کشته شدن پلنگ نر بالغ به ضرب گلوله و یافتن لاشه آن در بالای یک دکل فشار قوی برق، اولین حادثهای بود که در سال 89 در حوزه محیطزیست به وقوع پیوست تا اولین تراژدی مدیریت محیطزیست کشور برای سازمانی که خود را متولی اصلی این بخش معرفی میکند رقم بخورد و در پایان سال 89 این سازمان در سالی که جز کارنامهای سیاه برای او چیز دیگری به ارمغان نداشت محاصره شود. اگر به اغراق سخن گفته نشود سال گذشته سال سیاه محیطزیست برای ایران بود که در آن دل پیر دریاچه ارومیه که روزگاری یکی از بزرگترین منابع آبی شمال غرب کشور به حساب میآمد شکسته شود و رکورد 400 گرمی غلظت نمک در هر لیتر برایش به ثبت برسد. جنگلهای شمال و به ویژه پارک ملی گلستان با قدمتی بیش از 2 میلیون سال در زیر سایه بیتدبیری و بیتوجهی سازمانهای مربوطه در آتش خاکستر شد تا این نکته بیش از پیش خودنمایی کند که اهتمامی جدی برای تشکیل تیمهای نجات برای خطه سبز شمال که زیر شلاق آتش رو به خاکستر شدن میروند وجود ندارد و اساساً در سازمان حفاظت محیطزیست هیچ گونه تلاشی برای نگهداری نمیشود.اما لیست فاجعه در همین موضوعات به نقطه پایانی خود نرسید. اخبار مربوط به آتشسوزی جنگلها زمانی تکاندهندهتر شد و دوستداران محیطزیست کشور را مبهوت نمود که براساس آماری که فرماندهی حفاظت از جنگلها ارائه کرد، آتش سوزی در سال گذشته در بخشهای مختلف کشور با رشد صد در صدی روبهرو بود تا نیاز روزافزون به اختصاص 800 میلیارد تومان بودجه برای حفاظت از جنگلها بیش از پیش احساس شود.از سویی به گفته تعدادی از دستاندرکاران حفظ محیطزیست و به خصوص کارشناسان، مردم محلی که به دلیلگران شدن سوختهای فسیلی استفاده از هیزم را تنها راه نجات خود از سوز سرما یافته بودند قطع درختان اقدامی بود که از قبل قابل پیشبینی بود تا ریشه جنگلها مورد هدف قرار گیرد. بنابراین ضروری است به این نکته توجه شود که در قانون هدفمندی یارانهها علاوه بر کاهش مصرف سوخت و کاهش آلودگی هوای شهرها به این موضوعات نیز نیم نگاهی شود تا از این طریق با دست خود عناصر طبیعی را که نقش مؤثری در پاکسازی هوا دارند از بین نبریم.از دیگر فجایع زیستمحیطی سال گذشته این بود که بخش قابل توجهی از درختان نادر جنگلهای غرب مازندران بر اثر انباشت غیربهداشتی زبالهها و نفوذ شیرابهها خشک شدند. ببر روسی سیبری که در ابتدا به ابزاری برای قدرت نمایی سازمان حفاظت محیطزیست بدل شده بود بعد از تلف شدنش به علت بیماری «مشمشه» به قوزی بالای قوزها برای آنها مبدل شد تا مسئولان با انداختن توپ ندانم کاریشان به زمین دیگران به دنبال راه فراری به سمت جلو باشند و خود را به هر نوع ممکن بیتقصیر جلوه دهند.اما سقوط محیطزیست به همین جا خلاصه نشد چرا که حالا نوبت آلودگی نفتی بود که نوک پیکان خود را به سوی آن نشانه برود. ترکیدگی خطوط انتقال نفت خام در بندر دیلم بوشهر و ایجاد لکه نفتی به طول 20 کیلومتر و عرض 7 کیلومتر در خط ساحلی خلیجفارس و متعاقب آن آلوده شدن 400 هکتار از اراضی کشاورزی بخشی از سونامی نفتی بود که در سال گذشته به چالشی عظیم برای سازمان حفاظت محیطزیست تبدیل شده بود.گفتن از آنچه در سال گذشته بر طبیعت این مرز و بوم گذشته مثنوی چهل من کاغذ است و میتوان از هر گوشه آن سخن به میان آورد و بر حال زار میراث کهن این مرز و بوم گریست، اما کشته شدن چهار مأمور محیطبانی در کردستان در جریان یک حادثه مسلحانه در کنار کشته شدن دو محیطبان دیگر در برخورد با شکارچیان ناشناس رقم قربانیان این سازمان را پس از جدایی گارد حفاظت از محیطزیست به شش نفر رساند تا در آماری 35 ساله این رقم رکورد 110 نفر را برای خود به ثبت برساند و نشان دهد که در هیچ کجای دنیا چنین آماری از کشتهشدگان حافظان محیطزیست وجود ندارد که در سال 89 این رقم برای کشور ما به ثبت رسید تا این سال را در همه ابعاد میزبان رنگ سیاه شکست کند.توجه نکردن مردم به مسائل زیستمحیطیشاید تنها چیزی که نصیب محیطزیست کشور شد گلولههایی بود که هر یک از ما به سهم خود به پیکره زیست بوم این کشور زدیم و در کمال غفلت بر آن چیز که روا داشتیم با بیتفاوتی نظارهگر شدیم.در همین رابطه دکتر محسن سمایی، کارشناس محیطزیست در گفتوگو با «جوان» با اشاره به اینکه سال 89 تابلوی بد رنگی از فجایع زیستمحیطی بود ابراز میدارد: «در سالی که گذشت در تمام بخشها از جمله دریا، هوا، زیست بوم، جنگل و... ما شاهد نفوذ آلودگی و حذف عناصر طبیعی بودیم اما از این فجایع مهمتر عدم توجه مردم به مسئله مهم محیطزیست است همانطور که دکتر دهزاد یکی از کارشناسان ارشد محیطزیست و بسیاری دیگر از کارشناسان در مورد آن گلایه شدیدی دارند.»وی ادامه میدهد: «ما وقتی شاهد بیتفاوتی در بین مردم خواهیم بود که مسئولان به صورت نادرست و خارج از چارچوب کارشناسی اقدام به اظهارنظر کنند. وقتی بیتفاوتی در بین مردم شکل گرفت به راحتی میبینیم درختان جنگل ابر برای جادهسازی و ویلاسازی از ریشه کنده میشوند و مردم در برابر آن هیچگونه واکنشی از خود نشان نمیدهند. ما میبینیم جاده کنار گذری در انزلی در دست احداث قرار میگیرد و هیچکسی صدایش در نمیآید. وقتی مردم به عنوان چشمان بیدار جامعه ساکت میشوند و چیزی نمیگویند بیقانونیها در برابر آن رشد مییابد و کار را به جایی میرساند که حتی برخی از دستگاهها پا از حیطه قانونی خود فراتر میگذارند و خودشان به عنوان یکی از نابودکنندگان منابع طبیعی و عملکننده معکوس به قانون ایفای نقش میکنند که این بسیار ناپسند است و میتواند طبیعت کشور را به سوی نابودی بکشد.»این کارشناس مسائل محیطزیست اظهار میدارد: اگر بخواهیم آن چیزی را که در سال 89 بر سر طبیعت کشور گذشته مورد کنکاش قرار دهیم به این نکته خواهیم رسید که هیچ نقطه مثبتی وجود نداشت که دوستداران محیطزیست کمی نسبت به آن دلخوش باشند و با خود بگویند که لااقل ما در این زمینه پیشرفت داشتهایم.مردم را سرگرم میکنندکاهش عمق 14 متری تالاب انزلی و رسیدن آن به سطح یک و نیم متر بر اثر رسوبگذار مواد سمی، به گل نشستن 9 قطعه دلفین پوزه بلند در سواحل جاسک، صدور مجوز برای احداث جادهای به طول بیش از 10 کیلومتر در مناطق امن آبی و خشکی خلیجفارس و شبهجزیره میانکاله که پناهگاه حیاتوحش و ذخیرهگاه زیست کره محسوب میشود، آغاز طرح انتقال مرجانهای بندر شهیدبهشتی چابهار و ایجاد خسارات قابل توجهی به مرجانها در شرایطی که مسئولان منطقه آزاد بروز چنین خسارتی را منکر میشوند، مرگ بیش از 2 هزار و 500 نفر از ساکنان تهران بر اثر آلودگی هوا طبق خبری که مدیرعامل ستاد مرکزی معاینه فنی خودرو اعلام کرد، بخشی از آمارهایی است که نشان میدهد چه بر سر محیطزیست و طبیعت آمده است، اتفاقاتی که مستقیم و غیرمستقیم آثارش گریبان انسان بیمبالات را میگیرد. با نگاه به این رخدادها میتوان به این نتیجه رسید که هر کدام از آنها به نوبه خود پروندهای هستند که دردشان بیتدبیری مسئولانی است که تمام عملکردشان به برگزاری سمینارهایی با صرف هزینههای میلیونی آن هم کاملاً بینتیجه ختم میشود. هزینههایی که خود به عنوان سدی در برابر پروژههای در دست اقدام قد علم کردهاند و آنها را با چالش نقدینگی روبهرو ساختهاند. یقیناً اگر بخش کوچکی از این سرمایهها صرف نگهداری از منابع طبیعی کشور و حفاظت از جنگلها شود میتوان قدری آمارهای وحشتناک را که امروز حکایت از مرگ طبیعت دارند تعدیل کرد.در همین رابطه دکتر اسماعیل کهرم استاد دانشگاه میگوید: «در شرایطی که تالابهای ما ذره ذره در حال خشک شدن است سازمان حفاظت محیطزیست اقدام به برگزاری همایشهایی میکند که مدعوین خارجی در آن حضور دارند. همایشهایی که هزینههای سرسامآوری را به همراه دارند.»وی در ادامه میافزاید: «یکی از موضوعاتی که در سال گذشته به وقوع پیوست، موضوع سادهای به نام ببرهای سیبری بود. روند جابهجایی جانوران در تمام باغ وحشهای دنیا در جریان است، اما سازمان حفاظت محیطزیست برای اینکه نظر مردم را به سوی خود جلب کند اقدام به بزرگنمایی این کار کرد در حالی که محیطزیست کشورمان چنان نیازمند توجه است و باید به افکار عمومی پاسخ داد که جایی برای اینگونه اقدامات نمیماند.»کهرم با اشاره به اینکه تلخترین رویداد حادث شده در سال 89 عدم پایبندی سازمان حفاظت محیطزیست به تعهدات خویش بود، ادامه میدهد: «بیشتر کارهایی که از سوی این سازمان صورت گرفت رویکردهایی نمایشی داشت و هیچ دردی از محیطزیست التیام نبخشید.»این استاد دانشگاه میگوید: «سازمان حفاظت از محیطزیست به مسائل زیر بنایی توجه چندانی ندارد و این میتواند در آینده نزدیک مشکلات بسیاری را برای طبیعت کشور به وجود آورد. ما مسائلی همچون احداث چاه نفتی در مناطق حفاظت شده، احداث جاده در جنگل ابر و چندین و چند موضوع دیگر را پیش روی خود داریم ولی اینگونه برداشت میشود که سازمان به دنبال سرگرم کردن مردم در مسائل سطحی است و وظیفه اصلی خود را به فراموشی سپرده است.»کهرم تصریح میکند: «از نظر زیستمحیطی هیچ خبر خوشی در سال 89 وجود ندارد که بتوان از آن نامی برد. »بودجهای که افزایش نیافتآلودگی هوای کلانشهرهای کشور سالانه 14 هزار میلیارد تومان به محیطزیست ضربه وارد میکند این در شرایطی است که بودجه سازمان حفاظت از محیطزیست در سال 90 تنها با رشد دو درصدی نسبت به سال 89 رو به رو شده است و عدم رسیدگی به آن میتواند ضربات سنگین اقتصادی را بر کشور تحمیل کند.با نگاهی اجمالی به این موضوع و یک حساب سر انگشتی در نوع اختصاص بودجه و ردیفهای دولتی برخلاف جهش 50 درصدی بودجه کل کشور میتوان به این نتیجه رسید که سهم محیطزیست در بودجه بسیار ناچیز است و در سال جاری سازمان حفاظت محیطزیست که خود با کمبود بودجه به دلیل رویکردهای مدیریت نشده روبهرو است باید با چالشهایی جدیتر دست و پنجه نرم کند. برخی از مسئولان سازمان حفاظت از محیطزیست بر این باورند که میتوان کمبود نقدینگی را با جذب مشارکتهای مردمی و دادن آموزشهای لازم مرتفع کرد، اما در زمینه آموزش هم هیچ ردیفی در نظر گرفته نشده است.در همین رابطه پروفسور علی یخکشی، فوق تخصص مدیریت محیطزیست میگوید: «متأسفانه در کشور ما توجه خاصی به امر فرهنگسازی و شریک کردن مردم در حفاظت وجود ندارد. یک مثال ساده نشانگر نقش مردم و مؤثر بودن آن است. برای حفاظت از جنگلهای شهرستان بهشهر در برههای از زمان در ازای هر هکتار، 6 هزار تومان به مجری طرح پرداخت میشد، اما در همان برهه زمانی ما توانستیم با مشارکت مردم با هزینه متوسط 900 تومان برای هر هکتار (یکششم هزینه مذکور) 3 هزار هکتار را حفاظت کرده و علاوه بر آن 60 هکتار هم جنگلکاری کنیم.»این استاد دانشگاه بیان میدارد: «عدم برخورداری از جایگاه مناسب، سبب شده تا سازمان حفاظت از محیطزیست پس از 40 سال و سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری پس از بیش از 80 سال کارنامهای سبز در حفاظت نداشته باشند». یخکشی عدم اختصاص بودجه لازم را سبب بحرانی شدن وضع محیطزیست اعلام کرده و میافزاید: «قطع بیرویه درختان، تخریب زیستگاهها، آلودگی دریاها و رودخانهها و بسیاری از تهدیدات برای مناطق تحت مدیریت سازمان، ناشی از فعالیت وزارتخانههای توسعهای است. سازمانی که نه جایگاه مناسبی در ساختار دولتی و نه بودجه لازم را دارد، نه متخصصان آموزشدیده در سطح وسیع در اختیار دارد و نه مشارکت مردمی را از طریق آگاهی بخشی جذب کرده است، چه کاری از دستش برمیآید؟»اما تصویب بودجه اندک برای سازمان حفاظت محیطزیست گلایه نایب رئیس کمیسیون بهداشت را نیز به همراه داشته است. محسنی بندپی با بیان اینکه «عدهای به توسعه پایدار و بهبود وضع زیستمحیطی کشور توجه ندارند»، میگوید: «متأسفانه به دلیل عدم تحقق برنامههای تدوین شده برای محیطزیست در برنامه چهارم توسعه، همان برنامهها در برنامه پنجم لحاظ شده است، اما بودجه پیشنهادی شبیه بودجه سال 89 است بنابراین نمیتواند برنامه هفتگانه تنوعزیستی، طبیعت، ارتقای فرهنگ اخلاق محیطزیست، حفاظت و بهرهبرداری از زیستبومها، برنامههای مدیریت آلایندهها، پسماندها و... را محقق کند.»وی همچنین افزود: «انطباق موارد قانونی برنامه پنجم با لایحه بودجه حاکی از آن است که ابهاماتی در ردیف بودجهای سازمان حفاظت محیطزیست وجود دارد. به عنوان مثال حفاظت از طبیعت و تنوعزیستی یکی از مواردی است که دارای ابهامات بودجهای است. کشور ما از جمله کشورهایی است که مسائل زیستمحیطی آن از وضع خوبی برخوردار نیست و اعتبارات این فصل باید مورد توجه ویژه قرار گیرد.»کوتاه سخن اینکه با روند تصویب بودجه و نوع مدیریت حاکم بر این سازمان نمیتوان برای محیطزیست کشور در سال 90 آیندهای روشن را متصور شد و هر آن باید چشم انتظار بود تا پازل ناقص این سازمان شاهد رویداد تلخ دیگری باشد تا مسئولان برای فرار از آن یا به دیواری به نام حاشا تکیه بزنند یا تقصیرها را به گردن دیگری بیندازند.