشينه ارجمند، سرپرست دفترارتباط و همانديشي با نخبگان بنياد ملي نخبگان از آن با عنوان نقصهاي موجود در اين رابطه خصوصاً در زمينه علوم انساني ياد ميكند، از سويي و فرصت طلبي ساير كشورها در نشان دادن در باغ سبز به نخبگان ايراني از طرف ديگر، كشورمان را در صدر كشورهايي قرار ميدهد كه در حفظ دانشمندان و متفكران علوم انساني خود ناموفق ظاهر شدهاند.
اينكه چرا دانشگاههاي كشورهاي ديگر در اعطاي پذيرش به دانشجويان و فارغالتحصيلان ايراني رشتههاي علوم انساني از هم سبقت ميگيرند و يا اينكه چرا مقصد مهاجرت اين نخبگان و انديشمندان به ترتيب كشورهاي امريكا،كانادا، انگليس و فرانسه است و باز هم اينكه بيان تمام اينها از سوي يك مقام رسمي بنياد ملي نخبگان كه مسئول مستقيم رصد و كنترل اين وضع به نفع منافع ملي است، بياختيار جملهاي از خطبه ۳۲ نهجالبلاغه اميرالمؤمنين(ع) را به ياد ميآورد كه در آن جوامع اسلامي را از بيتفاوت بودن و پيشگيري نكردن از بلاها تا زماني كه فرود آيند كه مشخصه جوامع آشفته است، برحذر ميدارد.
ايجاد فرصتهاي تحقيقاتي، فراهم آوردن زمينههاي مالي و فكري پژوهش و ايدهپردازي در جهت توليد نظريه، حاكم بودن منابع و نظريههاي علمي غربي در حوزه علوم انساني دانشگاهها، غلبه فارغالتحصيلان غربي در كسب كرسيهاي تدريس و تحقيق محافل علوم انساني كشور، دردسترستر بودن منابع و كتب علوم انساني غربي در مراكز علمي و دانشگاهي، نبود زمينههاي شغلي براي فارغالتحصيلان مقاطع مختلف علوم انساني و اسفناكتر از بقيه آمادگي تلويحي جامعه براي پذيرش و اجراي نظريهها و شيوههاي موجود در مباني نظري، اعتقادي و كاربردي علوم انساني خصوصاً در رشتهها و گرايشهاي جامعهشناسي، روانشناسي، مديريت، اقتصاد و علوم سياسي برخي از زمينههايي هستند كه با وجود ايجاد زمينههاي تحول در اين حوزه، در سالهاي اخير و در پي تأكيدات مقام معظم رهبري، همچنان به سرقت دانشمندان از سوي كشورهايي كه اتفاقي بودن وجود آنها در صدر مقصد نخبگان ايراني مهاجر سهلانگاري در اين زمينه است، كمك ميكند.
علاوه بر اين، آفند ناامن جلوه دادن ايران براي سرمايهگذاريهاي فكري و تحقيقاتي با ترور دانشمندان و بزرگنمايي تحريمها و مسكوت گذاشتن ارزشهاي فكري ايراني – اسلامي دانشمندان داخل نكتهاي است كه ما براي خنثيكردن آن پدافندي ارائه نكردهايم. به هر بيان، نقشينه ارجمند كه اظهاراتش بهانه تهيه اين گزارش شده است، نقصهاي موجود در امور مربوط به نخبگان علوم انساني را كه به زعم وي بسيار جدي و غيرقابل اغماض هستند، به دليل آئيننامهها، شرايط حمايتي و انجام فيلترهايي توسط افرادي با داشتن نگاه مهندسي ميداند.
وي بيبرنامگي بنياد ملي نخبگان در زمينه ايجاد ارتباط با نخبگان حوزه علوم انساني را كه تاكنون از طريق آييننامههاي بنياد شناسايي نشدهاند بزرگترين نقص در اين زمينه برميشمارد.
علاوه بر اين، سرپرست دفتر ارتباط و همانديشي با نخبگان بنياد ملي نخبگان، واردشدن آمار توليد علمي در حوزه علوم انساني را از ديگر نقصهاي موجود در اين زمينه ميداند و خاطرنشان ميكند: زماني كه بحث شاخص تعداد مقالات ميشود تنها در برگيرنده رشتههاي مهندسي است، در حاليكه سالانه مقالات علمي زيادي در حوزه علوم انساني تدوين ميشود.
به گفته وي، فضاي تحقيقاتي حوزههاي علوم انساني با ساير علوم متفاوت است و يك محقق در اين حوزه برخلاف ساير حوزههاي مهندسي بايد سالها مطالعه و تحقيقات انجام دهد تا بتواند نظريهاي را ارائه دهد.
همه مقصريم!
نقشينه با بيان اينكه اين نقصها محدود به بنياد ملي نخبگان نميشود، دانشگاهها و مراكز تحقيقاتي و وزارت علوم را در ايجاد اين شرايط سهيم ميخواند و عنوان ميكند: همواره درصدد هستيم تا با مترهاي حوزههاي مهندسي، رشتههاي علوم انساني را بسنجيم كه گاهي به نتايج غلط ميرسيم و فيلترهايي ايجاد ميكنيم كه نادرست هستند.
وي در عين حال تسهيل امور مربوط به نخبگان علوم انساني را يكي از دغدغههاي بنياد ملي نخبگان عنوان و تأكيد ميكند: مادامي كه كانالهاي شناسايي ما در حوزه علوم انساني ضعيف باشد تنها قادر به شناسايي نخبگان حوزه علوم مهندسي هستيم، از اين رو لازم است تا آييننامههاي احراز نخبگي در اين زمينه اصلاح شود. به اعتقاد نقشينه ارجمند، با اصلاح آييننامههاي بنياد ميتوان با قشر وسيعتري از نخبگان حوزه علوم انساني ارتباط برقرار و حمايتهاي لازم را به آنها ارائه كرد.
اين موضوع كه كشورهاي ديگر براي جذب نخبگان ايراني دام پهن كردهاند سالها است دغدغه بسياري از صاحبنظران و پاي ثابت ابراز نگراني رسانهها به عنوان چشم بينا و گوش شنواي جامعه است. با اين حال هر بار طرح مسئله جديدي تلنگر تازهاي براي پرداختن به آن از منظر تازهتري ميشود.
اين بار نيز اشاره نقشينه به وضعيت مهاجرت نخبگان حوزه علوم انساني و بيان اينكه بالاترين سطوح نخبگان كشور در اين حوزه، به ترتيب امريكا، كانادا، انگليس و فرانسه را براي ادامه تحصيل انتخاب ميكنند، باز هم اي كاش را بدرقه آرزوها و ايدهآلهايمان در اين رابطه ميكند.
اي كاش روند بوميسازي علوم انساني تسريع و تسهيل ميشد. اي كاش زمينههاي شغلي بيشتري براي نخبگان علوم انساني ايراني فراهم ميشد و اي كاش در حفظ سرمايههاي انساني و فكري بيشتر ميكوشيديم.