
این زن 21 ساله با ارائه دادخواست طلاق به رئیس شعبه 240 دادگاه خانواده گفت: من و شوهرم حدود دو سال است که عقد کردهایم و به دلیل دخالتهای خواهر شوهرم هنوز نتوانستهایم ازدواج کنیم، چون باید برای هر کاری از او اجازه بگیریم.
شاکی گفت: شوهرم خیلی بیعرضه است و نمیتواند از پس زندگی مشترک بر بیاید. او نمیتواند هیچ تصمیمی برای زندگیمان بگیرد و باید مرتب از خواهرش اجازه بگیرد و اگر او اجازه داد، میتواند تصمیم بگیرد.
زن جوان در حالی که به شدت عصبانی بود، مدعی شد: بارها به دلیل اینکه با شوهرم به تفریح رفتهام یا شوهرم برای من هدیهای گرفته است، از خواهرشوهرم کتک خوردهام. او میگوید باید برای همه امور از من اجازه بگیرید. زمانی که خواهرشوهرم مرا کتک میزند، شوهرم نیز به دلیل ترس از خواهرش شروع به ضرب و شتم من میکند.
شوهر این زن با ناراحتی گفت: من به همسرم علاقهمندم، اما حتی برای خریدن یک شاخه گل برای او باید از خواهرم اجازه بگیرم. او به شدت بر زندگی ما مسلط است و نمیتوانم جلوی او را بگیرم.
رئیس دادگاه بعد از شنیدن اظهارات طرفین، حکمی مبنی بر طلاق صادر نکرد و رسیدگی به پرونده را به جلسه بعد موکول کرد.