
«دموکراسی بر پایه دانش و آگاهی استوار است... تنها راه شکست حاکم... آگاه نگاه داشتن کامل مردم است.»
- رابرت لا فولت، فرماندار سالهای دور ایالت وسیکانسن
شبحی در حال تسخیر ایالت ویسکانسین است، شبحی از دهها هزار کارگر که فهمیدهاند سالهاست دیکتاتوری ثروتمندان و سیاستمداران اجیر شده شرکتهای بزرگ، ذره ذره از بنیان، طبقه متوسط و پایین جامعه را در این ایالت نابود کرده است. این همان شبحی است که دریافته چگونه فرماندار فعلی ویسکانسین، اسکات واکر دو سند تخفیف مالیاتی تجاری را امضا کرده تا با این کار اتحادیههای کار و معلمان را نابود کند و همچنین با از میان برداشتن سیستم مراقبت سلامت که به رفاه هزاران نفر در ویسکانسین مربوط میشد، ضربه بزرگی را به این مردم وارد کرده است. برای تأمین نیاز شرکتهای اشتراکی و جمعی یا ثروتمندان و منافع خاصشان، فرماندار اسکات واکر، وضعیت اقتصادی که در آن مازاد درآمد وجود داشت را تبدیل به کسر درآمد کرده است. وی هم اکنون قطع بودجهها را توجیهی برای حمایت از قشر کارگر میداند. چنین وضعیتی را رابرت لافولت فرماندار ویسکانسین در یک قرن قبل پیشبینی کرده بود.
هیچ کس مثل لافولت قوانین محکمی را علیه سیاستهای سوءاستفادهگرانه شرکتهای ثروتمند و اشتراکی وضع نکرده است. اگرچه لافولت در دهه 1980 به عنوان جمهوریخواهی وفادار و تجارتمحور در کنگره فعالیت میکرد، اما به زودی دریافت که قدرت و موفقیت ایالات متحده در دست قشر کارگر و کشاورزان آن است. محبوبیت وی تا حدی بود که به وی لقب «باب جنگجو» به خاطر مبارزاتش با منافع تجاری انحصارگران ثروتمند داده بودند. ویسکانسین سیستم اولیه و مستقیم را با مؤلفههایی چون ایجاد شرکتهای مدون راهآهن، وضع قوانین کاهش خرجهای تبلیغات انتخاباتی و افزایش مالیات شرکتها در پیش گرفت. فرماندار لافولت به جای تکیه بر لابیستهای سیاسی و پولهایشان و نیز جراید و رسانههای جمعیشان، به مشورت با قانونگذاران پراگرسیو (پیشرو) و اصلاحطلب که مدافع عدالت و روح قانون بودند پرداخت. این شیوه نوین به «آرای ویسکانسین» مشهور شد و به سرعت به تمامی ایالتهای دیگر گسترش یافت.
آرای ویسکانسین، قانون کار کودکان و نیز قانون حداقل دستمزد را تصویب کرد. قدرت و سطوح نفوذ شرکتها را مدون کرده و درعین حال در آن امنیت صنعت بسیار حائز اهمیت بود. این قوانین زندگی صدها هزار نفر را بهبود بخشید. همچنین کمکهای زیادی به اصلاحات پیشرویانه تئودور روزولت کرده و نیز باعث بهوجود آمدن حزب پیشرو در سال 1912 شد. از خدمات حزب پیشرو میتوان به حمایت در از بین بردن کار کودکان، حق ابطال انتخابات، حمایت در کاهش رنجهای زنان و ثبت لابیستهای اشتراکی اشاره کرد. این حزب اتحادیههایی که غیرقانونی شمرده میشدند را به رسمیت شناخته و در تصویب اصلاحات قانونی و قضائی تلاشهای زیادی کرد. حمایت از قشر کارگران در داشتن هشت ساعت کار و بیمههای حوادث و بیکاری از دیگر خدمات این حزب بود.
در سالهای 1924 و 1948، این «آزمایشگاه دموکراسی» در سطوح دیگری نظیر حذف تمام انحصارگریها، افزایش مالیات برای ثروتمندان و حمایت قانونی از کارگران و حقوقشان کمکهای زیادی را انجام داده و گسترش یافت و نیز به برگزاری انتخابات عمومی تمام قضات اعم از قضات دیوان عالی کشور (که بعدها حامی امریکای اشتراکی شد) کمک کرد. این حزب همیشه خواستار کاهش تسلیحات و برنامههای جنگی بود و علاوه بر آن اعلام میکرد که باید رفراندومی عمومی در هنگام اعلان جنگ برگزار شده و نیز آزادی بیان و عقیده برای تمامی امریکاییان وجود داشته باشد. از تقاضاهای دیگر این حزب پایان تبعیض نژادی و تبعیضهای شغلی و حمایت از کشاورزان در داشتن دستمزدهای برابر بود. حقوق بازنشستگی افراد بالای 60 سال و سرمایهگذاریهای فدرال برای آموزش را نیز میتوان به خدمات این حزب افزود. حزب پیشرو فراخوانِ یک دولت جهانی بود تا آرزوی خلع سلاح جهانی را به تحقق برساند.
بعضی از ساکنان ویسکانسین هنوز شاخصهای مخرب امریکای اشتراکی و جنگ دائمی آن با کارگران دنیا را درک نکردهاند و از تهدیدات نظامی اسکات واکر هراسی ندارند. اما آنها اهمیت این موضوع را حس کردهاند که چگونه معاملات اشتراکی به کاهش سرمایهگذاریها در بخشهای آموزشی، اجتماعی و بازنشستگان که میلیونها کودک و سالخورده را مورد حمایت قرار داده است، میانجامد. با وجود پنج درصد از امریکاییان که بیش از 50 درصد از ثروت را در دست دارند و با وجود ادغام و قدرت بیشتر شرکتها در تغییر حقوق و دستمزد کارگران، وضع زندگی افراد زیادی نظیر معلمان، دانشآموزان و دانشجویان، زندانبانان و فعالان اتحادیهها رو به افول است. این افراد برای اعتراض به عمارتهای دولتی ویسکانسین هجوم برده و شعار «عزل اسکات واکر» سر دادهاند. با دیدن اینکه دهها هزار نفر در ویسکانسین برای احقاق حقوق خود میجنگند و شعار میدهند، آیا میتوان امیدوار بود که آرا و ایدهآلهای جدید ویسکاسین و این روحیه مردم به دیگر ایالتهای امریکا گسترش یابد؟
شبحی دیگر ویسکانسین را دربرگرفته است، شبحی که انکارش غیرممکن بوده و شبحی که این بار دموکراتیک و کارگرمحور است. اهالی ویسکانسین علیه امریکای اشتراکی و رسانههای کنترل و سانسورشده و سرگرمکننده آن و میزبانان سیاسی اجیر شدهشان به مبارزه برخاستهاند. آیا کارگران ایالتهای دیگر امریکا نیز خواهند فهمید که چیزی به جز زنجیرها و جنگهای ناخواسته اشتراکی برای از دست دادن باقی نمانده است؟ آیا کارگران دیگر امریکا با دیدن گزارشهای خبری غلط و نادرست حمایت شده از شرکتهای اشتراکی ثروتمند که هدفشان منکوب کردن قشری که بیملاحظه و غیرانتقادی شده است به خشم نخواهند آمد؟ فاکتورهای مساوات و برابری که در یک جامعه دموکراتیک جای خود را به سلطنتی دیکتاتور و جنگطلب داده است، تنها زمانی دوباره به دست خواهند آمد که آرا و ایدهآلهای ویسکانسینی به خانهها، خیابانها، مکانهای کار و ساختمانهای دولتی راه یابند.
امریکا از اشتراک کفرآمیزی رنج میبرد که باید از آن زدوده شود. ملتی در این کشور هستند که باید نجات یابند و دموکراسیای که باید جامه عمل به خود بپوشد. زنان و مردان کارگر تمام ایالتها متحد شوید! بگذارید امریکاییان خیرخواه همه باشند و نه فقط به دنبال جنگهای شرکتهای بزرگ و اشتراکی.