
برهان- محمدجواد اخوان- تأملی بر رویدادهای سیاسی کشور در دو هفته ی اخیر و نیز تأکیدهای بیش از پیش رهبر معظم انقلاب مبنی بر لزوم آرامش روانی مردم، پرهیز از به صحنه کشاندن اختلافات سلیقه ای و نیز هشدار در خصوص القای دوگانگی در ساختار نظام اسلامی میتواند از واقعیت آن چه می گذرد و نیز وظیفه ی فعالان و مؤثرین سیاسی و رسانهای ارزشی و اصولگرا، رمزگشایی نماید.
1- بارزترین ویژگی صحنهی چالش سیاسی اخیر که شاید در فهم چرایی آن نیز راهگشا باشد، ماهیت غوغاسازی و جریان سازی رسانه ای خاص است که متأسفانه از اتاق فکر یک جریان حاشیه ساز طراحی و در پایگاههای اینترنتی و شبه رسانه های این جریان انعکاس یافته و در بعد وسیع و چشمگیری در رسانههای بیگانه و ضدانقلاب (که فرصت طلبانه مترصد چنین خوراک تبلیغاتی هستند) گسترش و انتشار مییابد. بی تردید نمی توان از رسانه های دشمن و بیگانه جز این انتظار داشت، اما نکته ی قابل تأمل بیشتر در رویکرد جریان انحرافی و چالش زای درونی است که اصولاً پایستگی و بالندگی خویش را در گروی حاشیه زا و حاشیه زی بودن خود می داند. به بیان دیگر چنین جریانی تنها در صورت ایجاد حاشیه های کاذب و ساختگی به جامعه معرفی شده و حتی شناخته شده تر میگردد و تنها در فضای غبارآلود ناشی از حواشی، چالش زاست که می تواند در پشت چهره های محبوب و موجه پنهان شود و با حذف جریانهای اصولگرای ناب (که به چشم رقیب بدانها می نگرد) بر وسعت حوزه ی نفوذ خویش بیفزاید. مروری بر عملکرد و رویکرد این جریان در دو سال اخیر و به خصوص تأمل در سخنی – منسوب به چهره ی محوری این جریان- با این مضمون که «بدنامی بهتر از گمنامی است» میتواند دلیل صحت این مدعا، باشد.
2- از سوی دیگر توجه به سناریوی رسانه های بیگانه و همسو با نظام سلطه در این ماجرا نشانگر کینه ی عمیق و دشمنی دیرین آنان با عمود خیمه ی نظام اسلامی، یعنی رکن رکین ولایت فقیه است. القای وجود «حاکمیت دوگانه» و «تقابل بخشی از حاکمیت با شاکله ی اساسی نظام» با هدف ضربه زدن به ولایت فقیه، انجام میگیرد. این سناریو که پیشینه ی آن به دوره ی حضور تجدیدنظرطلبان در حاکمیت بر میگردد، پیش از این نیز در قالب اختلاف انگیزی و تشدید شکافها میان سران قوا و مسؤولین در این رسانه ها دنبال شده بود و همان مقطع نیز با هشدار جدی رهبر فرزانه ی انقلاب به مسؤولین نظام برای پرهیز از دست آویزسازی برای دشمن همراه بود. به این ترتیب، دوباره مشاهده میگردد شبه رسانه های داخلی جریان چالش زا، نه تنها به این تأکید معظم له قدر و منزلتی ننهادند، بلکه با شایعه پراکنی و دامن زدن به این فضا، خوراک رسانه ای لازم را در اختیار رسانه های بیگانه قرار دادند.
3- خط تبلیغی «تحمیل به رهبری» و «تلاش برای جلوگیری از این مسأله» در کنار «تشکیک در ماهیت مصلحتی که رهبری در ابقای وزیر اطلاعات دادند» سناریویی بود که در دستور کار شبه رسانه های این جریان قرار گرفت، تا از سویی اتهام «ایستادگی این جریان در مقابل نظر ولایت» را رد نمایند و از سوی دیگر با غبارآلود کردن فضا، اهداف از پیش تعیین شدهی خود را محقق سازند. در این خصوص نکته ی قابل توجه آن است که با اندکی درنگ در ماهیت برخی مسؤولین به وضوح روشن خواهد شد که کدام جریان و با چه هدفی به دنبال تحمیل نظر خود به رهبری است و صد البته ثابت شده است که رهبر معظم انقلاب نیز در طول بیش از دو دهه ولایت خود بر این امت، ذره ای از آرمانها و ارزشهای اسلام و انقلاب عقب نشینی نخواهند نمود. در این جا بایستی به بعضی وسوسه گران، بازیگردانان و حتی کسانی که در میانهی این اختلاف انگیزی، با دامن زدن به آن، سودای تصاحب بر ساختمان انتهای خیابان پاستور را در سر می پرورانند، سرنوشت تجدیدنظرطلبانی را یادآور شد که روزگاری با سیاست بازیهایی هم چون «تحصن در مجلس ششم»، «خروج از حاکمیت» و ... به دنبال امتیازگیری از نظام و ولایت بوده اند و البته پاسخ خویش را از ملت دریافت کردند.
4- همان گونه که در بیانات اخیر مقام معظم رهبری به روشنی دیده میشود، جنس مسایل اخیر از نوع حواشی است و تعبیر معظم له مبنی بر «مهم نبودن» ماجرای ابقای وزیر اطلاعات، میتواند اشارهای به اهمیت مسایل و تحولات منطقه ای و بین المللی داشته باشد که حواشی اخیر باعث مغفول واقع شدن از این امور در فضای سیاسی و رسانه ای ایران به عنوان ام القرای جهان اسلام شده است. با این نگاه میتوان به خوبی دریافت که چنین حاشیه سازی ای در مجموع به نفع نظام سلطه و اذناب منطقه ایاش تمام خواهد شد و تحلیل این موضوع در کنار «دعوت مشکوک پادشاه اردن به ایران»، «تصور منشأ آمریکایی تحولات منطقه» و... میتواند ما را در رمزگشایی از این حاشیه سازی یاری دهد.
5- هر چند روند تحولات و پیشینه ی چنین اختلافاتی این امید را تقویت میبخشد که این چالش به زودی پایان می پذیرد، اما تداوم وضع موجود، برخی صاحب نظران را به این احتمال نزدیک نموده است که سناریوی «تشدید بحران»، «بردن به لبه پرتگاه» و «ایجاد ناجی مصنوعی» در پشت صحنه ی تحولات اخیر در حال جریان است. با این وصف، تلاش خواهد شد تا مسیر رایزنی ها به بن بست برسد، چالش حاشیهای به بحران بدل گشته و در این مرحله جریانی که با اقدامهای پیدا و پنهان خود، بحران فرضی را به بار نشانده، خود وارد صحنه شده و پس از درخواست دل سوزان نظام از وی و چانه زنی های احتمالی، در مقام نجات و مدیریت بحران از روابط نزدیک خود با مقام های اجرایی استفاده نموده و غائله خاتمه باید. این تصور میرود که چهره ی این جریان بهبود یافته و نوعی «مشروعیت زایی» از دل بحران خودساخته برای این جریان به دست آید. در این جا پیش بینی این سناریو و درایت مسؤولان نظام میتواند از هرگونه امتیازدهی کاذب به این جریان جلوگیری نماید.
6- تصریح رهبر معظم انقلاب به فعالان رسانه ای و سیاسی ارزشی و اصولگرا مبنی بر پرهیز از دامن زدن بر اختلافات خود، درس عظیم اخلاق سیاسی به این مجموعه ها و در عین حال نشانگر عمق نگاه راهبردی معظم له در شناخت ترفندهای دشمن در ضربه زدن به نظام اسلامی بود. مروری بر حاشیه سازی هایی از این دست در طول دو سال گذشته، خبر از طراحی های پیچیده ی دشمن برای بهره گیری حداکثری و تشدید شکافهایی ساختگی است که محور عمده ی آنها تقابل ارکان نظام را دنبال می نماید. وجود جریانهای انحرافی و چالش زا و نیز برخی جریانهای قدرت طلب و فرصت طلب (که علی رغم نظر رهبری، کارشکنی در فعالیتهای مثبت دستگاههای مسؤول را وجههی همت خود قرار داده اند) در برخی دستگاهها و مجامع تصمیم گیر و اجرایی و نیز تصویر سازی خیالی برخی رسانه های متعلق به چنین جریانهایی، مبتنی بر تداوم رقابت و اختلاف کاندیداهای دوره ی نهم ریاست جمهوری همه و همه نشان میدهد، ماجرای اخیر، آخرین اتفاق از جنس خود نخواهد بود و متأسفانه باید در آیندهای نه چندان دور شاهد این چنین سناریوهایی باشیم.
7- و نکتهی آخر را باید خطاب به مسؤولان خدمتگزار، به خصوص ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران، جناب آقای دکتر احمدی نژاد عرض نمود. شکی نیست که ایشان به عنوان یک چهره ی تلاشگر و برآمده از نیروهای ارزشی انقلاب، در طول شش سال گذشته خدمات بی نظیری در تاریخ این مرز و بوم از خود به یادگار نهاده اند. پیشینه و رویکرد ارزشی ایشان در دفاع و متابعت از ولایت فقیه همواره زبان زد بوده و همین رویکرد سبب اقبال عمومی ملت ایران در دوره های نهم و دهم به ایشان شد. همه به یاد دارند که در مقطع انتخابات نهم برخی کاندیداهای ریاست جمهوری به دنبال محدودسازی ولایت فقیه بودند و همین طرح در فتنه ی 88 نیز بار دیگر در دستور کار فتنه گران قرار گرفت، اعتماد ملت ایران به جناب دکتر احمدی نژاد ثابت نمود که مردم ایران اسلامی به دنبال حفظ و احیای ارزشهای ناب انقلاب هستند. روشن است که برخی حاشیه سازی هایی که برای تردید افکنی در این موضوع دنبال می گردد، از سوی کسانی است که به مصلحت ایشان و نظام فکر نمی کنند و تنها سودای قدرت طلبی و تصاحب این انقلاب و نظام که یادگار امام و خون شهدا ست، هستند. اینان در گفتمان خود با طرح مواضع همچون «دوستی با صهیونیستها»، «مکتب ایرانی» و... فاصلهی عمیق خود را با گفتمان امام و انقلاب که شاخصهی اصلی دکتر احمدی نژاد است، ثابت کرده اند. با این حال باید در نظر داشت مردمی که به ایشان رأی داده اند بر مبنای چارچوب این گفتمان متوقع اند و تاریخ انقلاب نیز نشان داده است که ملاک و میزان اقبال ملت به میزان پایبندی او به ولایت و ارزشهاست.