
زورار پرمه * | تجارت زعفران در كشور ما ميتواند بهعنوان الگويي در فرآيند تجارت جهاني مورد مطالعه قرار گيرد. زعفران با وجود نقاط قوت فراوان ذاتي مانند سابقه تاريخي،سطح وسيع زير كشت وحجم بالاي توليد، كيفيت آن در سالهاي اخير با چالشهاي فراوان همراه بوده است. طي سالهاي اخير،هرساله كشور، مردم، زعفرانكاران، تجار، صادركنندگان، مديران اجرايي و سياسي با دغدغههاي ركود، افت قيمت، ورشكستگي زعفرانكاران، گراني، احتكار تقلب و قاچاق زعفران دست به گريبان بودهاند. امروزه تجارت، مقولهاي جهاني است كه قطعاً بايد از قواعد تجاري جهان تبعيت نمايد.
اولين قاعده در تجارت امروز توان رقابت پذيري در عرضه، تقاضا و تأمين استانداردهاي جهاني است كه در حقيقت شرط اول ورود به تجارت جهاني است. در اقتصاد بقا و توسعه هر محصول متكي به توسعه تجاري و در اختيار گرفتن سهم بيشتر بازار جهاني و صادرات آن است. توسعه، شكوفايي صنعت زعفران در ايران درگرو صادرات و ارزش افزوده صادراتي آن است. مديريت تجارت زعفران در ايران بايد بر مبناي تجارت جهاني تعريف و سازماندهيشود.فقدان استراتژي جهاني، زعفران ايران را متحمل زيانهاي هنگفت نموده است و مانع اصلي توسعه پايدار صنعت و تجارت زعفران است و عامل اصلي بحران تجاري در زعفران ايران به حساب ميآيد. بررسي، بازخواني سياستها و رويكردهاي تجاري زعفران به ويژه در دو دهه اخير بيانگر فقدان استراتژي تجاري در صنعت زعفران است.در دو دهه گذشته به رغم سياستهاي حمايتي فراوان از تجارت زعفران در كشور ما، صنعت زعفران توسعه تجاري پايداري را تجربه نكرده است.بررسيها نشان ميدهد كه كشورهاي رقيب ايران در توليد زعفران شامل ايالت جامو و كشمير در هندوستان، چين، مراكش، يونان، ايتاليا و بالاخره اسپانياست. بررسي مقايسهاي فرآيند توليد و صادرات زعفران ميتواند چشمانداز آتي بازار اين كالا را براي فعالان اين عرصه ترسيم كند؛ فرآيند برداشت زعفران با دست انجام شده و براي برداشت هزار گل حدود 55-45 دقيقه زمان لازم است و توليد يك كيلوگرم اين محصول نيازمند 470-370 نفر ساعت است. معمولاً نيروي كار جوان علاقهمند به اين شغل نيستند چراكه گلها زماني برداشت ميشود كه كاملاً باز شوند و كلالهها كاملاً سرخ باشند. برداشت زعفران بايد قبل از طلوع آفتاب باشد و با طلوع آفتاب زعفران به شدت رنگ و طعم خود را از دست ميدهد و در مقابل خورشيد پژمرده ميشوند. زماني كه زعفران برداشت شد آنها را در سبد گذاشته و كلاله سه شاخص از گل جدا ميشود. از 550-450 هزار كلاله يك كيلوگرم زعفران خشك توليد ميشود. پس از جداسازي كلاله، بايد به دقت خشك شوند. براي اينكار كلالهها را روي الك ابريشمي گذاشته و آنها را در مقابل حرارت خاكسترگرم حاصل از زغال چوب به مدت 45-20 دقيقه ميگذارند. اگرچه اكنون روشهاي مدرن خشك كردن زعفران نظير ديهيدرشن (dehydration) ايجاد شده است ولي استفاده از روشهاي قديمي نظير خشك كردن در مقابل آفتاب همچنان مرسوم است.
رقباي ايران در بازار زعفران:اسپانيا: اسپانيا از جمله كشورهايي است كه سابقه طولاني در كشت زعفران دارد. ولي در سالهاي اخير توليد آن كاهش يافته است و در سال 2006 تنها 4 تن زعفران توليد نموده است كه دو درصد توليد جهاني اين محصول را تشكيل ميدهد. اين در حالي است كه توليد اين كشور از حدود 115 تن در دهه 1930 به اين ميزان رسيده است. با اين وجود اسپانيا بزرگترين صادركننده زعفران در جهان است. زيرا همراه با فروش زعفران داخلي، زعفران را از كشورهاي ايران، يونان، مراكش وارد نموده و آن را به بازارهاي داخلي و خارجي صادر مينمايد. يكي از چالشهاي مهم توليد زعفران در اسپانيا و كشورهاي توسعه يافته بالا بودن دستمزدها در اين كشورهاست و با توجه به كاربر بودن محصول، هزينه تمام شده را به شدت افزايش ميدهد. بيشتر زعفران اسپانيا در منطقه لامانچ توليد و به عمل ميآيد.
ايتاليا: ساردينيا و ابروزي مناطق زعفرانخيز كشور ايتاليا هستند. سطح زيركشت در اين منطقهها 32 هكتار گزارش شده است. با وجود توليد و سطح زيركشت اندك اين محصول، اين كشور هر ساله جشنواره زعفران را برگزار ميكند. به دليل توليد ارگانيك اين محصول توسط كشاورزان، قيمت زعفران ساردينا در بالاترين سطح قرار دارد.
يونان: سطح زيركشت زعفران در اين كشور 1750 هكتار و كل توليد آن 7 تن ميباشد. لازم به ذكر است كه توليد اتحاديه اروپا و سه كشور عمده توليدكننده آن (اسپانيا، ايتاليا و يونان) در دهه آخر قرن بيستم كاهش يافته است. علت اين امر نياز به نيروي كار فراوان و افزايش سطح رفاه زندگي در اين كشورها ذكر شده است.
هندوستان: منطقه جامو و كشمير هند يكي از قديميترين نواحي است كه زعفران در آن كشت شده است. در اين ناحيه امروزه حدود هزار هكتار زمين زيركشت زعفران وجود دارد. هر چند توليد و سطح زيركشت اين كشور (ناحيه كشمير) محدود شده است، ولي استعداد بالايي در اين منطقه براي توليد زعفران وجود دارد. كل توليد اين كشور حدود 5/12 تن در سال گزارش شده است. البته در برخي سالها به دليل شرايط خاص جوي (ميزان بارندگي) اين توليد به 5-5/3 تن نيز كاهش يافته است. جنگ يكي ديگر از عوامل كاهش توليد در اين منطقه ميباشد. در اين منطقه زعفران ايران وارد شده و پس از تركيب نمودن آن با زعفران كشمير به بازارهاي هندوستان صادر ميشود.
چين: چين از جمله كشورهايي است كه در سالهاي اخير به جرگه توليدكنندگان زعفران وارد شده است. در سال 2002 سطح زيركشت زعفران در چين 500 هكتار و كل توليد آن يك تن گزارش شده است.
مراكش: مراكش از جمله كشورهايي است كه در كشت و توليد زعفران داراي سابقه طولاني است. در سال 2002 سطح زيركشت زعفران در مراكش 2500 هكتار و كل توليد آن 3 تن گزارش شده است.
افغانستان: به دليل ارزش بالاي زعفران دولت افغانستان با همكاري ايكاردا مطالعه روي افزايش كشت زعفران به عنوان جايگزيني براي خشخاش در اين كشور آغاز شده است. زعفران جايگزين مناسبي براي هزاران خانوار افغاني است كه زندگي آنها به كشت خشخاش متكي است. سازمانهاي توسعهاي به اهميت زعفران واقف هستند و از اين رو به توسعه كشت خشخاش در بين كشاورزان هرات و ساير استانها به طور فعالانه تلاش مينمايند. اين پروژه با هزينههاي بخش توسعه بينالملل انگلستان، ايكاردا، وزارت كشاورزي و دامپروري افغانستان، و با كمك برنامه RALF كميته دانماركي در افغانستان (داكار كه يك مؤسسه غيردولتي است)، دانشگاه واشنگتن امريكا و خدمات آسايش كاتوليك صورت ميگيرد.كشور افغانستان در سالهاي اخير (از سال 1371) به جرگه توليدكنندگان زعفران پيوسته است. در سال 1377 توسط كميته دانماركي كمك به پناهندگان افغانستان (داكار) كشت زعفران درمنطقه پشتون زرغون به صورت آزمايشي شروع شد. اين موضوع در سال 1381 وقتي كه براي اولينبار 28 تن پياز زعفران به صورت قاچاق از مرز زاهدان خارج شد، شكل جديتري به خود گرفت (البته اكنون نيز قاچاق پياز زعفران در مقياس كمتر وجود دارد). درسال 1384 پروژهاي با عنوان «تحقيق در توليد پايدار و بازاريابي زعفران و امكان كشت آن به عنوان كشت جايگزين» توسط سازمان تحقيقاتي ارتقاي سطح زندگي وابسته به «ايكاردا» تصويب و با حمايت مالي انگلستان توسط داكار و دانشگاه واشنگتن امريكا اجرا شد. در سال 2006 هلند حدود 20 تن پياز زعفران با وزن هر پياز 10 گرم در اختيار افغانستان قرار داد كه اين پيازها در همان سال اول به گل نشست. در سال 2007 نيز ايتاليا 40 تن پياز زعفران در اختيار اين كشور قرار داده است. اكنون كشورهاي متعددي از افغانستان در توسعه كشت زعفران حمايت ميكنند، نظير؛ هلند (براي خشك كردن زعفران به شيوه بهداشت، خشككنهاي طبقي را در اختيار آنان قرار داده است)، دانمارك (در توسعه كشت به افغانستان كمك ميكند)، فرانسه (تجهيزات فرآوري را در اختيار افغانستان گذاشته است)، آلمان (مبلغ 500 هزار يورو براي احداث يك آزمايشگاه مجهز آكروديته زعفران براي آزمايش كيفيت زعفران به افغانستان كمك كرده است) و در نهايت امريكا كه روي اقتصاد پايدار زعفران فعاليت مينمايد.نكته جالب توجه آن است كه در اين فاصله كوتاه سه اتحاديه تعاوني زعفرانكاران، يك اتحاديه صادركنندگان و كميته ملي زعفران در افغانستان تشكيل شده و در سال 1385، اولين سمپوزيوم ملي زعفران در هرات با مشاركت محققان، دانشگاهيان، والي و مسئولان اجرايي وزارت كشاورزي و آبياري در اين كشور برگزار شد.از سوي ديگر به دليل پايهريزي اصولي كشت. ميزان عملكرد زعفران در هر هكتار در اين كشور 10 كيلوگرم ميباشد كه بيش از دو برابر عملكرد ايران است.در سال 2007 كل سطح زيركشت زعفران در افغانستان 90 هكتار بوده كه توسط 1100 كشاورز كشت شده است. متوسط عملكرد زعفران در اين كشور 10 كيلوگرم در هكتار ميباشد كه در مقايسه با استاندارد جهاني رقم مناسبي است. كل توليد زعفران در سال 2005 حدود 640 كيلوگرم بوده است. بررسي هزينه و منافع زعفران از كشاورزان منطقه پشتون زرغون در هرات نشان ميدهد كه بازده اين محصول بسيار بالاتر از ساير محصولات و حتي خشخاش است. ايكاردا پروژهاي را با همكاري مركز تحقيقات زعفران در ايران به منظور آموزش افغانها در رابطه با روشهاي انتخاب بنه، مديريت محصول و برداشت و شيوههاي فرآوري آغاز نموده است. از آنجا كه يكي از مهمترين عوامل تأثيرگذار بر كيفيت زعفران روش خشك كردن ميباشد از اين رو در سال 2006 كارخانه فرآوري و بستهبندي زعفران تأسيس شده است. اين كارخانه داراي ويژگيهايي است؛ ماشين خودكار خشككردن (تكنولوژي جديد خشك كردن قادر است در 24 ساعت حدود هزار كيلوگرم زعفران را خشك نمايد)، ماشين مهر و موم (اين ماشين براي مهر و موم صادرات تحت برند كمپاني به كار ميرود)، ماشين بستهبندي كوچك (اين ماشين براي بستهبندي بستههاي مختلف زعفران به كار ميرود. به علاوه اين ماشين براي بستهبندي ساير محصولات ديگر نيز به كار ميرود)، ماشين درجهبندي ديجيتال، ماشين فشار تحت خلأ. اين كارخانه محصول خود را در بستهبنديهاي كوچك براي مصرفكنندگان در طراحيهاي مختلف و وزنهاي مختلف عرضه مينمايد. در بخش صادرات نيز اين شركت محصول خود را در بستههاي 1-5/0 كيلوگرمي عرضه مينمايد.لازم به ذكر است زعفران افغانستان داراي بالاترين كيفيت است اما داراي بالاترين درجه ناخالصي است. دليل اين امر نيز به فقدان تسهيلات و امكانات آزمايشات كيفي، فقدان استانداردهاي دولتي و فقدان گواهيهاي دولتي برميگردد، اما آنچه در مورد افغانستان حائز اهميت است ايجاد زيرساختهاي توليد زعفران به شيوه علمي در اين كشور ميباشد به طوري كه اين كار در بخشهاي توليد، فرآوري و بازاريابي صورت گرفته است؛ براي اين امر فعاليتهاي زير صورت گرفته است، نظير مزارع اقتصادي و توليدكنندگان زعفران بررسي شده و يافتههاي آنها منتشر شده است، ساختار بازارهاي ملي و بينالمللي زعفران صادراتي افغانستان بررسي شده است، دانش توليد زعفران و بازاريابي با همكاري وزارت كشاورزي انجام شده است، تأسيس تعاوني توليدكنندگان و مكانيسمهايي براي كنترل كيفي.با اين حال توليد زعفران در افغانستان با چالشهايي چون فقدان دانش،تجربه و اطلاعات درباره توليد زعفران در بين كشاورزان و صادركنندگان افغاني، محدوديتهاي فرهنگي براي آموزش زنان زعفرانكار، تحقيقات كم روي زعفران، فقدان بازار رسمي، فقدان مهارتهاي فني، فرآوري و تجهيزات، فقدان روشهاي كنترل كيفي، فقدان سياستهاي مشخص دولت و استراتژي براي بهبود و افزايش توليد زعفران مواجه است.با توجه به بررسيهاي انجام شده به نظر ميرسد افغانستان در آينده به عنوان يكي از رقباي ايران در بازار جهاني زعفران ظهور خواهد نمود. به ويژه اينكه سطح همكاري كشورهاي توسعه يافته با اين كشور در جهت ارتقاي توليد اين محصول در سطح بالايي قرار دارد. اين در حالي است كه توليد زعفران در ايران با چالشهاي فراواني از جملهعدم تغيير در شيوه توليد، كوچك بودن زمينهاي زيركشت، عدم توجه به آموزش در بخش توليد و... روبهرو است.
زعفران ايران و چالشهاي آن1- فقدان سازمان تجاري حرفهاي زعفران، اتحاديههاي حرفهاي توليدكنندگان، تجار و صادركنندگان اتحاديهها در اقتصاد جهاني بنگاههاي حرفهاي اقتصادي محسوب ميگردند، توسعه پايدار اقتصادي در گرو رقابتپذيري است. اتحاديه مجمع المنافع واحد اقتصادي است كه در توسعه پايدار نقش مهمي را ايفا ميكند، هماهنگي و اراده جمعي در اين اتحاديهها ركن اصلي تفوق اقتصادي است. سازمان زعفران مركب از توليدكنندگان، تجار خردهفروش، صادركنندگان زعفران است كه اگرچه داراي تشكيلات اتحاديه و اعضاي رسمي ميباشند و هرچند اين تشكيلاتها داراي اعضاي فعال و دلسوز هم ميباشند، اما رويكردهاي جمعي آن پويايي لازم اتحاديه حرفه در دو مؤلفه قدرت و برد اقتصادي را به طور كامل دارا نيست.دلايل چنين استدلالي را ميتوان در بحرانهاي پياپي زعفران، عدم مديريت بحران (خلأ دو مؤلفههاي فوق) بر شمرد. بحرانهاي صنعت زعفران در صورت وجود اتحاديههاي حرفهاي و نيرومند يا فرصت بروز نمييافت يا در صورت بروز به راحتي قابل مديريت بود. مشكلات زعفران در سالهاي گذشته ركودهاي پياپي ناشي از كاهش يا افزايش قيمت، تقلب و نهايتاً دخالت دولت و اعلام خريد توافقي زعفران محصول فقدان اتحاديههاي حرفهاي زعفران است. مديريت اقتصادي زعفران بايد در هرم مديريت اتحايههاي زعفران از توليدكنندگان تا صادركنندگان و تحت نام سازمان تجاري زعفران ايران سازماندهي و ساماندهي گردد. سازمان تجاري زعفران ايران (اتحاديههاي ) هر سال بايد با آناليز دقيق بازار جهاني و انتقال آن به پيكر سازمان (اعضاي) ضمن آمادگي لازم قدرت ابتكار جهاني بازار زعفران را به عهده گيرد. استراتژي اصلي بايد بر ايجاد هماهنگي در جهت امكان بهدست گرفتن سهم جهاني بازار متمركز گردد. خلأ سازمان تجاري و استراتژي پويا باعث حاكميت جريان دلالي يا باعث دولتي شدن زعفران يا شبهدولتي شدن (اتحاديه تعاوني روستايي) خواهد شد كه عملاً در مناسبات تجاري زعفران در داخل و تجارت جهاني زعفران عامل ضد توسعه خواهد بود.2- تأمين انتظارات بازارجهاني كيفيت ايمني و بهداشت عطر، رنگ، طعم بستهبندي كيفيت زعفران ايران از لحاظ كيفيت ذاتي داراي سابقه تاريخي خوبي است، اما رقابت جهاني در كيفيت عمومي مانند بهداشت در فرآوري، رنگ، طعم و مزه، كيفيت بستهبندي عوامل اصلي در حضور پايدار در بازار جهاني است. صنعت زعفران ايران در سالهاي اخير توسعه كيفي قابل قبولي را داشته است، اما شكوفايي اقتصادي زعفران ايران در گرو ارزش افزوده صادراتي آن است. عدم ثبات، نوسانات پيدرپي تهديد جدي براي صنعت زعفران است. توسعه استانداردهاي كيفي زعفران ايران از طريق سازمان تجاري زعفران ايران قابليت توسعه پايدارتري داراست. انتقال انتظارات جهاني و آموزشهاي لازم در ابعاد استانداردهاي جهاني، بهداشت، ذوق و سلايق، ذائقه جهاني و بستهبندي از طريق اتحاديهها عمليتر است.3- رقابت توليدكنندگان جهاني زعفران در توليد قيمت بازاريابي و بازارسازي رقابت محور اصلي تجارت و بازرگاني است و تجارت جهاني زعفران از اين قاعده مستثنا نيست. ايران با توليد 90-80 درصد زعفران جهان بالاترين دست را در تجارت زعفران داراست توليد و هزينه تمام شده توليد شده برگهاي برنده زعفران ايران است. رقباي اروپايي توليد زعفران در اروپا چه از بعد محدوديت سطح زير كشت و چه از بعد گران بودن دستمزد در رقابت با زعفران ايران دچار مشكل بنيادي است.توليد پايين و دستمزد بالا از موانع اصلي زعفران اروپاست. نقاط قوت رقباي اروپايي (اسپانيا، يونان و...) رونق اقتصادي زعفران در اروپا قيمت بالاي زعفران (توليد پايين)، تكنولوژي و دانش فني روز در بستهبندي، تبليغات، دسترسي آسان و گسترده به بازار جهاني تجارت الكترونيك توسعهيافته و خريد آنلاين است. رقيب آسيايي (زعفران كشمير) كشمير اصليترين رقيب زعفران ايران از لحاظ شباهت تقريبي اكوسيستم منطقهاي (كيفيت) و جغرافياي اقتصادي (نيروي كار و دستمزد، هزينه تمام شده) است، اما زعفران كشمير اصليترين رقيب زعفران ايران تحت تأثير توليد بالا و قيمت پايين زعفران ايران حتي در بازار هند دچار انفعال شديد و حتي ورشكستگي است.4- فناوري اطلاعات -تجارت الكترونيك زعفران ايران بايد به سوي توسعه فناوري اطلاعات و تجارت الكترونيك بهعنوان زيرساخت اصلي تجارت جهاني قدم بر دارد دو زيرساخت مهم و عامل اصلي رونق تجاري رقباي اروپايي زعفران ايران است. توسعه جهاني كشت و برداشت زعفران و رقباي جديد، گرم شدن زمين و تغييرات جوي امكان تغيير جغرافياي كشت و برداشت زعفران را امكانپذير و قطعي كرده است.مطالعات بنيادهاي بينالمللي و سازمان ملل متحد به منظور جايگزيني كشت خشخاش و مبارزه با مواد مخدر در افغانستان كشت زعفران را بهعنوان يك گزينه معرفي كرده است. همچنين كشورهاي ديگر مانند نيوزلند مطالعات كاربردي را در جهت كشت زعفران در كشور خود انجام داده است و به نتايج مثبتي رسيدهاند و اين به معني ورود رقباي جديد در تجارت زعفران است.بنابراين در مواجهه با توسعه جهاني كشت زعفران، كشور ما با چند گزينه روبهرو است:1- مقابله با توسعه كشت منطقهاي و جهاني زعفران: به نظر ميرسد مقابله با توسعه كشت زعفران مانند ممنوعيت خروج پياز زعفران در درازمدت امكانپذير نيست؛ چراكه با توجه به جهاني شدن ارتباطات و اقتصاد ايجاد محدوديت منتفي است به فرض در صورت اراده توسعه كشت زعفران ايران تنها توليدكننده زعفران نيست و امكان خريد و تكثير پياز زعفران از كشمير، اسپانيا، مراكش، يونان به راحتي امكانپذير است. از طرف ديگر با توجه به توسعه فناوري مهندسي ژنتيك و بيوتكنولوژي امكان توليد پياز زعفران سازگار با هواي معتدل و همچنين شناسايي ژنهاي مسئول عطر و طعم و حتي رنگ زعفران امكان ايجاد ژن نوتركيبي در بقيه محصولات كشاورزي مانند برنج وگندم در سالهاي آتي دور از انتظار نيست. بنابراين سياست مقابله با توسعه جهاني كشت زعفران سياست انفعالي و نميتواند در دراز مدت مؤثر باشد.2- آمادگي و پاسخ هردو مورد توسعه منطقهاي و فناوري مهندسي ژنتيك در زعفران بيانگر اين حقيقت است كه تجارت جهاني زعفران تجارت سودمندي براي سالهاي آينده خواهد بود و صنعت زعفران ايران بايد ضمن آمادگي با شرايط جهاني نسبت به تقويت سازمان تجارت زعفران اقدام نمايد. توليد بالاي زعفران با كيفيت ايران برگ برندهاي است كه نبايد به رقبا سپرد، تقويت اتحاديههاي زعفران ارتقاي كيفي زعفران ايران است، توسعه صنايع و فناوري بستهبندي، صنايع تبديلي اركان اصلي تجارت زعفران ايران است. كار روي توسعه تجارت الكترونيك در تجارت زعفران كه نقطه قوت رقباي اروپايي زعفران ايران است گامي بزرگ در توسعه بازار يابي حفظ بازار جهاني زعفران ايران است. مديريت سازمان تجاري زعفران در كشور بايد با درك موقعيت جهاني در راه احياي اعتلاي جايگاه جهاني به ويژه به دست گرفتن قدرت تعيين قيمت جهاني زعفران بهعنوان بزرگترين توليدكننده جهان و قطب زعفران جهان قدم بردارد.*
عضو هيئت علمي مؤسسه مطالعات و پژوهشهاي بازرگاني