مجتبیبهرامی | ملتهای عرب از ابتدای سال جاری میلادی تلاشهای زیادی را برای برخی از تغییرات ساختاری و اصلاحات سیاسی آغاز کردهاند که در برخی از کشورها به دستاوردهای حداقلی دست پیدا کردهاند. بسیاری از تحلیلگران این تحولات را متأثر از انقلاب و جمهوری اسلامی ایران دانستهاند. زیربنای این تحلیلها عمدتاً متأثر از شعارها و نوع حرکات مذهبیاست که در لایههای مختلف اعتراضات مردمی خاورمیانه عربیوجود دارد. هراس از ایجاد جمهوریهای اسلامی به قدری است که بسیاری از مقامات منطقهای و غربی به خصوص امریکا نسبت به آن هشدار دادهاند. حتی هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه امریکا هفته گذشته به متحدانش در خاورمیانه هشدار داد که مبادا تحولات منطقه به سمتی برود که در سال 1979 در ایران شکل گرفت. جمهوری اسلامی ایران طی سه دهه گذشته رفتار مستقلانهای را در عرصه سیاست منطقهای و بینالمللی اتخاذ کرده است که در بسیاری موارد متضاد با رویکردهای منفعتطلبانه امریکا بوده است. از این رو واشنگتن همواره به دنبال انتخاب سیاستهایی است که ایران را با چالش بنیادی مواجه کند. بنابراین این سؤال پیش میآید که در این برهه زمانی که خاورمیانه عربیبا انفجار انقلاب مواجه است، مقامات امریکایی چه سیاستها و سناریوهایی را برای ایران در نظر دارند؟ در پاسخ به این سؤال دستکم میتوان به سه محور اساسی اشاره کرد که واشنگتن برای آنها برنامه دارد.1- تحریک حاکمان اعراب منطقه علیه ایران. غرب و امریکا در این زمینه همواره اعلام میکنند که جمهوری اسلامی ایران در تحولات و قیامهای کشورهای عربیدخالت مستقیم داشته و برای تشدید آنها فعالیت گسترده دارد. این مسئله باعث شده تا برخی از حاکمان دیکتاتور منطقه در نشستهای اضطراری و خصوصی خود به بهانه دخالت ایران در قیامهای منطقهای، برای حفظ موقعیت خود و جلوگیری از آنچه گسترش نفوذ و قدرت جمهوری اسلامی نامیده میشود، بیش از گذشته به سرکوب بیحد و حصر معترضین بپردازند. تغییرات مصر و تمایل مقامات این کشور برای برقراری روابط با تهران زنگ ترس بزرگ را برای دیکتاتورهای منطقه، رژیم صهیونیستی و غرب به صدا درآورده است. تکرار این مسئله در عربستان، اردن، یمن، بحرین و دیگر کشورهای دیکتاتورخیز و غربگرای عرب میتواند آینده تاریکی را برای منافع امریکا در خاورمیانه رقم بزند. از این رو در یک سو سعی میکند بهانه لازم را برای سرکوب انقلابهای منطقه بدهد و از سوی دیگر منافع ایران و دیگر قدرتهای ضدامریکایی را با چالش و انقلاب مواجه کند. سوریه نمونه مشخصی از این تضاد برخوردار است. واشنگتن همانگونه که درباره دیگر کشورهای عربیبر طبل دخالت ایران برای تشدید قیامها میکوبد درباره سوریه اعلام میکند که تهران برای سرکوب انقلابیون به بشار اسد کمک میرساند. دلیل چنین مواضع متضادی را باید در منافع امریکا و اسرائیل جستوجو کرد زیرا تغییرات بنیادی در کشورهایی مثل عربستان، اردن، بحرین، یمن و ... منافع واشنگتن و تلآویو را در منطقه نابود میکند این در حالی است که تغییر در سوریه به نفع این دو خواهد بود اما در این باره مهمترین فعالیت امریکا این است که به هر شکل ممکن پای ایران را به تحولات منطقه بکشاند و حتی دیکتاتورهای منطقه را به مرز جنگ با جمهوری اسلامی ببرد زیرا وجود یک مخالف خارجی این امکان را به آنها میدهد که خیلی راحت به سرکوب قیامهای داخلی بپردازند. این دامی است که امریکا برای منطقه چیده است تا ایران را عامل همه تحولات منطقهای معرفی کند در حالی که دیکتاتوری روزافزون، نادیده گرفتن مردم، سهیم نبودن شهروندان در عرصه قدرت، نادیده گرفتن فرهنگ بومی و اسلامی از سوی حاکمان، سهم نداشتن مردم در منافع اقتصادی و سیطره غرب و حتی اسرائیل در اقتصاد، سیاست و امنیت خاورمیانه از مهمترین عوامل خیزشهای انقلابیاست. این در حالی است که ایران در سی سال گذشته تنها بذراندیشه را در منطقه و حتی فرامنطقه پاشیده است. 2- مقدمهچینی برای سالگرد فتنه.فتنهانگیزی پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 88 مسئلهای نیست که امریکا و اسرائیل به راحتی از آن بگذرند. غرب با توجه به نزدیک بودن خردادماه بیشک برای آن برنامه چیده است. استفاده از نیروها و گروههای مخالفی که در داخل و خارج از کشور علیه جمهوری اسلامی ایران حضور دارند، میتواند ابزارهای لازم را در اختیار واشنگتن قرار دهد. منافقین که در حال حاضر برای ادامه حضور در خاک عراق با مشکل و اعتراض مقامات این کشور مواجه شدهاند همواره مورد حمایت غرب و امریکا قرار گرفتهاند. بیهوده نیست که امریکا این گروهک مخالف تهران را در خاک عراق در آب نمک گذاشته است چون در چنین مواقعی میتواند نسبت به فعالیت آنها امیدوار باشد. پژاک از دیگر گروههای مخالف جمهوری اسلامی ایران است که همواره سعی در ایجاد بینظمی در ایران داشته است. حتی سیمور هرش خبرنگار مجله نیویورکر در شماره بیست و هفتم آن تأکید کرده بود که این گروه هم از امریکا و از اسرائیل کمک دریافت میکند. تأسیس و حمایت چنین گروههایی در اطراف ایران از روی تفنن نیست زیرا غرب از سالهای پیش دست به ایجاد چنین گروههایی زده است تا زمانی که در جمهوری اسلامی نقطه ضعفی پیدا کند آنها را به همراه مخالفان داخلی فعال کرده و از طریق مبارزات نظامی و شورشهای خیابانی منتظر تمایلات تغییرطلبانه خود باشند. غرب در هر صورت آرزومند این است که قیامهای خاورمیانه عربیدر ایران نیز تکرار شود.3- بازی در زمین هستهای.تحولات منطقه باعث شده تا غرب فرصت کمتری در بهانهتراشی در زمینه فعالیتهای هستهای ایران داشته باشد. البته این به آن معنا نیست که واشنگتن و تلآویو در زمینه فعالیتهای هستهای جمهوری اسلامی ایران منفعل شدهاند. روزنامه جروزالم پست روز پنجشنبه در این زمینه نوشت که برنامه هستهای ایران با توجه به مسائل خاورمیانه بدون هیچ چالش مهمی از سوی قدرتهای غربی، در حال پیشروی است. مقامات امنیت ملی اسرائیل در این باره گفتهاند که ایران در زمینه غنیسازی اورانیوم نسبت به گذشته بسیار پیشرفتهتر عمل میکند. ابراهیم کان، جانشین مرکز مطالعاتی امنیت ملی دانشگاه تلآویو و سرهنگ پیشین بخش تحقیقاتی ارتش اسرائیل با اشاره به اینکه دانشمندان هستهای ایران در عرصه غنیسازی به سمت نسلهای دوم و سوم حرکت کردهاند، گفته که بر اساس اطلاعاتی که امریکا در اختیار دارد ایران توانسته حملات استاکس نت را مهار کند تا از آسیب مراکز هستهای جلوگیری به عمل آورد. وی سپس تأکید کرده که این مهم نیست که ایران چنین کاری کرده یا خیر بلکه مسئله مهم این است که تهران در چند ماه اخیر نه از سوی امریکا و نه اروپا تحت فشار قرار نگرفته است. این مسائل نشان میدهد که اتفاقاً حساسیت غرب به فعالیتهای هستهای جمهوری اسلامی ایران کم نشده است بلکه این حساسیت و فعالیت از بخش مقامات سیاسی به سمت مراکز علمی و دانشگاهی کشیده شده است. از این رو نباید فراموش کرد که در شلوغی فضای عمومی خاورمیانه مراکز علمی برنامههای مشخصی برای فعالیتهای هستهای ایران داشته باشند که قویتر از ویروس استاکس نت عمل کند و براین اساس به این نتیجه رسید که چون خاورمیانه عربیدوران پرتنش گذار را طی میکند، امریکا، اسرائیل و اروپا مخالفت علیه حرکت جمهوری اسلامی ایران را به فراموشی سپردهاند.