مدیر سابق شبکه "صدای آمریکا " در گزارشی به بررسی انتقادی دیپلماسی عمومی دولت آمریکا و شیوه خبررسانی این دولت پرداخته و تاکید میکند که سانسور موجود در رسانههای دولتی، در تناقض با ادعاهای آزادی رسانهای دولت است.به گزارش خبرنگار دیپلماسی عمومی و جنگ نرم خبرگزاری فارس، روزی که سنای آمریکا معاهده جدید این کشور با روسیه به منظور کاهش اسلحه را به تائید رساند، پایگاه اینترنتی وزارت خارجه آمریکا با انتشار مقالهای، لیست طولانی را از مزایای معاهده موسوم به "استارت " ارایه کرد اما اشارهای به مخالفت برخی از جمهوریخواهان کلیدی سنای آمریکا و همچنین دیگر انتقادات وارد به این معاهده نکرد. *سانسور در رسانههای آمریکایی نویسنده این گزارش میافزاید: بعد از انتشار مقاله مذکور، دیدگاه خود را در ذیل آن مقاله ذکر کردم و تاکید کردم که پایگاه اینترنتی وزارت خارجه آمریکا که یک پایگاه دولتی است میبایست تلاش کند تا دیدگاه متوازنتری را ارایه داده و به مشکلاتی که برای تصویب توافقنامه اخیر آمریکا و روسیه در سنا وجود داشت هم اشاره کند. اما ظرف چند دقیقه این نظر حذف شد.
نویسنده که خود از جمله مقامات سابق دولت آمریکا بوده است میافزاید: بعد از بیش از 30 سال به چالش کشاندن سانسور و ارایه اخبار متوازن در کشورهایی مثل حکومت لهستان، اوکراین، روسیه، بوسنی و افغانستان، در نهایت توسط کارفرمای سابق خود یعنی دولت آمریکا سانسور شدم.
این مسئول سابق رسانهای آمریکا در ادامه گزارش خود مینویسد: در دوران سرکوبگریهای رژیم "یاروزلسکی " علیه "لخ والسا " و جنبش "هبستگی " لهستان، من مسئول رادیو "صدای آمریکا " در این کشور بودم و در مقابل تلاش افراد معدودی در وزارت خارجه که میکوشیدند اخبار رادیو را سانسور کنند، مقاومت کردم. *مشکلات اصلی داشتن یک دیپلماسی عمومی موثر در آمریکا اما اکنون شاهد آن هستیم که همان دولت آمریکا در حال سانسور کردن اعضای کنگره بوده و اقداماتی همچون حذف نظر من برای این دولت یک کار معمول است.
این نویسنده ادامه میدهد: بعد از آنکه برای آخرین بار پست دولتی خود به عنوان جانشین رئیس صدای آمریکا را ترک کردم، شبکه اطلاعرسانی "فری مدیا آنلاین " را بنیان نهادم تا بوسیله این سازمان غیر دولتی (NGO) بطور مستقل در سراسر جهان به فعالیت رسانهای بپردازم و نظرات خود در مورد سانسور دولتی، پروپاگاندا و دیپلماسی عمومی را بیان کنم.
اگرچه در حال حاضر مشکل اصلی برای داشتن یک دیپلماسی عمومی موثر در آمریکا از بین رفتن اجماع درونی در مورد ارزشهای مهم و موضوعات سیاست خارجی است که در جریان جنگ سرد وجود داشتند. اما نارسایی و ایستایی بوروکراتیک نیز نقش بسیار مهمی را در این رابطه ایفا کرده است.
مدیر سابق صدای آمریکا میافزاید: به عنوان یک خبرنگار، کارمند سابق دولت، مدیر و رئیس، بطور مستقیم از وقایع درونی صدای آمریکا، آژانس راکد اطلاعات ایالت متحده، وزارت خارجه و هیئت حاکمه رادیو و تلویزیون (BBG) خبر دارم.
از این رو میتوانم بگویم که هیچگاه دیپلماسی عمومی آمریکا همچون امروز دچار بحران نبوده است. حتی در دولت جورج بوش نیز وضع به بدی فعلی نبوده است. *سانسور کردن اعضای کنگره آمریکا توسط مقامات وزارت خارجه این گزارش با تاکید بر مخالفت شدید نمایندگان سنای آمریکا با پیمان استارت مینویسد: چنین انتقادات گستردهای به یک طرح بیسابقه بوده است. به ویژه آنکه سناتورهایی مثل مککین و دیگر نمایندگان برجسته جمهوریخواه نیز سوالات جدی را در مورد معاهده استارت و رویکرد کلی رئیسجمهور اوباما به مقامات کرملین مطرح کردهاند. در حقیقت نحوه انتقادات علنی نمایندگان سنا مشابه انتقادات شدیدی است که اعضای کنگره در سفرهای خارجی خود نسبت به دولت اوباما مطرح میکنند.
این مقام سابق دولت آمریکا ادامه میدهد: به هر حال باید گفت که چنین رفتاری یک دیپلماسی عمومی وحشتناک است. اما گذشته از آن که بحثهای سیاست خارجی تا چه حد در درون ایالات متحده تلخ و اختلافبرانگیز است، این مسئله که دولت نخواهد یا بترسد که مخاطبان خارجی خود را از طرز فکر واقعی آمریکاییها در مورد موضوعات داخلی و خارجی آگاه سازد، یک دیپلماسی عمومی غیر موثر را نتیجه میدهد.
بر اساس این گزارش، سانسور کردن اعضای کنگره آمریکا توسط مقامات وزارت خارجه این کشور اگرچه بسیار ظالمانه است اما بدتر از آن این است که در برخی موارد حتی خبرنگاران حرفهای که توسط دولت آمریکا استخدام شدهاند هم اقدام به خود سانسوری و تبلیغ سیاستهای دولتی میکنند و در این راه هیچ توجهی به صحت، درستی و رعایت عدالت و بیطرفی ندارند. *هدایت دیپلماسی عمومی، توسط سازمانهای مختص ارتقای منافع ملی بلندمدت مدیر سابق شبکه صدای آمریکا ادامه میهد: نحوه پوشش بحثهای مرتبط با معاهده استارت توسط صدای آمریکا را مورد بررسی قرار دادم و متوجه شدم که سرویس انگلیسی این رسانه بیش از 90 درصد اخبار اینترنتی خود در مورد پیمان استارت را به دیدگاههای طرفداران این پیمان اختصاص داده است.
این در حالی است که هزینههای صدای آمریکا بر اساس قانون از پول مالیات دهندگان آمریکایی و به منظور ارتباط با مخاطبان خارجی تامین میشود و این شبکه میبایست اخبار متعادلی را ارایه کند.
این نویسنده میافزاید: برای آنکه آمریکا یک دیپلماسی عمومی موثر داشته باشد، آن هم در زمانی که توافق نظر گستردهای در کشور وجود ندارد، میبایست این دیپلماسی بطور حرفهای توسط اشخاص و سازمانهای مختص ارتقای منافع ملی بلند مدت آمریکا هدایت و اجرا شود.
گاهی اوقات دیپلماسی عمومی را نوعی ارتباطات استراتژیک توصیف میکنند که بر تعقیب منافع استراتژیک ایالات متحده تاکید دارد. این منافع استراتژیک هم ممکن است با اهداف کوتاه مدت سیاست خارجی یک دولت خاص متفاوت باشد. و این دولت نیز شاید بعدها متوجه شود که اشتباه کرده است. بنابراین این مسئله باید درسی برای همه مقامات کنونی و آینده وزارت خارجه باشد که درگیر مسایل دیپلماسی عمومی هستند.
به هر حال امید چندانی به ایجاد یک چینش سازمان موثر در دولت آمریکا و یا حتی اصلاح ساختار کنونی بدون به منظور اجرای اهداف بلندمدت دیپلماسی عمومی وجود ندارد. مگر آنکه کنگره و افکار عمومی آمریکا فشار قوی را بدین منظور وارد کند. *انتقادات و فشارهای افکار عمومی، عامل تغییر نحوه هدایت دیپلماسی عمومی به گفته این نویسنده، دیپلماسی عمومی و فعالیتهای رسانهای در حوزه بینالمللی بعد از پایان جنگ سرد در اولویت بالای دولتهای آمریکا قرار نداشتهاند. اما شانسی هرچند اندک وجود دارد که به واسطه استفاده سازمانها و اشخاص از رسانههای جدید، توجه اعضای کنگره به این مسئله جلب شود.
مدیر سابق صدای آمریکا در ادامه گزارش خود مینویسد: میتوانیم کاملا مطمئن باشیم که دیپلماسی عمومی و بوروکراسی فعالیتهای رسانههای حوزه در حوزه بینالمللی بدون فشار کنگره و افکار عمومی خود را اصلاح نخواهد کرد. خوشبختانه این فشارها نیز با توجه به قدرت رسانههای اجتماعی رو به افزایش است.
از سوی دیگر علاوه بر نبود اجماع در مورد سیاست خارجی بین سیاستمداران داخلی، یکی دیگر از موانع کلیدی که میبایست بر آن غلبه کرد، بیکفایتی ماموران دولتی است. اما مشکل بزرگ دیگری هم وجود دارد که باید توسط همین مامورین دولتی که خود نیز بخشی از مسئله هستند، بر آن غلبه کرد، انقلاب انتشار سریع اخبار است که درز ارتباطات سری دولت به ویکیلیکس نیز از جمله پیامدهای آن است.
در حقیقت، تعداد کمی از مقامات دولت آمریکا که مسئول دیپلماسی عمومی هستند، آموزشها و تجربیان لازم خبرنگارای و رسانههای جدید را دیدهاند. در اینجا هم باید گفت که بدون انتقادات و فشارهای افکار عمومی، نمیتوان نحوه هدایت دیپلماسی عمومی را تغییر داد. *مقامات آمریکایی قادر به متوقف ساختن سیاستهای خارجی شرمآور نیستند این نویسنده با طرح این سوال که چرا مقامات دولت ایالات متحده قادر به متوقف ساختن سیاستهای خارجی شرمآور و مسئولین پراشتباه دیپلماسی عمومی نیستند، میافزاید: ما دیگر مسئولین بلندپایه و مستقلاندیشی در وزارت خارجه همچون سفیر "آرتور بلیس لین " نداریم. کسی که در اعتراض به اقدام رئیسجمهور روزولت در واگذاری لهستان به استالین و عدم پاسخگویی مناسب دولت ترومن به تقلبهای انتخابات بعد از جنگ این کشور از سمت خود استعفا کرد.
اما حقیقت این است که هماکنون هیچ یک از دیپلماتهای برجسته آمریکایی و یا مقامات کاخ سفید تلاش نکردند تا مانع از اقدام اوباما در لغو برنامه سپر دفاع موشکی جورج بوش در لهستان شوند. هیچ یک از مشاوران قادر نبودند تا رئیسجمهور اوباما را قانع کنند که خودداری وی از دیدار با دالایلاما در کاخ سفید، که تلاشی آشکار برای راضی کردن سران چین بود، پیام شدیدا منفی را به فعالان دموکراسی و حقوق بشر در سراسر دنیا و همچنین متحدان آمریکا فرستاد.
مدیر سابق صدای آمریکا میافزاید: همچنین وقتی که صدای آمریکا نتوانست در جریان بحرانهای اخیر، اخبار را به بلاروس برساند، ماموران دولتی که رادیو روسی صدای آمریکا را تعطیل کردند، نیز به خودستایی پرداختند. *احمق فرض کردن مخاطب، نحوه عملکرد رسانههایی آمریکایی در دیپلماسی عمومی این نویسنده میافزاید: بروز اشتباهات بیشمار اینچنینی در دیپلماسی عمومی آمریکا، سوالاتی را درباره توانایی مقامات دولت ایالات متحده برای مشاوره دادن به رئیسجمهور و اداره ارتباطات استراتژیک با جهان خارج را برانگیخته است.
این مقام سابق دولت آمریکا با بیکفایت خواندن اوباما و دولتش مینویسد: البته دولت جورج بوش پسر هم در دیپلماسی عمومی خود چندان بهتر از اوباما عمل نکرد. اگرچه بوش موفق شد یک جار و جنجال تبلیغاتی موفق را در آمریکا در مورد جنگ عراق به راه بیاندازد. پروپاگاندایی که هیچ یک از رسانههای آمریکایی هم آن را به چالش نکشیدند.
اما راه حل مشکل دیپلماسی عمومی آمریکا، اعتماد و تکیه بیشتر بر تحلیلهای مستقل، تشویق به بررسی و به چالش کشاندن منصوبان سیاسی، اعمال استانداردهای خبرنگاری متعادل و توجه بیشتر به مخاطبان خارجی، است.
این گزارش حاکیست، بحث بر سر معاهده استارت، مثال خوبی از عملکرد نادرست دیپلماسی عمومی آمریکاست. در این ماجرا دولت آمریکا و شبکه صدای آمریکا به افکار عمومی روسیه و کرملین گفتند که معاهده استارت از پشتیبانی وسیعی در آمریکا برخوردار است و مجلس سنا نیز این پیمان را به سادگی تائید میکند. اما این اقدام که هم دیپلماسی عمومی بدی بود و هم برای منافع بلند مدت آمریکا مضر بود موجب شد تا مخاطبان خارجی گمراه شده و این امکان بوجود آید که سران روسیه خواستههای بیشتری را از دولت اوباما مطرح کنند.
از سوی دیگر، این نحوه عملکرد در دیپلماسی عمومی بدین معناست که خارجیهایی که مخاطب اخبار و اطلاعات تولید شده دولت آمریکا هستند، افرادی احمق و سادهلوح فرض شدهاند که دسترسی به دیگر منابع خبری ندارند. *دیپلماسی عمومی آمریکا، نوعی توهین به هوش مخاطبان خارجی است این کارشناس آمریکایی تصریح میکند: اگر اوباما در مسئله پیمان استارت کمی متوازنتر خبررسانی میکرد، موجب میشد تا اروپاییان اعتماد بیشتری به آمریکا پیدا کنند.
اما تاثیری که عملکرد پایگاه اینترنتی دولت آمریکا و همچنین شبکه صدای آمریکا به جای گذاشت، هیچ فرقی با روشهای پوتین که یک مامور سابق کا.گ.ب است، ندارد. در صورتی که اگر حقیقت بیان میشد و حتی بر مخالفتهایی که با پیمان استارت وجود داشت تاکید میشد، آنگاه این اقدام درس خوبی برای روسها و سران آنها میبود.
همچنین بیان حقیقت، پیامی به متحدان نگران آمریکا در اروپای شرقی و مرکزی میرساند که مردم آمریکا و نمایندگان آنها در کنگره توجه زیادی به سیاست خارجی رئیسجمهور اوباما دارند و آینده سیاسی او نیز بعد از انتخابات 2010 کنگره در هالهای از ابهام قرار گرفته است.
این در حالی است که دیپلماسی عمومی که از سوی وزارت خارجه و اخبار صدای آمریکا ارایه شد، تنها نشاندهنده نوعی خبرنگاری خستهکننده و سادهلوحانه و حتی نوعی توهین به هوش مخاطبان خارجی بود. و هیچ فرقی با پروپاگاندای کرملین نداشت.
بر اساس این گزارش، رسانههای خارجی نیز هدف تبلیغات وبسایت دولت آمریکا هستند اما به نظر نمیرسد که هیچ خبرنگار خارجی بخواهد از اخبار یکطرفه این پایگاه استفاده کند.
در حقیقت عملکرد دولت آمریکا و صدای آمریکا، به سخره گرفتن ادعاهای وزارت خارجه این کشور مبنی بر آزادی رسانهای است. *تدریس تاریخ دیپلماتیک در مراکز آموزشی آمریکا، ضرورت ایجاد دیپلماسی عمومی بهتر این کارشناس رسانهای آمریکا در ادامه توصیه میکند که برای ایجاد دیپلماسی عمومی بهتر در این کشور میبایست تاریخ دیپلماتیک نیز در دبیرستانها و دانشگاههای آمریکا تدریس شود. تا روسای جمهوری بعدی از تاریخ آگاه بوده و تجربیات سیاست خارجه درستی را کسب کنند. همچنین معاون رئیسجمهور، وزیر خارجه، مشاور امنیت ملی و وزیر دفاع کشور نیز میبایست از تاریخ سیاسی آگاه باشند.
این گزارش در ادامه با بیان این مطلب که افرادی مثل جو بایدن، هیلاری کلینتون و رابرت گیتس در زمان آمادگی اوباما برای انتشار بیانیه دفاع موشکی خود کجا بودند، مینویسد: آیا این افراد هم تاریخ اروپا را مطالعه نکرده بودند؟
در حقیقت گام بعدی برای اصلاح دیپلماسی عمومی آمریکا، نحوه انتخاب دیپلماتها است. افرادی که به عنوان دیپلمات انتخاب میشوند باید مورد آزمایش قرار گیرند و این اطمینان کسب شود که اگر در زمان خدمتشان، مافوق آنها تصمیم نادرستی را اتخاذ کرد، این دیپلماتها مخالفتشان را اعلام کنند حتی اگر این مخالفت به قیمت از دست دادن شغلشان تمام شود.
همچنین مستقل ساختن دیپلماسی عمومی از وزارت خارجه آمریکا و به کار گرفتن افراد حرفهای، مستقل و باتجربه در این خصوص که دسترسی مستقیم به رئیسجمهور و وزیر خارجه دارند نیز میتواند کمک کننده باشد. *توقف اخبار و گزارشهای آنلاین صدای آمریکا در مورد اروپای مرکزی توسط BBG در همین حال، هیئت حاکمه رادیو و تلویزیون که سالهاست صدای آمریکا را به نادرستی مدیریت کردهاند نیز میبایست عزل شده و استقلال خبرنگاری در صدای آمریکا و دیگر رسانههای بینالمللی تحت حمایت مالی آمریکا تامین گردد.
کنگره نیز در صدر همه گروهها میبایست مصرانه بخواهد که سیاست خارجی ایالات متحده وقتی که اجماع کلی بر سر یک موضوع وجود ندارد، حقیقت را بپذیرد. و مقامات آمریکایی که مسئول ارتباط مستقیم با مخاطبان خارجی هستند هم پیام متعادلی را به این مخاطبان ارایه کنند. زیرا بیان حقیقت و خودداری از ارایه دیدگاههای یکجانبه برای منافع آمریکا در خارج از کشور مناسبتتر از جار و جنجالهای تبیلغاتی یکجانبهنگرانه دولت است.
مدیر سابق صدای آمریکا ادامه میدهد: در مسئله لهستان، شاهد ناراحتی شدید رسانهها، سیاستمداران و شهروندان عادی لهستانی از سیاستهای اوباما در قبال اروپای شرقی و مرکزی و روسیه بودم.
بر اساس این گزارش، بخشی از پیام جدید دیپلماسی عمومی آمریکا میتواند این باشد که اشتباهات سیاست خارجی ایالات متحده مثل واگذاری اروپای شرقی به استالین، هماکنون مشخص شدهاند و مردم آمریکا دیگر نمیخواهند تا از سیاستهایی که در تناقض با ارزشهای بنیادی آمریکاست حمایت کنند. اما گزارشهایی که از اروپای غربی و مرکزی میرسد بیانگر این مطلب است که شاید دههها طول بکشد تا روابط آسیب دیده آمریکا با متحدانش در اروپا ترمیم شود. آسیبهایی که به واسطه تلاشهای رئیسجمهور آمریکا برای راضی کردن کرملین، وارد شده است.
این در حالی است دولت آمریکا بدون آنکه با تصمیمات رئیسجمهوری مخالفت کند میتوانست بیشتر به انتقادات وارده بر دولت اوباما توجه کند. و یا صدای آمریکا حتی میتوانست به خاطر حمایتی که از سوی کنگره میشود، دیدگاههای متوازنتری را ارایه دهد. اما متاسفانه "BBG " همه اخبار و گزارشهای آنلاین صدای آمریکا در مورد اروپای مرکزی را متوقف کرده است. این ارگان همچنین برنامههای رادیو روسی صدای آمریکا را در سال 2008 و تنها 10 روز قبل از حمله نظامی روسها به گرجستان متوقف کرد. *بوروکراسی دولت آمریکا قادر نیست بر موانع درونی برای کمک به منافع بلندمدت غلبه کند به هر حال انتظار چندانی نمیرود که دولت اوباما اقدامی برای ترمیم دیپلماسی عمومی خود انجام دهد و حتی در بهترین حالت هم امیدی نیست که بوروکراسی دولت آمریکا قادر باشد تا بر موانع درونی خود برای کمک به منافع بلند مدت و استراتژیک کشور، غلبه کند.
این گزارش میافزاید: در حالی که در دوران جنگ سرد به دلیل هزینههای بالای ارتباطات و دشواری غلبه بر سانسورگریهای کمونیستها، دیپلماسی عمومی آمریکا هم چندان موثر نبود، اکنون اینترنت این امکان را فراهم کرده است تا بتوان بطور مستقیم با شهروندان خارجی در سایر کشورها ارتباط برقرار کرد.
همچنین اشخاص و سازمانهای آمریکایی نیز میتوانند به کشف اشتباهات سیاست خارجی و دیپلماسی عمومی کشور کمک کرده و خواهان اصلاح آنها شوند. و حتی قادرند تا بطور مستقیم با مخاطبان خارجی ارتباط برقرار نمایند.
اما متاسفانه دیپلماسی شهروندی، راه حل نهایی مشکلات کنونی آمریکا نیست. زیرا اقدامات NGO ها در بسیاری از موارد به خاطر فقدان منابع مورد نیاز، به اندازه اقدامات سازمانهای دولتی موثر نیستند. بنابراین خواهی، نخواهی این سازمانهای مردمی نمیتوانند جایگزین دولت در سیاست خارجه شوند.
در نتیجه، اصلاح گسترده ساختار دیپلماسی عمومی آمریکا میبایست هدف همه اشخاص و سازمانهایی شود که نگران روابط ایالات متحده با متحدانش و سایر کشورهای دنیا هستند.