چهارمین نشست از سری نشستهای نقد آموت روز پنجشنبه برای نقد کتاب «سوگ مغان» نوشته محمدعلی علومی برگزار شد ومنتقدانی چون دکترامیرعلی نجومیان، بلقیس سلیمانی ونویسنده کتاب درآن حضورداشتند.
بلقیس سلیمانی، ازهمان ابتدای صحبت به همشهری بودن خودش با نویسنده اشاره کرد وبا خوشحالی گفت: علومی چشم امید ما کرمانیهاست. خوشحالم پس از چند سال که ایشان شلوغی تهران را ترک کرد، دست پر بازگشت. ( عامل اصلی رفتن این نویسنده کرمانی زلزله بم بود که علومی چند تن از نزدیکانش را ازدست داد.)
به گزارش «جوان»، این منتقد همچنین به ارزشهای مهم کتاب سوگ مغان اشاره کرد وگفت: یکی از آثاری است که در واقع بن مایههای اسطورهای یک منطقه را دستمایه کار خود قرار داده است.
وی در ادامه به دلایل رجوع نویسندگان به اسطوره اشاره و تصریح کرد: وقتی که یک هنرمند درگیر بحثهای درونی باشد و از خود بپرسد «من که هستم» و «از کجا آمدهام» و «چرا مینویسم» دقیقاً در پی همین هویت است. در این رمان نویسنده میخواهد بگوید پشت شهر زلزله زده بم چه تاریخی هست.
در ادامه، بلقیس سلیمانی درباره سبک و سیاق نوشته علومی ادامه داد: علومی تلاش میکند مؤلفههای یک رمان پستمدرن را در اثرش اعمال کند. از جمله ورود خود به اثر و پایان مفتوح. من آقای علومی را به طنز میشناختم ولی اینجا علومی اثر پستمدرنی مینویسد که طنز در آن غایب است. این جای تأسف دارد.
سلیمانی درباره ویژگیهای نثر «سوگ مغان» تأکید کرد: گاهی نثر به روی داستان نمینشیند. مثلاً در جایی رمانتیک و در جای دیگر سانتیمانتال است و جهان را یکسره روشنایی میبیند.
دکتر امیرعلی نجومیان نیز گفت:«سوگ مغان» مرا به یاد فیلم «مطب دکتر کالیگاری» میاندازد. این فیلمی است که سینمای اکسپرسیونیسم آلمان را به دنیا معرفی کرد. اکسپرسیونیسم به فعلیت در آوردن دنیای درون است. علومی هم تلاش کرده دنیای ذهنی خود را بازنمایی عینی کند. انگار انسانی که کابوسهایش را در مابهازای بیرونی میبیند. تمام این مارها و نمادهای اسطورهای، برگرفته از دنیای درونی این نویسنده است. پرسشی که مطرح میشود این است که آیا «سوگ مغان» یک اثر مدرن است؟ من به این نتیجه رسیدم که این رمان علاوه بر مؤلفههای مدرن، دارای خصوصیات اثر پستمدرن هم هست. من نوعی اختلاط در این رمان دیدم.
در ادامه نشست نقد رمان «سوگ مغان» نویسنده آن، محمدعلی علومی گفت: ادبیات کرمان در حال شکلگیری است. ما در موسیقی سابقهای طولانی داریم. رمانهایی که تحت تأثیر دوره رضاخان نوشته میشد، بیشتر تبلیغاتی بود. بنابراین داستاننویسی به شیوه حرفهای در کرمان مانند سینما یک هنر نو پاست و ادبیات شفاهی در کرمان قالب بوده است.
علومی سپس با همان خضوع همیشگیاش از نقدهایی درباره بخشهای انتهایی کارسخن به میان آورد و گفت: بنده در مقامی نیستم که دفاعی از رمانم داشته باشم. بنده میخواستم در انتهای رمان پرسپکتیوی ارائه دهم که مقداری از زیباییهای دنیا را نیز نشان دهد، ولی با صحبتهای دوستان متوجه شدم این تصویر در رمان به خوبی جا نیفتاده است. به نظرم رسید که نباید در انتها سایه روشن ایجاد میکردم و رمان را با همان قاطعیت جاری در داستان به پایان میبردم.