کد خبر: 447231
تاریخ انتشار: ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۰۹:۰۹
نگاهی به فراز و فرود‌های کتاب و کتابخوانی همزمان با جشن کتاب تهران
امروز، پایتخت و پایتخت‌نشینان، مطابق سنت همه ساله شاهد آغاز بزرگ‌ترین رویداد فرهنگی کشور هستند، رویدادی که بی‌تردید طی 10 روز برگزاری خود، فضای تهران و با نگاهی بلندپروازانه، به خصوص در تعطیلات آخر هفته می‌توان چنین ادعا کرد که فضای ایران را معطر به یکی از خوشبوترین عطرهای جامعه انسانی و جهان پیرامونش می‌کند، عطر فرهنگ کتاب و کتابخوانی! بله، امروز، روز افتتاح بیست و چهارمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران است. نمایشگاهی که به تعبیر خودمان، از مردم گرفته تا مسئولان و میهمانان خارجی بزرگ‌ترین نمایشگاه کتاب جهان و در واقعیت، سومین نمایشگاه بزرگ کتاب جهان بعد از نمایشگاه کتاب «فرانکفورت» آلمان و «بولونیا»ی ایتالیاست. هر چند با توجه به ویژگی‌های بارز و متمایز نمایشگاه خودمان- مانند فروش مستقیم کتاب به مخاطب، درست بر عکس تمامی نمایشگاه‌های بزرگ کتاب جهان که محلی برای رفت و آمد پژوهشگران و ناشران جهت بستن قراردادهای چاپ، خرید حق انتشار کتب، خرید حق رایت (حق مؤلف) برای ترجمه و انتشار کتب و... است- می‌توانیم تک تک ما ایرانی ها، با سینه ستبر کرده و بادی در گلو انداخته فریاد بزنیم که نمایشگاه بین‌المللی کتاب ایران، بزرگ‌ترین و تنهاترین نمایشگاه- فروشگاه بین‌المللی کتاب در سطح جهان و حتی کهکشان راه شیری است! حال با توقف در ایستگاه بیست و چهارم این نمایشگاه، یا به تعبیر ادبیات مطبوعاتی این روزها، «جشن کتاب!» نگاهی به نقاط قوت و ضعف بزرگ‌ترین رویداد فرهنگی کشور در طول دوران برگزاری آن می‌اندازیم.مشکلاتی که یکی دو تا نیستند!بدون هیچ تردیدی برگزاری نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در خیل جشنواره‌ها و همایش‌های بی‌برنامه و بی‌هدف بدنه کلان فرهنگی کشور جایگاهی قابل رصد را به خود اختصاص داده است و این تا حدی است که ماحصل و تجربه برگزاری بلندمدت و منسجم آن برای برگزاری هر نمونه مشابهی می‌تواند به عنوان معیار و سنگ محکی جدی برای ارزیابی موفقیت‌های آن برنامه و جشنواره و همایش و... در نظر گرفته شود. اما متأسفانه باید اذعان داشت که همین رویداد عظیم و گسترده فرهنگی کشورمان با آسیب‌هایی روبه‌روست که به رغم شناسایی آنها و ذکر مداومشان از زبان مسئولان و منتقدان گرفته تا ناشران و مخاطبان کتاب نتوانسته به انتظاراتی که در بدو تأسیسش از آن می‌رفت، پاسخی شایسته دهد.از یکسو این حقیقتی انکارناپذیر است که بیش از سه دهه از انقلاب شکوهمند اسلامی کشورمان می‌گذرد و این جمله که «انقلاب اسلامی ما، انقلابی فرهنگی بود» آشنای تک تک ایرانیان است و از سوی دیگر هنوز هم آمار پایین سرانه مطالعه در کشور، اقتصاد نامطلوب نشر، بدنه پر ایراد توزیع کتاب، نداشتن ویترین مناسب جهت عرضه کتاب و محصولات فرهنگی و نظایر این مسائل به عنوان آسیب‌های کلان عرصه کتاب در کشور مطرح است؛ این آسیب‌ها زمانی بیشتر به چشم می‌آیند که متوجه شویم هدف از برگزاری نمایشگاه بین‌المللی کتاب در تهران، بر طرف کردن یا به حداقل رساندن این چنین آسیب‌هایی در بدنه نشر کشور بوده است.24 سال پیش نمایشگاه کتاب تهران با این هدف تولد خود را جشن گرفت که پاسخگوی نیاز‌های جامعه پویا، جوان و متکی بر فرهنگ کشورمان در حوزه کتاب و ادبیات باشد، اما آیا این نمایشگاه توانسته بر این هدف مهم و طلایی خود جامه عمل بپوشاند؟ رضا حاجی‌آبادی، مدیر انتشارات «هزاره ققنوس» در پاسخ به این سؤال به «جوان» می‌گوید: «اگر با قاطعیت در پاسخ به این پرسش بگوییم خیر! حقیقت را انکار کرده‌ایم که این شدنی است، و اگر بگوییم در این هدف کاملا موفق بوده‌ایم در حقیقت چشم روی کاستی‌ها و آسیب‌های خود بسته‌ایم! نمایشگاه در سال‌های ابتدایی خود با آزمون و خطا پیش رفت و در ادامه با بررسی کارشناسی آسیب‌ها در بدنه نشر از تألیف گرفته تا چاپ و توزیع، کاستی‌ها نمایان شد و بنا شد که در آینده چشم انداز نمایشگاه برطرف‌سازی آسیب‌های مورد توافق باشد. متأسفانه در این بین عدم تمرکزگرایی روی آسیب‌ها و تلاش‌های کوتاه‌مدت در راه رفع نواقص خود به جدی‌ترین آسیب بدل شد. البته در این مسیر نباید از موانعی چون رشد سرسام‌آور تعداد ناشران در کشور، تغییر مدیریت‌های پی‌درپی و عدم به سرانجام رساندن برنامه‌های مدیران قبلی توسط مدیران جدید، عدم همخوانی انتشار کتاب‌ها با نیاز روز مخاطب در جامعه، ریسک بالای سرمایه‌گذاری در بدنه اقتصاد نشر توسط ناشران خصوصی، نبود ویترین مناسب جهت عرضه کتاب‌های متنوع و همگام با سلایق گوناگون مخاطبان و... چشمپوشی کرد. اینکه طبق فرمایش وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی، ما طی آغاز دولت نهم تا پایان آن به اندازه تمام سال‌های پیش کتاب چاپ کرده‌ایم شاید از جنبه آماری قابل ارزشگذاری باشد، اما باید دید که چه عواملی در این راه دخیل بوده‌اند که موفقیت‌های حاصل شده طی این سال‌ها را نتوانسته‌اند در بین جامعه 70 میلیونی کشور گسترش دهند!»آمارها مأیوس‌کننده‌اند، اما تفکرزادر تشریح عوامل مؤثر در عدم انتقال موفقیت‌های به وجود آمده در حوزه کتاب می‌توان به صحبت‌های علی‌اکبر اشعری، مدیر سابق سازمان اسناد و کتابخانه ملی استناد کرد که گفته بود: «متأسفانه براساس آماری که در اختیار ماست تعداد کتابفروشی‌ها در کشور ما از تعداد ناشران کشور کمتر است و دولت باید تسهیلاتی را برای کسانی که می‌خواهند در حوزه فرهنگ کار اقتصادی انجام دهند فراهم کند. دیگر اینکه برای حصول هر چه بیشتر موفقیت لازم است نشر کتاب مطابق با نیاز جامعه باشد و آراستگی‌های لازم در یک کتاب وجود داشته باشد تا بتواند در جلب مخاطب موفق باشد. نکته بعدی معرفی کتاب است. نباید انتظار استقبال مردم را از کتابی داشته باشیم که وقتی منتشر می‌شود تنها ناشر و نویسنده‌اش از انتشار آن اطلاع پیدا می‌کنند. مسئله بعد در دسترس قرار دادن کتاب است و نکته ظریف و مهم دیگر تبلیغ کتاب از رسانه‌های جمعی به خصوص رسانه ملی است.»حال با همین پیش فرض‌ها بار دیگر به نمایشگاه بین‌المللی کتاب باز می‌گردیم. طبق آمارهای ارائه شده توسط سید محمد حسینی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در نشست خبری بیست و چهارمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، 2338 ناشر داخلی در این دوره از نمایشگاه شرکت کره‌اند که این آمار با آمار ثبت شده حدود 8000 ناشر در کشور قابل مقایسه نیست! در ضمن این نکته را نباید فراموش کرد که از این تعداد 2338 ناشر داخلی چیزی در حدود نیمی از آنها مربوط به ناشران دانشگاهی، درسی و کودک و نوجوان هستند و مابقی طیف متنوع ناشران را تشکیل می‌دهند! از تعداد باقی مانده، یعنی چیزی حدود 1150 ناشر هم باید اذعان داشت که نیمی از آنها ناشران دولتی هستند که آثار خاص و مشخصی را به زیور چاپ آراسته می‌کنند که عموماً در بازار وجود دارند و کمتر مورد استفاده مخاطبان عام کتاب قرار می‌گیرد و علاقه‌مندان خاص خودشان را دارند. می‌ماند چیزی تنها حدود 600 ناشر که باید پاسخگوی جمعیت 70 میلیونی و بیش از 85 درصدی باسوادان ایران باشند! پس وقتی سرانه مطالعه با تمام اما و اگرهایش از سوی مسئولان دولتی چیزی حدود هفت دقیقه در روز برای هر ایرانی عنوان می‌شود نباید بر آن خرده گرفت و در راستای کذب و صدق بودن آن به هر دلیل صواب و ناصوابی متوسل شد! حال با تمام تلخی حقیقت ماجرا این سرانه مطالعه اعلام شده در کشور را با سرانه کشورهای توسعه یافته مانند ژاپن یا انگلیس که سرانه مطالعه در حدود 90 دقیقه در روز است یا کشورهای در حال توسعه‌ای همانند ترکیه یا مالزی که این عدد نزدیک به 55 دقیقه در روز است، مقایسه کنیم و بار دیگر به سؤال این گزارش، «توفیق یا عدم توفیق نمایشگاه کتاب تهران در رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده‌اش» بیندیشیم!ماهی را هر وقت از آب بگیریم تازه استاما چه بخواهیم بپذیریم و چه نه! چه به این رویداد بزرگ فرهنگی کشور با عینک تیره نگاه کنیم و چه متعادل‌تر باشیم و تصمیم بگیریم نیمه پر لیوان را نیز ببینیم، نمی‌توانیم از محاسن این نمایشگاه عظیم چشمپوشی کنیم! در لابه‌لای این گزارش به فقدان ویترین مناسب جهت عرضه و فروش کتاب و همچنین فقر تبلیغات در راستای خرید و مطالعه کتاب اشاره داشتیم و حال تنها با یکبار تجربه و حضور در این نمایشگاه به وضوح درمی‌یابیم که برگزاری این رویداد برای ادامه حیات اقتصادی ناشران و به تبع آن حیات اقتصاد نشر کشور کاملا ضروری و مفید است. هر چند تبدیل شدن نفس نمایشگاه کتاب تهران به فروشگاه کتاب منتقدانی را دارد اما وقتی معیار آن منتقدان مقایسه ایران با کشور‌های اروپایی است باید در اصل انتقاد آنها شک کرد! درست است که در تمام کشور‌های اروپایی و توسعه‌یافته نمایشگاه کتاب محلی برای مراجعه اهل پژوهش و ناشران برای خرید «رایت» کتاب است، اما وقتی در کشور ما تعداد کتاب فروشی‌ها از ناشران کمتر است، پس لازم است در فرصتی مغتنم مانند نمایشگاه کتاب تهران مسئله فروش نیز اعمال شود تا هم مخاطبان ولو در حد 10 روز به خرید کتاب بپردازند و هم ناشران که کمترین ویترینی برای عرضه کتاب‌های خود پیدا می‌کنند از این فرصت برای فروش آثار خود و کسب سرمایه جهت انتشار کتاب‌های جدید در سال پیش روی خود بهره ببرند.در این راستا بهمن دری اخوی، معاون فرهنگی وزارت ارشاد نیز با تأکید بر بحث محوری و اصلی نمایشگاه به «جوان» می‌گوید: «من معتقدم بخشی از نمایشگاه باید فروشگاه باشد، ما در بخش فروش، کار فروش کتاب را داریم و در بخش جنبی فعالیت‌های محوری که برای رویدادی مثل نمایشگاه کتاب اصل و پایه به شمار می‌رود. بخش جنبی با این تعریف بخش ویژه نمایشگاه است و به نظرم در این بخش است که نمایشگاه می‌تواند در حوزه بسیاری از مسائل مطرح شده در عرصه کتاب در طول سال به نتایج مناسبی برای مدیران منجر شود.»همچنین در زمینه تبلیغات نیز می‌توان برپایی این نمایشگاه را فرصتی خوب هر چند اندک برای تبلیغ جامع و تأثیرگذار در گرایش افراد جامعه به مطالعه کتاب در نظر گرفت. مسئله تبلیغات صرفاً کار وسائل ارتباط جمعی از روزنامه و خبرگزاری گرفته تا رادیو و تلویزیون نیست، بلکه باید بپذیریم وزارتخانه‌ای مانند آموزش و پرورش که وظیفه رشد و تعالی کودکان و آینده‌سازان این کشور را بر عهده دارد می‌تواند در زمینه تبلیغ برای مطالعه کتاب در بین دانش‌آموزان خود نقش طلایه‌دار را بازی کند! نقشی که متأسفانه و متأسفانه نه تنها به انجام آن همت نگمارده که گویا به کل از اصل و اساس با آن بیگانه است! آموزش و پرورش خود را وقف ترویج مطالعه کتاب‌های درسی در بین دانش‌آموزان کرده و کوچک‌ترین اقدام مؤثری در راستای ترویج مطالعه سایر کتب برای کودکان و نوجوانان انجام نداده است. پس با این حساب انتظار از فردی که 12 سال و تا پایان دوره متوسطه صرفا مطالعه کتاب‌های درسی را فرا گرفته، مطالعه کتاب‌های دیگر و خارج از دوران تحصیل کمی سخت و دور از انتظار است. در گام بعدی نقش خانواده‌ها در تربیت فرزندان و تشویق آنها به مطالعه نیز از مهم‌ترین نکاتی است که باید اعتراف کرد در فرهنگ‌سازی اجتماعی آن کوتاهی‌های فراوانی صورت گرفته است. با این وجود و در این سردرگمی 24 ساله یار مهربان در بزرگ‌ترین رویداد فرهنگی کشور بد نیست با اتکا به فرهنگ غنی خود بار دیگر عنوان کنیم که فراموش نکنیم «ماهی را هر وقت از آب بگیریم تازه است»، آیا چیزی جز این است؟
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار