
سفر کاترین آشتون مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا به سرزمینهای اشغالی و دیدار با مسئولان صهیونیستی و تشکیلات خودگردان از دل نگرانیهایی پرده برمی دارد که این اتحادیه پس از خیزشهای مردمی در تونس و مصر با آن روبهرو شده است.
شاید این نگرانیها و دغدغهها برای اتحادیه اروپا حتی بیشتر از امریکا باشد، زیرا بین اتحادیه اروپا و مناطق بحران جدید درخاورمیانه و شمال آفریقا تنها یک دریا وجود دارد وهر بحران و تحولی که در کشورهای عربی ساحل دریای مدیترانه رخ میدهد بلافاصله میتواند کشورهای اروپایی بخصوص کشورهای ساحلی در آن سوی دریای مدیترانه را تحت تاثیر قرار دهد، چنانکه در پی تحولات سیاسی در تونس و سقوط حکومت بن علی، سیل مهاجران از این کشور به ایتالیا آغاز شده است و این در حالی است که از چند دهه پیش اتحادیه اروپا با اتخاذ تدابیر و اقداماتی همچون برگزاری اجلاسهای مشترک با کشورهای عربی ساحلی دریای مدیترانه در چارچوب موافقتنامه بارسلونا در صدد پیشگیری از تاثیر گذاری تحولات سیاسی و اجتماعی کشورهای عربی بر این اتحادیه بر آمده بود و همین امر علت اصلی اصرار و پافشاری اتحادیه اروپا بر حل بحران فلسطین در چارچوب مذاکرات سازش را تشکیل میداد.
به عبارت روشنتر اتحادیه اروپا پیشبرد مذاکرات سازش را در کنار ایجاد اصلاحات در کشورهای عربی ساحلی دریای مدیترانه (به گونهای که از تسری مشکلات این کشورها به اتحادیه اروپا در آینده جلوگیری کند) در چارچوب اهداف و منافع راهبردی خود ارزیابی میکند و برهمیناساس همانند امریکا در صدد است از تحولات سیاسی اخیر در تونس و مصر در جهت اهداف خود فرصتسازی کند و به نوعی موج سواری کند.
در این جهت به نظر میرسد کاترین آشتون در صدد است از یکسو تشکیلات خود گردان را به ایجاد اصلاحات داخلی وادار کند به گونهای که امکان ورود آن را برای مذاکرات سازش در آینده فراهم کند و از دیگر سو این نکته را به دولت ضد صلح نتانیاهو یادآوری و مورد تأکید قرار دهد که بیش از این نباید فرصت را از دست دهد و تا قبل از اینکه ابومازن و دیگر رهبران سازشکار به سرنوشت مبارک دچار نشده اند، از حضور آنها استفاده کند و مذاکرات سازش را به سرانجام برساند.
به نظر میرسد دو عامل در نگرانی اتحادیه اروپا و غرب از پسلرزههای تحولات سیاسی تونس و مصر در سرزمینهای اشغالی فلسطین مؤثر بوده است. نخست اینکه تغییر حکومت در مصر موجودیت معاهده کمپ دیوید را زیر سؤال ببرد و موجودیت رژیم صهیونیستی را به خطر بیندازد و در عین حال پسرفت روند سازش را تسریع و شدت بخشد.
دوم اینکه پایان دوره مبارک محورسازش را بیش از پیش تضعیف و در مقابل محور مقاومت را بیش از گذشته تقویت کند و قدرت مانور و نقش آفرینی عناصر این محور شامل (ایران، سوریه، حزب الله و دولت حماس )را در خاورمیانه جدید و شکلگیری آن بیشتر کند. از اینرو به نظر میرسد نجات اتحادیه اروپا از پسلرزههای تحولات سیاسی تونس و مصر، حفظ پیمان کمپ دیوید و تلاش برای به جریان انداختن روند سازش و سلب فرصتهای محور مقاومت از تحولات پدید آمده محور تحرکات سیاسی اشتون را در سفر به سرزمینهای اشغالی تشکیل میدهد اما هیچ تضمینی برای موفقیت این سفر و اهداف آن وجود ندارد.