مسئولان و کارگزاران نظام هر ساله به واسطه نامگذاری مقام معظم رهبری در ابتدای سال اهداف و وظایفی را برای خود ترسیم میکنند. نمایندگان مجلس هم این قاعده را شامل میشوند و در ابتدای امسال در همین جهت تلاشهایی را صورت دادهاند. البته مجلس هشتم در کنار کارکرد مناسب روزهای تاریکی را هم به شب رساند که از آن جمله تصویب وقف دانشگاه آزاد اسلامی است. دکتر سید حسین نقوی حسینی درگفتوگو با «جوان» در کنار آنکه به این موضوعات پاسخ میدهد به تحولات مردم منطقه و تلاشهای امریکا و متحدانش برای به انحراف کشاندن قیامهای مردمی هم اشاراتی دارد. آنچه میخوانید گفتوگوی «جوان» با نماینده مردم ورامین با محورهای یاد شده است.تحقق جهاد اقتصادی نیازمند چه گامهایی است؟مقام معظم رهبری با هدف تکمیل حرکت پر شتاب اقتصاد جمهوری اسلامی پس از اصلاح الگوی مصرف و کار مضاعف و همت مضاعف، سال 90 را به نام سال «جهاد اقتصادی» نامگذاری فرمودند و این نامگذاری در شرایطی مطرح شده که الگوی مردم سالاری دینی و جمهوری اسلامی مورد توجه و استقبال خیزشها و ملتهای منطقه و جهان اسلام قرار گرفته است. از سوی دیگر سال جهاد اقتصادی پس از تصویب برنامه پنجم توسعه و تصویب و آغاز اجرای قانون هدفمند کردن یارانهها در ششمین سال سند چشمانداز بیست ساله جمهوری اسلامی نامگذاری شده است. همه این شرایط ایجاب میکند که گامهای مهم اقتصادی، جهادگونه مورد توجه قرار گیرد و همه ملت ایران خود را بسیجی میدان جهاد اقتصادی تلقی کنند و با یک هدفگذاری مشخص به سوی هدف چشمانداز بیست ساله حرکت کنیم. نکته مهمی که باید در سال جهاد اقتصادی مورد توجه آحاد ملت و به ویژه مسئولان و مدیران در کلیه ردههای سازمان قرار گیرد این است که ما در دوران جهاد دفاعی در دهه 60، جهادی عمل کردیم چرا که اولویت فرد فرد ملت ایران اعم از شهری و روستایی، دارا و ندار، باسواد و بیسواد از هر قشر و صنف و گروهی جهاد دفاعی و مقابله با دشمن بود و هر کس هر کاری میتوانست انجام میداد و اولویت همه پیروزی بر دشمن بود و الحمدلله با سربلندی هم ملت ایران پیروز شدند. جهاد اقتصادی هم باید اینگونه تعریف شود وهمه ملت ایران خود را آماده جهاد کند و هر کاری از دستش بر میآید انجام دهد. در دوران جهاد دفاعی یک پیرزن در دورترین روستاهای ایران یک تخممرغ داشت، آن را برای ارسال به جبهههای دفاع مقدس میبخشید، در دوران دفاع مقدس همه ملت ایران مشارکت داشتند و با همه وجود تلاش میکردند. در جهاد اقتصادی هم باید اینگونه باشد. بنابراین اولین گام در جهت تحقق جهاد اقتصادی تعریف و تعیین مختصات موضوع برای تشخیص وظایف و اقدامات لازم آحاد ملت اعم از مسئولان و مردم است.وظیفه مسئولان و کارگزاران در این رابطه چه میتواند باشد؟ما در دوران دفاع مقدس و جهاد دفاعی، به یاد داریم که کلیه مسئولان و مقامات و مدیران کشور اعم از مسئولان و کارگزاران ارشد یا میانه یا صف در هر روز و ماه و سال کاری خود با اولویت دفاع و کمک به جنگ مدیریت میکردند. اولویت اول شهردار جنگ بود، اولویت اول فرماندار جنگ بود، اولویت اول مدیر مدرسه جنگ بود و... بنابراین همه به جهاد دفاعی میاندیشیدند پس وظیفه مسئولان و کارگزاران در سال جهاد اقتصادی باید اولویتش جهاد اقتصادی باشد. از قول شهید مولا آقایی عرض میکنم که وقتی وزیر جهاد سازندگی وقت در سخنرانی خود از طرحهای اقتصادی جهاد سازندگی صحبت کرد، رزمندهها به او اعتراض کردند که سخنرانی تو نشان میدهد که اولویت اول تو جنگ نیست. پس اولویت اول کاری همه مدیران سال 90 باید جهاد اقتصادی باشد. گام دوم این است که مدیران قوای سهگانه و مدیران دستگاههای دولتی با تشکیل جلسات و تدوین شرح وظایف، اقدامات لازم در حد مقدورات دستگاه خود در حوزه جهاد اقتصادی را مشخص و جهت عملیاتی شدن آن اقدام کنند به طوری که ابتدای سال هر مدیر و کارگزاری باید بتواند به این سؤال پاسخ دهد که در جهت تحقق جهاد اقتصادی چه کاری میتوانی انجام دهی و در پایان سال 1390 بتوانند به این سؤال پاسخ دهند که چه کاری برای تحقق جهاد اقتصادی انجام دادی؟مجلس شورای اسلامی چه تدابیری برای تحقق مطالبه رهبری در اینباره اندیشیده است؟مجلس شورای اسلامی که باید انصافاً بگویم یکی از فعالترین مجالس دورههای گذشته بوده و بیشترین اقدامات را در راستای تحقق مطالبات مقام معظم رهبری انجام داده، در راستای جهاد اقتصادی اقدام بموقع و بجا انجام داد و آن تشکیل «کمیسیون خاص جهاد اقتصادی» بود. این کمیسیون موظف است کلیه ابعاد جهاد اقتصادی را بررسی و محورهای آن را تعریف و مشخص کند. در گام دوم مجلس در حوزه قانونگذاری است که مجلس در این حوزه دو دسته فعالیت دارد. دسته اول فعالیتها ارائه طرحهای لازم جهت زمینهسازی قانونی و رفع موانع قانونی حرکت دولت در جهت تحقق جهاد اقتصادی است و دسته دوم فعالیتهای مجلس در این بخش اهتمام در جهت رعایت ابعاد و اصول جهاد اقتصادی در تصویب طرحها و لوایح است. یعنی مجلس نباید طرح یا لایحهای را تصویب کند مگر آنکه توجیه لازم در جهت تحقق جهاد اقتصادی را داشته باشد و بالاخره سومین کار مجلس در حوزه نظارت است. مجلس باید در سال 90 با بهرهگیری از کلیه ابزارهای نظارتی خود از هرگونه حرکت و عملیات اقتصادی که منجر به کند شدن، توقف یا حرکت بر خلاف جهاد اقتصادی میشود، جلوگیری کند.در حالی یکی از مهمترین خواستههای رهبری که همان «تصویب طرح نظارت مجلس بر نمایندگان» در مجلس به تصویب نرسیده است و نمایندگان در خردادماه امسال به دیدار مقام معظم رهبری خواهند رفت پاسخ منتخبان ملت به معظم له چه خواهد بود؟یکی از مسائل ضروری و حیاتی برای حفظ جایگاه و منزلت مجلس شورای اسلامی نظارت مجلس بر نمایندگان است تا کسانی داوطلب ورود به مجلس شوند که خادم ملت، فعال در حوزه انجام وظایف نمایندگی در حوزه قانونگذاری و نظارت و در عین حال متواضع در مقابل مردم و ملتزم به ولایت فقیه در قول و عمل و حامی و حافظ ارزشها و باورهای اسلامی، انقلابی و اصولگرایی نظام و انقلاب و ملت باشند. نمایندگان مجلس هشتم، پس از سال 89 با مقام معظم رهبری و توصیه ایشان، بلافاصله طرحی را تهیه و برای تصویب کلیات و ارجاع به کمیسیونهای تخصصی آماده کردند. اینجانب نیز در زمینه بررسی طرح نظارت و تطبیق آن با پیشنهادهای دورههای قبلی مجلس فعالیت داشتم. منتها طرحی که تهیه شد، جامع الشرایط و از عمق و ژرف اندیشه لازم برخوردار نبود. به همین جهت طرح به کمیسیون آئین نامه داخلی مجلس ارجاع شد تا با دقت و ظرافت بیشتر تهیه و تدوین و برای تصویب به صحن علنی ارائه شود. تا آنجایی که من اطلاع دارم، طرح مذکور در کمیسیون نهایی شد و آماده ارائه به صحن علنی است.برخی از صاحبنظران عدم تصویب این طرح و موافقت با وقف دانشگاه آزاد آن هم از سوی مجلس اصولگرا را از نقاط سیاه و تاریک مجلس هشتم میدانند، این دیدگاه تا چه حد مقبول است؟در مورد طرح نظارت توضیح دادم اما در مورد بحث وقف دانشگاه آزاد چند نکته را باید عرض کنم. اولاً اینکه رسانهها در این زمینه به برخی از نمایندگان متعهد، اصولگرا ولایتی و اثرگذار جفا کردند. چرا که اولاً طرح تهیه شده توسط نمایندگان و صحبت برخی از نمایندگان به عنوان موافقت هیچ ارتباطی با موضوع وقف دانشگاه آزاد نداشت چرا که موضوع وقف در لابهلای طرح مهم ساماندهی دانشگاههای غیر انتفاعی مطرح شد و پیشنهادی از سوی یکی از نمایندگان بود و در متن طرح پیشنهادی نمایندگان و مصوب کمیسیون نبود.نکته دیگر اینکه مجلس شورای اسلامی بلافاصله بعد از تصویب پیشنهاد مذکور، طرح دیگری را مبنی بر مرجع بودن شورای انقلاب فرهنگی به تصویب رساند تا جبران اقدام قبلی شود. اما نکته سوم که اهمیت بسیاری دارد توجه به نقاط قوت مجلس هشتم است. مجلس هشتم در سه سال اول فعالیت خود صاحب افتخارات بسیاری است. حضور فعال و یکپارچه مجلس در مقابله با فتنه، حضور فعال و موثر در حمایت از ولایت، حضور فعال و موثر در حمایت از حق هستهای جمهوری اسلامی، حضور فعال و موثر مجلس و نمایندگان در حمایت از خیزشهای ملتهای منطقه، حضور فعال و موثر مجلس در دیپلماسی پارلمانی، تصویب قانون برنامه پنجم توسعه جمهوری اسلامی، تصویب قانون هدفمند کردن یارانهها و تشکیل جلسات مجلس به طور منظم و دهها اقدام موثر مجلس از جمله افتخارات مجلس هشتم است که باید به آن توجه شود. حضور بیش از 80 نماینده با درجه دکتری در مجلس، ارائه نظرات کارشناسانه و دقیق نیز از جمله ویژگیهای مثبت مجلس هشتم است که قابل توجه است.اخیراً قطعنامه ضد ایرانی شورای حقوق بشر سازمان ملل به تصویب این شورا رسیده، این کار با چه هدفی صورت گرفته است؟ واکنش مناسب مسئولان در اینباره چه باید باشد؟همانگونه که ملت ایران و سایر ملتهای آزاد و مستقل جهان میدانند، کشورهای سلطهگر غربی از ابزار حقوق بشر علیه ملتها و کشورهای مستقل استفاده میکنند. این در حالی است که خودشان از جنایتکارترین دولتها در تضییع حقوق بشر و حقوق زنان و کودکان ملتهای مظلوم جهان هستند و روزی شب نمیشود مگر آنکه تعدادی زن و کودک در اثر بمبگذاریها و بمبارانها و سرکوبگریهای امریکا و فرانسه و انگلیس جان خود را در اقصی نقاط جهان از دست بدهند.در حاشیه نشست اخیر شورای حقوق بشر، سازمانهای مردم نهاد نمایشگاهی از عکس کودکان قربانی تهاجمات و بمبارانهای امریکا تشکیل داده بودندکه هر انسانی را متأثر میکرد. در همین نشست گزارش داده شدکه امریکا رکورددار دریافت توصیههای حقوق بشری با 228 توصیه است. امروز در جامعه امریکا و انگلیس و فرانسه پلیس به خانههای مردم حمله میکند، دست و پای دانشجویان را میشکند، تفتیش عقیده میکند، شکنجه میکند، اعدام میکند و اجازه اطلاع رسانی هم نمیدهند. زندان گوانتانامو مال کیست، زندان ابوغریب را چه کسانی اداره میکردند. این کشورها که کارنامه سیاهی در حوزه حقوق بشر دارند، در یک حرکت سیاسی و با هدف به حاشیه کشاندن خیزش و انقلاب مردی کشورهای منطقه تلاش کردند چنین قطعنامهای را صادر کنند و بهرغم تلاش امریکا که میخواست این قطعنامه با اجماع تصویب شود، با حداقل رأی به تصویب رسید. این اقدام یک حرکت کاملاً سیاسی از سوی امریکا و هم پیمانان غربی و با لابیگری اسرائیلیها بود که تصویب شد و قطعاً هیچ تأثیری در اراده ملت ایران نخواهد داشت.کمیته حقوق بشر مجلس که شما را به عنوان رئیس میبیند چه اقداماتی در اینباره انجام داده یا در دست انجام دارد؟کمیته حقوق بشر مجلس با تشکیل جلسات مستمر اولاً سعی کرد با توضیحات شفاف افکار عمومی جهان را نسبت به توسعه حقوق بشر که در اغلب آنها نیز ایران رتبههای خوبی را به خود اختصاص داده آگاه سازد، از جمله حقوق کودکان، حقوق زنان، برابری جنسی در کسب علم و دانش، سواد آموزی و بهداشت عمومی. دوم اینکه کمیته حقوق بشر مجلس تلاش دارد به زوایای نقض حقوق بشر کشورهای مدعی حقوق بشر بپردازد و به افکار عمومی نشان دهدکه جنایتکارترین کشورها در نقض حقوق بشر، کشورهای غربی و رژیم اشغالگر قدس هستند و سوم اینکه چهره ریاکارانه و سیاستهای دوگانه امریکا و متحدان غربیاش را به نمایش بگذارد که در عربستان و بحرین و مصر و سرزمینهای اشغالی از دیکتاتوری و استبداد و جنایتهای آنها حمایت میکنند ولی کشورهایی مثل ایران را محکوم به نقض دموکراسی و حقوق بشر میکنند.در حالی که خانم اشتون برای نشست آینده گروه 1+5 با کشورمان اعلام آمادگی کرده است، اما فرانسه خواستار افزایش تحریمها علیه کشورمان شده، مواضع کشورهای غربی و در پی آن برگزاری نشستهای آینده را چگونه ارزیابی میکنید؟یکی از افتخارات دولت نهم و دهم پیگیری و پیشبرد قاطع و انقلابی حق مسلم ملت ایران یعنی انرژی هستهای است. یادمان نرفته است که قبل از دولت نهم، دولت هشتم و مجلس ششم به دنبال عقبنشینی و پذیرش دیدگاههای غربیها در توقف فناوری هستهای بودند. جریانی که در آن سالها دولت و مجلس را در دست داشت نسبت به زیادهخواهیهای کشورهای غربی وادادگی خاصی داشت؛ وادادگیای که منجر به چشمپوشی از حق و حقوق ملت شد. تعلیق فناوری انرژی هستهای هدیهای بود که اصلاحطلبان به مردم دادند، اما در دولت نهم نه تنها توقف و تعلیق را به شدت رد کرد بلکه با قدرت و شدت و با روحیهای انقلابی در جهت پیشرفت فناوری هستهای حرکت کرد به طوری که امروز به مهمترین دستاورهای فناوری هستهای رسیدهایم و جزو 10 کشور صاحب فناوری هستهای دنیا قرار گرفتهایم و در کنار آن نیروگاه بوشهر را نیز تکمیل و به سوختگیری رسیدهایم، به طوری که محور جنایت در جهان یعنی امریکا – اسرائیل که قادر به توقف ملت ایران در راه دستیابی به علم و دانش و فناوری هستهای نشدند، دست به ترور دانشمندان ما میزنند، بنابراین مهد توسعه فناوری هستهای در دولت نهم و دهم است. جمهوری اسلامی ایران به عنوان عضو گروه کشورهای دارای فناوری هستهای همیشه از مذاکره و گفتوگو با مجامع بینالمللی استقبال کرده است، اما در ارتباط با مذاکره با 1+5 دو نکته قابل توجه است. اول اینکه 1+5 مرجع گفتوگو و مذاکره پیرامون فعالیتهای هستهای جمهوری اسلامی نیست. جمهوری اسلامی فقط در چارچوب NPT و با آژانس بینالمللی انرژی هستهای مذاکره میکند و فقط آژانس را مرجع گفتوگو میداند. کشورهای 1+5 در جایگاهی نیستند که بخواهند در مورد فعالیت هستهای جمهوری اسلامی ایران گفتوگو کنند. نکته دیگر اینکه جمهوری اسلامی ایران برای مذاکره با 1+5 شرط دارد. شرایط جمهوری اسلامی این است که در نشست مشترک باید راجع به خلع سلاح هستهای کشورها، اجرای قوانین منع اشاعه سلاحهای هستهای حمایت شود، امروز در منطقه خاورمیانه کشورهایی هستند که بیش از 300 کلاهک هستهای دارند که منطقه و بشریت را تهدید میکند. چرا 1+5 در مورد این دولت اشغالگر جلسهای تشکیل نمیدهد؟ جمعبندی اینکه جمهوری اسلامی از مذاکره استقبال میکند، اما شرط دارد و باید اولویتهای مذاکره در مذاکرات مورد بحث قرار گیرد.علل تحولات اخیر منطقه و قیامهای خودجوش مردمی در کشورهای عربی و نتایج حاصل از آن را برای دنیای اسلام چه میدانید؟ابتدا لازم است به ریشههای خیزشهای اخیر ملتهای کشورهای عربی و منطقه جهان اسلام اشارهای کنم که در جنبشهای اجتماعی اهمیت زیادی دارد و آن عناصر فرهنگی- فکری خیزشهاست. خیزشهای ملتها اولاً علیه حکومت دیکتاتوری و استبدادی است. همانگونه که ملت ایران علیه حکومت دیکتاتوری در سال 57 انجام دادند. دوم اینکه خیزشها ضدسلطه قدرتهای سلطهگر مثل امریکا هستند و سوم اینکه مبنای فرهنگی و دینی قوی دارند به طوری که در حرکتهای آنها شعارهای اللهاکبر شنیده میشود و همچنین نمازهای جمعه نقطه حرکت آنهاست و بالاخره اینکه این ملتها خواهان تعیین سرنوشت خود هستند. اگر توجه کنیم میبینیم که این ویژگیها دقیقاً ویژگیهای انقلاب اسلامی است. بنابراین میتوان گفت که پس از پیروزی انقلاب اسلامی و صدور فرهنگ اسلامی- انقلابی ملت ایران، نسلهای جدیدی در کشورهای جهان اسلام پرورش یافتهاند که با الگو قرار دادن انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی، خواهان تحول در کشورشان هستند. ما معتقدیم خیزشهای عمومی کشورهای جهان اسلام آرامآرام به سوی شکلگیری نظام جهانی اسلام حرکت میکند و در منطقه نیز ساختار سیاسی منطقه را به نفع ملتها و اسلام تغییر خواهد داد به شکلی که جایی برای قدرتهای سلطهگر و حکومتهای دیکتاتوری و دستنشانده باقی نخواهد ماند. لازم به یادآوری است غربیها با رهبری امریکا از دو سه سال گذشته پیشبینی خیزشها و جنبشهای ملتهای کشورهای جهان اسلام و جهان عربی، علیه دیکتاتورهای خود را داشتهاند، به همین دلیل برای اینکه این کشورها الگوی خود را انقلاب ایران قرار ندهند، پروژه ایرانهراسی را در جهان اسلام و منطقه خاورمیانه دنبال کردند. پروژه ایرانهراسی توسط امریکا و اسرائیل با هدف دوری ملتهای منطقه از ایران دنبال میشود البته امروز هم میبینیم که در شعارها و جهتگیریهای خیزشها و جنبشهای مردم منطقه باز الگوی ایران نمود پیدا کرده و به طوری که تمام این ملتها شعار الله اکبر سر میدهند و در نمازهای جمعه خود خواستار پایان دیکتاتوری و مداخله استعمارگران خارجی و خواهان تعیین سرنوشت خود هستند و این دقیقاً همان شاخصهای انقلاب اسلامی ایران است. مداخله غرب در این خیزشها را میتوان دلیل تأثیرگذاری انقلاب اسلامی بر این جنبشها دانست. مداخله مستقیم امریکا و رایزنی با مقامات بحرینی و عربستانی و زمینهسازی مداخله نظامی عربستان با کمک امارات در بحرین نیز به همین دلیل صورت میگیرد. در این میان دولت بحرین با کمک مزدوران خارجی حقوق شهروندی مردم این کشور را زیر پا میگذارد به طوری که شبانه به منازل آنها حمله میکند و فعالان حقوق بشر را بازداشت یا به جای دیگر منتقل میکند و این همه با حمایت و پشتیبانی امریکا و حامیانش صورت میگیرد. تمام این فشارها و حملات علیه مردم بیگناه بحرین و ایجاد درگیریهای قومی و مذهبی، همه سناریوهایی است که امریکاییها در جهت پروژه ایرانهراسی دنبال میکنند.امریکاییها به چه شکل میتوانند اینگونه قیامها را منحرف کنند و تا الان با چه ترفندهایی در این راستا گام برداشتهاند؟امریکاییها که به شدت از نتایج خیزشهای عمومی ملتها نگران شدهاند و با توجه به بعد ضدیت آنها با قدرتهای سلطهگر مطمئن شدهاند که دیگر جهان اسلام اجازه نخواهد داد دستنشاندههای امریکا و غرب بر سرنوشت ملتها حاکم شوند، دست به دسیسههای مختلفی زده تا حرکت اصیل ملتها را به انحراف بکشاند. اول اینکه امریکا به بهانه جلوگیری از جنگ داخلی و کشتار مردم به مداخله نظامی در این کشورها پرداخته و با حضور نظامی در این کشورها قصد دارد جایگاه خود را در این کشورها به شکل دیگری حفظ کند و دوم اینکه سعی میکند با ایجاد سیاست «ایرانهراسی»در این کشورها و ایجاد شبهه دخالت ایران در مسائل داخلی این کشورها، خیزشهای این ملتها را ناشی از مداخلات ایران معرفی کند، اما تجربه و رویدادهای اخیر نشان داده که ملتها توجهی به این دسیسهها ندارند و همچنان بر خواستههای بحق خود پافشاری میکنند و ما معتقدیم در آینده نزدیک بعد ضدامریکایی خیزشها به شدت قویتر خواهد شد.بسیاری از کارشناسان معتقدند امریکا در این شرایط درصدد نجات رژیم صهیونیستی از سقوط است. به نظر شما این هدف از چه راهی قابل تحقق است؟هدف اصلی امریکاییها از مداخلات و حضور در منطقه بعد از تأمین منافع اقتصادی خود، حفظ و نجات اسرائیل است. امریکا میداند که اگر ملتها در جهان اسلام وارد صحنه شوند و خود سرنوشتشان را تعیین کنند، نابودی اسرائیل قطعی است، بنابراین تمام توان خود را به کار گرفته تا مانع از موفقیت ملتها شود. از سوی دیگر با پیشنهاد تشکیل دولت فلسطینی با تصرف بخشی از کشور اردن، در پی حفظ بقای اسرائیل است. به اعتقاد من جهان اسلام و ملتهای اسلامی باید با شناخت فریبهای امریکا، همچنان بر حقانیت فلسطین و نامشروع بودن رژیم اشغالگر قدس تأکید کند و اجازه ندهند امریکا با اجرای نقشههای خود، اسرائیل را حفظ کند. از سوی دیگر ملتهای در حال انقلاب باید به حرکت پرشتاب خود ادامه دهند و با شرکت در تعیین سرنوشت خود، حکومتهای مستقل را به قدرت برسانند و اجازه ندهند دوباره دستنشاندههای قدرتهای سلطهگر حاکم شوند.پروژه «کشتهسازی» و برجسته کردن تظاهرات کمرنگ کشور سوریه از سوی رسانههای غربی با چه اهدافی صورت میگیرد؟محور امریکا- اسرائیل که از دو الی سه سال قبل دریافته بودند که دیکتاتورهای کشورهای جهان اسلام به زودی با خیزش ملتها روبهرو خواهند شد، سعی کردند کشورهایی مثل ایران و سوریه را هدف قرار دهند. حمایت آنها از فتنه سال 88 با چنین هدفی از سوی امریکا و متحدانش صورت گرفت. سناریوی کشتهسازی در سوریه با همین هدف صورت گرفت که با حضور ملت سوریه در صحنه، نقشه آنها نقش بر آب شد. هدف آنها تضعیف خط مقدم مقاومت و مبارزه با رژیم صهیونیستی بود.چرا سازمانهای مدعی حقوق بشر از کشتار و قتلعام مردم بحرین و لیبی و یمن و... جلوگیری نمیکنند؟در حالی که جامعه بشری شاهد کشتار مردم مظلوم لیبی به دست حکومت دیکتاتور مورد حمایت امریکا و غرب و کشتار و قتل عام مردم مظلوم بحرین توسط رژیم مورد حمایت امریکا و غرب و نیروهای عربستان سعودی مورد حمایت امریکا و غرب هستند، سازمان ملل متحد و مراجع و نهادهای حقوق بشری هیچ اقدامی نمیتوانند انجام دهند. علت چنین سکوت و کوتاهی نفوذ اسرائیل و امریکا در این نهادها، استفاده ابزاری از سازمان ملل و نهادهای حقوق بشری بینالمللی توسط امریکا و متحدان غربیاش و بالاخره سابقه طولانی برخورد دوگانه و فریبکارانه این نهادهاست و تا وقتی که این نهادها با موارد نقض حقوق بشر و تجاوز نظامی و مداخلات نظامی کشورها دوگانه برخورد کند، هیچگاه موفق به تحقق اهداف سازمان ملل یعنی ایجاد صلح و امنیت و عدالت نخواهد شد.