
با استعفای سلام فیاض، نخستوزیر انتصابی تشکیلات غیرقانونی خودگردان، پایه دیگری از نهال کمجان محمود عباس و شرکایش که قرار بود درختی تناور شود زده شد و اکنون ابومازن مانده است و تشکیلاتی که از آن، نامی برجاست. پایه دیگر تشکیلات خودگردان، مذاکرهکنندهای ارشد آنان بود که پس از مشخص شدن خیانتهایش مجبور به استعفا شد.
نسیم نه آنچنان پرقدرتی که این نهال در باتلاق رشد کرده را خرد کرد از افشاگری شبکه الجزیره وزیدن گرفت. این افشاگری مدت زیادی طول نکشید اما آنچنان ریشه تشکیلات محمود عباس سست بود که به طرز شگفتآوری خرد شد و فروریخت. پس از اینکه شبکه الجزیره از واگذاری اراضی فلسطینیان به ویژه در بیتالمقدس به صهیونیستها پرده برداشت و از همکاریهای محمود عباس در تجاوز رژیم صهیونیستی به غزه اسنادی منتشر کرد، مقامات تشکیلات خودگردان به تهدید علیه این شبکه و حتی مقامات قطر روی آوردند اما با تأیید این اسناد از سوی آگاهان امور، حنای کمرنگ شده محمود عباس کاملاً رنگ باخت و صائب عریقات که اراضی فلسطینیان را به اسرائیلیها هبه کرده بود پس از تلاش بیثمر برای انکار این اسناد، مجبور به استعفا شد. عریقات به نمایندگی از تشکیلات خودگردان با ابقای شهرکهای صهیونیستی در کرانه باختری و بیتالمقدس موافقت کرده که خلاف مواضع این تشکیلات درباره حدود مرزها و شهرکسازی رژیم صهیونیستی در اراضی 1967 است.
همچنین فاش شد که تشکیلات فتح در ترور یکی از فرماندهان گردانهای الاقصی در سال 2008 با رژیم صهیونیستی همدستی کرده است. این نشانهها، اعتراضات و اعتصابات مردمی در کرانه باختری را به اوج رسانده بود که وقوع انقلاب در مصر و سقوط مبارک، تیر خلاص را به ابومازن و دارودستهاش زد. عریقات و سلام فیاض با ژستی دموکراتیک استعفا دادند هر چند استعفایشان از طرف عباس پذیرفته نشد تا همه کاسهکوزهها بر سر «یاسر عبد ربه» رئیس کمیته اجرایی سازمان آزادیبخش فلسطین(ساف) شکسته شود. او که در مهرماه سال جاری خواستار به رسمیت نشناخته شدن «دولت یهودی» در اراضی 1948 شده بود اما با بخشیدن بخش بزرگی از اراضی 1967 از سوی عریقات، عملاً حرف او هم نقض شد. 40 تن از اعضای جنبش فتح خواستار کنار گذاشته شدن عبدربه در همان زمان شده بودند اما عباس با این درخواست مخالفت کرد. تا اینکه سه ماه بعد(دیماه) خیانتهای عریقات، عبدربه و عباس با هم فاش شد. «عبدربه» پس از افشاگری الجزیره به این شبکه و حتی امیر قطر توهین کرد و تهدید کرد علیه این کشور افشاگری خواهد کرد اما اثری از او نشد.
پس از این قضایا بود که محمود عباس تقاضای برگزاری انتخابات زودهنگام داد که با مخالفت خالد مشعل و دیگر مقامات حماس مواجه شد. اکنون کرانه باختری با وجود مأمور کردن سلام فیاض از سوی عباس به تشکیل کابینه جدید، عملاً دولت ندارد و آشفتگی موجود در تشکیلات خودگردان، هر روز رسوایی جدیدی برای اعضای آن رقم میزند. این مسئله موجب شد عباس به فکر برگزاری انتخابات جدید بیفتد. ضمن اینکه مشغول کردن حماس به انتخابات در شرایط حساس کنونی مصر، دیگر هدف ابومازن از طرح بحث انتخابات زودهنگام است تا ضمن بازداشتن حماس از هوشیاری، زمینه حمله غافلگیرانه به غزه را از سوی رژیم صهیونیستی فراهم کند. البته عباس میدانست که حماس در این شرایط انتخابات را نمیپذیرد اما برای اینکه توپ را به زمین حماس بیندازد این مسئله را مطرح کرد. با این حال، چنین ترفندهایی علاج فروپاشی تشکیلات خودگردان نیست و به تبع سقوط حکومت مبارک، ابومازن و دارودستهاش نیز باید فکری به حال آینده خویش بکنند.