
تحولات و موج بیداری مردم منطقه طی هفتههای گذشته سقوط زنجیرهای حاکمان دست نشانده و دیکتاتورهای امریکایی را در پی داشته است به گونهای که پیامدها و دورنمای آینده منطقه را بازگو مینماید. سقوط ادامهداری از دیکتاتورهای امریکایی که با اوج گرفتن موج بیداری اسلامی ملتها در منطقه، نفرت فزاینده افکارعمومی از امریکا و رژیم جعلی صهیونیستی و سیاستهای پلید و مزورانه آنها را نیز به دنبال داشته است.
از همین روی امریکاییها هرچند با شکلگیری تحولات اخیر کوشیدند به هر طریقی که شده اوضاع را به نفع خود مصادره نموده و مدیریت امور را به دست گیرند اما اتخاذ تصمیمات درست و درک شرایط منطقه با اتاق فکر امریکاییها نسبت عکسی داشته و بر خلاف انتظار سران غرب موج بیداری مردم سقوط رژیمهای دست نشانده امریکایی را به دنبال داشته است. در حقیقت این سقوط سلسلهوار دیکتاتورهای منطقه به معنای شکست استراتژیهای امریکا در منطقه میباشد که با خطای در تحلیل و عدم پیشبینی اوضاع حاکم بر منطقه شکل گرفته است.
چرا امریکا و سران غربی از سالها پیش با خیال پردازی خام خویش در خصوص طرح خاورمیانه بزرگ و ایجاد آرایش در منطقه تضعیف انقلاب اسلامی و جریانهای مقاومت در منطقه را دنبال میکردند تا از این طریق سیطره عنکبوتی رژیم صهیونیستی را گسترش داده و ضریب امنیتی آن را بالا ببرند از این رو پیادهسازی سناریو فتنه 88 در سال گذشته نیز در راستای همین مسئله نیز قابل ارزیابی است که به منظور تکمیل نمودن این پروژه شوم خویش هزینههای بسیاری نیز پرداخت نمودند. اما برخلاف انتظار سران غربی به ویژه امریکا و رژیم صهیونیستی، امروز در چنین شرایطی با موج بیداری اسلامیدر منطقه دچار شوک سیاسی شده و سقوط حکومتهای دست نشانده در منطقه خط بطلان بر اهداف راهبردی امریکا در منطقه کشیده است. در همین راستا با توجه به تحولات و بیداری مردم منطقه، امریکاییها از ابتدا دچار تناقض شده و با سر درگمی از اینکه در حمایت قیامهای مردم منطقه باشند یا در حمایت از دولتهای دستنشانده خویش، سعی داشتند به گونهای در مذمت نظامهای استبدادی و دیکتاتورها سخن بگویند ولیکن در صحنه عمل متحد راهبردی «بنعلی» و «مبارک» بودند.
از این رو با توجه به خیزش موج بیداری در منطقه امریکاییها آنچنان قافیه را باختند که اگر تا چندی پیش طرح خاورمیانه جدید با مختصات امریکایی- صهیونیستی را دنبال میکردند امروز رسانهها و تحلیلگران امریکایی بر شکل گیری خاورمیانه جدید البته با مختصات اسلامی- و نه امریکایی- اعتراف دارند.
همین مجله امریکایی «فارین پالیسی» در مقالهای با عنوان «اوباما در حال کمک به ایران است» صریحاً خاطرنشان میکند؛ اوباما با بیتجربگی و مدیریت ناپختهاش در حال واگذاری خاورمیانه به جمهوری اسلامی ایران است. جالب است که روزنامه «کوریا تایمز» چاپ کره جنوبی نیز در گزارشی تحلیلی با تصریح بر این نکته که امریکاییها این بار هم در تحولات منطقه، صحیح عمل نخواهند کرد و اشتباهات گذشتهشان را ادامه میدهند، مینویسد: «وقت آن است که امریکا در خاورمیانه عقب بنشیند».
واقعیت آن است که پیامد تحولات منطقه و سقوط دیکتاتورهای سرسپرده امریکا باعث شده است که ادعای کدخدایی امریکا در جهان شکسته شود و به تعبیر حضرت امام ابهت پوشالی آن نابود گردد و این مسئله نیز برای عموم مردم منطقه نیز برملا شده و تک تک مردم منطقه به این باور و یقین قطعی رسیدهاند که همه خونریزیها، افزونطلبیها و چپاولگریها و خیانتها و جنایتهای مشترک امریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه از طریق حمایت دولتهای دست نشانده امریکایی- اسرائیلی بوده است بنابراین اگر این روزها پس از فاجعه قتل عام مردم در لیبی، امریکا حمایت خود را از تعلیق عضویت این کشور در شورای حقوق بشر سازمان ملل اعلام میکند، حنایی است که دیگر برای افکار عمومی و ملتهای منطقه رنگی ندارد.
امروز این واقعیت غیرقابل انکار است که ملتهای منطقه از دخالتهای امریکا در زندگیشان به ستوه آمدهاند و راه علاج را در جمع شدن بساط امریکا از منطقه میدانند. اما نکته حائز اهمیت در این میان این است که در سوی مقابل افول قدرت امریکا در منطقه، تحلیلگران و ناظران سیاسی در رسانههای غربی بر قدرت جمهوری اسلامی ایران و توان روزافزون در معادلات منطقهای تأکید و اقرار دارند به گونهای که «فایننشال تایمز» در تحلیل تحولات منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، جمهوری اسلامی ایران را برنده اصلی تحولات میداند چرا که قدرت منطقهای خود را تثبیت کرده است و حتی توانسته در بحبوحه ناآرامیها در منطقه با اعزام دو رزمناو به آبهای مدیترانه و عبور از کانال سوئز، اقتدار خود را به نمایش بگذارد.
بنابراین نکتهای که باید در آن تأمل داشت آن است که نه تنها امروز رسانهها و تحلیلگران خارجی بر ضعف و افول امریکا در منطقه اعتراف دارند بلکه آن را ناشی از بیداری اسلامی به پرچمداری جمهوری اسلامی ایران میدانند تا آنجا که حتی روزنامه امریکایی «واشنگتن تایمز» نیز هفته پیش در ارزیابی قیام ملتهای مسلمان در خاورمیانه و شمال آفریقا مینویسد: «تحولات جدید در خاورمیانه و ناآرامی در کشورهای منطقه همان هدفی را دنبال میکند که انقلاب اسلامی از سال 1979 به دنبال آن بود و آن هدف تضعیف قدرت و نفوذ امریکاست». تحلیلگر این روزنامه امریکایی ادامه میدهد که الگوی انقلاب اسلامی و در نقطه مقابل آن کمرنگ شدن نفوذ امریکا در منطقه عیان شده است. آنچه با این توضیحات و توصیفات به دست میآید دورنمای شرایط منطقهای است که در آیندهای نه چندان دور، سقوط امریکا و رژیم صهیونیستی را به دنبال دارد و تحلیل و تفسیر درباره این موضوع، بیشترین گزارشها و یادداشتها را به خود اختصاص میدهد. بر همین اساس سقوط دیکتاتورها و حکومتهای دست نشانده غربی و امریکایی در منطقه علاوه بر شکست راهبردهای امریکا در جهان، حکایت از تحقق وعده الهی در آمادهسازی شرایط ظهور موعود(عج) را نشان میدهد.