کد خبر: 449906
تاریخ انتشار: ۱۵ شهريور ۱۳۹۰ - ۱۴:۱۶
شرايط ويژه اصولگرايان براي انتخابات مجلس نهم و ناگفته‌هايي از وقف دانشگاه آزاد در گفت‌وگوي «جوان» با سيد كاظم دلخوش
وي تجربه دو دوره نمايندگي در مجلس شوراي اسلامي را دارد و از نمايندگاني است که با واريز نقدي يارانه‌ها مخالف بوده است. اين نماينده شاعرپيشه مجلس پيش از نمايندگي، معاونت فرماندار، بخشدار و امور مالي استانداري گيلان را در کارنامه خود دارد. وي معتقد است که برخي افراد با شرايط معلوم الحال، خودشان را از اصولگرايان مي‌دانند در حالي که مردم کاملا آنها را مي‌شناسند. دلخوش مي‌گويد: کساني که ديگران را اصولگرا نمي‌دانند و فقط خود را اصولگرا مي‌دانند ناخالصي را در اصولگرايان مي‌بينند و توقعشان اين است که دين بايد با شمشير به خورد مردم داده شود اين افراد کساني هستند که اصولگرايان فعلي را هم بر نمي‌تابند. نماينده صومعه سرا در مجلس مي‌گويد: «من اصولگراي عاقل و خوش‌خيم هستم» و وقتي به وي مي‌گوييم معني اين حرف چيست مي‌گويد: « اصولگرايان غيرعاقل کساني هستند که خودشان را از رهبري جلوتر مي‌دانند.»

آقاي دلخوش! در حال حاضر مي‌بينيم که شق‌هاي مختلفي بين جريان اصولگرا درحال تولد هستند. به نظرتان چنين تصميماتي به تشتت منجر مي‌شود يا آرمان وحدت را محقق خواهد کرد؟
بعضي‌ها که پرونده‌شان معلوم است. اين افراد خود را سراصولگرايان مي‌دانند در حالي که مردم اين افراد را مي‌شناسند.
مصداقي صحبت کنيد. از ‌آنها که پرونده شان معلوم است صحبت مي‌کنيد؟
مردم و شما آنها را مي‌شناسيد. اين دسته افرادي هستند که خودشان را دايه دلسوزتر از مادر و حتي اگر پايشان برسد خود را جلوتر از رهبري دانسته و مجلس را غير اصولگرا قلمداد مي‌کنند.
به نظر شما مجلس ما کاملاً اصولگراست؟
بله، مجلس هشتم درهمه عرصه‌ها اصولگرايي خود را ثابت کرده است و درکنار خانواده شهدا، بسيج، رهبري و سپاه در مقاطع حساس حضور داشته است. نبايد چهار يا پنج نفري که مي‌خواهند اين عرصه را در دست بگيرند و معلوم است که به کجا وصل هستند را شامل همه اصولگرايان دانست. اين افراد شايد به گروه‌هاي انحرافي نيز متصل باشند.
منظورتان از آن چند نفر کميته جامعتين و ۸+۷ است ؟
خير، منظورمن کساني است که به هرحال دنبال حزب و تشکيلات جديد هستند يا مي‌خواهند تشکيلاتي علاوه بر آنچه هست را براي انتخابات ايجاد کنند. سابقه و وضعيت اين افراد معلوم است که ديگران را اصولگرا نمي‌دانند و فقط خود را اصولگرا قلمداد مي‌کنند. در واقع کساني هستند که توقعشان اين است که دين بايد با شمشير به خورد مردم داده شود و اصولگرايان فعلي را هم بر نمي‌تابند. يعني کساني که نمايندگان مجلس را غير اصولگرا نام مي‌گذارند يا مثلاً ديگران يا شهردار تهران را وابسته به فتنه مي‌دانند. اين‌ها تخريب هايي است که درحال انجام است و بايد به اينها توجه کرد.
برخي از توضيحات شما شبيه آن دسته از اصولگراياني است که به آنها لقب «تندرو» داده‌اند. منظور شما اين دسته است؟ اسمشان را مي‌توان اصولگرايان تند روگذاشت ؟
تندرو يا اصولگراياني که جلوتر از رهبري حرکت مي‌کنند و اينها به حال جامعه مضر هستند.
جبهه پايداري تازه تاسيس در مجلس جزو تعريفي است که شما از آن نام برديد؟
من نمي‌دانم اين جبهه مجوز دارد يا نه اول بايد مجوزشان بررسي شود.
اما اين جبهه به صورت جدي و قوي اعلام موجوديت کرده است؟
اگر هم اعلام موجوديت کرده‌اند بايد در مورد اينکه مجوز دارند، بررسي صورت بگيرد. مردم خودشان آگاهند ومتوجه مي‌شوند چه کساني به دنبال اين کار راه افتاده‌اند. همه گروه‌هاي اصولگرا آيت الله مهدوي کني را به عنوان بزرگتر در مجلس خبرگان قبول دارند و به رهبري ايشان گروه ۸ +۷ را ايجاد کرده و به تصميمات آن احترام مي‌گذارند. نبايد بعضي افراد خودسرانه دنبال اين باشند که خود را مطرح کرده و ديگران را از جريان اصولگرايي منحرف بدانند و جامعه را به انحراف بکشانند.
بعضي از افرادي که درجريان اصولگرايان تعريف مي‌شوند مي‌گويند که ۸+۷گروهي است که نمي‌تواند تمام سلايق گروه‌هاي اصولگرا را درخود جمع کند. شما فکر مي‌کنيد کساني که سليقه‌شان در اين ميان تامين نشده، ممکن است فردا مدعي شوند؟
بله، ما در صدر اسلام گروهي داشتيم که فقط خود را همه اسلام مي‌دانستند و به خوارج هم تعبير شدند. اينها کساني هستند که با تندرويي خود، دين را به انحراف مي‌کشانند ودرشرايط فعلي بازهم وجود دارند.
شما آينده اصولگرايان را با اتفاقي که درآن ۱۱ روز در مورد رئيس‌جمهور افتاد براي حضور در مجلس هشتم چطور مي‌بينيد؟
اصولگرايي وصل به فرد يا شخص خاصي نيست. ما اصولگرايي را در ولايت مي‌بينيم، يعني ولايت هرچه گفت ما دنبال ايشان هستيم ونه جلوتر و نه عقب ترحرکت نمي‌کنيم. اين تعريف کل اصولگرايان در مجلس است. در اين ميان کساني که بخواهند تندروي کنند، از قافله عقب مي‌مانند.
با يکي از نمايندگان صحبت مي‌کردم. ايشان معتقد بودند که جريان انحرافي به شدت در مجلس هشتم ريشه کرده و بسياري از نمايندگاني که اتفاقاً تابلوي اصولگرايي در دستشان است از اين جريان بسيار نفع مي‌برند، تحليل شما ازحضور اين جريان در مجلس چيست؟ چنين مسئله‌اي را تأييد مي‌کنيد؟
اعتقاد من بر اين است که دربحث فتنه و جريان انحرافي تعدادي افراد محدود به دنبال ادامه اين راه هستند.
در مجلس هشتم چطور؟آيا تعداد افراد را تأييد مي‌کنيد اما به صورت محدود؟
بله وجود دارند اما تعدادشان زياد نيست.
آقاي دلخوش، اين دسته افرادي که از آنها نام مي‌بريد نمايندگان نزديک به دولت هستند؟برخي از نمايندگان اصولگرا معتقدند که اين نمايندگان به جريان انحرافي نزديک ترند. نظر شما چيست؟
من فکر مي‌کنم درمجلس به جريان انحرافي اجازه ورود يا فعاليت داده نمي‌شود. ما از دولت دربخش‌هاي کارشناسي حمايت کرده‌ايم. کساني که تا ديروز سنگ مجلس را به سينه مي‌زدند و از دولت دفاع مي‌کردند به طورمثال به اسم اينکه دردانشگاه آزاد فلان مشکل ايجاد شده حرف‌هايي مي‌زنند که اساسي برايش وجود ندارد.
چطور وجود ندارد؟ نوع موضع‌گيري شما در آن دوران برايتان حاشيه‌هاي زيادي به همراه داشت، اين طور نيست؟
وقتي کيف انگليسي را جلوي مجلس آويزان مي‌کنند و به مجلس اتهام انگليسي بودن مي‌زنند و بعد به نوعي با يک بحث انحرافي مانند وقف دانشگاه آزاد و اتهامات در اين زمينه وارد مي‌شوند، چه بايد مي‌کرديم؟ درمورد وقف دانشگاه آزاد درابتدا طرحي تهيه و بعد ازآن طرح توسط طراحان پس گرفته شد وکساني که به اين مسئله دامن زدند افرادي را براي ايجاد آشوب به جلوي مجلس آورده و به خانه ملت توهين کردند. نوار و سي‌دي اين اتفاق موجود است، بروند ببينند که فحش‌هاي رکيک به مجلس داده شد. من معتقدم که اصولگرايان پشت رهبري حرکت مي‌کنند و آويزان کردن کيف انگليسي به مجلس تنها با قصد ايجاد تفرقه انجام مي‌شود. به نظر من وضعيت آنها و پرونده‌شان مشخص است و روزي نياز شد، ما حاضر هستيم آن مدارک را به افکار عمومي ارائه دهيم.
اين مدارک اگر منتشر شوند براي روشن‌تر شدن فضا و قضاوت درست بهتر است. درآن زمان يکي از انتقاداتي که مطرح مي‌شد اين بود که آقاي دلخوش يکي از طراحان اصلي وقف دانشگاه آزاد است...
طراحان يک سال قبل طرح دانشگاه آزاد را مطرح کرده بودند ومن درآن نطق گفتم طرح وقف و نه اين طرح وقف دانشگاه آزاد که در ابتدا اصلا مطرح نبود. قرار بحث وقف و جايگاه وقف و شأنيت آن مطرح بود. زماني که اين طرح هم مانند بسياري ازطرح‌هاي ديگر براي ويراش به کميسيون فرهنگي آمد، آقاي عباسپور موضوع وقف دانشگاه آزاد اسلامي را مطرح کرد که ما با آن موافق نبوديم و درطرح‌هاي بعدي نيز امضايمان را در اين خصوص پس گرفتيم. اين موضوع نبايد منجر به ورود با عجله و اتهام بستن به مجلس شود.
اما مجلس وقف دانشگاه آزاد را پذيرفت و وقتي برسر آن جنجال به پا شد، مصوبه را پس گرفت...
طرحي را که آقايان به آن راي دادند با آنچه ما امضا کرديم متفاوت بود. من به عنوان يکي از طراحان اين مطلب مي‌گويم که به عنوان طراح امضايم را پس گرفتم. اتفاقاً مجلس همين چند نفري که خودشان را جلوتر از رهبري و ولايت مي‌دانند و داراي پرونده هستند را برنمي‌تابد. اين دسته افراد نه تعدادشان زياد است و نه مجلس اين افراد را قبول دارد.
يعني مجلس طراحان مربوط به وقف دانشگاه آزاد را قبول ندارد. منظورتان را واضح بگوييد.
اين دسته افراد مجلس را به سمتي حرکت دادند که مجلس با آنها لجبازي کند و راي به وقف دهد. يعني مجلس رايي داد که شايد ناخواسته و به خاطر حرکات ناموزون اين افراد بود.
چرا مجلس به اين شکل با موضوع وقف برخورد کرد. به هر حال اين مسئله خاطره بدي از مجلس هشتم در مورد حل موضوع دانشگاه آزاد باقي گذارد.
شرايط در اين زمينه بسيار متفاوت بود. اگر دقت کنيد اززماني که طرح را نوشتيم تا زماني که به صحن علني مجلس آمد تغييرات زيادي کرد. طرح وقف ابتدايي، بحث وقف دانشگاه آزاد نبود. حتي مرحوم محمد علي حياتي نماينده لامرد و مهر جزو امضا‌کننده‌هاي طرح ابتدايي وقف و نه وقف دانشگاه آزاد بود که پس از شروع آن بحث‌ها سه يا چهارماه از زمان فوتش گذشته بود اما در زمان وقف دانشگاه آزاد عکسش را در سايت‌هاي خبري به عنوان يکي از طراحان گذاشته بودند.
موضوع عجيب و غريب وقف دانشگاه آزاد اصولا به چه صورتي شکل گرفت؟
وقتي اين طرح به کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس آمد در جهت تثبيت جايگاه وقف تهيه شده بود. پيشنهادي از سوي برخي آقايان از جمله آقاي عباسپور در کميسيون آموزش و تحقيقات به اسم اينکه دانشگاه آزاد وقف شود، مطرح شد. البته من به اينکه پشت پرده مخالفان و موافقان چه چيزهايي است نمي‌پردازم. برخي مي‌گويند اين آقايان که مخالف بودند يا درگير شدند به دليل منابع ۲۵۰ميليارد توماني دانشگاه آزاد و منابع و امکانات مالي اين موسسه بود و مي‌خواستند به شکلي آن رابه سمتي بياورند که در اختيارشان باشد. تعدادي هم مي‌گفتند که اموال دانشگاه آزاد بايد وقف شود. اين مسائل درآن زمان کاملا قابل بحث بود. البته راه قانوني آن همين است که مجلس تشخيص داده و گفت در نهايت اين وقف درست نيست، مگر غير از اين است؟ البته آن روزي که مجلس به وقف راي داد من در مجلس حضور نداشتم. برفرض مجلس به وقف دانشگاه آزاد هم راي داده باشد، مگر ما در اينجا شوراي نگهبان نداريم؟مگر شوراي نگهبان مرجع ديگر رسيدگي به اين مسائل نيست؟ چرا در اين مورد براي رخ دادن فرايند طبيعي مسئله مهلت ندادند تا شوراي نگهبان نظر خود را مطرح کند؟ اگر در آن زمان اين شورا نظر به رد اين وقف مي‌داد، مجلس نيز بر اساس قانون تمکين مي‌کرد. اما وقتي هنوز مصوبه مجلس جهت بررسي به شوراي نگهبان نرسيده افرادي را جلوي مجلس مي‌آوردند و آن حرف‌ها زده مي‌شود، نشان مي‌دهد که برنامه سازمان دهي شده‌اي عليه مجلس درحال وقوع است. مگر در دوره ششم مجلس که اين قبيل کارها انجام شد چه دستاوردي داشت که در حال حاضر به اين شکل بخواهند عمل کنند؟ مجلس ششمي که مجلسي کاملا سياسي بود.
به نظر شما هدف آن تجمع‌کنندگان چه بود؟ به هرحال آنها هم خواسته‌شان پس گرفتن راي وقف دانشگاه آزاد توسط مجلس بود. اين طور نيست؟
به نظر من عده‌اي ازطرفداران برخي آقايان به همراه آنها آمده بودند و اين را نبايد جامعه دانشجويي کشور دانست. دراين دوره‌هايي که در مجلس بودم بيش از هزارمورد دفاعيه براي حق و حقوق بسيج و خانواده شهدا و ايثارگران داشته و هميشه هم در بحث‌هاي کارشناسي خود ازاين جامعه دفاع کرده‌ام. خانواده من بسيجي هستند و خودم هم از روز اول در انقلاب، جبهه و جنگ بوده‌ام. آقايان بيايند بگويند يک مورد دفاع از خانواده شهدا يا جانبازان داشته‌اند؟ ما افرادي را درگيلان داشتيم که خانواده آنها را در جريان فتنه دستگير و هر کدام سه يا چهارساعت با وزارت کشورتلاش مي‌کردند تا خانواده‌شان آزاد شود و وقتي اين اتفاق افتاد با راديو بي‌بي‌سي مصاحبه کردند. من در زندگي‌‌ام يک دقيقه هم دوم خردادي نبودم، شايد شيوه تبليغاتي دو جناح در انتخابات يا دوستان ستاد انتخابات باهم درگير بودند.
مگر کسي تا به حال به شما گفته که دوم خردادي هستيد؟!
انتخابات دوره هفتم مجلس در زمان رياست جمهوري آقاي خاتمي بود. آن زمان شايد تعدادي از دانشجويان يک گوشه جمع شدند و گفتند که ما مي‌خواهيم عکس دلخوش را کنار رهبر انقلاب و رئيس‌جمهور وقت بگذاريم که اين نشان دهنده دوم يا چهار خردادي نيست.
شما خودتان را در چه طيفي تعريف مي‌کنيد؟
من اصولگراي عاقل و خوش‌خيم هستم.
اصولگراي غير عاقل کدام دسته از اصولگرايان هستند؟
غيرعاقل کساني هستند که خودشان را از رهبري جلوتر مي‌دانند.
اين دسته غيرعاقل را دقيقاً تعريف کنيد. اينهايي که مي‌گوييد، چه کساني هستند؟
نمي خواهم از آنها اسم ببرم.
نام نبريد اما بگوييد در چه طيفي تعريف مي‌شوند؟
درطيف تند‌روکه جزخودشان کسي را نمي‌بينند و در عرصه سياست تازه به دوران رسيده‌اند. اينها کساني هستند که قبلاً براي کشور شناخته شده نبودند. ببينيد ما امثال آقاي بادامچيان و آقايان لاريجاني را داريم که از بزرگان کشور هستند، حتي اين دسته تندروها به اين قبيل افراد مورد اعتماد اتهام مي‌زنند. اين‌ها به هر وسيله‌اي مستمسک مي‌شوند که به هرنحوي شده به افراد مورد اعتماد مردم اتهام بزنند و آنها را از دورخارج کنند. به نظرمن اين قبيل کارها خارج شدن از ديانت است. بنده از هفته اول جنگ در جبهه بودم و خودم از دوم خرداد آسيب ديدم.
شما چه آسيبي از دوم خرداد ديده‌ايد؟
شما بياييد استانداري گيلان را نگاه کنيد. زماني که من در دوره دوم خرداد معاون فرمانداري گيلان بودم تمام زندگي و امکانات مرا گرفتند و وقتي به استانداري رفتم يک صندلي سه پايه به من دادند من نشستم و شروع به کار کردم.
به چه علتي با شما اينطور برخورد شد؟
به اسم اينکه اين آقا موتلفه و اصولگراست. من هميشه در برخورد با مردم متعادل بوده‌ام و هيچ کس نمي‌تواند بيايد و ادعاي ديگري کند. چون طرف مقابل ما در مورد اين اتهامات مردم نيستند. ما هرچقدر هم سياسي باشيم، وقتي مديريتمان کامل است که در اين اتاق باز باشد و بتوانيم جواب همه مردم را از هرگروهي که باشند، بدهيم. آقايان اين را بر نمي‌تابند و فقط خودشان را مي‌بينند و ديگر مردم را قبول ندارند و به همين خاطر اگر با مردم خوش و بش کنيم ضد اصولگرايي مي‌شويم.
اين ليست ۱۵۰نفره گروه‌هاي انحرافي که گفته مي‌شود براي مجلس بسته شده، چقدراحتمال رأي‌آوري دارد؟
من در مورد اين ليست ۱۵۰ نفره اطلاع و خبري ندارم.
بعضي‌ها اعتقاد دارند در اين ليست برخي ازنمايندگان مجلس هشتم هم حضور دارند.
من در مورد اين موضوع اصولا اطلاع ندارم.
انتخابات مجلس نهم در راه است. فکر مي‌کنيد تاثيرات گروه‌هاي سياسي به ويژه اصلاح طلبان در انتخابات آتي چيست؟
در حال حاضر جريان اصلاح طلب از سوي گروه‌هاي مقابل به شدت مورد انتقاد است و مي‌گويند قادر به رقابت در انتخابات آتي نيستند و وارد گود نخواهند شد. من فکر مي‌کنم که فيلتر شوراي نگهبان فيلتر خوبي براي تأييد صلاحيت افراد است.
به نظر شما اين افراد رد صلاحيت مي‌شوند؟
در مجلس هشتم يک سوم نمايندگان از طيف اقليت هستند. اين نشان مي‌دهد که شوراي نگهبان دراين باره کوتاهي نکرده است. يک زماني اقليت اصلاح طلبان حاکم بودند و در حال حاضر اصولگرايان حاکم هستند و درحال حاضر هم جامعه به همين سمت قراردارد. با اين حاکميت يک سوم مجلس تقريباً جزو اصلاح طلبان بودند و البته ما از اين مسئله و از برخورد و احترامي که برايمان در مجلس قائل هستند راضي هستيم. ما مي‌خواهيم در جامعه کار کارشناسي انجام دهيم و اعتقاد من بر اين است که شوراي نگهبان ديدگاه خوبي دارد که بايد به آن احترام بگذاريم.
فکر مي‌کنيد اصلاح طلبان چقدر در اين انتخابات سهم داشته باشند؟
فکر مي‌کنم درصد حضور اصلاح طلبان در مجلس نهم مشابه مجلس هشتم و در همين ميزان باقي بماند.
آقاي دلخوش، موضوع نظارت يکي از وظايف مهم مجلس است که يکي از ابزارهاي آن تحقيق و تفحص مي‌باشد. در حال حاضر تعداد زيادي تحقيق و تفحص در مجلس هشتم باقي مانده و به نظر مي‌رسد تا انتهاي عمر اين مجلس هم به نتيجه نرسند. چرا مجلس هشتم تا اين حد قدرت و برندگي ابزار تحقيق و تفحص را کند کرد؟
چند نکته وجود دارد. نکته اول اين است که مجلس توانايي و جايگاهي دارد وابزارنظارتي ما در اين موضوع تذکر، طرح سؤال، تحقيق و تفحص و استيضاح است.
اما ابزارتحقيق و تفحص به ويژه ابزار استيضاح ابزار بُرنده‌اي در پارلمان‌هاي دنياست.
من از شما سؤال مي‌پرسم! شما مي‌خواهيد يک اجتماعي را نظارت و کنترل کنيد که جامعه‌اي به هم نريزد. با چند نفر مي‌توانيد درگير شويد؟ از چند وزيرسؤال بپرسيد؟ چند نفر را استيضاح کنيد يا به دنبالش برويد؟
اين مسئله درقانون اساسي پيش بيني شده است که کابينه را از حيث انتفاع خارج کنند، برخي از نمايندگان معتقدند که ملاحظه کاري کرده‌اند؟
بحث ملاحظه کاري مجلس نيست اعتقاد من اين است که مجلس وظيفه خود را به درستي اجرا مي‌کند.
شما از اين وضعيت در مجلس دفاع مي‌کنيد ؟
بله، من دفاع مي‌کنم و براي اين دفاع هم دليل دارم. شايد در مورد بُعد نظارتي مجلس نقايصي وجود داشته باشد و من هم البته منکر نواقص نيستم اما شما سطح آب و ما ته آب را مي‌بينيم. ما اين طرف گود هستيم و آن طرف دشمناني داريم که مي‌خواهند از هر نقطه ضعفي عليه کشور ما استفاده کنند.
منظورتان چه استفاده‌هايي است؟قطعا تحريم را مي‌گوييد؟
بله، درتحريم‌ها وهمچنين در مسائل ديگر از شرايط داخلي ما استفاده مي‌کنند. کوچکترين حرکت و درگيري من و شما حتي به صورت لفظي منجر به اين مي‌شود که آنها در مورد تحريم‌ها فشار بيشتري به کشور وارد کنند. حال اگر اين اتفاق بيفتد به چه کسي به اندازه ملت فشار مي‌آيد؟ يا بايد به خاطر اين فشار‌ها همه جمع کنيم و برويم تا کسي بيايد و در کشور ما با شمشير حکومت کند، يا اينکه وقتي در کنار هم کار مي‌کنيم مجبور هستيم نقاط ضعف يکديگر را پوشش دهيم. به طور مثال شما در خانه خود فکر کنيد که سه يا چهار فرزند داريد که يکي از آنها معتاد است. آيا مي‌توانيد فرزند معتاد را به جامعه بياوريد و به همه بگوييد که معتاد است؟ نه نمي‌توانيد. بعضي از اين نقايص که به وجود مي‌آيند، به اين صورت است. بخشي از مشکلات کشور نيز تنها به مديريت اجرايي يا به نمايندگان مردم در کشور باز نمي‌گردد بلکه به نظر من در بخشي از مشکلاتي که به وجود مي‌آيند، همه مقصر هستند. مگر نمايندگان مجلس را مردم انتخاب نمي‌کنند؟
مردم اشتباه مي‌کنند؟
سؤال من اين است که چرا مردم بد انتخاب مي‌کنند؟ دليل اين مسئله را به من بگوييد تا من هم جايگاه نظارت را به شما بگويم. انتخاب وزرا و انتخاب دولت هم مستقيم با مردم است. هرفردي هم بگويد اين مسئله غيرمستقيم است را من قبول ندارم. مجلس، دولت وهمه حاکميت به صورت مستقيم توسط مردم انتخاب مي‌شوند.
به هرحال ملاحظه کاري در مجلس هشتم آنقدر زياد است که تمام بُرندگي نظارتي مجلس کند شده است. وقتي تحقيق و تفحص در يک وزارتخانه مطرح و به يک نتيجه‌گيري در اين زمينه مي‌رسد، هيچگونه دستاورد و تغييري در جامعه هدف آن طرح به صورت محسوس مشاهده نمي‌شود.
من فکر مي‌کنم ابزار نظارتي ما در تحقيق و تفحص باز به انتخاب مردم بازمي گردد. باز هم مي‌گويم که چرا مردم به دنبال افرادي مي‌روند که مجلس جايگاه آنها نيست.
مردم اين مسائل را رعايت نمي‌کنند که به نظر بخش مهمي به دليل ناآگاهي در مورد سوابق افراد است اما چرا شوراي نگهبان آنها را تأييد صلاحيت مي‌کند؟
شوراي نگهبان صلاحيت‌هاي فردي، اجتماعي، اخلاقي و ديني افراد را تأييد مي‌کند. شما مديري را که مي‌خواهيد در جايي بگذاريد مثل هندوانه است که تا چاقو نزنيد و بازش نکنيد، نمي‌دانيد داخل آن چه خبر است و اين گرفتاري فرهنگ ماست. من در شهرخودمان مديري گذاشته‌ام که فکر مي‌کردم فرد بسيار خوبي است که هم به نماز بموقع و هم به کارش به موقع اهميت مي‌دهد و چقدر اين آدم خوب است ولي ديدم دوماه بعد از استقرار، آن اداره را به وضعيت بدي دچار کرد. روي يک سيستم بايد کار شود زيرا ما کشوري در حال پيشرفت و توسعه هستيم و انتخاب مديران ما بر اساس آن سيستم‌هاي قوي و مدرني که در دنيا تعريف شده، نيست. اين گرفتاري ماست و در اين گرفتاري مردم و مسئولان مقصر هستند. همه با هم در اين مشکلات سهيم هستند. شوراي نگهبان وظيفه قانوني خود را به درستي انجام مي‌دهد ولي من و شما هستيم که درست انتخاب نمي‌کنيم. من وقتي مي‌بينم فردي که نزديک انتخابات، قرآن دستش مي‌گيرد و به خانه مردم مي‌رود تا با قرآن مردم را فريب دهد يا يک پيراهن سفيد و يکي هم سياه درماشين مي‌گذارد و هرجا عروسي يا عزا بود و وي دعوت شده يا نشده در آن شرکت مي‌کند، براي نظام دلشوره و نگراني پيدا مي‌کنم که نکند فردا اين فرد به درون مجلس فرستاده شود.
مگر اينها جزو صلاحيت‌هاي اخلاقي يک فرد محسوب نمي‌شود؟
وقتي برخي‌ از اين طرق به تبليغ و راي آوري مي‌پردازند که شوراي نگهبان نمي‌تواند آنها را رد صلاحيت کند. شوراي نگهبان که ديگر به اين موارد کاري ندارد. مي‌خواهم بگويم که اگر بخواهيم مشکلات را سرشکن کنيم همه را روي سر مجلس نريزيم زيرا مجلس يک دسته اختياراتي دارد. از آن طرف چشم مجلس به ديدگاه‌هاي مقام معظم رهبري است. به هر حال ما ولايت را در کشور داريم و هم سياست را و نظام با ولايت و ولي فقيه همراه است که اگر حکمي کرد شما حق ورود به اين مسئله را نداريد. رهبري نظام به دنبال اين است که در کشور وحدت ايجاد شود و تفرقه به وجود نيايد زيرا تفرقه باعث مي‌شود که از بيرون به ما فشار و آسيب بيشتر وارد شود. در داخل دشمناني هستند که بر خلاف اين مسائل عليه ما هستند که آسيبشان بيشتر است.

 

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار