از زمانی که اغاز خیزش های مردمی در خاورمیانه و شمال آفریقا بار دیگر تحولات منطقه را به نفع محور مقاومت تغییر داد و فرصت های طلایی دیگری را برای انها رقم زد ، این سوال وجود داشت که ایا محور مقابل در برابر این تحولات بی سابقه ساکت خواهند نشست و نظاره گر دستاوردهای محور رقیب خواهند بود ؟هر چند در ابتدا تحرکاتی از سوی محور شکست خورده دیده نمی شد و شاید یکی از دلایل ان غافلگیری ناشی از سرعت پرشتاب تحولات بوده است ، اما به مرور وبا گذشت زمان پاتک های آنها علیه محور مقاومت اشکار شد .این محور از چهار عضو کلیدی ایران ، سوریه ، حزب الله و حماس تشکیل شده است اما در سال های اخیر کشورهای دیگری نیز چون ترکیه و قطر نیز با این محور همراه شده اند که البته محور مقابل چندان با این دو کشور مشکل ندارد و بنا بر این تمام تلاش خود را عمدتا بر چهار عضو کلیدی محور مقاومت متمرکز کرده است .
بی تردید ایران در راس این محور قرار داردو از انجا که تهدید های نرم افزاری که از زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری ایران به مرحله اجرا گذاشته بود نتیجه مورد انتظار انها را تامین نکرده بود از اینرو به نظر می رسد عمده اقداماتی که علیه فرصت هایی منطقه ای جدید ایران صورت می گیرد بر احیای پروژه ایران هراسی و رنگ و بوی مذهبی بخشیدن به خیزش مردمی بحرین و حتی دامن زدن به جنگ مذهبی در این کشور تمرکز است و دولت اقلیت بحرین با مشاوره هایی که از سوی عربستان دریافت کرده است راه نجات خود را در دامن زدن به جنگ مذهبی جستجو می کند و در این راستا در کنار تشدید سرکوب مساوت طلبان شیعه این کشورکه با شکنجه و ناپدید شدن انها همراه است ،به تخریب اماکن و مقبرهای شیعیان دست زده اند تا با تحریک انها برای مقابله به مثل ،از فضای ناشی از ان برای نجات خود استفاده کنند .به نظر می رسد دنباله این پروژه در کویت نیز پیگیری می شود و به همین علت پرونده ساختگی چند ماه پیش در خصوص بازداشت عوامل وابسته به ایران دوباره در دستور کاراین کشور قرارگرفته است و این نشان می دهد که در کنار دامن زدن به جنگ مذهبی ، ایران هراسی نیز دوباره در دستور کار قرار گرفته است و از انجا این پروژه ها در گذشته از سوی عوامل غربی و
بخصوص صهیونیستی و عمدتا با هدف ضربه زدن به سیاست های منطقه ای و حقوق هسته ای ان یگیری می شد، از اینرو می توان به نوعی رد پای این محافل را نیزدوباره در احیای این پروژه ها دید .
اما پاتکی که علیه سوریه صورت می گیرد از نوع تعمیم خیزش های مردمی در منطقه به داخل این کشور است و علت ان نیز شاید به علت شباهت هایی باشد که بین نظام سیاسی و اجتماعی این کشور با دیگر کشورهایی که مورد اماج قیام های مردمی قرار گرفته اند ، وجود دارد و در واقع محور ضد مقاومت تصور می کند سوریه در این زمینه آسیب پذیر است .بر همین اساس بشار اسد در سخنان خود در پارلمان ضمن دادن وعده های اصلاحات بخصوص در زمینه بررسی امکان پایان دادن به حالت فوق العاده پنج دهه گذشته در این کشور که امکان گسترش ازادی های مدنی و سیاسی بیشتر را فراهم می کند ،بر توطئه آمیز بودن گسترش دامنه خیزش های مردمی به سوریه تاکید کرد .
از سوی دیگر چالشی که برای حماس و حزب الله ایجاد می شود با توجه به موقعیت و جایگاه متفاوت انها ، متفاوت است واین چالش ها برای حزب الله بیشتر در عرصه دادگاه ترور حریری دنبال می شود ضمن انکه مانورهای نظامی اسرائیل در مرزهای لبنان نیز این روزها افزایش یافته است و علیه حماس نیز به صورت تهدید های نظامی و یا خنثی کردن تحرکات موجود برای آشتی فتح و حماس اعمال می شود .اما انچه در این میان مسلم است اینکه پس از خیزش های مردمی در خاورمیانه و شمال افریقا دور جدیدی از چالش افکنی ها علیه اعضای محور مقاومت اغاز شده است که مقابله با این چالش ها نیازمند هوشیاری و اتخاذ تلاش های متقابل برای حفظ فرصت های طلایی ناشی از این خیزش ها است که البته ماهیت این تلاش ها نیز باید با توجه به ماهیت تحولات نیز باید جدید و با ان همخوانی داشته باشد .