توسعه محور شرقي كشور به عنوان يكي از راهبردهاي استراتژيك جمهوري اسلامي جهت استفاده بهينه از موقعيت ممتاز خود در منطقه و كسب جايگاه برتر در معادلات بينالمللي است. در اين ميان چابهار نقش كليدي را برعهده داشته و دروازه جديد ارتباط ايران با آبهاي بينالمللي خواهد بود، جايي كه قرار است كشتيهاي بينالمللي بارگيري و تخليه شوند و از طريق راهآهن بار خود را به درون كشور انتقال داده و سپس به اروپا يا آسياي ميانه ترانزيت كنند، طرح توسعه بندرگاه شهيد بهشتي چابهار به اين منظور طراحي، تدوين و وارد مرحله اجرايي شده است. طرح عظيمي با افق بيش از 20 سال كه باعث تحول استان سيستان بلوچستان در مرحله اول و كل كشور در مراحل بعدي خواهد شد و اين تحقق نويد جايگزيني مناسب براي بنادر استانهاي واقع در حاشيه خليج فارس را ميدهد. يكي از مراحل كليدي اين طرح افزايش ميزان عمق آب جهت پهلوگيري كشتيهاي بزرگ است كه هنگام اجراي آن به دليل وجود مرجانهاي زيباي خليج چابهار در منطقه كار براي مدتي متوقف شد تا چارهاي براي حفظ مرجانها و گرهگشايي از كار توسعه بندر انديشيده شود. دكتر سيدمحمدتقي ساداتيپور استاد دانشگاه، عضو انجمن علوم و فنون دريايي كشور و مجري طرح مذكور در گفتوگو با «جوان» از روند اين چارهجويي كه به انجام كاري بزرگ و ثبت افتخاري ديگر به نام جمهوري اسلامي ايران در مجامع بينالمللي، يعني انتقال مرجانها از محل زيست اوليه خود به جايي خارج از منطقه و شكستن انحصار علمي و عملي موجود در فناوري اين كار كه در اختيار امريكا و ژاپن است، گفت.طرح انتقال مرجانها از چه زماني در دستور كار قرار گرفت؟قرار بر اين شد بندر شهيد بهشتي توسعه پيدا كند بر اين اساس پروژه طرح توسعه كار خود را آغاز كرد و پيشرفت نسبي داشت تا اينكه وجود مرجانها به عنوان مشكل پيش رو قرار گرفت و بر اساس لزوم حفظ منابع طبيعي، سازمان محيط زيست اعلام كرد كار توسعه بندر متوقف شود تا راهكاري در آن زمينه پيدا شود. همان طور كه ميدانيد طرح توسعه بندر شهيد بهشتي كار عظيمي و در حد پروژه شهيد رجايي در بندرعباس است. براي رفع مشكل قرار بر انتقال مرجانها از منطقه شد. در جستوجويي كه صورت گرفت، اعلام كردند كه در كل دنيا دو شركت كار انتقال مرجانها را انجام ميدهند، يك شركت امريكايي و يك شركت ژاپني. به جز اينها هيچ كس نميتواند اين كار را انجام دهد. امريكاييها كه به دليل شرايط تحريم حاضر به آمدن نبودند، ژاپنيها هم رقمهاي بالايي درخواست داشتند، با بررسيهايي كه انجام شد معلوم گرديد كه اگر خارجيها بخواهند كار را انجام بدهند هزينههاي بسيار بالايي بر كشور تحميل ميشود.چه راهكاري براي خروج از اين شرايط پيشنهاد شد؟تيمي از محققان دانشگاهي ايران شكل گرفت تا بر اساس استانداردهاي جهاني و روشهاي بومي اين كار صورت گيرد. جلسات متعددي برگزار شد تا رسيد به جلسهاي بين تيم محققان دانشگاهي، سازمان حفاظت از محيط زيست و دستگاه پيمانكاري EPC طرح، تا چگونگي خروج از بنبست بررسي شود. ما هم گفتيم اين كار شدني است و در فاز اول پيمانكار كدورتسنج تهيه و دراختيار سازمان محيط زيست قرار داد تا هر گاه بر اثر فعاليت عمراني، كدورت آب از سطح استاندارد خارج شد كار متوقف شده، بعد از خود پالايش آب كار مجدداً از سرگرفته شود. بنابر اين كار تعطيل نميشد بلكه به صورت مديريت شده و با رعايت مسائل زيست محيطي جلو ميرفت، اين گام اول بود.گام بعدي چه بود؟بنابر اين بود كه ما به عنوان محققان دانشگاهي يك تيم را تعيين، روش كار مشخص و امكانات را شناسايي كنيم و آن را در اختيار سازمان حفاظت از محيط زيست قرار دهيم اگر مورد تأييد آنها بود كار استارت بخورد. پروسه انتخاب تيم، تعيين متدولوژي و تأييد گام به گام سازمان 10 ماه طول كشيد. همه اين اتفاقات در سال 87 و با آغاز ارديبهشت ماه رخ داد.شما بر چه مبنايي ميگفتيد كه كار انتقال مرجانها عملي است؟ما بدون پشتوانه علمي اين حرف را نزديم، مثلاً پنج سال پيش يك تيم كانادايي در منطقه حاضر شد و يك سري مطالعات روي مرجانها انجام داد كه نتيجه مطالعات آنها موجود بود. از سوي ديگر شركتي زير نظر هاسكولينگ انگلستان پيش از اين قضايا مطالعات گستردهاي را در زمينه بستر دريا انجام داده بود.يعني تحقيقات گروههاي خارجي بر روي انتقال مرجانها بود؟نه بر روي بستر دريا، اكوسيستمهاي زيست محيطي و مسائلي از اين دست بود. ما خودمان هم 60 لايه اطلاعاتي روي بستر دريا را براي بخش درياي سازمان زمينشناسي توليد كرديم. بنابر اين وقتي ما در دانشگاه مدعي شديم كه ميتوانيم اين كار را انجام دهيم يك استخوانبندي و يك پايه اطلاعاتي از قبل وجود داشت كه گروههاي مختلفي انجام داده بودند اما نه با نگاه انتقال مرجانها بلكه با ديد شناخت و شناسايي محيط خليج چابهار، ما ديديم اين اطلاعات موجود است و با يك پژوهش تكميلي ميتوانيم فرايند انتقال را انجام دهيم.هنگامي كه كار توسعه بندر به بنبست خورده بود اولين راهكاري كه توانست ما را از بنبست خارج كند استفاده از كدورتسنج بود چون نه سازمان محيط زيست دوست داشت كار توسعه روي زمين بماند و نه پيمانكار، چرا كه اين پروژه عظيم با زمانبندي دقيق و هزينههاي ميلياردي قرار بود در 1000 روز به بهرهبرداري برسد. با استفاده از كدورتسنج، كار نميخوابيد بلكه به صورت مقطعي جلو ميرفت يعني تا وقتي به حد غيرمجاز نرسيده بودند كار ميكردند و هنگامي كه كدري آب زيادي ميشد كار متوقف ميشد، پيشنهاد داده بوديم 8 ساعت كار در روز را به جاي اينكه پشت سر هم باشد در 24 ساعت و در كل شبانهروز 8 ساعت كار كنند كه هم پروژه جلو برود هم به محيط آسيب نرسد. آن موقع هنوز به محوطه مرجانها نرسيده بودند. 2 يا 3 ماه با اين روش كار شد تا ما متدولوژي و روش كار انتقال مرجانها را به تأييد سازمان محيط زيست رسانديم.تيم اجرايي انتقال مرجانها چگونه انتخاب شد؟افراد مختلفي را در سطح كشور شناسايي كرديم و ليست اسامي آنان را به سازمان حفاظت از محيط زيست داديم تا تأييد نهايي با آنها باشد و اين سازمان از روند كاري اعتماد حاصل كند.روش كار را چطور انتخاب كرديد و تأييديه گرفتيد؟بعد از انتخاب تيم طبيعتاً روش كار بايد مشخص ميشد، ما براي اين كار از تجربيات پروژههاي مشابه در ساير كشورها استفاده كرديم، كار آنها را مطالعه و روش بهينه متناسب با شرايط خليج چابهار را استخراج و به تأييد سازمان محيط زيست رسانديم. روشهاي انتقالي كه در دنيا مرسوم است به شكلهاي قلمهزني، بوتهكاري و جابهجايي تودهاي است يعني هر جايي كه در دنيا اين كار را انجام داده بودند با استفاده از يكي از اين روشها بوده.پيش از ما چند كشور به فناوري انتقال مرجانها دست يافته بودند؟ما سومين كشوري هستيم كه به اين تكنولوژي دست پيدا كرده بوديم و در ميزان انتقال مرجانها رتبه نخست دنيا را داريم. حداكثر حجم انتقالي در دريا 560 تا 570 كلوني است كه ما بيش از 4000 اجتماع مرجاني را جابهجا كرديم و اين را به عنوان ركورد جهاني به ثبت رسانديم.با انتخاب تيم و روش انجام كار گام بعدي انجام اين طرح چه بود؟اولين سؤالي كه مطرح ميشد اين بود كه مرجانها كجا بروند؟! تيم، روش و ملزومات مورد تأييد وجود داشت و ما حالا بايد مشخص ميكرديم مرجانها را كجا ميخواهيم ببريم، اينها موجودات زنده هستند. خانه آيندهشان كجاست؟! آن خانه آينده بايد ويژگيهاي محل زندگي فعليشان را داشته باشد و نزديكترين نقطه به مكان قبليشان انتخاب شود. نميشود آنها را به فواصل دور مثلاً بندرعباس انتقال داد. ما آمديم در خليج چابهار گشتيم نزديكترين نقطه و مناسبترين نقطه كه خارج از محدوده طرح توسعه بندر شهيد بهشتي بود را انتخاب و 26 نقطه را براي آناليزهاي مختلف شاخصهاي حياتي مرجانها اندازهگيري كرديم، تا شاخصههايي مانند ميزان درجه حرارت از سطح تا عمق، تغييرات ميزان شوري باز هم از سطح تا عمق، ميزان كدورت، تغييرات ميزان PH، اكسيژن محلول آب، كلروفيل موجود در آب را به دست آورديم و نتايج آزمايشات را به سازمان محيط زيست داديم و آنها تأييد نهايي انتخاب نقطه مناسب را دادند و ابلاغ شروع پروژه را در دو مرحله پايلوت و مرحله اصلي صادر كردند.مرحله پايلوت چه زماني پايان گرفت؟تأييديه سطح سلامت طرح پايلوت در تاريخ 24 فروردين 1388 صادر شد و كارشناسان سازمان محيط زيست يك بار در همان تاريخ و بار ديگر در خرداد ماه آن سال از تهران به منطقه آمدند و بر طرح نظارت كردند، همزمان با اجراي طرح بعد از 60 سال توفانهاي محلي داشتيم و ما با تمام مشكلات توانستيم كار را به خوبي انجام دهيم.عمليات انجام كار را چگونه پيش برديد؟ما به طور منظم اطلاعات را براي مشاور خارجي طرح ارسال ميكرديم، كلاسهاي آموزشي براي غواصان و ناظران سازمان محيط زيست برگزار كرده، بسترسازي كرديم. مرجانها يكي يكي از مكان اوليه كنده و در نقطه مورد نظر قرار ميگرفت، كار براساس استانداردهاي جهاني و با حضور چند نفر از بهترين اساتيد دانشگاهي ايران كه اعتبار بينالمللي دارند انجام شد. طرح پايلوت 20 روز طول كشيد و پس از پايان آن كارشناسان سازمان تصميم گرفتند تا توفانهاي فصلي «موسون» (Phet) هم بگذرند بعد كار ادامه يابد، ما هم نزديك به شش ماه معطل شديم تا اينكه دوباره كار آغاز و به مرحله اصلي وارد شد.گويا حين انجام كار مشكلاتي هم به وجود آمده كه باعث تأخير در انجام پروژه و در مقطعي به تعطيلي آن انجاميده است، اين مشكلات چه بود؟تيمي كه از سوي سازمان نظارت بر عملكرد انتقال آمده بود شامل دو نفر از مديران كل سازمان و چند محيطبان بود كه تخصصي در زمينه انجام اين نوع كار نداشتند و گويا در مدت زماني كه بنده براي مأموريت به خارج از كشور رفته بودم بر سر چگونگي انجام كار با نيروهاي متخصص ما از نظر انتخاب روش كار به تضاد خورده بودند. اين موضوع نقطه شروعي شد براي مسائل بعدي، مصاحبهاي هم يكي از دوستان انجام داد و گفت ناظران سازمان فاقد صلاحيتهاي فني براي كار نظارتي هستند و باز هم مسئله دامن زده شد تا آنجا كه امام جمعه شهر چابهار حجتالاسلام موسوي هم در خطبههاي نماز جمعه شهر درباره مسائل پيش آمده صحبت كردند و از كندي طرح توسعه بندر شهيد بهشتي انتقاد و از سازمان محيط زيست به خاطر حاشيه زدن به مسائل گلايه كرد.سازمان حفاظت محيط زيست از عملكرد شما ايراداتي گرفت، مثلاً انجام كار بالاي 29 درجه حرارت، اين ايراد تا چه حدي وارد بود؟ما دو بحث داشتيم يكي اينكه شما نميتوانيد. دما را از محيطبان اخذ كنيد، چون به محيطبان كه تخصص آنچناني نداشت يك دماسنج ديجيتال داده بودند او هم آن را داخل آب ميكرد و رقم را ميگفت يعني تا وقتي عدد زير 20 بود اجازه كار ميداد و هنگامي كه از آن بالاتر ميرفت جلوي كار را ميگرفت، كار دريا با روي زمين متفاوت است. در شرايط بحران اين عمل در حال انجام بود، ما براي گرفتن يك قايق با مشكل روبهرو بوديم مخصوصاً اگر فصل صيد بود، وقتي هم كه قايقها آماده ميشد و غواصها هماهنگ ميشدند، يك مرتبه ميآمدند و ميگفتند كار تعطيل است، همين تعطيلي برابر با يك ميليون تومان هزينه بود، از هزينه مهمتر انگيزه تيم بود كه از بين ميرفت. با اين شرايط متخصصي كه تنها به خاطر انگيزههاي علمي چنين شرايط سختي را پذيرفته و به اين منطقه آمده ممكن بود محل را ترك و از ادامه فعاليت سر باز زند. ما در اين شرايط حساس بوديم، به آنها گفتيم اين نوع اعلام دما را قبول نداريم بلكه اعلام دما بايد مستند باشد. اين از مورد اول، مورد دوم سؤال ما از محيط زيست اين بود چرا ما از نيروي متخصص استفاده ميكنيم؟ نيروي متخصص براي فراهم كردن تمهيدات است مثلاً در كارهاي عمراني دماي مناسب بتن بين 30 تا 35 درجه است حالا بهخاطر اين وضعيت بايد تمام كارهاي عمراني در نقاط گرم و سرد كره زمين تعطيل شود؟ در خوزستان داريد سد ميسازيد دما در فضاي باز به 50 درجه ميرسد، كارشناسان در چنين شرايطي يخ ميريزند و دما را معتدل ميكنند، اين يعني تمهيدي كه متخصص انجام ميدهد. اين روش فني است يعني متخصصان مينشينند و براي موانع فني راهكار ميدهند. البته ما در هيچ جا دما را به عنوان مانع بازدارنده براي انجام كار انتقال مرجانها در نظر نگرفتيم كما اينكه در همين دوره پنج ماهه كه ما كار را تعطيل كرديم بيخ گوش ما در عربستان شركت امريكايي همين كار را انجام داد. تمهيد ما اين بود كه پتوي خيس روي مرجانها بگذاريم و آنهايي كه كوچكتر بود را داخل سطل آب قرار ميداديم. الزماً روشها اينگونه نيست كه شما فرض كنيد ما بايد صبر كنيم تا يك دماي مناسب ايجاد شود، اگر قرار بر اين بود كه نيازي به نيروي متخصص نباشد، چهار نفر غواص بومي را ميآورديم و ميگفتيم در اين چند ماه سال برويد اين كار را انجام دهيد.حرف ما با محيط زيست اين بود كه مسئوليت كار با ماست. وقتي 10 ماه طول كشيد تا تيم، روش و ملزومات را تأييد كند پس چرا سد ايجاد ميكنيد؟ وقتي تأييد كردهايد يعني اين آدمها مسئولند و بايد كار را طوري انجام دهند كه نتيجه خوبي بگيرند، افراد تيم هم كارشناسان معمولي نبودهاند. هر كدام داراي عقبه علمي و دانشگاهي هستند، آقاي دكتر شكري چهرهاي بينالمللي است، آقاي سميعي تخصصش استرس درماني موجودات دريايي است، نميتوان با گفته محيطبان كار آنها را متوقف كرد.به نظر ميرسد با چنين شرايطي تصميمگير فني مشخصي وجود نداشت!بحث ما هم همين بود كه مسئول تصميمات فني كيست؟ در دريا بايد لحظهاي تصميم گرفت و نميشود صبر كرد، ما ميگفتيم مسئوليت تصميمات با ماست و شما نميتوانيد بگوييد چه تصميماتي را بگيريم چون نه تخصص فني داريد و نه مسئوليت. وقتي قرار است ما پاسخگو باشيم بايد تصميمگيرنده هم باشيم. صحبت ديگرشان در مورد روش انتقال بود كه چرا بعضيها را روي تخته گذاشته و يكسري را از زير آب و بعضيهارا هم زير پتو گذاشته و بردهاند. گفتيم روش كه الزاماً اين نيست كه از درون آب مرجانها را جابهجا كنيم، در عربستان امريكاييها با خودرو مرجانها را بردند، عكس و فيلم و گزارش آن هم موجود است و ما خودمان رفتيم آنجا و ديديم مرجانها را كف خودرو ميگذاشتند و به راحتي ميبردند، تازه آنجا فاصله زياد بود ما در چابهار با قايق 8 دقيقه در راه بوديم، آنها معتقد بودند كه بايد همه مرجانها را از زير آب ميبرديم در صورتي كه در پايلوت، ما همه مرجانها را كف قايق گذاشتيم و برديم. هماكنون هم همگيشان تجمعات بزرگ تشكيل داده و در سلامت به سر ميبرند. صحبت ما با آنها اين بودكه روش الزامآور نيست بلكه نتيجه مهم است. بحث ديگر اين بود كه وقتي مرجانها را خارج از آب ميبريد به آنها استرس وارد ميشود، ما پاسخ داديم غواص ما تخصصش اين است و در ايران منحصر به فرد است و شخص ديگري نيست كه تخصص ايشان را داشته باشد. جالب اينجاست وقتي متخصص ميگويد ايرادي وجود ندارد محيطباني كه فاقد صلاحيت علمي است از كار ايراد ميگيرد. ايراد بعديشان كم بودن تعداد غواص مورد استفاده بود، ما گفتيم تعدادشان 15 نفر بوده و مورد تأييد شما هم بوده و حضور و غيابشان را هم خود محيطبانتان انجام ميدهند.گويا بحثي داشتهاند كه هنوز در منطقه مرجانهايي باقي ماندهاند؟بله، در هيچ جاي دنيا نميآيند يك جنگل را به طور كامل جابهجا كنند بلكه از هرگونه تعدادي را برميدارند، اين يك آماري دارد كه مثلاً از درختهاي كوچك چه تعداد باشد، از درختهاي متوسط چقدر و درختهاي بزرگ هم چه رقمي جابهجا شود كه توالي را حفظ كنند، همه جاي دنيا اينگونه عمل ميشود، در عربستان 560 كلوني جابهجا شد كه 320 تاي آن كوچك بود، 200 تا متوسط و 40 تا بزرگ، ما 4000تا كه 80 درصد آنها بزرگ بود را جابهجا كرديم. اختلاف ما با آقايان اين بود كه بر مبناي حرف آنها بايد كار را چند سال تعطيل ميكرديم و عدهاي را ميگذاشتيم بگردند هرجا بوته مرجاني ديدند، بردارند و انتقال بدهند كه كاري غيرعلمي است.چند نوع مرجان در منطقه وجود دارد؟9گونه در آن محدوده وجود دارد كه سه تا چهارتاي آنها به صورت منسجم است و باقي به شكل پراكنده و موردي يافت ميشوند، از همه آنها نمونهبرداري شد و به رغم اينكه بايد تعداد كمتري برداشت ميشد آمار را بالاتر برديم.در نقاط ابلاغي، ما تمام مرجانها را جابهجا كردهايم و تعهد خودمان را انجام دادهايم و حتي فراتر از آن هم عمل كردهايم. اگر آقايان ميگويند باز هم هست اشكالي ندارد يك تيم ديگر را بياورند اين كار را انجام دهند، اما ديگر تعهدي نسبت به خارج از محدوده لكهگذاري شده توسط سازمان محيطزيست نداريم. ما نميتوانيم به حرف دل بخواهي آقايان غيرمتخصص عمل كنيم، البته بعضي از گونهها به خاطر ترد بودن به آنها بيسكويتي ميگويند و اگر دست به آنها بخورد، متلاشي ميشوند كه ما آنها را بوتهكاري كرده و برديم.شنيدهها حكايت از آن دارد كه بسترسازي كافي نبوده؟!ميگويند بسترسازي به ميزان كافي نبوده ما هم جواب داديم هر آنچه را كه برديم برايش بستر ساختيم و همه بسترها موجود است مانند ساختمان نيست كه زيربنا در عمق سه متري آب باشد، حتي در هواي خوب از سطح آب هم قابل مشاهده است. تازه اگر از ميزان لازم بيشتر كار ميكرديم خلاف قانون محيطزيست بهحساب ميآيد.يكي ديگر از مشكلاتي كه سازمان حفاظت از محيطزيست مطرح كرده عدم استفاده شما از سيمان تيپ يك بوده، چرا از اين سيمان استفاده نكردهايد؟اين سيمان به دليل وجود پزلون كه مادهاي سمي است مورد استفاده قرار نگرفته، اگر ما سيمان تيپ يك به كار ميبرديم تمامي مرجانها به خاطر وجود اين ماده ميمردند، پزلون را براي مقاومت بتن به كار ميبرند كه در بلوكهاي ما به دليل عدم استفاده از اين ماده مقاومت بتن پايين آمده بود و يكي از اشكالات آقايان استحكام بلوكها بود. ما براي جلوگيري از مرگ مرجانها اين كار را كرديم.علاوه بر اين ايراد ديگري كه از ما گرفته شد كوچك بودن محل انتقال است كه اين محل را قبلاً سازمان خودش تأييد كرده بوده و در ضمن غير از آنجايي نبوده كه نخواسته باشيم ببريم، زيرا بعد از آن منطقه نظامي ميشود.كارشناسان داخلي و بينالمللي درخصوص طرح صحبتي داشتهاند؟پروفسور ميشائيل ريسك يكي از مطرحترين اقيانوسشناسان درباره اين پروژه ميگويد: «تنها چيزي كه توجه من را جلب كرد، اين بود كه چطور چند نفر دانشگاهي با امكانات بومي و محلي توانستهاند كارهايي را انجام دهند كه ما در كشورهاي توسعه يافته نميتوانيم» و ميگويد «من خيلي فكر كردم اينها چگونه توانستهاند اين مرجانها را بدون كمك گرفتن از خارجيها جابهجا كنند، به تنها جوابي كه رسيدم اين بود كه اينها از قرآنشان الهام ميگيرند، چون آموزههاي قرآنشان حائلي بين انسان و محيطزيست نميبيند و جزو آموزهها و تكاليف دينيشان است كه محيطزيست را حفظ كنند، آنها ميتوانند كارهايي را انجام دهند كه ما كشورهاي توسعهيافته امريكايي و كانادايي نميتوانيم، نه اينكه در انجيل ما وجود نداشته باشد، در انجيل ما هم بوده، اما چون اين انجيل از زبان آرامي به عبري و از عبري به انگليسي ترجمه شده ما اين آموزهها را از دست دادهايم.» اين در گزارش رسمياش بوده، اين را يك خارجي با ديدن كار ما ميگويد اما برخوردهاي داخلي ما را با اين كار مقايسه كنيد، اين صحبت را ايشان براي رئيس خودش در كانادا نوشته و ما هم به طور اتفاقي در اينترنت ديديم نه اينكه آن را براي ما فرستاده باشد. متخصصان داخلي و خارجي اين كار را تأييد كردهاند، حتي خود محيطزيست هم اصل كار را قبول دارد، اما ميگويد باز هم مرجان هست و بايد جابهجا شود كه ما ميگوييم در نقاط ابلاغي به ما نيست و اگر هم در نقاط ديگري هست نيازي به جابهجايي ندارد و آنچه انجام شده فراتر از نياز يك پروژه انتقال بوده است.خبري چند وقت پيش اعلام شد كه اين طرح باعث مرگ مرجانها شده است و روي آنها خاك ريختهاند. صحت و سقم اين اخبار تا چه ميزان است؟اين اتفاقاً موضوعي بود كه اخيراً اتفاق افتاد. دادستان را به محل آوردند و ايشان بعد از بازديد حكم صادر كردند و ثابت شد چنين موضوعي وجود خارجي ندارد، با اين حكم كار پروژه رفع توقيف شد.با اين مشكلتراشيهاي بيمورد، آيا ميتوان گفت كه شرايط تحقيق در كشور از بين خواهد رفت؟در كشور عدهاي دانشگاهي بدون پشتوانه و حمايت آمدهاند كاري را كه دنيا با امكانات وسيع صنعتي انجام ميدهند را در سطحي عالي انجام دادند و توسط خارجيها مورد تحسين قرار گرفتند، اين كار توسط هر متخصص منصفي مورد تأييد قرار گرفته و ميگيرد، چطور ميشود يك سازمان به جاي تشويق و تقدير از آنها چنين برخوردي كرده و با آبروي آنها بازي كند و شرايط را به نحوي كند كه هيچ فرد دانشگاهياي جرأت نكند وارد چنين موضوعاتي شود و جا براي شركتهاي خارجي باز شود. با اين شرايط شركتهاي خارجي ميآيند هر كاري را بخواهند انجام ميدهند خوب يا بد، كما اينكه امريكاييها همين كار را در عربستان انجام دادند. الزاماً اينگونه نيست كه كارشان درجه يك و عالي باشد، شايد درصد مرگ و مير مرجانهايشان خيلي بيشتر از ما باشد، كارشان هم خيلي بدتر از ما باشد، اما حداقل اين است كه تمام عربستان پادشاهشان تا محيطزيستشان همه آنها را حمايت ميكنند، حالا چرا بايد در ايران چنين كاري با ما بكنند؟ اين كجايش انصاف است؟!