اتاق بازرگانی تهران اصلیترین جمع متشکل از مدیران بخش خصوصی است که در اقتصاد کشور نقش مهمی را به عهده دارد. بخش زیادی از پیشرفت هر کشوری بدون شک وابسته به اقتصاد آن است که مردم عادی و بخش خصوصی را نشانه گرفته است. در خیابان وزرا مهمان یحیی آلاسحاق، رئیس اتاق بازرگانی تهران شدیم تا درباره عدالت و اقتضائات آن گپ بزنیم که ماحصل آنرا در ادامه میخوانید: در ادبیات اقتصادی دنیا، رسیدن به تساوی حقوق، مساوی با توسعه است. اما در ادبیات اسلام، عدالت محور اصلی پیشرفت معرفی میشود. تعریف شما از عدالت چیست؟عدالت با تساوی فرق دارد. از لحاظ کمیت و کیفیت تساوی و عدالت بسیار از هم دور هستند. به نظر من عدالت یعنی قرار دادن هر چیزی در جایی که نقطه بهینهاش است. بر اساس این تعریف باید به یک تعریف مشترک از نقطه بهینه برسیم که میتوان گفت نقطه بهینه، مختصاتی است که هر استعدادی کمال خود را در آن به دست خواهد آورد. استعداد، پتانسیل و ارزشهایی که در یک فرد، جامعه یا حتی یک ایده وجود دارد در آن مختصات به منصه ظهور رسیده و بهترین نتیجه را حاصل خواهد داد.عدالت نیاز انسانی است یا جایگاهی بالاتر دارد؟عدالت امانتی است که خداوند به ما سپرده است.در نظام اسلامی، عدالت در عرصه اقتصادی را چگونه میتوان ارتقا داد؟اگر مجموعه اقتصادی را به عنوان یک ساختمان در نظر بگیریم و اجزای بیرونی آن را جدا کنیم، به یک اسکلت و چارچوب پایه میرسیم که متشکل از مجموعه روابط حاکم بر اقتصاد است. مانند رابطه مردم با دولت یا بالعکس، فناوری با بانک، بانک با فرهنگ که این اسکلت برآیند همه این روابط است. برای آگاهی از نقش عدالت در اقتصاد باید به دنبال این باشیم که آیا این روابط عادلانه هست یا خیر. وقتی شاهد هستیم که شکافهای اقتصادی باعث شدهاند عدهای دهک دهم باشند و عدهای دهک اول با یک بیعدالتی روبهرو هستیم که نمودی از روابط غلط اقتصادی است. فرصتهای اقتصادی، استعدادها به گونهای تقسیم شده که کوه و دره را به وجود آورده است.برای درمان این موضوع و حرکت بیشتر به سمت عدالت باید به این فاصله توجه کرد یا به دنبال تصحیح روابط بود؟اگر روابط اقتصادی را با عدالت برقرار کنیم به طور یقین نتیجه هم عادلانه خواهد بود. علاوه بر آن در سطح جامعه در دورهها و نسلهای مختلف نیز رضایتمندی حاصل میشود. به طور قطع باید به دنبال تصحیح روابط اقتصادی رفت.عدهای از کارشناسان اقتصادی ایجاد عدالت در اقتصاد را یک ایدهآل آرمانی و دستنیافتنی میدانند که به عنوان هدف معرفی شده و در انتها به یک تساوی منجر خواهد شد. در الگوی اقتصادی اسلامی ـ ایرانی باید چه عواملی را در اقتصاد ارتقا دهیم تا عدالت فراگیرتر از قبل باشد؟بدون هیچ تعارفی باید گفت شاخص اقتصاد عادلانه تقواست. اگر در حوزه اقتصاد روابط را بر اصل تقوا استوار کنیم به فرمولهایی دست مییابیم که پیشرفت سریع و عادلانه را به همراه خواهد داشت. به عنوان مثال اگر کسی در یک جامعه صاحب صد میلیون پول باشد و در مقابل کسی یک میلیون پول داشته باشد اگر ملاک ما تقوا باشد مسیر به دست آوردن ثروت و همچنین مصرف آن برایمان اهمیت خواهد داشت نه میزان ثروت. مشکل ما در بحث عدالت اسلامی در اقتصاد این است که نمودها را به جای اصل در نظر گرفتهایم و سعی در تصحیح آن داریم. حضرت امیرالمؤمنین(ع) باغ خرمایی را با زحمت زیاد اداره کردند، وقتی این باغ به بار نشست، محصول فراوان داد. اگر مقدار را در نظر بگیریم حضرت جزو ثروتمندان بودهاند در صورتی که هیچکس در عدالت ایشان شکی ندارد. باید دید این ثروت در کجا خرج شده است. محصول این باغ در میان فقرا تقسیم میشد. بازیگران اقتصادی همچون حاکمیت و بنگاهها و مردم و همه کسانی که تأثیرگذار در این بخش هستند، روابطی با هم دارند که از دیگری جدا نیست. به عنوان مثال اعتبارات بانکی چگونه در میان مردم توزیع میشود. چگونه یک فرد میلیاردها وام میگیرد و کسی دیگر یک درصد آن را هم نمیتواند به دست آورد. فرصتهای تحصیلی بهتر در اختیار چه اقشاری قرار میگیرد و نسل بعدی مدیران ما از چه تفکری میآیند. راهکار چیست؟شاخص اول در رسیدن به عدالت اقتصادی، تشخیص روابط حاکم بر عاملهای اقتصادی است که کدام یک عادلانه و کدام یک ظالمانه است. نکته دوم اینکه تعریف روابط عادلانه را در جامعه نهادینه کنیم تا سَفسَطه یا الگوهای خارجی جایگزین اهداف ما نباشند و روابط ظالمانه خودشان را در میان روابط سالم پنهان نکنند. بحث تقوا بسیار عمیق و در عین حال جاری در زندگی مردم است. اما وقتی در مقولهای همچون علم اقتصاد آنرا بیان میکنیم باید مشخصهاش را هم بشناسیم. به نظر شما مشخصه تقوا در اقتصاد چیست؟در فرهنگ اسلامی معیار تقوا، خداوند است. سبقت ا.. و من احسن الخالقین.اگر رنگ و بوی روابط، فرآیند و خروجی اقتصادی در راه خداوند باشد همهاش عادلانه خواهد بود. خوشبختانه ما حلالمسائلی همچون قرآن داریم. صورت مسئله سخت نیست اما در اجرا کمی تأمل میطلبد. باید در هر کاری به دنبال کسب رضایت خداوند باشیم. آیا معاملهای که انجام میدهیم حلال است یا حرام، سرمایهگذاری که انجام میدهیم در منطقه محرومی است که یک جمعیت را تحت پوشش میدهد یا در جایی که نیازی به آن نیست. مدیر دولتی که محصولی را ذخیره میکند، نگاهی تیزبین و آیندهنگر دارد یا به دنبال جلب نظر مدیران بالادستی است و.... رضایت خداوند در رابطههای اقتصادی تحت احکامی است که کاملاً مشخص است. معاملات حرام، حلال، مباح و.... یک مبادله حرام شاید برای ما سودآور باشد و در ظاهر تأثیری بر روی ما نگذارد اما تأثیرش در فرآیند اقتصادی بسیار است. وجود بیعدالتی در جامعه چه آثار و تبعاتی دارد؟جامعه خسته و دلگیر میشود و هر کسی احساس میکند از دیگری طلبکار است. کسانی که با سیستم بیعدالتی زندگی کردهاند در مقابل الگوی اسلامی مقاومت خواهند کرد. اما هنر در این است که الگوی اسلامی _ ایرانی که ارائه میدهیم اثرگذار باشد؛ یعنی یک عنوان و اسم را با فرمولهای غیرعادلانه غربی ادغام نکنیم و به مردم تحویل دهیم بلکه از قرآن و سیره انبیا الگوها را استخراج کنیم.رابطه میان عدالت و پیشرفت چگونه است؟عدالت نتیجهای جز پیشرفت به همراه نخواهد داشت. نمونه آن هم در دوران حکومت پیامبر(ص) و حضرت امیرالمؤمنان علی(ع) است که منابع آن در دست است. از سوی دیگر نمونههایی که در اوایل انقلاب تجربه شد هم نتایج و تجربیات خوبی به همراه داشت. و من یتق اله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب.ولوان اهل القری آمنوا واتقوا لفتحنا علیهم برکات منالسماء والارض. یک کشور و یک ملت تقوا را رعایت کنند و خداوند را در نظر بگیرند برکات زمین و آسمان را به دست میآورند. حلالمسائلمان نزدیکمان است. هنر ما باید در این باشد که این مسائل را با آن حلالمسائل ارتباط دهیم. منشأ این کار خداوند است. هر کس خداوند را در نظر بگیرد در همه امورش گشایش ایجاد میشود. خداوند به او از جایی که فکرش را هم نمیکند روزی میرساند. یعنی همه استعدادها و تواناییهای بالقوه را خداوند تبدیل به بالفعل میکند. فقط ضرورتش مراعات تقواست. باید در برنامهریزیهایمان تقوا را در نظر بگیریم. روابط را به درستی شناخته و برنامهریزی کنیم. اگر روابطمان را خداوندی کنیم توسعه و پیشرفت عدالتمحورانه را به همراه خواهیم داشت. نمونه آن را در اوایل انقلاب دیدهایم. چون فضای کشور فضایی تقوایی شد، زمستان هم بهار بود. با وجود همه توان استکبار جهانی و ضدیتش با ایران و انقلاب اسلامی هیچ کاری نتوانستند بکنند. ما با همه محدودیتهایمان توان مقابله داشتیم. یعنی با یک کفش کتانی و یک ژ3 اما با روحیه تقوایی غالب شدیم. این یک آرزو نیست یک فرمول عملیاتی است. مشکل سر این است که چگونه این مفاهیم کلی را در حوزهها عملیاتی کنیم. باید تعریفهایی در زمینههای گوناگون همچون شغل تقوایی، کسب و کار تقوایی، تجارت تقوایی و... را در جامعه نهادینه کنیم. اگر حرکتمان را به این سمت سوق دهیم، سرعت پیشرفت بالا رفته و تمام استعدادها در بهترین جا نمود پیدا میکنند. با مراعات همین یک موضوع میتوان در همه روابط به موفقیت رسید.مدیریت این موضوع را باید از چه مصداقهایی نمونهگیری کرد؟در دین ما، تمام این حد و حدودها مشخص است. خوشبختانه در مکتب شیعه باب اجتهاد باز است و در هر موردی که شک وجود داشته باشد، میتوان با کارشناسان مشورت کرد تا زمینه فعالیت مشخص شود. به ویژه در حکومت اسلامی ما رهبری، خودشان مرجع تقلید هستند. یعنی رهبری حاکم بر این نظام در یک رابطه تقوایی شکل گرفته است. در کشورمان اصول روابط اقتصادی در حوزههای گوناگون (بر مبنای قانون)، را رهبری مشخص میکند که ولی فقیه است. یعنی هر حکمی که صادر میشود مبنایی تقوایی دارد. شورای نگهبانی داریم که قانونی که قرار است تصویب شود را بررسی میکند و رابطه آنرا با قوانین شرع در نظر میگیرد. ما در نظامی زندگی میکنیم که سازماندهیاش اسلامی است. یعنی هر قانونی که خلاف شرع مقدس باشد مشروع نیست. مهمترین عامل در نظام اقتصادی، قوانین است که در کشور ما معیار قوانین همسو بودن با شرع است. چگونه میشود حرکت روابط اقتصادی به سمت الگوهای اسلامی را سرعت بخشید؟متأسفانه برنامهریزان و عاملان اجرایی هنوز این موضوع را جدی نگرفتهاند. مسلمان و متدین هستند اما مدل برنامهریزیشان مدیریت بانک جهانی است، روابط غالبشان، یافته و بافتهشان آن است. یا اقتصاد اسلامی را نمیشناسند و یا روابط آنرا نمیدانند. حتی فلسفهای که برای پیشرفت در نظر گرفته میشود، الگویی خارجی است. در صورتی که رهبر و مدیر نظام جمهوری اسلامی ایران مخالف پیشرفت بدون عدالت است. ایشان در سخنرانیهای خود بارها تأکید داشتهاند که پیشرفت بدون عدالت را نمیخواهیم. الگوی خارجی میگوید پیشرفت ضوابط فرمولی دارد که باید بر محاسبات حاکم باشد. مشکل کار ما این است که آخرین حلقهای که ما را با عدالت روزافزون پیوند میدهد را انسانی در نظر میگیریم و اصولی را الگوبرداری میکنیم که بر پایه علم ناکامل انسان بنا شده است. اگر نظام تدبیر، نظام خداوندی باشد عدالت موجب پیشرفت میشود.از سوی دیگر متأسفانه تاکنون الگویی را در اختیار برنامهریزان قرار ندادهایم. این نیازی است که همایش ملی الگوی اسلامی _ ایرانی پیشرفت به دنبال آن است. مدلی که این همایش به دنبال ارائه آن است مورد استفاده برنامهریزی کلان قرار خواهد گرفت و به راحتی در همه واحدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی قابل تعمیم است.هر پروژهای را که تعریف میکنیم باید پیشرفت و عدالت را توأم با هم داشته باشد. این را باید به مغز استخوان، بازوهای اجرایی یعنی برنامهریز، طراح و سیاستگذار تزریق کنیم. در پیشرفت عدالتمحور انحصار و رانت هیچ جایی ندارد. پول حرام و ظلم به کارگر جایی ندارد. وقتی قبول کردید که مدل پیشرفت با عدالت با هم است دیگر بحث حقوق و... عادلانه شده و کارگر هم از کارش نمیدزد و خلاف وجدان عمل نمیکند، ضایعات کم میشود. این یک مجموعه حلالمسائل است که همه چیزش در دسترس است. موفقیتش هم تضمین شده است نه به دست بانک جهانی یا قطبهای اقتصادی بزرگ دنیا، بلکه خداوند موفقیت آنرا تضمین کرده است. برنامهریزان و طراحان اقتصادی همواره نیاز به یک الگو و نمونه دارند تا طرح خود را بر اساس آن برنامهریزی کنند. آیا این نمونه در اختیار ایشان قرار گرفته است؟در وهله اول باید به این موضوع اعتقاد کامل وجود داشته باشد که الگوی اقتصادی اسلامی جوابگوی نیازهای یک جامعه است. در وهله دوم باید برنامهریز و طراح اقتصادی با ادبیات آن آشنا باشد و عدالت را به گونهای که لازمه برنامهریزی و تخصیص منابع است، تعریف کند. یافته و بافتههای ذهنیاش، حدود خداوند و ضوابط شرعی را در برنامهریزی و فرآیندهای اقتصادی مراعات کند. اگر اینگونه باشد پیشرفتی عادلانه خواهیم داشت و اگر نه به طور قطع ظالمانه خواهد بود. متأسفانه هنوز برنامهریزان ما به ایناندازه از باور نرسیدهاند. نه اینکه نخواهند بلکه مدل و الگویی در اختیارشان نیست. برنامهریزان باید مدلی داشته باشند تا از روی آن نقشه راه را برای رسیدن به هدف تهیه کنند. نقشهای که الان در دسترس دارند، نقشه بانک جهانی است الگویی که در کشورهای شرقی یا غربی استفاده شده و نتیجه داده است. آنها الگوی بانک جهانی را با ادبیات ایرانی ادغام کردهاند و به دنبال نتیجهای عادلانه هستند! مشکل کار این است که مدل توسعه غربی لزوماً نتیجهای عادلانه ندارد. همایش الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت که دومین سال برگزاریاش را پشت سر میگذارد، حرکت بسیار خوبی است. باید سراغ ریشهها رفت، نباید تمام توان خود را برای زیبا کردن شاخهها هدر بدهیم. بلکه از ریشه، بنایی را پایهریزی کنیم که بدانیم مستحکم است.با توجه به پیچیدگی اقتصاد و رابط داخلی و خارجی آن آیا میتوان با قوانین اسلام، عدالت اقتصادی را در سطح جهانی برقرار کرد؟باور ما این است که جهان روزی زیر پرچم حکومت مهدوی(عج) قرار خواهد گرفت و همه جهان در تقوا و عدالت اداره خواهد شد. علت اینکه تمام خیر و برکات زمین در آن زمان در اختیار ولی امر قرار میگیرد همین مراعات تقواست. در روابط بینالملل روابط باید بر مبنای تقوا باشد پس خیر در آن خواهد بود. رهبر کشورمان هر روز صبح میفرماید: السلام علیک یا مهدی صاحبالزمان. رئیس جمهور میرود سازمان ملل میگوید: سلام بر مهدی صاحب الزمان و الهم و... یعنی حضرت زنده هستند و شما که نشستهاید باید این را بدانید و خودتان را آماده کنید. ما هر روز صبح سرود یا صاحب الزمان میخوانیم. صاحب الزمان چه کاری جز ایجاد روابط عادلانه در جهان خواهد داشت. خیرات و برکات در زمین خودنمایی خواهد کرد و استعدادها را در بهترین نقاط ممکن متجلی خواهند داشت و آسایش و امنیت خواهد بود. همه اینها در زمان حکومت حضرت اتفاق میافتد. یک نمونهاش را در زمان حکومت چهار ساله حضرت امیرالمؤمنین دیدهایم. بهرغم همه آن داستانها... نگرانی ما این است که این جهتگیریهایی که میبینیم چقدر به جهت اصلی میرود. رهبری میفرماید به حرکت سرعت بدهیم. توجه ایشان نشانگر این است که باید کار را جدیتر از قبل ادامه بدهیم.مشابهاتی هم میان اقتصاد بر مبنای عدالت با اقتصادی که در غرب در جریان است دیده میشود؟باید یک کارخانه را با سیستم عدالت اقتصادی اداره کنیم و آنرا به عنوان نمونه در اختیار دیگران قرار دهیم و به مرور این موفقیت را در محیط و مختصات بزرگتر به جریان بیندازیم. دنیا از مسیر تجربه به باورهای عدالتخواهانه ما رسیده است. به عنوان مثال در عرصه اقتصاد جهانی ایدهای اجرایی شده است به نام TQM که معنای آن به نوعی رضایتمندی همهجانبه میشود. به این معنا که اگر یک دستگاهی در کارخانه تولید میشود، کارگر از ساخت آن راضی بوده و بازاریاب از فروشش و خریدار از خرید آن. یعنی هر کسی که در ساخت و مصرف یک محصول دخیل است از آن رضایت کامل داشته باشد. TQM مصداق کامل عدالت است. جالب است که ما حاضریم استاد آشنای به این سیستم را از ژاپن و دیگر کشورها به کشور دعوت کنیم تا آن را به ما بیاموزد اما زمانی که رهبری میگوید پیشرفت در سایه عدالت اتفاق میافتد بعضیها میگویند گیر دارد! باید فریاد زد این همانی است که ما داریم اما اجرایی شده چرا خودمان در این مسیر پیشقدم نباشیم. آنها از طریق سالها فعالیت در عرصه اقتصاد و ایجاد نارضایتی هزاران نفر و بررسی آن به این نتیجه رسیدهاند در صورتی که ما این سیستم را در باورهای روزمرهمان داریم اما به آن بیتوجه هستیم.سیاست، سیطره فراوانی بر عوامل اقتصادی گوناگون دارد و امروز هم در سطح دنیا الگوهای بانک جهانی در دست اجراست. لازمه تحقق الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت در دنیا چیست؟هر استراتژی در فضایی انجام میشود که آن فضا شکلدهنده آن است و ارکان جهتسازی هر سیاستی با فضای آن در ارتباط است. اگر قرار است نقشه راهی برای جهاد اقتصادی ترسیم کنیم لازمه آن شناخت صحیح و واقعیتی است که در حال حاضر وجود دارد. با وجود شرایط ویژه محدودیتها و معارضین داخلی و خارجی بحمدالله با برخورد جهادی و تدبیر رهبری، ایران موفق شد در صحنه داخلی و خارجی و بینالمللی توفیقات فراوانی در زمینه سیاسی کسب کند. امروز در حوزههای منطقهای هیچ اتفاقی نمیافتد مگر اینکه ایران در آن نقشی داشته باشد. ایران با برخورد جهادی در حوزه سیاسی امروز ساختار سیاسی قویای در منطقه و جهان دارد. اگر رویکرد جهادی داشته باشیم در حوزه اقتصادی قطعاً موفق میشویم، چون محدودیتهای اقتصادی ما کمتر از محدودیتهای سیاسی است. نگاه به اقتصاد باید جهانی باشد، تولیدات براساس نیازهای منطقه و جهان باشد و از فناوریهای جهانی استفاده کنیم اما این اتفاقات با توجه به اقتضائات داخلی شکل گیرد. برای رسیدن به یک اقتصاد درونزا و بروننگر الزاماتی وجود دارد که یکی از مهمترین آنها سیاستهای خارجی کشور است که باید با حوزه اقتصادی کشور همراه باشد. ما باید در تمام پیمانهای اقتصادی منطقه و جهان حضور داشته باشیم و یک استراتژی تجاری فعال تهاجمی داشته باشیم. امروز زمان هجمه است و نه زمان دفاع کردن. اگر بخواهیم در صحنههای بینالمللی حضور داشته باشیم باید تدبیر، استانداردها و تعاملات لازم با جهان را داشته باشیم باید بتوانیم با کشورهای همگن خود شریک شده و تعامل داشته باشیم.ایران دارای چه ظرفیتهایی است که با اتکا به آن بتواند به الگویی در راستای عدالت تبدیل شود؟ما در نیروی انسانی جزو بهترین کشورهای جهان هستیم به طوری که بانک جهانی اعلام کرده توسعه انسانی ما یکی از بهترین شاخصها در جهان است، در حال حاضر 5 میلیون نفر فارغالتحصیل و دانشجو داریم و کشورمان جوانترین کشور دنیاست. ضریب هوشی مردم ایران متوسط به بالاست و علاوه بر آن انگیزه، همت و غیرت بالایی در ملت ایران وجود دارد. ذخایر عمده انرژی، نفت، گاز و منابع در ایران سرشار و در 30 سال گذشته سرمایهگذاری فراوانی در بسترسازی و توسعه زیربناها صورت گرفته است. ایران در حال حاضر محور منطقه است و در تئوریهای مربوط به بررسی کشورها که به دو دسته بری و بحری سرنوشت جهان تأثیرگذار است. از نظر سابقه تاریخی و بر اساس مدارک علمی که یونسکو منتشر کرده ایران سابقه هفت هزار سال حکومت و مدنیت دارد. در همه منابع تاریخی جهان از کشوری به نام ایران نام برده شده است چرا که بسیاری از کشورها در سایه جنگها از بین رفتهاند و خیلی از کشورها نظیر امریکا و کانادا تاریخ 200 ،300 ساله دارند و معلوم نیست بمانند یا خیر. ما تازه به دوران رسیده نیستیم، ملتی که داریم تمام ژنهایشان بارور شده. روزگاری نصف کره زمین توسط ایران اداره میشده و بعد از ظهور اسلام، ایران اسلام ناب را به خود گرفت؛ اسلامی که کاملترین ادیان الهی را در خود جای داده. جنس آرمانها و اعتمادمان جهانی است. ما جهانی فکر میکنیم و اسلام یک دین جهانشمول است، ما معتقدیم که آتیه جهان حتماً براساس نظام موجودیت ما و بینش ما اداره میشود. الگوی اسلامی و ایرانی پیشرفت که در ایران تبیین میشود چگونه باید به دنیا معرفی شود؟اقتصاد بر مبنای روابط استوار است و ما به راحتی میتوانیم با استفاده از روابطی که با دنیا داریم الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت را که البته در کشور خودمان در وهله اول اجرا شده و موفق هم بوده، معرفی کنیم. در همسایگی ایران 15 کشور وجود دارند. ایران در حال حاضر محور منطقه خاورمیانه است و دروازه طلایی برای ورود به این کشورها و برای ورود به جهان است، ایران بهترین موقعیت برای اتصال این 15 کشور را دارد. ما با همسایگانمان ارتباط دیرینه تاریخی، اقتصادی و فرهنگی و زبانی داریم. دنیا به دنبال پیشرفت هر روزه است. کافی است به آنها نشان دهیم که در سایه عدالت چگونه به موفقیت رسیدهایم آنوقت خودشان به دنبال الگوبرداری از ما خواهند رفت. حرکت 30 ساله بعد از انقلاب در راستای زیربنایی برای تحقق عدالت را چگونه میبینید؟ظرف 30 سال گذشته ما زیربناهایی نظیر 100 نیروگاه، پالایشگاه، بنادر، جادهها و زنجیرههای تولید را فراهم کردهایم و با اجرای اصل 44 و قانون هدفمندکردن یارانهها دیدگاه و بینش اقتصادی ما تغییر کرده است. معتقدیم اصل 44 و هدفمندی یارانهها منجر به عدالت و پیشرفت اقتصادی میشود. در اصل 44 به صورت قانونی اختیارات دولتی به مردم واگذار میشود و در این شرایط است که در حوزه اقتصادی فضای بسیار مناسبی برای خیزش و جهش آماده شده است. آنچه در حوزه اقتصادی به صورت بالقوه داریم، آماده است و برای اینکه این کار بزرگ اتفاق بیفتد باید همه امکانات با یک تدبیر انجام شود. ما در این مدت در زمینه تدبیر مشکلاتی داشتیم اما خوشبختانه در حال حاضر به یک جمعبندی مشخصی رسیدهایم. کاستی در عدم رسیدن به عدالت پیشرفت محور چه نتیجهای دارد؟ برای کشوری همچون ایران که در دنیا دارای جایگاه ویژهای است و در دنیای اسلام هم به عنوان یک قدرت مطرح است، نرسیدن به پیشرفت یک گناه نابخشودنی است. همه تواناییهای لازم برای دستیابی به پیشرفت را داریم و عدالت یک حکم الهی است و راهکارش را در قرآن و سیره ائمه میشناسیم. اگر کمکاری در این زمینه صورت بگیرد نه تنها در مقابل نسلهای بعدی و مسلمانان دنیا بلکه در مقابل خداوند هم گناهکاریم. حوزه سیاست را با دین اداره کردیم و مفهوم دین و سیاست یعنی تبعیت از مقام معظم رهبری و اطاعت از امامت امت. ملت ایران همواره در همه صحنهها حضور جدی و پررنگ تحت رهبری امامت نظام داشتهاند و حرکت کردهاند و به نتیجه رسیدهاند. اگر با این روحیه جهادی وارد حوزه اقتصادی شویم با تکیه بر آرمانهای دینی مقام معظم رهبری و امامت امت میتوانیم سرمایهگذاری عظیمی در حوزه اقتصاد داشته باشیم. اگر روحیه جهادی داشته باشیم همه محدودیتها و تحریمها هیچ میشود، همه استعدادهای بالقوه و بالفعل، جهش اقتصادی، اتفاق میافتد و موفقیتهای بزرگ اقتصادی شامل ما میشود. برای رسیدن به جهاد اقتصادی الزاماتی وجود دارد که یکی از آنها نگاه جهادی به موضوع و دیگری تدبیر است. تدبیر مناسب برای اقتصاد یعنی مجموعهای از نگرشها، استراتژیها، سیاستها و عملیاتی که باید انجام شود.