
امسال در کشور آلمان سال انتخابات محلی است زیرا قرار است که در 8 ایالت این کشور انتخابات محلی برگزار شود. برگزاری انتخابات محلی در 8 ایالت آلمان با توجه به مجموع 16 ایالت این کشور به آن معنا است که نیمی از این کشور در سال جاری شاهد انتخابات محلی خواهد بود که بیش از هر چیز، نتیجه این 8 انتخابات تا اندازه زیادی تکلیف موازنه سیاسی در این کشور به عنوان یکی از مهمترین کشورهای اتحادیه اروپا را روشن خواهد کرد. نقطه شروع این رالی بزرگ انتخاباتی با ایالت هامبورگ در یک شنبه 22 فوریه بود و نتایج آن چشمانداز انتخابات در ایالتهای دیگر را معلوم کرد. در یک کلام، انتخابات 22 فوریه برای آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان و حزب دموکرات مسیحی، CDU، او یک فاجعه به تمام معنا بود زیرا در مقایسه با انتخابات پیشین در این ایالت، حزب دموکرات مسیحی نیمی از آرای خود را از دست داد و تنها موفق شد 9/21 درصد آرا را به دست آورد. از سوی دیگر، حزب سوسیال دموکرات، SPD، به عنوان اصلیترین رقیب سیاسی دموکرات مسیحی توانست با 3/48 درصد آرا به پیروزی چشمگیری دست یابد و دیگر احزاب سبز، دموکرات لیبرال و چپ به ترتیب؛ 2/11، 6/6 و 6/6 درصد آرا را به دست آورند.
با این نتایج، چهار سال حکومت دموکرات مسیحی بر این ایالت پایان یافت و از 56 کرسی که تا کنون در دست داشت باید تنها به 28 کرسی قناعت کند و به عبارت دیگر، این حزب مجبور است تا با اختلافی نه چندان زیاد بالاتر از سبزها به عنوان یک گروه کوچک در پارلمان ایالتی حضور یابد. نتیجه دیگر این انتخابات برای حزب مرکل در از دست دادن سه کرسی در پارلمان فدرال آلمان، بوندسرات، است که این امر خود به تنهایی شکست قابل توجهی برای مرکل و حزب وی در سطح فدرال این کشور به شمار میرود. قضیه برای سوسیال دموکراتها کاملاً برعکس دموکرات مسیحیها است، زیرا سوسیال دموکراتها که تا کنون 45 کرسی در دست داشتند، توانستند با این انتخابات 16 کرسی دیگر را نیز به آن بیفزایند و با مجموع 61 کرسی از مجموع 120 کرسی مجلس، اکثریت مطلق را در پارلمان به دست آورند. بنابراین، سوسیال دموکراتها با داشتن اکثریت مطلق پارلمان برای تشکیل دولت محلی نیازی به ائتلاف با دیگر احزاب و حتی سبزها ندارند و میتوانند به صورت مستقل دولت خود را تشکیل دهند.
تشکیل دولت محلی توسط سوسیال دموکراتها در ایالت هامبورگ تنها یک وجه از انتخابات 22 فوریه یا وجه محلی آن است، اما این انتخابات در بعد فدرال و کل آلمان در حکم شکستی سنگین برای مرکل است و میتواند در انتخابات ایالتهای دیگر سونامی سیاسی سهمگینی را برای او به وجود آورد که گذشته از تغییر موازنه در دولتها و مجالس محلی، موجب از دست رفتن کرسیهای بیشتر در بوندس رات برای مرکل باشد. نتیجه چنین وضعیتی روشن است؛ تضعیف اساسی کابینه ائتلافی مرکل و خیز بلند سوسیال دموکراتها و متحدینش یعنی سبزها و چپها برای کابینه بعدی آلمان. باید توجه داشت که شهر هامبورگ بعد از شهر برلین دومین شهر بزرگ آلمان است و از این رو میتوان گفت که شکست سنگین دموکرات مسیحیها و پیروزی قاطع سوسیال دموکراتها در این شهر خود به خود بر هفت ایالت دیگر تأثیر خواهد گذاشت که در این سال انتخابات محلی در آنها برگزار خواهد شد. مارکوس والکر و پاتریک مکگرورتی، تحلیلگران سایت وال استریت ژورنال، بدترین وضعیت برای مرکل در سال جاری را در حالتی پیشبینی کردهاند که او بازنده رقابت در هفت ایالت دیگر نیز باشد و از این هفت ایالت باید به ایالت ثروتمند بادن و ورتمبرگ در جنوب غرب آلمان اشاره کرد. این دو به سخن گرو نویگباور، استاد علوم سیاسی دانشگاه آزاد برلین اشاره کردهاند که در این مورد میگوید:«اگر چنین چیزی اتفاق بیفتد، این بحث در حزب دموکرات مسیحی سرخواهد گرفت که آیا مرکل حق دارد برای انتخابات ملی در 2013 ریاست حزب را در دست داشته باشد یا نه؟»
مبانی پیشبینی نویگباور روشن است چرا که شکست در هفت ایالت دیگر همانند هامبورگ دیگر هیچ توجیهی را برای مرکل باقی نمیگذارد تا بتواند سکان رهبری دموکرات مسیحی را همچنان در دست داشته باشد و باید شکست نهایی را برای کنارهگیری از رهبری حزب قبول کند. از سوی دیگر، باید توجه داشت که شکست مرکل و کنارهگیری او از رهبری حزب دموکرات مسیحی تنها به شخص او مربوط نمیشود، بلکه تأثیری قابل توجه در موازنه قدرت در آلمان خواهد داشت. به عبارت دیگر، کنارهگیری مرکل از رهبری دموکرات مسیحی شکست سنگینی برای این حزب خواهد بود چرا که از دست دادن شخصیتی همانند مرکل برای این حزب بدون پیامد سیاسی نخواهد بود و بعید است که دمکرات مسیحی بتواند کسی را جایگزین او سازد که دارای مهارتهای او در بازی شطرنج سیاسی آلمان باشد. لازم به ذکر است که موفقیت سوسیال دموکراتها در انتخابات 22 فوریه تا اندازه زیادی محصول بازنگری کلی است که این حزب بعد از شکست در انتخابات سراسری سپتامبر سال گذشته میلادی، در سیاستها و خط مشی اصولی خود انجام داد و توانست به مبنای عدالت اجتماعی خود بازگردد. این تجدید نظر توجه رأیدهندگان هامبورگ را به سوسیال دموکراتها جلب کرد و موجب شد تا این حزب بتواند شکستی بر حزب دموکرات مسیحی در این ایالت وارد کند که از جنگ جهانی دوم تا کنون سابقه نداشته است. در واقع، رهبران سوسیال دموکرات بعد از شکست سال گذشته متوجه شدند که در دوران ائتلاف با دموکرات مسیحی بیش از حد به سیاست راستگرایانه آنان تمایل پیدا کردند و از اصول و مبانی خود دور شدند و در یک سال اخیر سعی کردند تا این اشتباه را با تجدید نظر در عملکرد خود در کارنامه کابینه ائتلافی قبلی جبران کنند. از این رو، اقبال به سوسیال دموکرات در هامبورگ را نمیتوان تنها محدود به این ایالت دانست بلکه به نظر میرسد که موفقیت این حزب در انتخابات هفت ایالت دیگر نیز تا اندازهای تکرار شود و در نتیجه، باید موجی که از هامبورگ شروع شده را به صورت سونامیای دانست که نتیجه آن فرود ویرانی بر سر مرکل و کابینه ائتلافی او خواهد بود.