دولتهای منطقه به ویژه دولتهای عربی که در گذشته از بیم نفوذ افکار و اندیشههای ملهم از انقلاب اسلامی وحشت داشتند و تمامی تلاش خود را برای جلوگیری از قدرت رو به فزونی ایران اسلامی به کار میگرفتند، امروز جنبشها و خیزشهای مردمی در کشورهای منطقه که پایههای ظلم و استبداد حاکمانشان را به لرزه در آورده را متأثر از آموزهها و اندیشههای انقلاب اسلامی میدانند.بر کسی پوشیده نیست که تحولات منطقه موقعیتی استثنایی برای جمهوری اسلامی ایران فراهم کرده و موجب گردیده اندیشهمبارزاتی انقلاب اسلامی در مناطق بحرانی مصر، تونس، یمن، لیبی و بحرین برحوادث و تحولات داخلی آنها سایه افکند. شرایط موجود در مقایسه با گذشته که امریکا یکهتازی و به نوعی بحرانهای منطقه را مدیریت میکرد، نشان میدهد امریکا در تحقق یکجانبهگرایی خود ناکام مانده و نهتنها جامعه جهانی برای استقرار نظام چندقطبی حرکت میکند، بلکه امریکا به مشکلات و گرفتاریهایی که برای خود ایجاد کرده بعید است در آیندهای نهچندان دور حتی به عنوان یک قدرت بزرگ بتواند نقش اساسی در صحنه روابط بینالملی ایفا کند. این کشور با هجمهای که به خاورمیانه آورده در همان گامهای اول در سه باتلاق عظیم در افغانستان، عراق و فلسطین گرفتار شده است و گرفتاری او در باتلاق جدید بهویژه لیبی به او مجال نجات از تنگناهایی که بهدلیل رویدادهای اخیر دنیای اعراب به وجود آورده را نخواهد داد. یکی از اثرات دنیای عرب، رسوایی است که امریکا به دلیل حمایتهای آن کشور از مستبدان کشورهای عربی در گذشته برای خود به وجود آورده است. رویکرد امریکا در قبال مصر نمونهای از این رسوایی است که اکنون امریکا با آن دست و پنجه نرم میکند. با اینکه امریکا در دوران جرج بوش از حسنیمبارک، رئیس جمهور مصر درخواست اصلاحات فوری کرده بود و نبود اصلاحات را یکی از علتهای درگیر شدن جوانان این کشور در دام افراطیگری میدانست، پس از چندی با یک چرخش 180 درجهای، تنها نظارهگر رفتارهای حکومت استبدادی مبارک بود.به طور کلی میتوان گفت که رویداد و تحولات اخیر جهان عرب، دولت امریکا را با دو چالش اصلی و بزرگ روبهرو ساخته است. اول آنکه قدرتی چون امریکا چگونه میتواند از منابع استراتژیک خود حفاظت کرده و به طور همزمان از رشد رژیمهای تکنوکرات یا مستبد جلوگیری کند؛ دوم آنکه این منابع استراتژیک چگونه با تبلیغات امریکا درخصوص دموکراسی سازگاری مییابد.اتحادیه اروپا در قبال تحولات منطقه نسبت به امریکا با چالشهای کمتری مواجه است و این نیز میتواند به نوبه خود گرفتاریهای امریکا را در تصمیمات جهانی بیشتر کند. در چنین شرایطی میزان مانور برای بازیگر مستقل و باثبات منطقه همچون جمهوری اسلامی به نحو مساعدتری فراهم میباشد.اتخاذ یک سیاست مدبرانه و ماهرانه و با بهرهبرداری از رویکرد و گفتمان عمیق رهبر معظم انقلاب که فرمودند «تحولات منطقه منشأ اسلامی، الهی و دینی دارد و متأثر از انقلاب اسلامی است» میتواند در قالب یک دکترین تعامل سازنده قابل تبیین و ارائه باشد و این دکترین با قبول این پیشفرضها قابل اجراست که حربههای امریکا در اعمال فشار بر ایران از طریق مجامع جهانی امروز کاملاً کارایی خود را از دست داده و رنگ باخته است.