
به گزارش خبرنگار «جوان» اول مردادماه سال 85 مأموران پلیس شهریار از مرگ دلخراش یک مرد جوان- عیسی 48 ساله- و مجروح شدن برادرش – موسی 18 ساله- در بیمارستان شهریار با خبر شدند. مأموران پلیس پس از حضور در بیمارستان با تحقیق از برادر مقتول- موسی- رسیدگی به جریان پرونده را در دستورکارشان قرار دادند.
موسی به مأموران گفت: برادرش با ضربات چاقوی ذبیحالله به قتل رسیده است. او درباره شب حادثه گفت: ذبیحالله به تازگی به محل ما آمده بود و به تنهایی در خانهاش زندگی میکرد و اهالی محل از رفتار ناشایستی که او با کودکان داشت آزرده شده بودند تا اینکه پسر یکی دیگر از برادرانم مادرش را در جریان ماجرای سیاه قرار داد. او گفت که پیرمرد او را به بهانهای به خانهاش دعوت کرده و پس از تعارف شکلات قصد آزار او را داشته که موفق به فرار میشود. شب حادثه من به همراه برادرم- عیسی- با ماشین مزدا در حال عبور از خیابان بودیم که دیدیم پیرمرد درحالی که گوجه فرنگی خریده در حال عبور از خیابان است. من ذبیحالله را به عیسی نشان دادم و گفتم این همان پیرمردی است که قصد آزار پسر برادر بزرگترمان را داشت. عیسی پس از توقف ماشین پیرمرد را صدا زد و از رفتار زشتش انتقاد کرد اما پیرمرد انکار کرد و پس از آنکه سوار ماشین ما شد گفت حاضر است در محل خلوتی بیگناهیاش را اثبات کند. مابه محل خلوتی رفتیم و در راه برادرم به شدت با متهم درگیری لفظی پیدا کرد. برادرم لحظهای خودرو را متوقف کرد تا ذبیحالله پیاده شود که ناگهان من در شکم خود احساس درد کردم وقتی دستم را روی آن گذاشتم غرق در خون بودم، فریاد زدم چاقو. من به شدت ترسیده بودم تا اینکه فریاد برادرم را شنیدم که میگفت پیرمرد مرا با چاقو زد. به سمت برادرم که از ماشین پیاده شده بود رفتم که دیدم پیرمرد روی سینهاش نشسته است. من با سنگ بر سر پیرمرد کوبیدم که لحظهای به سمت من هجوم آورد. من از او دور شدم و پیرمرد راهش را به سمت بیابان کشید و دور شد.
او در ادامه به پلیس گفت: بعد از گذشت مدتی برادرم بزرگم با ماشین به دنبال ما آمد و ما را به بیمارستان منتقل کرد.
با اطلاعاتی که پسر جوان در اختیار مأموران گذاشت پلیس دریافت پیرمرد در همان بیمارستان بستری است. او پس از بهبودی بازداشت و به ارتکاب قتل اعتراف کرد. ذبیحالله پس از محاکمه در دادگاههای عمومی با انجام مراسم قسامه به اعدام محکوم شد اما دیوان عالی کشور رأی دادگاه را نقض کرد و پرونده بار دیگر در جریان رسیدگی قرار گرفت. دادگاه بار دیگر متهم را به اعدام محکوم کرد و پس از تأیید رأی از سوی دیوان عالی کشور این بار رئیس وقت قوه قضائیه در مرحله استیذان رأی را نقض و پرونده را به دادگاه کیفری استان تهران ارسال کرد.
روشن، نماینده دادستان تهران روز گذشته اعلام کرد از آنجا که متهم در تمامی مراحل پرونده به قتل اقرار کرده است برایش درخواست مجازات میکنم. اولیای دم به زعم گذشت 9 سال از جنایت اعلام کردند درخواست قصاص دارند.
قاضی حسن تردست سپس متهم را به جایگاه دعوت کرد. ذبیحالله پس از آنکه به دشواری لحظاتی پشت تریبون قرار گرفت گفت: قادر به ایستادن نیستم. قاضی تردست به او اجازه داد در حالت نشسته از خود دفاع کند. او برخلاف جریان پرونده ادعا کرد مرتکب قتل نشده است و مقتول به دست دوستانش از پای درآمده است.
قاضی: سابقه کیفری دارید؟
متهم:خیر.
قاضی: در پروده دو سابقه ثبت شده است.
متهم: سالها پیش مستأجری داشتم که یک روز او را کتک مفصلی زدم، بعد او شکایت کرد و 10 روز به زندان محکوم شدم.
متهم گفت:من متأهل و دارای فرزند هستم. من در کار خرید و فروش ملک بودم و همیشه چند میلیون تومان پول در جیب داشتم. شب حادثه 500 هزار تومان همراهم بود و پس از خرید گوجهفرنگی از مغازه راهی خانهام شدم. در راه یک خودروی مزدا مقابل من توقف کرد و در حالی که دو نفر در جایگاه بار آن ایستاده بودند، راننده از من خواست مرا تا مسیری برساند.
وقتی به ماشین نزدیک شدم یک نفر از آنها مرا بغل کرد و پس از آنکه سوار ماشین کرد با چاقو تهدید به سکوت کرد. آنها مرا در کنار یک رودخانه پیاده کردند. یکی از آنها با میلهای آهنی بر سرم کوبید که غرق خون شدم. متهم گفت: آن سه نفر پس از آنکه مرا به شدت مجروح کردند، پس از سرقت 500 هزار تومان با هم درگیر شدند و تصور میکنم همان مردی که مرا زد عیسی را کشته است.
قاضی خطاب به متهم گفت: براساس اوراق پرونده و شکایت شهود شما متهم به کودک آزاری هستید و مغازهدار محل گواهی داده است بارها شاهد بوده است که کودکان خردسال را پس از فریب به خانهتان بردهاید؟
متهم گفت: مغازهدار دروغ میگوید.
در ادامه جلسه یکی از شهود که در زمان حادثه 11 ساله بود به دادگاه گفت یک بار پیرمرد او را به خانهاش دعوت کرده اما او پس از خوردن شکلات موفق به ترک خانه شده است. متهم در آخرین دفاع از خود ارتکاب قتل را انکار کرد. قاضی تردست سپس ختم جلسه را اعلام و پس از مشاوره با اعضای دادگاه صدور رأی را به روز دیگری موکول کرد.