
به گزارش خبرنگار «جوان»، دوم بهمن امسال مالباختهای به دادسرای امور جنایی تهران مراجعه کرد و از دو سارق مسلحی که خودروی 206 او را سرقت کرده بودند، شکایت کرد.
با اعلام شکایت شاکی پروندهای تشکیل شد و رسیدگی به آن در دستور کار کارآگاهان اداره یکم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.
مالباخته به افسر پرونده گفت: من در یک دبستان خصوصی کار میکنم، چند بار با مادر یکی از دانشآموزان که در انجام تکالیف و درس تنبل بود تماس گرفتم تا او را از وضعیت درسی فرزندش باخبر کنم اما هیچ تأثیری نداشت تا اینکه 27 دیماه مرد جوانی با من تماس گرفت و خود را یکی از بستگان این دانشآموز معرفی و در رابطه با تماسهای من با مادر این دانشآموز شکایت کرد و بعد از آن هم چند بار مرا تهدید کرد.
شاکی ادامه داد: من که از صحبتهای این آقا متوجه شدم سوءتفاهمی پیش آمده از او خواستم تا یک ملاقات حضوری با هم داشته باشیم که بالاخره ساعت 16 و 30 دقیقه روز سهشنبه 28 دی به محل قرار در بزرگراه رسالت، روبهروی ایستگاه متروی شهید باقری رفتم و منتظر ماندم. بعد از چند دقیقه دو جوان وارد ماشینم شدند و با معرفی خود به عنوان مأمور به دستم دستبند زدند و مرا به صندلی عقب بردند و پشت فرمان اتومبیلم نشستند و با تهدید اسلحه مرا متهم به مزاحمت مادر آن دانشآموز کردند و چند امضا از من گرفته و به بهانه اینکه خودرو باید توقیف شود آن را به پارکینگی در شرق تهران منتقل کردند.
مالباخته درخصوص نحوه آزاد شدن از دست آن دو نفر گفت: بعد از انتقال خودرو به پارکینگ آنها از من خواستند تا برای پاسخگویی به برخی سؤالات همراهشان بروم که با خواهشهای من قبول کردند در مقابل دریافت وجه نقد مرا آزاد کنند. بعد از آن چند بار دیگر به همین بهانه از من مبالغی را دریافت کردند و در حال حاضر هم از اتومبیلم در پارکینگ خبری نیست.
پس از اظهارات شاکی کارآگاهان در تحقیقات خود متوجه شدند هیچ دستور توقیفی برای 206 سرقت شده صادر نشده است. بدین ترتیب از مادر این دانشآموز خواستند به اداره یکم مراجعه کند. این زن به افسر پرونده گفت: «شهرام» یکی از بستگان من است و به طور اتفاقی یک روز که مالباخته با من تماس گرفته بود تا در رابطه با درس پسرم با من صحبت کند در جریان این موضوع قرار گرفت و من هم چون نمیدانستم او چه فکری در سرش است موضوع را برایش تعریف کردم.
با اظهارات مادر دانشآموز «شهرام ـ 25 ساله» در ورامین شناسایی و دستگیر شد و در بازرسی از پارکینگ خانهاش خودروی 206 مالباخته کشف شد.
شهرام پس از دستگیری مجبور شد همدستش را به هویت «قاسم ـ 21 ساله» را لو دهد. او به کارآگاهان گفت: اسلحه در خانه قاسم است. بدین ترتیب قاسم هم در شهرستان ورامین در مخفیگاهش دستگیر شد و در بازرسی از وی یک اسلحه کمری، بیسیم، دستبند و چند دست لباس نظامی کشف شد.
قاسم در اعترافات خود درباره نحوه شناسایی مالباخته و طرح نقشه سرقت گفت: یک روز به خانه دخترخالهام رفته بودم که تلفن همراهش زنگ خورد و او هم جواب داد، چند روز دیگر به مدرسه میرود. موضوع را از او پرسیدم. از آنجا که مدتی پیش همسر دخترخالهام فوت کرده بود به او پیشنهاد دادم تا با هم به مدرسه برویم که او در جوابم گفت: نیازی به این کار نیست، اما من شماره تلفن معلم مدرسه را از گوشی او برداشتم و موضوع را با شهرام که اسلحه داشت در میان گذاشتم. بعد هم در پوشش مأمور نقشهمان را عملی و پژو 206 او را سرقت کردیم.
سرهنگ کارآگاه آریا حاجیزاده معاون مبارزه با جرائم جنایی پلیس آگاهی پایتخت گفت: با توجه به اعترافات صریح متهمان پرونده جهت سیر مراحل قانونی در اختیار مقام قضایی قرار گرفت و تحقیقات تکمیلی برای شناسایی دیگر جرائم احتمالی متهمان همچنان در دستور کار کارآگاهان اداره یکم ادامه دارد.