محمد اسماعیلی | رخدادهای پس از انتخابات دهم ریاستجمهوری و فتنهای كه با قانونشكنی دو كاندیدای شكستخورده آن برپا شد، آرایش سیاسی كشور را به نحو چشمگیری دچار دگرگونی كرد. بسیاری از سردمداران جریان موسوم به اصلاحطلب- كه تا پیش از فتنه 88 در درون نظام تعریف میشد- در فتنه پس از انخابات مواضع ساختارشكنانهای از خود بروز داده یا با قانونشكنان مرزبندی فرعی نداشتند. به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران بر این اعتقادند كه جریان سیاسی موسوم به اصلاحطلبان به دلیل عبور از مرزهای قانونی و عدم پایبندی به ساختار حقوقی، قادر به ایفای نقشهای عرصه سیاسی كشور نیست. با این وجود برخی فعالان این جریان معتقدند كه اقدامات و رفتارهای موسوی و كروبی را نباید به پای اصلاحطلبان گذاشت. حجتالاسلام رسول منتجبنیا، قائممقام حزب اعتماد ملی (به دبیركلی مهدی كروبی) از آن جمله است. او حساب جنبش سبز از اصلاحطلبی را جدا میكند هرچند به همپوشانیهای این دو نیز واقف است. با آقای منتجبنیا درباره دیدگاههای سیاسیاش به گفتوگو نشستیم هرچند تا انتهای مصاحبه نیز، وی تفاوت و مرزهای روشن اصلاحطلبی با جریان فتنه را مشخص نكرد.بسیاری از افراد جامعه و دلسوزان انقلاب اسلامی معتقدند اصلاح طلبان به خاطر مواضع سال گذشته در جریان فتنه راهی برای شركت در انتخابات و ورود به عرصه سیاسی ندارند؟چند ایراد به موضعگیری دوستان وارد است. اولین مسئله این است كه شورای نگهبان باید در این باره تصمیم بگیرد و نظر افراد دیدگاه شخصی است و نباید یك سال قبل از انتخابات به این صراحت بیان بشود. ثانیاً آنچه در انتخابات حاكم است قانون است، نه نظر اشخاص یا افراد. شورای نگهبان هم باید مجری قانون باشد، قانون هم مشخص كرده است كه كاندیدای نمایندگی یا ریاست جمهوری چه شرایطی را باید داشته باشد. پیشداوری و نظر دادن در مورد اشخاص یا گروهها خلاف قانون است. شورای نگهبان باید به عنوان بالاترین مرجع تظلم خواهی موقعیت و جایگاه خود را حفظ كند و اگر كسی احساس كرد كه به او ظلم شده به شورای نگهبان پناه ببرد. مسئله دیگر اینكه ما جریان اصلاح طلبان را باید تعریف بكنیم و جریانی كه بعد از انتخابات راه افتاد را به عنوان جریان معترض تعریف بكنیم. ما نمیتوانیم بگوییم اصلاح طلبان بعد از انتخابات با گروههای مخالف و معاند نظام هماهنگی كردند و برای براندازی نظام دست به كار شدند و همه چیز را به گردن جریان اصلاحطلب بیندازیم. قبل از انتخابات كاندیداهایی كه مطرح شده بودند از فیلتر شورای نگهبان گذشتند و با حضور پرشكوه مردم در پای صندوقهای رأی هم فرصت مناسبی برای نظام وجامعه به وجود آمد. جریان اصلاحطلبی جریانی سیال و گسترده در سطح كشور است و این قضاوت كه اصلاح طلبان قبل یا بعد از انتخابات دست به مبارزه با نظام زدند درست نیست.
استدلال طیف وسیع مخالفان برگشتن اصلاح طلبان (كه به عنوان فتنهگران شناخت شدهاند) این است كه آنها پایبندی عملی به قانون اساسی نداشتهاند و عملاً در مقابل نهادهای قانونی و حاكمیت ایستادند و به آنچه در قانون اساسی آمده است التزام نشان ندادند؟این رد صلاحیت، نابهنگام و زودهنگام است و ثانیاً شورای نگهبان است كه تصمیم میگیرد، نه اشخاص و افراد. هر كسی جریان اصلاحطلبی را متهم كند بزرگترین جرم و خیانت را كرده است.
چرا؟بزرگترین گناه این است كه انسان اشتباهات یك فرد یا افراد خاص را تعمیم به گروه یا جریانی خاص بدهد. جریان اصلاح طلب دو سوم جمعیت كشور را تشكیل میدهد و اگر جمعیت را به خاطر یك نفر یا دو نفر یا صد نفر متهم كنیم كار اشتباهی است. ما نمیگذاریم جریان اصلاحطلبی كه معتقدیم ریشه در خط امام (ره) و انقلاب و ریشه در تاریخ انبیا (ع) دارد و مبانی فكریمان مبانی اصولی است، به بعضی چیزها متهم بكنند. بسیاری از اصلاحطلبان رویكرد متفاوتی دارند و نظرات مختلفی را با سایر افراد و شخصیتهای اصلاح طلب دارند.
شما گفتید قانون تعیین میكند كه اصلاح طلبان در عرصه انتخابات حضور پیدا كنند یا نه، اما سؤال اینجاست كه چرا بهرغم دعوت مقام معظم رهبری و دلسوزان انقلاب، اصلاحطلبان اعتراضات خود را از طریق مجاری قانونی پیگیری نكردند و به جای آن جامعه را دچار دلهره و اضطراب و التهاب كردند؟راجع به انتخابات و كالبد شكافی قضایای پس از انتخابات صحبتی نمیكنم. در مورد آینده اصلاح طلبان و فضای سیاسی جامعه حاضرم صحبت كنم.
شما اشاره كردید كه دو سوم جمعیت كشور طرفدار اصلاحطلبان هستند، به فرض صحت گزاره فوق، چرا مردم در طول چند سال اخیر (انتخابات ریاست جمهوری دورنهم و دهم، مجلس هفتم و هشتم و شورای شهر دور) از آنها روی گردانده و همیشه كام اصلاح طلبان را تلخ كردهاند؟دلیل دارد كه ما پیروزی كسب نكردیم، بنده ادعا میكنم كه بیش از دوسوم جامعه اصلاحطلب است، شما قبول ندارید یك نظر سنجی یا رفراندوم صورت بگیرد در سطح كشور یا انتخابات آزاد برگزار شود. بنده معتقدم كه این جمعیت در كشور طرفدار خط امام (ره) یا همان اصلاح طلبان هستند، شما و عدهای دیگر منكر هستید راهش رفراندوم است و گروهی بیطرف نظرسنجی كند یا انتخابات را برگزار كند كه مشخص شود ادعای ما صحت دارد. هر چند كه نظر سنجیهای سالهای قبل هم گفته بنده را تأیید میكند و نشان میدهد كه اصلاح طلبان طرفداران و حامیان زیادی در جامعه دارند. بنده نمیخواهم در مورد گذشته نظر بدهم و انتخابات و مسائل گذشته را كالبد شكافی كنم هر چه بوده گذشته است.
شما برگزاری رفراندوم را میزان و تنها راه برای صحت گفتار خود میدانید و خواهان آن هستید كه گروهی بیطرف آن را برگزار كنند، آیا انتخابات چند دوره اخیر كه به شكست اصلاحطلبان انجامید را رفراندوم نمیدانید، در كنار آن برگزاركننده برخی از همین رفراندومها دولت اصلاحات بوده است مانند انتخابات سال 84 كه شخص خاتمی و موسوی لاری هم صحت آن را تأیید كردند یا انتخابات دور هفتم مجلس؟بنده وارد انتخابات گذشته نمیشوم و در مورد آنها صحبتی نمیكنم. اگر مسئولان پذیرفتند افراد بیطرف در این مملكت بسیار هستند كه حاضر باشند انتخابات را برگزار كنند چون اصل قضیه كه همان برگزاری انتخابات است مشخص نشده، در مورد فرعیات صحبت كردن معنا ندارد. باید گروهی این انتخابات را برگزار كند كه متهم به اصولگرایی یا اصلاحطلبی نباشد. ما تردید نداریم كه مردم طرفدار اصلاحطلبان هستند و آنها را در هیچ انتخاباتی تنها نمیگذارند.
پس دلیل رویگردانی و عدم استقبال مردم از جریان اصلاحطلبی چه بوده است، آیا عملكرد همفكران شما در جهت مخالفت با ارزشهای دینی و سعی در تزریق تفكر لیبرالیسم و سكولاریسم در بدنه جامعه در طول هشت سال حاكمیت نمیتواند دلیل اصلی آن باشد؟من معتقدم استقبال شایانی از اصلاح طلبان شده است و ما نباید به گذشته برگردیم، به عقب برنگردیم. شما از من میخواهید اعتراف بگیرید نسبت به گذشته و بنده مطلقاً وارد اینگونه مسائل نمیشوم.
شما یكی از شاخصه مهم جریان اصلاح طلبی را حركت در خط امام (ره) دانستید، حضرت امام (ره) اشارات زیادی مبنی بر تبعیت از قانون، احترام به رأی مردم، با دشمن همنوا نشدن و تبعیت از ولی فقیه دارند. اما رویكرد اصلاح طلبان خلاف مطالبات معظمله را نشان میدهد؟شما فعالیت چند حزب و شخص را به جریان عظیم و گسترده اصلاح طلب تعمیم میدهید و این ظلم است به اصلاح طلبان. مردم عاشق امام (ره) هستند و خط امام را از دیدگاه اصلاح طلبان قبول دارند. اصولگرایان مورد تأیید امام (ره) نبودهاند و مردم هم این را میدانند. بعضی افراد سعی دارند جریان پرشكوه اصلاح طلبان را حذف كنند ما چرا باید این جریان را كه پشت سر ولایت فقیه است حذف كنیم و به آن تهمت بزنیم. این جریان، نظام و قانون را قبول دارد، جریانی است كه از شروع انقلاب اسلامی در بطن انقلاب حضور داشته و سابقه طولانی دارد. اصلاح طلبان نه با رهبری مخالفت كردهاند و میكنند، نه با قانون مخالفت میكنند و نه امریكا طرفدار جریان اصلاح طلب است. حضرت امام(ره) فرمودند اگر امریكا و دشمنان از شما طرفداری و حمایت كردند به رفتار خودتان شك كنید.
پس چرا كارگزاران دولتهای غربی از جمله امریكا و رژیم صهیونیستی در هر تریبونی از اصلاح طلبان حمایت كردند و حتی از كمك مالی هم دریغ نكردند؟ رئیس جمهورهای كشورهای غربی اصلاً از ما تعریف نكردهاند. بنده اعتقاد دارم دروغ محض است. ما باید تمام موضعگیریهای آنها را زیر نظر داشته باشیم، دشمنان در رسانههای خود بارها گفتهاند كه كروبی 30 سال جنایت كرده است یا میرحسین و خاتمی را هم به جنایت و خیانت محكوم میكنند. آنها دشمن انقلاب و جریان امام (ره) و كشور هستند و منافع خودشان را دنبال میكنند و هیچ كدام از جریانهای موجود در كشور را قبول ندارند. پس جریان اصلاحطلبی در خط حضرت امام (ره) است و هیچ كس نمیتواند آن را از امام (ره) جدا كند و معتقد و پشت سر رهبری است، اصلاح طلبها طرفدار نظام و مردم هستند.
اما گفتههای شما با عملكرد سال گذشته همطیفانتان تناقض دارد، به عنوان مثال با تأكیدات مقام معظم رهبری اعتراضات خود را از طریق مجاری قانونی پیش نگرفتند و با پیروی از نسخه جین شارپ و مایكل لدین (مثلاً اردوكشی خیابانی) و سردادن شعارهایی در جهت منافع رژیم صهیونیستی باعث امیدوار شدن دشمن در جهت براندازی نظام شدند؟ما نباید حساب چند نفر كاندیدای انتخابات ریاست جمهوری را با حساب اصلاح طلبان جمع كنیم، جریان سبز را نمیشود جریان اصلاح طلبی دانست، تنها راه، فراخوان دادن است. ما باید اجازه بدهیم هر كس جریان اصلاح طلبان را قبول دارد وارد صحنه شود (نه كاندیدای ریاست جمهوری) جریان اصلاحطلبی محدود به چند نفر نمیشود.
اگر اصلاح طلبان در انتخابات آینده هم شركت كنند و مانند سالهای گذشته طعم شكست را بچشند، چه تضمینی وجود دارد كه به قانون و رأی مردم احترام بگذارند و فضای جامعه را به سمت آشوب و التهاب نبرند؟ما نمیتوانیم گذشته اصلاح طلبان را زیر سؤال ببریم. مثلاً اگر در مجلس ششم عدهای با افراطیگری و تندروی فضای بدی در جامعه ایجاد كردند اما در كنار آن افراد بسیاری هم طرفدار نظام و ولایت فقیه بودند از جمله رئیس مجلس ششم. باز هم میگویم كه اصلاح طلبان جمع عظیمی هستند و جمع چندنفرهای را شامل نمیشوند كه فقط طبق رفتار آنها به نتیجه برسیم. وقتی نمایندگان این جمعیت عظیم وارد مجلس شوند وارد صحنه دفاع از انقلاب و رهبری و نظام میشوند، منتها با قرائت خودشان از این مفاهیم. تمام وجود اصلاح طلبان نظام و انقلاب است. بنده مخالف صددرصد اتفاقاتی نظیر اتفاقات مجلس ششم بودهام. در همان زمان هم داد كشیدیم و گفتیم كه كار اشتباهی است و بعد از انتخابات سال گذشته هم به همین شكل. اصلاحات باید در چارچوب قانون اساسی و نظام و حفظ حرمت مقام معظم رهبری كار خود را دنبال كند. در رابطه با سؤال شما هم عرض میكنم كه هیچ كس حق ندارد به نتایج انتخابات در صورت شكست اعتراض داشته باشد.
به فرض محال اگر شما به عنوان مرجع، تأیید یا رد صلاحیت كاندیدای انتخابات آینده قرار بگیرید، به كسانی كه ماهها كشور را در آتش فتنه سوزاندند و بارها دستور به اغتشاشات علیه نظام دادند، اجازه ورود به انتخابات را میدهید؟من طبق مُر قانون عمل میكردم. اگر كسی هم خطا كرده باشد او را دشمن نظام و انقلاب نمیدانم، بلكه سعی میكردم با آنها مدارا كنم.
شما درجاهای مختلف اشاره كردهاید كه اصلاحات قائم به شخص نیست، این در حالی است كه در سالهای اخیر هرگاه اصلاح طلبان به بنبست خوردهاند از نام خاتمی استفاده كرده و او را به خط مقدم فرستادهاند (در یك سال و نیم اخیر هم این رویه تكرار شده است). این به معنای ضعف چهره در میان اصلاح طلبان و متكی بودن به یك فرد خاص نیست؟اصلاح طلبان بسیاری از چهرههای علمی، سیاسی و سابقهدار را درون خودشان دارند. وقتی ما گفتیم كه اكثریت جامعه را اصلاح طلبان تشكیل میدهند به معنای آن است كه اكثریت یاران امام و دلسوزان نظام و انقلاب در این جریان هستند. چهرههای اصلاحطلبان فراوان هستند اما به خاطر اینكه آقای خاتمی دو دوره رئیس جمهور مملكت بوده و دو حزب هم طرفدارش بودهاند و تریبون داشتهاند مطرح شده است. دیگر اشخاص و افراد به نحو دیگری موضع گرفتهاند. به نظر من دلایل كافی برای اثبات این قضیه وجود ندارد كه ما جریان اصلاح طلب را فاقد چهره بدانیم و خاتمی را لیدر جریان اصلاح طلب بدانیم و تنها او را همه كاره جریان بدانیم. دهها و صدها چهره سابقهدار و وزنهدار در جریان اصلاح طلب هستند كه دو سه نفر از آنها آقایانی هستند كه در عرصه سیاسی حضور پررنگی داشتهاند، بعضی از آقایان شهرت بیشتر یا حضور پررنگتری دارند و برخی حضور و فعالیت كمتری دارند، بنابراین این بدین معنا نیست كه اصلاح طلبان قائم به یك شخص هستند. اصلاحطلبی یك جریان مواج و سیال است و مبانی فكری و جهت گیریاش مشخص و چهرههایی درون این جریاناند كه معروفتر از بقیه افراد هستند و بقیه از معروفیت یا محبوبیت كمتری برخوردار هستند.
شما اظهار میكنید كه اصلاحطلبان پیوند عمیقی با خط امام(ره) و رهبری دارند، پس چگونه هم طیفان شما در رسانههای بیگانه هرگونه توهین و جسارتی را به اسلام، انقلاب و ارزشهای انقلابی روا میدارند.یك جریان سیال مردمی همه چیز را در دل خود جا میدهد و در كنار آن جریان سبز هم حضوری در جامعه پیدا كرده است كه البته ماهیتش با جریان اصلاح طلبی متفاوت است. پس این جریان هر فردی را میتواند درون خود جای دهد. بنده كاری با عبدالكریم سروش ندارم، اما اكبر گنجی اصلاح طلب نبوده و نیست و نه تنها اصلاح طلب نیست بلكه اصلاحطلبان باید به صراحت از وی اعلام برائت بكنند و در كنار آن كسی كه اسلام و امام و انقلاب را زیر سؤال ببرد قطعاً جزو اصلاح طلبان نیست. بنده اصلاحاتی كه تعریف میكنم قطعاً در خط امام (ره) قابل تعریف است و در چارچوب نظام حركت كند و قانون اساسی را قبول داشته باشد چه در گذشته و چه در حال. در زمان اصلاحات هم بنده مقالهای نوشتم، در دانشگاه مشهد هم در مورد آن بحث كردم و در آن اصلاحات را در قالب نظام، انقلاب و امام(ره) و با حفظ موازین اخلاقی تعریف كردم. مثلاً امثال آقای سازگارا و دیگران هم در رسانههای خارجی پارچهای سبز به دست خود بستهاند و میگویند ما سبزیم.این جریان سبز با جریان اصلاحات كاملاً متفاوت است. ماهیت جریان سبز اصلاً تعریف نشده است، وجه اشتراك آنها با اصلاحطلبان اعتراض به انتخابات بوده است، در آن همه چیز هم پیدا میشود. جریان اصلاحطلبی در چارچوب اسلام ناب محمدی انقلاب قابل تفسیر است. ما عقیدهمان این است كه اگر در نظام اشكالی وجود دارد باید اشكال برطرف شود، نه آنكه نظام تغییر كند.
شما به چه دلیل میان اصلاحطلبان و جریان سبز تفاوت قائل میشوید، مگر تكتك چهرههای اصلاحطلب از فرقه سبز حمایت مالی و معنوی نكردند؟من غیر از جریان خط امام(ره) كه همان جریان اصلاحطلبی است جریان دیگری را قبول ندارم، اصلاحاتی كه با قرائت خط امام(ره) باشد. بنده اعتقاد ندارم كه عرصه بر اصلاحطلبان تنگ است بلكه بر عكس اعتقاد دارم عرصه بر اصلاحطلبان بسیار گسترده است و زمینه آماده و فراهم است. اگر مسئولان كشور اجازه بدهند و تصمیم بگیرند كه اصلاحطلبها مجاز هستند وارد بشوند خواهیم دید كه این بار موفقیت بهدست خواهند آورد. اینكه بعضیها مطرح میكنند كه اصلاحطلبان با هاشمی جلساتی داشتهاند و تصمیماتی مبنی بر كمك آقای هاشمی به این جریان برای برگشتن به حاكمیت كند با شرایط اصلاحطلبان همخوانی ندارد چرا كه تشكیلات خاصی نداشته و متولیان خاصی هم به صورت سازمان یافته ندارند، بعضی از احزاب كه منحل شده و بعضی دیگر مثل حزب اعتماد ملی تعطیل است و اگر برخی آقایان اصلاحطلب نظری میدهند نظر شخصی است. نظر آقای خاتمی و دیگران نظر شخصی است و نباید موضعگیری این افراد را به پای دیگران یا جریان اصلاحطلب گذاشت. ولی معتقدم اگر مسئولان نظام سعهصدر داشته باشند و قبول كنند اصلاحطلبان در آینده مورد استقبال قرارخواهند گرفت، قطعاً به نفع نظام است.
یعنی شما میخواهید بگویید كه اصلاحطلبان از اشتباهات گذشته خود پشیمان هستند و تصمیم دارند آن اشتباهات را تكرار نكنند؟مسئولان باید آغوش خود را باز كنند و سدی جلوی اصلاحطلبان درست نكنند.
تا چه حد قبول دارید كه آقای هاشمی جاده صافكن اصلاحطلبان برای برگشتن به حاكمیت است، این را از این باب مطرح میكنیم كه برخی از سیاسیون به پیوند و میثاق آقای هاشمی با اصلاحات تأكید میكنند؟آقای هاشمی شاید شخصاً تصمیم داشته باشد كاری بكند و بنده از صحت و سقم این قضیه خبر ندارم. بنده واقعاً اطلاع ندارم كه آیا گروه یا اشخاصی آقای هاشمی را به عنوان لابی و میانجی یا حتی جاده صافكن ترغیب میكنند یا نه، ممكن است برخیها این نظرات را به عنوان نظر شخصی مطرح كنند. چون هنوز اصلاحطلبان سازمان درست و مشخصی ندارند از این لحاظ نمیتوان با قطع و یقین صحبت كرد.
گفتههای شما مبنی بر «تفاوت اصلاحطلبان با جریان سبز» دلیلی بر تغییر استراتژی جبهه اصلاحات مبنی بر فاصله گرفتن از كروبی و موسوی و اتخاذ مواضع معتدل برای برگشتن به حاكمیت نیست؟نسبت جریان اصلاحطلب و جریان سبز عموم و خصوص مطلق است. جریان سبز جریانی معترض نسبت به انتخابات بود و در جریان معترض، خطامامیهای ناب، اصلاحطلبها، لیبرالها، اپوزیسیون و منافقین و سلطنتها هم بودهاند. جریان سبز پوشش گستردهای است كه همه اینها را در دل خود جای داده و تعریف خاصی هم ندارد و وجه مشترك تمام اینها اعتراض نسبت به انتخابات بوده است. عدهای از جریان سبز، محكم طرفدار امام هستند، یك عده هم محكم مخالف نظام هستند. اما وضعیت اصلاحطلبان اینگونه نیست و كاملاً شرایطشان متفاوت است. جریانی است كه بر مبنای خط امام حركت كرده و در چارچوب نظام و قانون حركت میكند. نمیتوانیم بگوییم جریان سبز از جریان اصلاحات منشعب است یا بالعكس. این یك بازی نیست و یك تفكر و اندیشه است. اگر بخواهیم با كسانی كه خود را جزو جریان سبز میدانند صحبت كنیم، آنها هم نمیتوانند تعریف درستی از جنبش سبز داشته باشند. موسوی و كروبی هم دو نفر معترض بودند كه افراد و گروهها و شخصیتهایی كه نام بردم از آنها حمایت كردند و یك جریان هم در كنار اینها به نام اصلاحات بوده كه كار خود را انجام داده است، اصلاحات و سایر گروههای حامی كروبی و موسوی وجه تمایزات بسیاری دارند.
با توجه به اینكه كروبی ماههاست علیه نظام و مردم كشورمان علم مبارزه را برافراشته و عملاً نسخههای رژیم صهیونیستی و امریكا را در داخل عملی میكند، از وی به عنوان دبیر حزب اعتماد ملی حمایت میكنید و تا چه میزان عملكرد او را قبول دارید؟من به جای اینكه دیگران را رد یا تأیید كنم، موضع خود را اعلام میكنم. بنده عرض كردم در زمان اصلاحات و قبل و بعد از انتخابات بارها اعلام كردهام كه نظام را قبول داریم، امام و قانون اساسی و رهبری را قبول داریم و در چارچوب قانون اساسی حتیالامكان حركت میكنیم. هر كسی در چارچوب قانون اساسی حركت كرد، ما او را حمایت میكنیم.
یعنی آقای كروبی و موسوی و دیگران را كه در چارچوب قانون اساسی عمل نكردهاند قبول ندارید؟من ریز نمیشوم و نمیخواهم به دیگران بپردازم و بحث مصداقی انجام نمیدهم كه آیا زید و عمر را قبول دارم یا نه. این افراد جزو معتقدات ما نیستند كه قبول داشته باشیم آنها را یا نه. بنده نظر خودم را اعلام میكنم و آقایان هم نظر خودشان را و حتماً و یقیناً نظر آنها هم نظریه حزبشان نیست و نظر كل جمعیت آنها نیست، خودشان هم بارها گفتهاند نظراتشان نظریه شخصی است، ممكن است بعضی وقتها هم نظراتشان یكی یا با هم متفاوت باشد.
چرا سران اصلاحطلب در گذشته و حال، كروبی را در جلسات راه نمیدهند در صورتی كه ایشان هم بارها به این نوع رفتار واكنش نشان داده است؟اصلاً اصلاحطلبان جلسهای به آن معنا ندارند و جلسه شورای هماهنگی احزاب بوده كه آن هم خیلی مهم نیست. از زمانی كه جزو مجمع روحانیون مبارز بودیم تصمیم گرفتیم كه در جلسات شورای هماهنگی اصلاحات حضور نداشته باشیم و هیچگاه نماینده مجمع روحانیون مبارز به عنوان عضو ثابت یا صاحب رأی در این جلسه حضور نداشته است. حزب اعتماد ملی هم تشكیل شد و تصمیم گرفتیم، عضوی در آن جلسه شورای هماهنگی وجود نداشته باشد و مستقل عمل كند. اگر آقایان نرفتند به این دلیل بوده كه خودشان تمایلی به شركت در این جلسات نداشتند. الان هم شورای هماهنگی اصلاحاتی وجود ندارد، مشخص نیست و بعضی از گروهها مشكل دارند، بعضی از احزاب تعطیل شدهاند، هر وقت شورای هماهنگی تشكیل شد و به صورت رسمی احزاب مشخص شدند آن وقت است كه هر حزب باید یك نماینده در آن معرفی كند تا جلسات تشكیل شود.
با توجه به اینكه دبیر كل حزب اعتماد ملی عملاً از دایره نظام خارج شده، آیا حزب اعتماد ملی تصمیم دارد در انتخابات آینده(با فرض اینكه مردم و حاكمیت اجازه بدهند) لیست انتخاباتی دهد؟حزب اعتماد ملی را تعطیل كردهاند و نه آنكه توقیف كرده باشند، دفتر حزب ملی را پلمب كردهاند، حزبی كه نه در ستاد انتخاباتی حضور داشته، نه در موضعگیریها نظر داده. حزب اعتماد ملی تا قبل از انتخابات عملاً مورد رضای حكومت بود، در انتخابات هم ستاد كروبی مسئولان دیگری داشتند. بعد از انتخابات هم كه آقایان موضعگیری كردند دفتر حزب را به جای آن بستند، به جای مجازات افراد، حزب را تعطیل كردند. ما حتی میخواستیم جلسه تشكیل بدهیم و موضعگیری حزب را مشخص كنیم كه اجازه ندادند جلسه را تشكیل بدهیم. حزب میتوانست موضعگیری شفاف داشته باشد و موضعی بگیرد كه مورد تأیید و حمایت نظام و مردم هم باشد. نسبت به آینده هم طبق آنكه جلسه نداریم، شورا و برنامهریزی نداریم و نمیتوانیم اعلام موضع و نظر كنیم. موضع كروبی مواضع خود ایشان است و مواضع حزب نیست. مواضع حزب مواضع تشكیلات قانونی است كه حزب به دلیل آنكه جلسه نداشته تصمیم نگرفته و موضع هم متقابلاً اتخاذ نكرده است. افرادی كه در كشور عضو حزب هستند و تعداد آنها بیش از 2 میلیون نفر است دائماً با ما تماس میگیرند كه ما چه كنیم، ماهم گفتیم كه فعلاً بلاتكلیف هستیم. اگر اجازه بدهند تا حزب كارش را شروع كند ما هم مواضعمان را مشخص و واضح میگوییم. باز هم تكرار میكنم آقای كروبی به عنوان دبیركل حزب این مواضع را نگرفته و موضع شخصی خودش را اعلام كرده است.
چه دلیلی وجود دارد افرادی كه در بدنه و حتی رأس جریان اصلاحطلبان بودهاند امروز در كنار بسیاری از فعالان و خبرنگاران رسانههای اصلاحطلب در شبكههای بیگانه و جاسوسی فعالیت كنند؟من ضمن آنكه با این كارها صددرصد مخالفم هرگز هم با رسانههای خارجی مصاحبه نكردهام تا چه رسد به آنكه در آنجا حضور داشته باشم، این نظر شخصی من است و اینكه برخی از افراد در آن شبكهها و رسانهها حضور دارند را كار درستی نمیدانم. اما رفتن این اشخاص را و تكیه زدن به رسانههای استكبار باید ریشهیابی كنیم و ببینیم چرا این افراد كه وزیر بودند، مسئول حكومتی بودند و مدیریت در نظام داشتند الان كارشان به جایی رسیده كه در آن رسانهها فعالیت كنند. معتقدم آنها كار خلاف انجام دادهاند و برخی از این افراد را میشد نگه داشت.
ذهنیتی در جامعه وجود دارد كه اصلاحطلبان همیشه اتهاماتی را مطرح میكنند كه برای آن هیچگاه دلیل و مدرك محكمهپسندی نمیآورند، مانند ادعای تقلب در انتخابات، تجاوز به زندانیان و ادعای آنكه احمدینژاد برای امام زمان(عج) سجاده پهن میكند، نظرتان در این باره چیست؟بنده در مورد آنكه آقای احمدینژاد برای امام زمان(عج) سجاده پهن میكند صحبتهایی را همان زمان انجام دادم. در دادگاه باید برای این ادعاها مدركی آورد و این دادگاهها باید علنی باشد. اینكه فرمودید بین خیلیها جانیفتاده است. ما اگر بخواهیم مسئله را حل كنیم تنها راهش این است كه جلسه دادگاه علنی تشكیل شود.