وقتی به روند شکلگیری انقلاب اسلامی در سالهای قبل و بعد از انقلاب نگاهی اصولی میاندازیم، در ورای همه اتفاقات و فراز و نشیبهایی که رخ داد، یک مسئله اساسی در حفظ و صیانت از این گوهر گرانبهای آسمانی یعنی انقلاب اسلامی نقش جدی و پررنگی را بر عهده داشت و این چیزی نبود جز قدرت لایزال الهی که از آستین مقام شامخ ولایت فقیه امور انقلاب را مدیریت مینمود. نقش برجسته حضرت روحالله (ره) در شکلگیری، هدایت و به ثمر رساندن انقلاب و ایجاد یک جریان جهانی و بینالمللی بر کسی پوشیده نیست. نظریه ولایت فقیه اصلی است قائم به بحث ولایت امامان معصوم(ع)، بنابراین از جایگاه علمی محکمی در تفکر شیعی برخوردار است. این نظریه در انقلاب اسلامی ایران دارای یک هویت عینی و عملی گردید و به عنوان یک نظریه حکومتداری به جهان صادر شد. با موفقیت در شیوههای عملی حکومتداری نظام مقدس جمهوری اسلامیایران، دشمنان در صدد ضربه زدن به این رکن اساسی نظام افتادند و در قالبهای مختلف در طول سالیان عمر پر برکت انقلاب اسلامی در جهت خدشهدار کردن آن گامهایی را برداشتند. جریانهای سیاسی داخلی در برهههای زمانی مختلف با شدت و ضعفهایی خود را در کنار این جایگاه حفظ نموده و از برکات معنوی و قانونی آن استفاده کردند. اما برخی جریانات سیاسی با قرائتهای منفعتطلبانه سعی در تضعیف این جایگاه و اعمال فشارهایی برای کسب مقاصد خاص در طول سالهای گذشته داشته و دارند و به همین جهت زاویههایی با این اصل ناب اسلامیکه در متن انقلاب خودنمایی میکند، داشته و دارند. مانند آنچه در جریان دولت اصلاحات و مجلس ششم و فتنه اخیر شاهد آن بودیم. در فتنه بهانه اصلی موضوع انتخابات بود ولی بیشترین هجمه علیه این جایگاه صورت پذیرفت. برای اینکه دشمن به اهمیت و نقش این اصل مسلم قرآنی پی برده است. حال در شرایط کنونی که دشمن از برخی افراد و گروههای ورشکسته داخلی برای تحقق اهداف خود نا امید شده است برای حفظ موقعیت خود در عرصه داخل و خارج به دنبال هر بهانهای است تا از کاه، کوه بسازد و اختلاف وجود نداشته را بر سر زبانها بیندازد و بر رسانهها فریاد کند که حاکمیت دوگانه شکل گرفته است. چه خوش گفت رهبرمان که هیچ بهانهای هر چند کوچک را نباید به دست دشمن داد. چون دشمن در صدد سوء استفاده از هر فرصتی است و ما نباید هیچگاه دشمن کمین گرفته را از یاد ببریم. جریان اصولگرایی که برخاسته از متن تفکر ناب انقلابی است به دلیل همین ویژگی همیشه و در همه حال باید با رصد تمامی اتفاقات درونی و بیرونی مجموعه خود از نفوذ جریان انحرافی جلوگیری به عمل آورد. جریان انحرافی، جریانی است که با پیوستگی ظاهری به برخی اصول انقلاب و بیان برخی از ویژگیهای گفتمان انقلاب درصدد نفوذ در ساختار نظام با اندیشههای بعضاً افراطی و بعضاً تفریطی! است به عنوان مثال تساهل بیش از حد در مورد مسائل فرهنگی و از طرفی دیگر حذف مخالفان و منتقدان و ایجاد حلقههای بسته مدیریتی! این نوع باز و بسته عمل کردن در مورد مسائل حکومتی و مدیریتی با هیچ یک از اصول اسلامی و انسانی سازگار نیست و خود دلیل بر یک جریان انحرافی است. نکته قابل توجه در مورد تمامیجریانات سیاسی که در چارچوب قانون اساسی فعالیت میکنند این است که فصلالخطاب رهبر و ملت با شما، قانون است و بیتوجهی به آن شما را هم در نزد ملت و هم در نزد رهبر سرافکنده و پشیمان خواهد کرد و مطمئن باشید که ملت بین منافع حزبی و باندی شما وکلام نورانی رهبری قطعاً و یقیناً دل در گرو مولا و مقتدای خود خواهد سپرد، چون ولایت اصلی است قائم و خیمه انقلاب بر این ستون محکم تکیه داده است تا با هر فتنهای نلرزد و از تمامیطوفانها با خاطری مطمئن عبور نماید.