امیر کوشا- حتي اصرار وزير ورزش كشور هم انگار بايد بيحاصل مينمود. سازمان ليگ همچنان روي تصميم خود ايستاده و ميخواهد نام جاودانه خليج هميشه فارس را از روي نقشه ليگ برتر حذف كند! شايد لازم است از اين پس مردمي كه تلاش ميكنند از طريق سايتهاي اينترنتي و نوشته بيانيههاي داخلي و بينالمللي از حقانيت نام پارسي روي خليجفارس دفاع كنند، بكوشند تا با همين رفتار خود سازمان ليگ را هم متقاعد كنند كه نام خليجفارس را زير سايه يك اپراتور تلفن همراه قرار ندهد! شايد اين تغيير و حذف نام خليجفارس از روي ليگ برتر براي عزيزمحمدي و دوستان اخلاقگرايش آن قدر منفعت داشته كه حتي احضارشان به سازمان ورزش، فرياد اعتراض رسانهها، تذكر جدي مجلس و اعتراض عمومي هم باعث نشده تا از تصميم خود عقبنشيني كنند و پا پس بكشند تا باز هم شاهد نام خليجفارس روي ليگ برتر باشيم.
عزيزمحمدي سعي ميكند خود را محق نشان دهد. هر چند در قبال اين اتفاق سكوت پيشه كرده و نميخواهد با هيچ رسانهاي حرف بزند، اما از سازمان ليگ هم خبر ميرسد كه حتي اگر عزيزمحمدي و دوستان بخواهند هم نميتوانند تغييري در شكل نام جديد ليگ بدهند. دليلش واضح است. شكل قراردادي كه با اپراتور دوم بسته شده، تا حدي ضعيف و منفعلانه بوده كه اگر سازمان ليگ بخواهد نام اين اپراتور را از كنار ليگ برتر حذف كند و دوباره از نام شهير خليجفارس بهره ببرد، موظف به پرداخت جريمهاي بيش از آن چه دريافت كرده خواهد شد. عزيزمحمدي سكوت ميكند و حرفي نميزند. او نام خليجفارس را فروخته و حالا هرچه فرياد بزنيم هم فايدهاي ندارد. به نظر شما فروختن نام خليجفارس ما ايرانيان غيراخلاقيتر از رابطه فلان مربي با يك خبرنگار نيست؟ كساني كه در فوتبال ايران اقدام به نوشتن منشور اخلاقي ميكنند، حالا نام خليجفارس را به قيمت ارزاني ميفروشند و برابر نقدها ايستادگي ميكنند و خود را ناجيان فوتبال ملي كشور از بياخلاقيها و بداخلاقيها هم ميدانند.!
فدراسيون فوتبال اما ميتواند به عزيزمحمدي و دوستان افتخار كند. فدراسيون ماههاست به دنبال اسپانسري براي تيم ملي ميگردد و مثل تمامي كارهاي ديگرش در اين بين ناكام بوده. پس حالا بهترين زمان است براي اين كه تيم ملي را در اختيار عزيزمحمدي و دوستان بگذارد تا آنها با خيالي راحت براي تيم ملي منبع درآمدي تازه پيدا كنند. مثلاً ميتوانند يك كارخانه پفك سازي را بياورند و از اين پس ايران را با نام تيم ملي پفك نمكي به ميدان بفرستند. ميتوانند از كارخانههاي توليد دستمال، مايع شوينده، موادبهداشتي و حتي خشكشوييها استفاده كنند! چه ايرادي دارد؟ مهم پول است... پول! چيزي را ميفروشيم و چيز ديگري به دست ميآوريم. نام خليجفارس را ميفروشيم و هرچه وزارت ورزش، رسانهها، مردم و مجلس فرياد بزنند هم فايدهاي ندارد. مهم اين است كه بودجه مورد نياز تأمين ميشود. اگر فردا لازم باشد نام ايران در پس زمينه تيم ملي هم قابل فروش است... چند ميخريد؟ سازمان ليگ براي فروختن هر نام ملي توانايي و آمادگي دارد!
يك منشور اخلاقي بايد نوشت براي عزيزمحمدي و دوستان كه نام خليجفارس را فروختند.