در اینکه طرح انتقال کارمندان از تهران به منظور سبکسازی پایتخت، طرحی ضروری و منطقی است شکی وجود ندارد و همه دستگاهها موظف هستند همه توان خود را برای عینیت بخشی به این طرح به کارگیرند. هرچند دولت که این طرح را از سال گذشته به مرحله اجرا درآورد و وعده خروج 40 هزار کارمند را تا پایان همان سال داد، بنا به دلایل و عواملی نتوانست بیشتر از 7 هزار کارمند را از تهران به سایر شهرستانها منتقل کند، اما نفس انتقال همین 7 هزار نفر هم جای تحسین دارد. البته اگر به این رقم، آمار اعضای خانواده این کارمندان را هم اضافه کنیم افراد بیشتری از پایتخت خارج شدهاند که این هم به نوبه خود قابل تقدیر است. بارزترین وجه مثبت این انتقال، کاهش بیش از 7 هزار نفری بار ترافیکی و جمعیت تهران است که به نفع همه است، چه آنان که از پایتخت خارج شدهاند و چه آنان که کماکان ماندهاند. اما با توجه به آنکه دولت بنا دارد در سال جدید هم این طرح را ادامه دهد و کارمندان بیشتری را از پایتخت خارج کند، توجه به چند نکته و تامل در چند پرسش برای اجرای موفقیتآمیز این پروژه ضروری به نظر میرسد. یک: چرا دولت به رغم وعده خروج 40 هزار کارمند از تهران در سال 89، تنها از پس انتقال 7 هزار کارمند برآمد؟ در این مورد، ابتدا باید ذهن را به این موضوع معطوف کرد که قرار نیست همه وعدهها تمام و کمال محقق شود. گاهی اعلام چنین آماری، بیشتر یک عملیات روانی و تاکتیک تلقینی برای بالابردن قدرت پذیرش جامعه و افزایش سطح همراهی جمعی است. به علاوه، اصل معروف «همیشه برای نمره 20 درس بخوان تا بتوانی نمره 17 بیاوری» را همه ما شنیدهایم. در این مورد هم دولت اگر اعلام میکرد 10 هزار کارمند منتقل میشوند، به احتمال زیاد، کمتر از 3 هزار کارمند را میتوانست منتقل کند. همیشه قانع بودن به «کم»، چیزی کمتر از کم را در بر دارد. اما از سوی دیگر، اگر با نگاهی جدیتر و غیرقابل انعطافتر بخواهیم به این مسئله بپردازیم، جای آن دارد که از دولت به عنوان متولی رسمی اجرائیات کشور، این پرسش را بپرسیم که چرا مدیران نتوانستهاند 40 هزار کارمند وعده داده شده را از پایتخت منتقل کنند؟ افزون بر این، اعلام این آمار از دو وجه خارج نیست؛ یا کارشناسانه بوده یا شتابزده! اگر کارشناسانه بوده، چرا کمتر از یک چهارم آن عملیاتی شده و اگر شتابزده بوده، چرا باید وعدهها عجولانه باشد که بعداً ماهیت چنین طرح بزرگی را مخدوش سازد؟!دو: نکته دیگری که در این باب قابل طرح است، سرنوشت وعدههایی است که دولت به کارمندان منتقل شده داده و تسهیلاتی که برای این افراد در نظر گرفته است. طبیعتاً پرسشی هم که در این مورد به ذهن میرسد این است که آیا وعدههای دولت به کارمندان منتقل شده، اجرا شده است؟ برای همه این افراد یا برای تعدادی از آنان؟ اگر برای همه یا برای عدهای اجرا شده، آیا تمام و کمال بوده یا ناقص؟اگر برای همه اجرا شده که جای تحسین دارد اما اگر دایره اجرای این وعدهها همه این افراد را در بر نمیگیرد، چرا عدهای از این تسهیلات محروم ماندهاند؟ نخستین وجهی که برای پرسش به این سؤال وجود دارد این است که اجرای تمام و کمال این وعدهها به زمان نیاز دارد و طبیعتاً در کنار حجم انبوه کارها و پروژههایی که سر راه دولت است، اندکی زمان میبرد. وجه دیگری که برای این سؤال میتوانیم متصور شویم آن است که اگر تدبیر بیشتری برای تحقق این وعدهها مبذول میشد، به احتمال خیلی زیاد تسهیلات گفته شده شامل حال همه کارمندان انتقالی میشد. سه: با آغاز سال جدید، نعمتالله ترکی معاون استاندار تهران در مصاحبه با گروه اجتماعی روزنامه «جوان»، از انتقال 10 هزار کارمند دیگر تا پایان سال جاری خبر داد. وجه نخست این خبر، مثبت است چون نشان از عزم دولت برای تداوم این طرح دارد. وجه دوم این خبر، دو وجه مثبت و منفی را با هم دارد؛ چون نشان میدهد که دولت از وعده 40 هزار نفری در سال 89 به وعده 10 هزار نفری در سال 90 رسیده است و به «کم» قانع شده، و این قناعت به «کم» عایدیاش چیزی «کمتر از کم» خواهد بود (وجه منفی). از طرفی، وجه مثبت آن میتواند این باشد که دولت به جای دادن وعده 40 هزار نفری سال گذشته و محقق نشدن آن، سنجیدهتر قدم برداشته و آمار 10 هزار نفر را در نظر گرفته تا بتواند از عهده تحقق آن برآید. به هر رو، هماهنگی، نظم و خوش قولی در این باره میتواند آثار و برکات مثبتی را هم برای پایتخت و هم برای شهرهای دیگر کشور به بار آورد.