
رضافرخي - به رغم هشدارهاي رسانه ملي، رسانههاي جمعي، كارشناسان و مسئولان پيش از شروع تعطيلات عيد نوروز، امسال هم مانند سالهاي پيش تصادفات رانندگي خبرساز شد و آمار قابل توجه 308 نفر كشته و 5 هزار و 521 نفر مصدوم را به ثبت رساند.
به گزارش «جوان»، اين آمار قابل توجه در حالي است كه طبق اعلام كارشناسان راهنمايي و رانندگي، 78 درصد تصافات براثر خستگي، خواب آلودگي، بيتوجهي به جلو و نداشتن توان لازم براي كنترل خودرو توسط راننده است كه امسال هم مانند سالهاي پيشين تمام اين موارد از سوي رانندگان حادثه ديده تكرار شده است.
از سوي ديگر بر اساس اعلام كارشناسان انتظامي، 80 درصد از حوادثي كه منجر به صدمات شديد و فوت مسافران شده است، به علت واژگوني خودرو بوده كه اين نشان از سرعت بالاي اين خودروها دارد.
اما نكته قابل توجه دركنار اين آمارها، آن است كه چرا هر ساله همين روند چرخشي اتفاق ميافتد و به رغم هشدارهاي فراوان مسئولان و كارشناسان، باز هم شاهد چنين حوادث ناگواري هستيم!
نهادينه نشدن فرهنگ رانندگي «تخلف» را عادت كرده است
دكتر فربد فدايي- روانشناس- درباره علل بيتوجهي به هشدارها وتكرار مداوم بياحتياطي به اين موضوع اشاره دارد كه معمولا شهروندان جامعه زماني به صورت داوطلبانه و با ميل قلبي به قوانين عمل ميكنند كه اين مقررات از دوران كودكي و نوجواني در آنان نهادينه شده باشد، چراكه در اين صورت همزمان با افزايش سن، اين مقررات نيز همراه با شخصيت آنان رشد ميكند و به نوعي علاوه بر اينكه افراد در ذهن خود قوانين را ميپذيرند، اين هنجارها را در رفتار خود هم اعمال ميكنند، زيرا از دوران كودكي آموختهاند كه براي يك زندگي اجتماعي صحيح نياز به رعايت اين قوانين و مقررات است.
برخورد با يك و نيم ميليون خودرو خطرآفرين!
نمونه كوچكي از عادت شدن تخلف در ضمير ناخودآگاه و چه بسا خودآگاه بسياري از افراد جامعه اين آمار است كه طبق گفتههاي فرمانده پليس راه كشور، امسال با 5/1ميليون خودرو خطرآفرين برخورد و 45هزار دستگاه از اين خودروها توقيف شده است، اما به نظر ميرسد كه باز هم بايد سختگيريهاي بيشتري صورت گيرد.
بيشتر ما ورود جدي به جامعه را ياد نگرفتهايم!
به اعتقاد دكتر فدايي، تاكنون در سيستم آموزشي ما آنچنان كه بايد و شايد تدبيري براي آموزش مقررات راهنمايي و رانندگي به شهروندان از دوران كودكي چه در نهاد خانواده و چه درنهاد مدرسه انديشيده نشده است و همين موضوع باعث شده كه شهروندان هنگامي كه به صورت جدي وارد اجتماع ميشوند و به عنوان مثال هنگامي كه پشت فرمان ماشين مينشينند نه تنها به قوانين راهنمايي رانندگي به عنوان قوانيني براي بهبود زندگي اجتماعي و برقراري نظم نگاه نميكنند، بلكه به آنها به عنوان محدوديتهايي مينگرند كه هر جايي مجريان قانون نباشند ميتوانند آنها را زير پا بگذارند. از اين رو، اين تخلفات براي شهروندان قانونگريز تبديل به عادت شده است.
به گفته دكتر فدايي، اين نوع نگرش به قوانين و نياموختن احترام به هنجارهاي جمعي باعث شده كه شهروندان متخلف نه تنها منافع جمعي را در نظر نگيرند، بلكه در مواقعي كه شرايط فراهم باشد منافع زودگذر وموقتي مانند زود رسيدن به مقصد را به منافع اجتماع ترجيح داده و به اين ترتيب باعث بروز چنين حوادثي شوند.
برخوردهاي مقطعي با متخلفان علت تداوم قانونشكنيهاست
دكتر بهجت يزدخواستي-جامعه شناس- نيز بر اين مسئله تأكيد ميكند كه هنوز قوانين راهنمايي ورانندگي آنگونه كه بايد به صورت دائم در افراد جامعه دروني نشده است و به نوعي در اين مورد به دليل اينكه بعضي از اين قوانين به صورت موقت وضع ميشود، فرآنيد جامعه پذيري صورت نگرفته است.
وي با اشاره به اين تئوري معروف جامعهشناسي كه «ممنوعيت و محدوديتهاي اجتماعي توليد نظم ميكنند» بر اين موضوع تأكيد دارد كه در جامعه ما به علت آن كه مانند جوامع ديگر به ويژه جوامع توسعه يافته درمورد قوانين اجتماعي به ويژه راهنمايي و رانندگي آنگونه كه بايد سختگيري نميشود، اين هنجارها هيچ گاه به صورت يك امر حتمي و كاملاً لازم الاجرا براي شهروندان درنميآيد.
دكتر يزدخواستي همچنين با مقايسه ميزان كنترل اين قوانين در كشورهاي خارجي با كشور ما به اين نكته اشاره ميكند كه در بسياري از كشورهاي دنيا جريمههاي فوقالعاده سنگيني براي جرائم رانندگي در نظر گرفته ميشود و همين موضوع باعث شده تا حتي شهرونداني هم كه نميخواهند به منافع جمعي احترام بگذارند، حداقل به دليل ترس از جريمههاي سنگين مالي، قوانين را رعايت كنند.
راهكارهاي پيشنهادي كارشناسان
اما به واقع راهحل درمان اين معضل بزرگ كه هر ساله جان بسياري از شهروندان را به ويژه در ايام تعطيلات ميگيرد، چيست؟
دكتر فدايي دراين مورد به يك راهحل موقت و يك راهحل اصلي اشاره ميكند. وي بر اين باور است كه در كوتاه مدت، حضور همه جانبه و پرتعداد پليس ميتواند به عنوان راهحلي گذرا مطرح باشد، چراكه بر اساس اصول روانشناسانه اين موضوع باعث ميشود كه شهروندان متخلف پس از مدتي به دليل اينكه از كنترل هميشگي خود توسط پليس مطمئن هستند، به صورت ناخود آگاه قوانين را رعايت كنند.
اما به باور اين استاد دانشگاه، اين راهحل كوتاه مدت و به نوعي يك مسكن است، زيرا بايد در طول دراز مدت چارهاي اساسي و ريشهاي براي اين مشكل انديشيده شود يكي از اين راهحلهاي اساسي، گنجاندن آموزشهاي رانندگي و رعايت قوانين در كتابهاي درسي كودكان از شروع دوران تحصيلي يعني از دبستان تا دانشگاه است.
تشكيل اتاق فكر جامعه شناختي-روانشناختي تصادفات
اظهارات دكتر فدايي درباره آموزش قوانين راهنمايي و رانندگي از پايهايترين دوران تحصيلي درحالي است كه از چند سال پيش طرح درس ترافيك براي دانشگاهها ارائه شده و بارها مورد بررسي قرار گرفته اما تاكنون اجرا نشده است.
دكتر رحمان مقدادي-جامعه شناس- نيز معتقد است كه نيروي انتظامي براي نهادينه كردن هنجارهاي انتظامي و قوانين رانندگي در افراد جامعه بايد تيمي متشكل از جامعه شناسان، روانشناسان و كارشناسان انتظامي را تشكيل دهد و براي دروني كردن اين هنجارها از شيوههاي كاملاً علمي و عملياتي بهره بگيرد.
به هر ترتيب به نظر ميرسد كه براي كاهش هزينههاي مادي ومعنوي لازم است هر چه زودتر تدابيري ويژه براي آموزش قوانين راهنمايي ورانندگي و نهادينه كردن اين هنجارها انديشيده شود، چراكه هيچ چيزي مانند دروني شدن اين قوانين و ايجاد پليس دروني در فكر و ذهن شهروندان جامعه نميتواند از بروز اين فاجعه مد شده جلوگيري كند.