
حمید نورشمسی | از در مصلای بزرگ امام خمینی(ره) كه میروی داخل، ونهای خالی از مسافر و حتی راننده به چشمت میخورد. میایستی و فكر میكنی كه باید پیاده بروی یا به انتظار راننده باشی تا برساندت به ابتدای شبستان. چند قدم جلوتر كه بروی، شاید هم كمی پا به پا شوی، تازه میبینی كه نه تنها از راننده خبری نیست، كه داخل ونها نیز انباشته از لوازمی است كه گویا برای صاحبان یكی از غرفههاست، غرفههایی كه پوستر نصب شده روی ون به تو میگوید متعلق به سومین نمایشگاه تخصصی كتابهای كودكان و نوجوانان است.اگر همتی باشد و مسیر یك كیلومتری در مصلی تا ابتدای ورودی شبستان را به امید نمایشگاه بروی، آن هم تنها با كشف و شهود و نه حتی راهنمایی، پوستر یا بنری كه راه را نشانت دهد، تازه میرسی به محوطه بیرونی شبستان كه آكنده شده از انبوه ماشینهای صنعتی راهسازی و تو فكر میكنی كه درست آمدهام به دیدن كتاب یا...
اگر كودك درونت یا كودك همراهت از این انبوه آهن و ماشینهای صنعتی نترسید و چند قدمی با تو بود تا از پلههای حیاط شبستان رد شوید، چهار ورودی روبهروی توست كه نوید نمایشگاه كتاب را به تو میدهد و حالا این تویی و یك انتخاب؛ از چهار ورودی تنها یكی به نمایشگاه میرسد و سه ورودی دیگر به كجا، گویا مهم نیست. سومین نمایشگاه تخصصی كتاب كودك و نوجوان در حالی اسفندماه امسال در مصلای بزرگ امام خمینی تهران برگزار شد كه تجربه برگزاری آن در سال گذشته در كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان به مخاطبان این بخش از ادبیات ایران نوید داده بود كه امسال میتوان رونق و جان دوبارهای به بازار كتابهای این حوزه بخشید و ویترین زیبا و غرورآفرینی از آثار منتشره در این حوزه را پیشرو داشت.نمایشگاهی كه بود، نمایشگاهی كه هستتجربه برگزاری دو دوره پیشین نمایشگاه تخصصی كتاب كودك و نوجوان با هر منطقی روال برگزاری سالانه آن را تا قبل از این توجیه میكرد، وجود نزدیك به 2300 متر فضای نمایشگاهی در مركز آفرینشهای كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان كه میزبان بیش از یك میلیون جلد كتاب كودك و نوجوان در زمستان سال گذشته شد همراه با ایجاد نخستین فضای جدی نمایشگاهی مخاطبمحور برای ارائه كتابهای ویژه كودك و نوجوان در آن نمایشگاه كه با استقبال ویژهای نیز روبهرو شد، این نوید را میداد كه این نمایشگاه در سال جاری نیز بتواند با گامی رو به جلوتر ادامه بیابد. اما سالنهای خالی و عدم استقبال قابل تأمل از نمایشگاه كتابهای كودك و نوجوان در كنار فضای سرد و بیروح حاكم بر نمایشگاه در كنار عدم اعتنای مسئولان مرتبط با حوزه كتاب به آنكه با عدم حضور در مراسم بازگشایی و در ادامه بازدید از آن خود را نشان داد، این حقیقت را به ذهن متبادر ساخت كه به هر صورت ادبیات كودك و نوجوان هنوز حیاط خلوت نشر و نویسندگی در ایران به شمار میرود، ادبیاتی كه حتی ناشران و نویسندگان فعال در آن نیز رمقی و شاید علاقهای برای رونق گرفتن آن نشان نمیدهند.
نمایشگاه از زبان آمار250 ناشر در 50 غرفه با حدود 9 هزار عنوان كتاب در نمایشگاه شركت كردهاند كه علاوه بر عرضه كتابهای چاپ اولی خود در بخش فروش متمركز، كتابهای ناشرانی را كه امكان حضور مستقیم و تهیه غرفه ندارند در نمایشگاه عرضه میكنند. این كتابها با تخفیف 20 درصدی و براساس گروه سنی و به صورت موضوعی تقسیمبندی شده است. این شمای كلی آمار و ارقامی است كه نمایشگاه امسال به مخاطبان خود از طریق رسانههای عمومی اعلام كرده است. از سوی دیگر مسئولان نمایشگاه مدعی شدهاند كه سومین ویترین بزرگ كتاب كودك و نوجوان كشور گروه سنی مخاطب خود را تا 18 سال است و تقسیمبندی كتابها نیز به صورت دیویی انجام گرفته است. همچنین برخی از مسئولان برگزاركننده نمایشگاه اعلام داشتهاند این نمایشگاه با هزینه تقریبی130 میلیون تومان راهاندازی شده است و غرفههای آن برای ناشران بین 60 تا 80 هزار تومان و برای ارائهكنندگان وسایل كمك آموزشی متری یكصد هزار تومان اجاره داده شده است. محسن یگانه كه در سه دوره گذشته مسئول اصلی برگزاری نمایشگاه كتاب تخصصی كودك و نوجوان به شمار میرود در مراسم افتتاحیه این نمایشگاه در سال جاری ضمن ارائه دوباره چنین آمار و ارقامی بر این نكته نیز تأكید كرده است كه عرضه كتابهای حراجی در این نمایشگاه از طرحهای شورای اجرایی بود كه از آن استقبال نشد ولی طرح كتاب ارزان در نمایشگاه اجرا میشود و در بخش متمركز نمایشگاه نیز كتابها با 20 درصد تخفیف به مخاطب ارائه میشوند. ناشران شركتكننده نیز میتوانند از 10 درصد به بالا برای فروش كتابهایشان تخفیف در نظر بگیرند.
نمایشگاه از نگاه یك بازدیدكنندهنخستین موضوعی كه در سومین نمایشگاه كتاب كودك و نوجوان میشد به روشنی آن را شاهد بود، شلختگی و بیبرنامگی برای روبهرویی با مخاطبی بود كه به گفته خود آنها گاه بدون پیش زمینه فكری قبلی در این مكان حاضر میشد. هر چند ابتكار ارائه سبدهای فلزی مانند فروشگاههای زنجیرهای به منظور خرید كتاب ایده جالبی است، اما زمانی كه مشاهده میشود اندازه و ارتفاع این سبدها به عنوان ورودی بصری به نمایشگاه حتی متناسب اندازه متوسط قد یك كودك نیست، این بیبرنامگی را در ذهن مینشاند. از سوی دیگر ارائه آثار مكتوب و نیز تولیدات چندرسانهای نامتناسب با سن مخاطبان كودك و نوجوان در غرفههای نمایشگاه كه در میان آنها میشد مجموعه اشعار شاعران بزرگسال تا رمانهای كلاسیك ادبیات جهان و ایران و نیز سیدیهای صوتی موسیقی بیكلام و... را مشاهده كرد، نشان میداد كه گویا مخاطب هدف نمایشگاه به درستی برای برگزار كنندگانش تعریف نشده است. این ادعا زمانی بیشتر خود را نمایان میكرد كه میشد به راحتی در میان غرفههای بخش جنبی نمایشگاه با آثاری برخورد كرد كه به راحتی عرصه كتاب را با خلاقیت و پرورش ذهن كودك و نوجوان آمیخته بود، اما در میان انبوه آثار ارائه شده به سادگی رها شده و كسی به سمت آن هدایت نمیشد. با وجود اینكه مسئولان نمایشگاه ادعای طبقهبندی كتابها براساس ردهبندی دیویی را دارند، اما آنچه بیش از این ردهبندی خود را در نمایشگاه امسال نشان میداد، بینظمی در تقسیمبندی موضوعی آثار بود تا جایی كه گاه غرفههای ارائه كتابهای كمك آموزشی در كنار غرفه فروش عروسك و نرمافزار و سیدیهای چند رسانهای قرار گرفته و از هرگونه متمركز شدن ذهن مخاطبان نمایشگاه جلوگیری میكرد. یگانه در رابطه با نوع حمایت نهادهای دولتی از نمایشگاه گفت: باورمان نمیشد با ارسال یك نامه برای آقای ضرغامی ایشان به كمك ما بیاید. آقای ضرغامی با توجه به نامهای كه برایشان ارسال كردیم دستور فعالسازی بیشتر بخشهای صدا و سیما را برای پوشش نمایشگاه صادر كرد. برخورد صدا و سیما در قبال این نمایشگاه بسیار مسئولانه بود. وزارت ارشاد نیز مساعدتهای زیادی داشت، اما توقع داشتیم مسئولان ارشاد را امروز در نمایشگاه ببینیم. البته ارشاد برای نمایشگاه كم نگذاشته است اما امكان دارد انجمن فرهنگی ناشران كودك و نوجوان و دیگر نهادهای خصوصی با ندیدن مسئولان دلسرد شوند.
مخاطب، بیمخاطببه درستی نمیتوان گفت كه مكانی مانند مصلی امام خمینی(ره) تهران چه جلوه بصری یا روحی برای كودكان و نوجوانان، والدین و حتی مسئولان آموزشی مدارس دارد كه برگزاركنندگان نمایشگاه سوم كتاب كودك و نوجوان فضایی سرد و صنعتی و در عین حال بسیار بزرگ آن را برای مواجه كردن كودك و نوجوان با كتاب انتخاب كردهاند. با وجود اینكه فضای مصلی امام خمینی(ره) تهران فضایی بهینه برای برگزاری نمایشگاههای اینچنینی در پایتخت به شمار میرود، اما شكی نیست كه آمادهسازی چنین فضایی نیز برای مخاطبان نمایشگاه نیازمند تعهدات ویژهای است كه گویا از مجال حوصله امسال نمایشگاه خارج بوده است. تجربه طبقهبندی و ایجاد فضای استاندارد در ارائه كتاب در نمایشگاه سال گذشته در كنار تزئین بصری مكان نمایشگاه و حتی غرفهها و عروسكهای گردانی كه فضایی جذاب و مفرح را برای حضور چند ساعته كودكان و نوجوانان در نمایشگاه سالگذشته ایجاد كرده بود، در نمایشگاه امسال جای خود را به غرفههایی سرد و كم نور با فروشندگانی كسل داده است كه از زبان حال آنها نیز كه جویا میشدی عدم استقبال خانوادهها و حتی مدارس از نمایشگاه اسفندی كتاب و كودك و نوجوان به بهت آنان افزوده بود. نحوه روبهرو شدن مخاطبان با كتاب در بخش اصلی نمایشگاه بهرغم نصب پوسترهایی كه نشان از ردهبندی دیویی میداد همچنان براساس سیستم چینش میز و قرار دادن كتاب روی آن بود كه ارتفاع این چینش گاه تا بیش از یك متر هم میرسید و مشخص نبود كدام گروه سنی میخواهد این آثار را لااقل از روی جلد مشاهد كند. این موضوع زمانی غمبارتر میشود كه در غرفه كتابهای ارزان نمایشگاه میشد به روشنی كتابهایی را مشاهده كرد كه نه تنها برای مخاطبان بزرگسال عمومی مناسب نبود بلكه بیشتر برای یك دانشجو یا متخصص دانشگاهی تألیف شده بود.
چرا چنین نمایشگاهی؟!سراج، مدیر اجرایی نمایشگاه سوم كتاب كودك و نوجوان در گفتوگو با خبرنگار «جوان» با اذعان به اینكه نمیتوان آشفتگی اجرایی نمایشگاه امسال را كتمان كرد، گفت: فضای شبستان مصلی 31هزار متر سرپوشیده است. مصلی و مدیریت هم سعی در استفاده بهینه از آن دارد و بخشهای مختلف آن را به تفكیك اجاره میدهد و همین مسئله نمایشگاه ما را با دیگر نمایشگاهها متداخل كرده است كه البته این مسئله برای ما بد نیست چراكه ناخودآگاه مخاطبان آن نمایشگاهها را به سمت ما نیز میكشد كما اینكه مخاطبان نمایشگاه مواد غذایی داخل مصلی هم میتوانند این روزها مخاطب ما باشند. جدای از سیستم عجیب نمایشگاه كتاب كودك و نوجوان برای جذب مخاطبی كه به امید خرید مواد غذایی یا آشنایی با دستاوردهای فعالیت وزارت كشور در حوزه شهرداریهای كشور به نمایشگاه میآید، نوع نگاه مسئولان نمایشگاه به مكان نمایشگاه نیز جالب است. مدیر اجرایی نمایشگاه كتاب كودك و نوجوان در این رابطه میگوید: ما خیلی تمایل داشتیم كه نمایشگاه در مكان سال قبل برگزار شود اما كانون پرورش فكری هم الان سالنهایش را اجاره میدهد و الان آنجا هم نمایشگاهی برای موادغذایی برپاست به نظرم و دیگری هم وسایل سرگرمی كودك و نوجوان. وی در پاسخ به این سؤال كه چرا برنامهریزی برگزاری نمایشگاه به گونهای نبود كه سالن برگزاری زودتر و مناسبتر انتخاب شود، اظهار داشت: معاونت فرهنگی ارشاد امسال با تغییر مدیریت روبهرو بود و بررسی طرح در مدیریت جدید ما را مجبور به این كرد كه مصلی را در نهایت اجاره كنیم و از طرف دیگر فراموش نكنید كه برگزاری نمایشگاه در صنوف مختلف الان تبدیل به یك صنف جدید شده كه فضای لازم را در تهران برای اجرا ندارد. به عنوان مثال به شما میگویم بوستان گفتوگوی تهران و فضای نمایشگاهی آن از همین الان تا مرداد سال آینده برای برپایی نمایشگاههای مختلف اجاره شده است. سراج در پاسخ به این سؤال كه هزینه اجرای این نمایشگاه با این كیفیت چگونه تأمین میشود، گفت: معاونت فرهنگی وزارت ارشاد در برگزاری نمایشگاه به ما كمك میكند و حامی ماست، اما همه هزینهها بر عهده آن نیست. غایت آرزوی ما این است كه بتوانیم در حوزه برگزاری نمایشگاه خودكفا شویم و بدون یارانه نمایشگاهمان را برگزار كنیم. انجمن فرهنگی برای این نمایشگاه و هزینههایش روی فروش آثار و نیز جذب اسپانسر حساب كرده بود و نیز خرید ارشاد اما امسال اسپانسر مستقیم نداشتیم، ولی غرفهدارانی كه در بخش وسایل كمك آموزشی غرفه اجاره كردند در واقع كار اسپانسر را برای ما انجام دادند. سراج در رابطه با عدم آرایش مناسب كتاب در نمایشگاه امسال نیز اظهارداشت: فضای مصلا این امكان را به ما نمیداد تا بتوانیم فضای استاندارد پارسال را داشته باشیم كما اینكه تجربه فضای نمایشی سال گذشته كه در چهار ارتفاع 15، 90، 130، و160 سانتیمتری احداث شد و به جز دو طبقه 90 و 130 سانتیمتری در سایر ارتفاعها كتابهای ما با آسیب و نیز عدم راحتی مخاطب برای استفاده از كتاب روبهرو شد و به همین خاطر آن شبكهبندی امسال اجرا نشد. از سراج در رابطه با بازدید كم رمق مخاطبان هم كه پرسیدیم تاكید كرد: باید سنگ محكی داشته باشیم كه براساس آن بگوییم نمایشگاه رونق داشته است یا نه. رونق یك تعریف نسبی است. گاهی فروش 200 میلیونی كتابها در یك نمایشگاه هم رقم قابل ملاحظهای نیست و گاهی نیز فروش 2 میلیونی كتاب هم خوب است و قابل اعتنا. ما در این نمایشگاه به عنوان یك سازمان مردم نهاد غیرانتفاعی سعی میكنیم هر سال یك ویترین برای نمایش كتاب با كودك و نوجوان داشته باشیم. ویترینی كه خانوادهها را آموزش دهد كه چه انتخابی میتوانند داشته باشند برای فرزندانشان در حوزه كتاب. از طرف دیگر منكر این نمیشویم كه تجربه برگزاری نمایشگاه در اسفند ماه ما را به این مسئله رساند كه كتاب در سبد خرید اسفند ماه خانوارها جایی ندارد و نكته بعدی و نهایی هم به شما این را بگویم كه مصلی با وجود همه فضای خوبش برای نمایشگاههای بسیار بزرگ خوب است و در قواره برگزاری نمایشگاهی مثل نمایشگاه كتاب كودك و نوجوان كمی بزرگ است. جدای از همه توضیحات و مشاهدات، در سومین نمایشگاه كتابهای كودك و نوجوان به نظر میرسد فقر سختافزاری برگزاری چنین نمایشگاهی نقیصه اصلی است و عدم وجود فضای استاندارد معرفی كتاب به گونه نمایشگاهی در صدر این مشكلات است. در كنار آن باید به عدم برنامهریزی منسجم برای برگزاری سالانه چنین نمایشگاههایی اشاره كردكه عمدتاً ناشی از ضعف پشتوانه مالی و تزریق به موقع آن است. در كنار این مسائل، عدم تعریف استانداردهای مواجهه با مخاطب كودك و نوجوان در حوزه كتاب و نیز عدم انتخاب زمان مناسب برای برگزاری چنین نمایشگاهی سومین تجربه در برگزاری نمایشگاه كتاب كودك و نوجوان را به یك سوءتفاهم بزرگ در حوزه برپایی نمایشگاههای فرهنگی در حوزه كتاب و كتابخوانی مبدل ساخت كه مطابق معمول تنها میتوانیم امیدوار باشیم تا در آیندهای نزدیك شاهد نمایشگاهی آبرومند باشیم.