
نفیسه ابراهیمزاده انتظام- اساساً منظور از اسلامی شدن دانشگاهها و مراکز آموزشی چیست؟ یا دانشگاه اسلامی چه ویژگیهایی دارد؟ اینها سؤالاتی هستند که هر کس از ظن خود پاسخی برای آنها دارد. اما خامترین نظر در میان واکنشها به اسلامی کردن فضای دانشگاهها تعبیر سلب آزادی افراد است.
تعریف اسلامیزه کردن یک فضای آموزشی برخلاف تصور، سختگیری انضباطی در رابطه با نوع و نحوه پوشش، دولتی و فرمایشی کردن دانشگاهها و دخالت سیاسی در روند عادی جریان علمی کشور نیست. اگرچه پیشانی اسلام نمایههای ظاهری و تظاهرات مدنی و اجتماعی آن است، با این حال این برداشت که اسلامی کردن فضاهای آموزشی منجر به تفکیک جنسیتی، بیشتر کردن دروس معارف و. . . میشود، نشان از تهی بدون آن از پشتوانه مطالعه، تفکر و حتی تعقل دارد.
روشنترین تعریف برای این مفهوم و قانون قدیمی که اخیراً جایی درمیان اجرائیات برای خود میجوید، بیان رهبر انقلاب است. آنجا که میگویند: معنی اسلامی شدن دانشگاه این است که استقلال پیدا کند و خودش را از غرب جدا کند و خودش را از وابستگی به شرق جدا کند و یک مملکت مستقل، یک دانشگاه مستقل، یک فرهنگ مستقل داشته باشیم. عزیزان من! ما از حصر اقتصادی نمیترسیم، ما از دخالت نظامی نمیترسیم، آن چیزی که ما را میترساند وابستگی فرهنگی است، ما از دانشگاه استعماری میترسیم، ما از دانشگاهی میترسیم که جوانهای ما را آن طور تربیت کنند که خدمت غرب بکنند.
حالا از دلایل اینکه قانون مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی چرا امروز به عرصه ادبیات دانشگاهی کشور قدم نهاده احساس نیاز به بالا بردن بهرهوری دانشگاهها در مقابل هزینهای است که از بیتالمال به خود اختصاص میدهند.
چه از آن منظر که بخشی از تربیت یافتگان دانشگاههای ما مستقیم و غیر مستقیم به خدمت غرب در میآیند و چه از منظری که نگاهشان که به مدد محتواهای ترجمهای و غربی در امتداد و شان یک کشور اسلامی نیست. این تناقض دانشگاه را که مبدا تمام تحولات است، از بدنه جامعه جدا میکند و کم کم نقش راهبردی آن را در اصلاح جامعه کم رنگ میکند.
بنابراین طبیعیترین اقدام در بحث اسلامی کردن دانشگاهها، اصلاح متون آموزشی و محتوای علمی است. علاوه بر این امروز نیاز ارتباط دانشگاهها با حوزههای علوم دینی بیش از پیش احساس میشود.
به هر رو نکته غیر قابل چشم پوشی این است که استقلال اقتصادی و سیاسی یک کشور به روند تولید علم در آن کشور وابسته است و در مقابل مسئولیت پذیری دانشگاهیان در رعایت قوانین اسلام در محیطهای آموزشی نرخ مثبتی برای روند تولید علم اخلاق محور در کشور رقم میزند. این لازم و ملزوم بودن علاوه بر حفظ حرمت محیط علمی ما را بر آن میدارد که عقب ماندگی 30 ساله خود را در بهرهبرداری از آموزههای دینی و اعتقادی خود در دانشگاهها جبران میکند.