
محمد صادق زماني- برگزاري دومين اجلاس شهرداران آسيايي در استانبول به رياست ايران و مسائل طرح شده در اين اجلاس، فرصت مناسبي است كه در اين يادداشت كوتاه، بزرگترين مانع خدمت رساني شهرداران و شهرداريها به مردم مطرح شود. چراكه در صورت بيتوجهي به اين مانع مخرب، شهرداريها به ميداني براي زد و بندها و داد و ستدهاي سياسي تبديل ميشوند.
شهرداريها را ميتوان در يك تقسيم بندي، حكومتهاي محلي دانست كه شهرداران، شهرياران و حاكمان اين حكومتها به شمار ميآيند. مسئوليت شهرداريها به عنوان حكومتهاي محلي در هزاره سوم و عصر پسامدرن بسيار فراتر از ارائه خدمات عمومي و عادي است چراكه قطعاً توجه به اخلاق، آرامش، سلامت، بهداشت و فرهنگ عمومي مردم موضوعي پراهميتتر از خدمات عام است. دوران پست مدرن بهرغم جذابيتهاي ظاهرياش در عرصههاي گوناگون به ويژه در عرصههاي شهري و شهرسازي، از توانايي ويژهاي براي قرباني كردن اخلاقيات برخوردار است، به همين دليل، توجه ويژه شهرداران به گسترش رويكردهاي مثبت اخلاقي در سطح شهرها بسيار ضروري است.
بايد توجه داشت كه رسيدن به شهري اخلاق مدار، برخوردار از معيارهاي بهداشت و سلامت و فرهنگ محور بدون اجتناب از نگاهها و اقدامات سياسي ممكن نيست و بايد با حذف نگاههاي سياسي در مديريتهاي محلي بر حل مشكلات مردم و رسيدگي به امور شهروندان همت گماشت.
شهرداريها براي موفقيت در انجام وظايفي كه بر عهده آنان است چارهاي جز فاصله گرفتن از نگاههاي سياسي و تن ندادن به سياسي كاريها ندارند چراكه اعتياد شهرداري به سياسي ديدن امور و انجام خدمات با اهداف خاص سياسي، تمركز مديريتي و ارگاني را از اين نهاد سلب ميكند. نبود تمركز نيز مولد پيامدهايي است كه در وهله نخست، زيانش به شهروندان و بيت المال ميرسد. به علاوه، فقدان تمركز در خدمت رساني شهرداريها، قدرت تشخيص اهم و مهم را از تفكر مديران اين نهاد ميگيرد و آنان براي رسيدن به اهداف سياسي خود ناچار ميشوند به جاي عملياتي كردن پروژههاي زيربنايي و بااهميت، به انجام پروژههاي كماهميتتر اما «دهن پركن تر» بپردازند. انجام پروژههاي تبليغاتي كه در راستاي همان نگرشهاي سياسي صورت ميگيرد علاوه بر گستراندن سايه عقب ماندگي بر سر شهرها، هزينههاي مالي زيادي را نيز بر خزانه شهر و در نهايت حاكميت تحميل ميكند، از سوي ديگر، نارضايتي مردم را نيز در در بر دارد. البته از اين دريچه هم ميتوان به اين مقوله نگاه كرد و آن اينكه، سوء استفاده شهرداران از اهرمهاي شهرداري براي رسيدن به اهداف خاص سياسي، تباه كردن حقوق مردم است و شهروندان را به سمت بداخلاقيهاي شهري و اجتماعي سوق ميدهد.
از اين رو، ميتوان چنين گفت كه شهرداريها حكومتهاي محلي هستند، اما منهاي سياسي كاري و شهرداران، حاكمان اين حكومت هايند فارغ از سياسي بازي.