کد خبر: 446012
تاریخ انتشار: ۲۸ فروردين ۱۳۹۰ - ۰۸:۵۱
گفت‌وگو با كارگردان «پايان‌نامه»؛ جنجالي‌ترين پروژه سينمايي ايران
ايزد مهرآفرين | جشنواره فيلم فجر با تمام عرض و طولش و پس از گذشت نزديک به سه دهه از عمرش که همه به پاي قدمت و سابقه و پختگي اش مي‌گذارند، نشان داد تا پختگي واقعي راه زيادي دارد. وقتي فيلم«پايان نامه» حامد کلاهداري به عنوان اثري با درونمايه اتفاقات بعد از انتخابات و از معدود فيلم‌هاي سياسي مرتبط با مسائل روز به توليد و اکران رسيد ميزبان مخاطبان خود در سالن برج ميلاد شد، انتظار هر چيزي مي‌رفت جز نمايش وسيع ناپختگي مخاطبان در جشنواره فيلم فجر با پسوند بين‌المللي! صداي سوت‌هاي ممتد، کف‌زدن‌ها و متلک پراني‌ها از سوي افرادي که هنوز به گفت‌وگو در کنار تمام شعارهايي که مي‌دهند، کوچکترين اعتقادي ندارند، نشان از نيمه تاريک سينماي ما مي‌داد، سينمايي که همه افراد آن خود را روشنفکر مي‌دانند اما در برابر نظر مخالف عقيده خود با کف و سوت و متلک در مقام پاسخ برمي آيند!اين فيلم پرسرو‌صدا به روزهاي اكران خويش نزديك مي‌شود و طبق برنامه اعلام شده قرار است به عنوان دور دوم اكران نوروزي به‌روي پرده برود. با توجه به اينکه هيچکس بهتر از کارگردان جوان اين فيلم نمي‌تواند پاسخگوي سؤالات بي‌شماري باشد که در ذهن سينماگران و سينمادوستان وجود دارد، در يک بعد از ظهر بهاري در آخرين روزهاي اسفند به نزد او رفتيم و از آغاز تا فرجام«پايان نامه» با حامد کلاهداري دوره کرديم.از اولين روزي كه استارت ساخت پايان‌نامه زده شد حاشيه‌ها و جنجال‌هاي زيادي براي اين فيلم درست شد. يك زمان گفتند«ليلا اوتادي» نقش«ندا آقا سلطان» را بازي مي‌كند و بعد به طرز عجيبي اوتادي از اين پروژه كنار كشيد، در ادامه امير آقايي نامه‌اي نوشت و از بازي در فيلم به خاطر تغييرات فيلمنامه‌اي انصراف داد، در نهايت هم اتفاقاتي بود كه در جشنواره فيلم فجررخ داد. تحليل شما از اين اتفاقات چيست. آيا واقعاً فيلمنامه نسبت به نسخه اوليه تغييراتي در هنگام فيلمبرداري داشته يا نه. دليل اين همه مخالفت با اين فيلم چه بود؟به نظرم دليل اصلي مخالفت با ساخت«پايان نامه» را بايد در بدنه سينما جست‌وجو كرد، چون اگر حتي كارگردان اين فيلم كسي غير از من هم بود نمي‌خواستند و نمي‌گذاشتند كه يك فيلم سياسي با چنين رويكردي و با چنين موضوعي ساخته شود. مطمئناً اگر موضوع فيلم وابسته به تفكر آنها بود، عليه‌اش موضع نمي‌گرفتند.اين يك واقعيت است، فيلم ما يك فيلم سياسي بود و كساني به آن حمله کردند كه متصور بودند اين فيلم در حمايت از تفكر جناح خاصي ساخته شده و جناح ديگر را مي‌كوبد. آن گروهي كه فكر مي‌كردند كوبيده مي‌شوند شروع كردند به حاشيه‌سازي و دروغ پراكني. البته همه ما مي‌دانيم اينها چه كساني هستند. تمام تلاششان را كردند كه اين فيلم ساخته نشود. مثلاً بازيگري كه با ما قرارداد مي‌بست بلافاصله مي‌رفتند سراغش كه «چرا داري تو اين فيلم بازي مي‌كني. تو مي‌داني كه اين فيلم قراره از كي حمايت بكنه، مي‌داني اين فيلم قراره چي رو بكوبه؟» و با اين حرف‌ها عوامل ما را مي‌ترساندند. البته اين اتفاقات بايد مي‌افتاد.چون پايان‌نامه شروع ژانر سياسي در سينماي ايران بود ولي فكر نمي‌كردم تا اين حد فضا ناجوانمردانه و بي‌رحم باشد. حرف شما درست است ولي درهمين جشنواره فيلم‌هاي سياسي ديگري هم بود چرا با اين فيلم‌ها چنين برخوردي نشد؟دليلش كاملاً روشن است. متأسفانه بدنه سينما در اختيار اپوزيسيون مخالف نظام است. نگاه كنيد فيلم‌هاي سياسي كه شما مي‌گوييد از چه جرياني حمايت مي‌كرد. 90درصد سينما به پايان نامه و فيلم‌هايي نظير آن موضع دارند. الان فيلمي در حال ساخت است كه كار ابوالقاسم طالبي است. شما ببينيد با اين فيلم چه‌ها بكنند. شما نمي‌دانيد من با چه سختي‌ها و ترفند‌هايي توانستم اين فيلم را به پايان برسانم. در طول ساخت«پايان نامه» به اندازه 20 فيلم سينمايي مديريت ياد گرفتم. متأسفانه غالب سينماي ما مخالف ساخت چنين آثاري است.اين غالب سينما كه مي‌گوييد يعني چه كساني؟ معاونت سينمايي و شوراي نظارت و ارزشيابي كه كاملاً از فيلم شما حمايت كردند.تمام سينما عليه اين فيلم بود. بخشي از اهالي سينما و بخشي هم از بيرون سينما كه در حوزه سياست بودند مخالف و مخربان اين ماجرا بودند. كاملاً برنامه‌ريزي شده حركت مي‌كردند. آن اتفاقي كه در برج ميلاد افتاد از مدت‌ها قبل سازماندهي شده بود.به عنوان يك فيلمساز نظر و ديدگاهتان به اتفاقات و حوادثي كه بعد از انتخابات در كشور افتاد چيست، چون در فيلم جاهايي احساس مي‌شود كه يكي به نعل مي‌زديد يكي به ميخ.فيلم سياسي در هر صورت موضع، ديدگاه و مانيفست مشخصي دارد. اگر نداشته باشد كه فيلم بي‌خاصيتي است. ولي واقعاً نگاه من در اين فيلم كوبيدن الكي يك جناح خاص نبود. اتفاقاً همين است كه ناراحتم مي‌كند وقتي هو مي‌شنوم و ناجوانمردانه به فيلمم مي‌تازند. به زعم من چيزي كه حامد كلاهداري به عنوان جواني كه در اين كشور زندگي كرده و بزرگ شده و تمام جريانات سياسي را هم در حد خودش رصد كرده مي‌خواست بگويد اين بود آدم‌هايي كه در خيابان هستند، شعار مي‌دهند و اعتراض مي‌كنند، چيز مهمي را نمي‌بينند كه آن هم خاك و ريشه وطن است.آدم‌هايي هستند كه نه چپند و نه راست و از ريشه با ما مشكل دارند. بايد آنها را بشناسيم. ما داريم سر فرش دعوا مي‌كنيم در حالي كه خيلي‌ها فرش را از زير پايمان دارند مي‌كشند.آن چيزي كه مي‌خواستم بگويم اين بود: توجه به جريانات و آدم‌هايي كه تمام هدفشان سرنگوني ايران و ايراني است.سالن برج ميلاد در ايام جشنواره فقط براي سه فيلم مملو از تماشاگر شد:«جدايي نادر از سيمين»،«گزارش يك جشن» و «پايان نامه».ولي اتفاقي كه در زمان نمايش فيلم شما افتاد حرف و حديث‌هاي زيادي را به وجود آورد. فكر مي‌كنيد چرا در سالن برج ميلاد چنين برخورد‌هايي با فيلم و خود شما صورت گرفت و ديگر اينكه تحليل شما از اين اتفاقات چه بود، چون هنوز تيتراژ فيلم بالا نيامده، كف و سوت‌ها شروع شد؟تمام كساني كه مخالف معاونت سينمايي فعلي هستند و مشكل سياسي با تيم جديد دارند مثل دوستاني كه الان در خانه سينما هستند و هنوز كاري شروع نشده آن را محكوم مي‌كنند براي فيلم من هم چنين موضعي داشتند.هنوز فيلم شروع نشده سوت و كف شروع مي‌شود.خيلي جاها فحش‌هايي را كه مي‌خواستند به كسي ديگر بدهند و جرأتش را نداشتند در تاريكي سالن سر فيلم من خالي كردند.«پايان نامه» را دستمايه قرار دادند تا جريان مخالف را بكوبند. اينها واقعاً اگر انسان‌هاي دموكرات و آزاد انديشي هستند و شجاعت دارند بايد مي‌گذاشتند فيلم ديده مي‌شد بعد آن را كاملاً نقد مي‌كردند. علامت سؤالي كه اينجا پيش مي‌آيد اين است كه اگر فيلم، فيلم بي‌ارزشي بوده چرا تماشاگرها تا پلان آخر فيلم را مي‌بينند، مثل خيلي از فيلم‌هاي جشنواره اگر فيلم را دوست نداشتند مي‌توانستند سالن را ترك كنند.مثل فيلم«فرزند صبح».چرا سر فيلم‌هايي كه 50 نفر هم در سالن نبود كسي اعتراض نكرد.آن روز من از يك چيز خيلي افسوس خوردم و برايم عجيب بود. آرزو مي‌كردم كاش اين اتفاق در سينماي مردمي مي‌افتاد نه در سالني كه همه ادعا دارند اهل قلم و سينما هستند و بخواهند از خودشان صداي حيوانات در بياورند. من سينماگري را ديدم كه همين چند سال پيش فيلمي را ساخته بود. مردم براي فيلمش صندلي‌هاي سينما را شكستند و مي‌خواستند پول بليتشان راپس بگيرند. آن وقت اين فيلمساز از تيتراژ اول پايان نامه كف و سوت مي‌زند. كسي كه خودش را سينماگر مي‌داند.ولي خوشبختانه در سينماي مردمي همه از فيلم استقبال كردند. اين اتفاق فقط در سينماي مطبوعات و سينماگران بود. وقتي پلاني كه خودم در آن بازي مي‌كنم روي پرده آمد، شروع كردند به فحاشي. شما كه ادعاي دموكراسي داريد.مگر من جنايت كردم.حتي اگر فيلمي ضد تفكرات آنها ساخته باشم بايد نقد مي‌كردند.مگر خود اينها كم فيلم عليه جريان مخالفشان ساختند.به جرأت مي‌گويم «پايان نامه» از خيلي از فيلم‌هاي كارگردانان نامي و با سابقه‌اي كه در اين جشنواره حضور داشتند بهتر و خوش ساخت‌تر بود.اين را هم بايد در نظر داشت كه اين فيلم دومين تجربه كارگرداني من در سينماست.در كنفرانس مطبوعاتي گفتيد به تك‌تك صحنه‌هاي فيلم اعتقاد داريد امروز هم چنين اعتقادي داريد يا فكر مي‌كنيد بهتر بود اين فيلم را هرگز نمي‌ساختيد؟به لحاظ عقيدتي به تك تك پلان‌ها اعتقاد دارم و پاي حرف‌هاي فيلم مي‌ايستم و اگر معتقد نبودم نمي‌ساختم. حتي اگر اين جمله 10 سال خانه‌نشينم كند مي‌گويم«پايان نامه را با اعتقاد قلبي ساختم». شايد اگر دوباره فيلم را مي‌ساختم در بعضي از صحنه‌ها تغييراتي را به لحاظ كارگرداني ايجاد مي‌كردم ولي به لحاظ فيلمنامه‌اي و مضموني هرگز. اين فيلم بيش از 2هزار‌پلان دارد. اين كار كمي نيست.مي‌خواستم بپرسم آيا واقعاً فيلم من از فيلم پرنسيب فيلم بدتري بود؟ چرا كسي به فيلمسازش نگفت، چرا اين فيلم را ساختي؟ آيا «پايان‌نامه» از فرزند صبح فيلم بدتري بود؟ آيا گزارش يك جشن، فيلم با ارزشي بود؟البته خيلي از فيلم‌ها را دوست داشتم.«جدايي نادر از سيمين» واقعاً فيلم فوق‌العاده‌اي بود. خيلي‌ها مي‌گويند چرا من بايد فيلم بسازم. فكر مي‌كنند يك شبه ره صد ساله رفتم. حتي اگر هم رفته باشم ايرادي ندارد. ولي 17سال است فيلم كوتاه مي‌سازم. با پولي كه از بازيگري مي‌گرفتم فيلم‌هاي كوتاه مي‌ساختم. من يك فيلم سياسي ساختم ولي آدم سياسي نيستم. شايد مايل به تفكر جناحي خاصي باشم، مثل همه. ولي مگر اين گناه است. در فيلم مي‌توانستم ناجوانمردانه به گروهي بتازم مثل خود آنها. ولي هيچ وقت چنين كاري نكردم.ساخت اين فيلم شايد از يك نظر براي من بد بود ولي خيلي چيز‌ها را هم برايم روشن كرد و ماهيت خيلي‌ها برايم آشكار شد.منتقدان فيلم معتقدند حامد كلاهداري براي چنين پروژه‌اي كم تجربه بود و بايد فيلمساز باسابقه تري سراغ اين موضوع مي‌رفت. اين انتقاد را قبول داريد؟نه، به هيچ وجه. شايد هر فيلمساز ديگري بود اصلاً نمي‌توانست اين فيلم را توليد كند. اين را هم بايد بگويم كه فيلمسازان نامي به خاطر منافع سياسي هيچ وقت جرأت نمي‌كردند اين فيلم را بسازند.فيلم جزو گزينه‌هاي اكران دوم نوروز است، فكر مي‌كنيد واكنش مخاطب سينما به اين فيلم چگونه خواهد بود؟با همه كارشكني‌هايي كه عليه اين فيلم صورت گرفته و هنوز هم ادامه دارد معتقدم اين فيلم در اكران عمومي حتماً گليم خودش را از آب بيرون خواهد كشيد. با اينكه خيلي‌ها نمي‌خواهند چنين اتفاقي بيفتد، ولي شايد همين هجمه‌ها براي فيلم تبليغ باشد.به هر حال موضوع فيلم و ساختار فيلم جذابيت‌هاي زيادي براي مخاطبان سينما دارد. اگر با «پايان نامه» مثل خيلي ديگر از فيلم‌ها برخورد مي‌شد اين فيلم به فروش بالايي دست پيدا مي‌كرد و تماشاگر از سالن سينما راضي بيرون مي‌آمد. تا قبل از جشنواره فيلم فجر فكر مي‌كردم تبليغات منفي به نفع فيلم است ولي الان با فضايي كه پيش آمده اين اعتقاد را ندارم. گرچه سايت‌ها و فضاي اينترنت اين فيلم را بسيار تخريب كردند ولي شايد همه اينها عاملي شود كه خيلي‌ها بروند و اين فيلم را ببينند.يكي از صحبت‌هايي كه در مورد شما زياد زده مي‌شود اين است كه با آقاي سجادپور ارتباط فاميلي داريد و با حمايت ايشان توانستيد وارد فضاي سينما شويد. نظرتان راجع به اين صحبت‌ها چيست؟دروغ محض است. اين هم يكي ديگر از تخريب‌هايي است كه عليه من و فيلمم به وجود آوردند.آقاي سجادپور قبل از اينكه در تيم معاونت سينمايي باشد، تهيه‌كننده شكلات داغ بود.مگر اين كار ايراد دارد. ايشان هم مثل خيلي‌هاي ديگر تهيه‌كننده است.اگر اين طور باشد مي‌شود گفت چرا فلان تهيه‌كننده پشت فلان فيلم است.طبيعي است هر فيلمي به يك تهيه‌كننده احتياج دارد و هر تهيه‌كننده‌اي هم دوست دارد آن فيلمي را كه مورد قبول و پسندش است توليد كند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار