علیاکبر حسینی | حسنبناحمد بن عبدالرحمن بناء، پایهگذار و رهبر جمعیت اخوانالمسلمین در سال 1324 ق درمحمودیه نزدیک اسکندریه مصر چشم به جهان گشود. پدرش از عالمان پرهیزکار و از شاگردان شیخ محمد عبده بود و در علوم حدیث، تألیفاتی داشت.حسن البناء در خانوادهای علمی و مذهبی پرورش یافت و با حمایتهای پدرش، علوم مقدماتی را در دبستان دینی رشاد فرا گرفت. گفته میشود وی در سال 1920 م به دارالمعلمین دمنهور منتقل شد و در آنجا قبل از سن 14 سالگی، بخش عمدهای از قرآن کریم را حفظ کرد و سپس وارد مرکز پیش دانشگاهی محمودیه شد. وی از همان نوجوانی اهتمام زیادی به مسئله امر به معروف و نهی از منکر داشت و همیشه مردم را به سوی خدا دعوت میکرد. از اینرو با همکاری دوستان و همفکرانش وارد جمعیت اخلاق و آداب شد و پس از آن جزو یکی از اعضای انجمن منع ناروا شد. حسن بناء بعد از اتمام دوره مقدماتی، برای نخستین بار در سال 1923 م به قاهره سفر کرد و برای شرکت در دانشسرای عالی این شهر ثبت نام کرد و با وجود دشواری زیاد، توانست از امتحان ورودی این دانشسرا موفق بیرون آید. در آن زمان وی هنوز 17 سالگی را کامل نکرده بود. از اینرو استادان و داوطلبان دانشسرا از دیدن او متعجب میشدند. او مدت چهار سال در این دانشسرا تحصیل کرد و در ژوئیه 1927 م با رتبه اول از آنجا فارغالتحصیل شد.تقریباً یک سال بعد، نخستین هسته تشکیلات اخوان المسلمین و شاخههای آن در شهر اسماعیلیه تکوین پذیرفت. وی از همان زمان به تدریج اندیشههای خود را در جهت احیای دین و قدرت سیاسی و اجتماعی به کار گرفت و به تبلیغ آن پرداخت. سپس در سال 1928 م جمعیت اخوان المسلمین را تأسیس کرد و در دروس و سخنرانیها و نوشتههای خود به تبیین اصول بنیادی تفکر جمعیت پرداخت و برای این کار به مسافرتهایی رفت و درکنار نشر احکام و شعائر دینی، به طور عملی به مبارزه با فساد و بیدینی پرداخت.وی در سال 1932 م به عنوان معلم به قاهره منتقل شد و جنبش اخوان المسلمین هم در این شهر تمرکز یافت. افکار حسنالبناء که در قالب سخنرانیها و نوشتهها در روزنامه اخوان المسلمین انتشار مییافت سرانجام در کتابی به نام مجموعه الرسائل گردآوری شد و مورد توجه محافل سیاسی و دینی واقع شد و مردم نیز از این جنبش استقبال کردند. این امر سبب شد تا حسن بنا همه زندگی خود را وقف این کارکند تا آنجا که زندگی او را از این تاریخ باید در قالب تاریخچه اخوان المسلمین مطالعه کرد.برخی از عناوین مقالات و رسالههای استاد بناء به این قرار است: احادیث الجمعه، الاخوان المسلمون تحت رأیه القرآن، الی ای شیء ندعو الناس، بین الامس و الیوم، دعوتنا، دعوتنا فی طور جدید و ... بناء با اینکه به گفته خودش چندان به نوشتن خاطراتش علاقه نداشت، کتابی با عنوان مذکرات الدعوه و الداعیه لحسن البناء نوشت که بارها تجدید چاپ شد و توسط جلال الدین فارسی به زبان فارسی نیز ترجمه شده است.زندگی حسنالبناء به خوبی نشان میدهد که وی نقش بسزایی در تحرک و خیزش جنبشهای اسلامی داشته است. در اوضاع آشفتهای جنبش جدید اسلامی آغاز شد.جمعیتهای زیادی در سالهای پیش و پس از جنگ جهانی اول با انگیزههای اسلامی و به قصد عملی کردن احکام شریعت پدید آمدند. حسن البناء درست در متن بحران و نابسامانی متولد شد و رشد کرد. وی از یک سو شاهد فروپاشی خلافت اسلامی و پریشانی مسلمانان بود و از سوی دیگر از جنبش دینی – سیاسی پیشینیان خود در مصر اثر پذیرفته بود.هر چند پدر بناء از شاگردان شیخ محمد عبده بود و بناء نیز تحت تأثیر او قرار داشت، اما باید گفت بیشتر از سیدجمالالدین اسدآبادی و پس از او از رشید رضا اثر پذیرفته بود. جمالالدین به منزله پدر روحانی اخوان بود و اینکه اخوان، بناء را سید جمال عصر خود میدانستند، میزان اثرپذیری اخوان المسلمین از سید را نشان میدهد. اما بناء رشید رضا را دیده و از او به طور مستقیم بهره گرفته بود و از این رو تفکر سلفی و سنتگرایی رضا سخت در وی اثر گذاشته بود.به این ترتیب میتوان گفت ظهور اخوان المسلمین به رهبری حسن البناء پاسخی به پریشانی اوضاع عمومی مسلمانان - به ویژه اوضاع مصر - و اثبات ناتوانی حکمرانان کشورهای اسلامی و جهان عرب بود. اما اینکه تفکر و روشهای عملی اخوان و جریان منسوب به آن تا چه حد توانسته است به حل بحرانهای جهان اسلام و کشورهای عربی کمک کند، مسئلهای است که باید بررسی شود. در واقع جنبش اخوان، سرآغاز نهضت جدید فکری و سیاسی اسلامی است و آثار آن در همه جای جهان اسلام مشهود است.بناء فعالیت خود را پس از سقوط خلافت عثمانی که در نظر بسیاری از متفکران اهل سنت، عصر سیاسی و تا اندازهای دینی امت اسلامی شناخته میشد، آغاز کرد و به همین دلیل برای وی بیش از هر چیز، بازسازی مرجعیت و رهبری امت اسلام که منجر به وحدت و استمرار حرکت اسلامی میشد، اهمیت داشت. وی چاره را در طرح دولت اسلامی به عنوان جانشین خلافت از یک سو و حافظ و ضامن وحدت امت اسلامی از سوی دیگر دید. اما رویکرد استعماری کشورهای اروپایی، گفتمان اصلاح طلبی اسلامی را که کسانی چون جمالالدین اسدآبادی و محمد عبده در مصر پیریزی کردند و به دنبال ایجاد آشتی میان ارزشهای اسلامی و فرهنگ جدید غرب بودند، سخت دچار بحران کرده بود. در واقع، رویه استعماری غرب، موجبات بدبینی نسبت به این وجهه از تفکر اصلاح طلبی را در میان متفکران اسلامی، از جمله محمدرشید رضا که به تدریج روی به سلفیگری نهاد، فراهم کرد. بناء هم به عنوان شاگرد رشید رضا و کسی که از او تأثیر بسیار پذیرفته بود، در حقیقت از آغازگران سنتگرایی و دارای عقیده سلف خالص بود.در همین راستا با آنکه شرایط سیاسی و اجتماعی مصر، زمینههای مساعد را برای شکلگیری جمعیت اخوانالمسلمین فراهم کرده بود و به سبب همین شرایط، به ویژه اشغال مصر توسط انگلستان، احزاب مختلف دچار رقابت و کشمکشهای گسترده شده بودند، با این وصف اخوان المسلمین خود را حزب نخواند و حسن بناء خود نسبت به احزاب مصری به دلیل تأثیرات منفی آنها بدبین بود.در مسئله فلسطین، جمعیت اخوان المسلمین در رأس مبارزه با یهودیهای اشغالگر قرار داشت و از شروع این مبارزات در سال 1936 م پرچمدار آن در دنیای عرب بود و به ویژه در سال 1948 م هنگامی که ارتش کشورهای عربی وارد فلسطین شدند، اخوان المسلمین نیز ضربات مؤثری از جبهههای غربی، مانند مصر و شرقی مانند سوریه و اردن، بر رژیم صهیونیستی وارد کرد و به این صورت، اخوان المسلمین ضمن اینکه از حساسترین آزمایش تاریخ مصر و فلسطین سربلند بیرون آمد، محبوبیت آن در نزد مردم روز به روز افزایش یافت و حسنالبناء که در رأس اخوان المسلمین قرار داشت، بیش از همه مورد احترام و تکریم توده مردم قرار گرفت.به همین دلیل دولتهای غربی از جمله انگلستان که مصر را در آن زمان اشغال کرده بودند، دستور انحلال جمعیت اخوان را صادر کردند. در پیاین دستورالعمل و در همین ایام، گروه اخوان، دست به ترور نخست وزیر مصر، نقراشی پاشا زد و با این کار خشم دولتمردان مصری و غربی را برانگیخت. از اینرو آنان همه مردان اخوان المسلمین را که تازه از جنگ فلسطین برگشته بودند، دستگیر و زندانی کردند، اما شیخ حسنالبناء درخارج از زندان تنها مانده بود و به این وسیله، زمینه ترور و قتل او فراهم شد.شیخ حسنالبناء در شمار مؤسسان دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیه به شمار میآید، وجود این استاد گرانمایه در کنار برجستگان پیشتاز جهان اسلام، گویای جرأت، شجاعت، بلند نظری و بعد تقریب مذاهب اواست که در اساسنامه این جمع و به ویژه درماده دوم آنکه از اهداف این نهاد سخن به میان آورده، تجلی یافته است. اهداف این نهاد عبارتند از: کوشش در تحقق زمینههای مناسب وحدت و همبستگی میان مذاهب گوناگون اسلامی زیرا دیدگاههای مختلفی که ارتباطی به اصول کلی اسلامی نیز ندارند، میان مسلمانان جدایی افکنده است، نشر و ترویج عقاید و احکام و قوانین کلی اسلامی به زبانهای مختلف و تبیین نیاز جامعه به آنها در عرصه عمل، کوشش در حل اختلافها و درگیریهای ملی یا طایفهای مسلمانان و تحقق تقریب و همبستگی میان آنها.به رغم اینکه مرحوم حسن البناء خود در شمار علمای الازهر نبود ولی از شخصیت انقلابی بسیار جذابی برخوردار بود و تأثیر بسیار ژرفی بر دیگران داشت. نمونهای از این اثرگذاری در خاطرات شیخ محمدتقی قمی از جماعت التقریب است که به درازا از وی سخن میگوید و زمانی که نام او را میبرد و دربارهاش مینویسد، نوعی نشاط و پویایی در سخنش شکل میگیرد. گویا پویایی و نشاط شهید حسنالبناء به تمام وجودش نیز سریان پیدا میکند.او میگوید: «حسن البناء از علمای الازهر نبود، هیچ رابطهای نیز با شیوخ الازهر نداشت ولی به لحاظ تحرک، نشاط، همت، برنامهریزی و اخلاص، همچون کوهی استوار و سر به فلک کشیده بود و با این ویژگیهای سترگ توانست به میان جوانان دانشگاهی راه یابد و در آنها اثر گذارد؛ او نسل پرهیزکار، مجاهد، پاکدامن و با فرهنگ اسلامی و کاملاً آگاه و روشنی را پرورش داد. او با توجه به هدف بازگرداندن امت اسلامی به عزت، کرامت و موقعیت تاریخی گذشته که با تمام وجود با آن زندگی میکرد و در تارو پود وجودش تنیده شده بود، همواره به تقریب مذاهب اسلامی میاندیشید و همین روح تقریبی به جماعت اخوانالمسلمین نیز که خود تأسیس کرده و پرورانده و حرکتش را زیر نظر داشت، سرایت کرده بود و این تأثیر و آثار آن تا به امروز نیز میان جماعتهای اخوان المسلمین پا برجاست، چه تنها جماعت سلفی که تعصبهای فرقهای را نفی میکند و روابط خود با دیگران را بر اساس اسلام و نه مذهب، پیریزی میکند و به اختلافهای فرقهای و مذهبی، توجهی نمیکند، همین جماعت اخوان المسلمین است.»بیمناسبت نیست یادآور شویم که شیخ حسن البناء در روزنامه خود توجه ویژهای به مطالب نزدیک کننده مذاهب اهل سنت و شیعه به یکدیگر داشت و در این راستا با دارالتقریب همکاری تنگاتنگی برای رساندن صدای آن به عربستان سعودی که در آن زمان سخن گفتن از تقریب اهل سنت و شیعه در آن ممنوع شده بود، به عمل آورد.مرحوم حسن البناء اینگونه در زمان شک و تردید دیگران نسبت به تشیع، تکفیر و تفسیق و دشنام آنان، پندار و کردار و گفتارش را با هم مطابقت میکرد که بیانگر شجاعت و شهامت زایدالوصف او است. رابطه عملی اخوان المسلمین با شیعیان در ایران و جاهای دیگر، از دهه 50 (قرن بیستم میلادی) و پس از پیروزی انقلاب ایران، شاهدی بر این مدعاست. مسلمانان اینک از هر زمان دیگری، بیشتر به وحدت کلمه و همبستگی نیاز دارند؛ تفرقه و پراکندگی که به دشمنانشان توان تضعیف آنها را داده، بس است. اختلاف میان اهل سنت و شیعه تنها منحصر به برخی فروع است، همگان شهادت انلااله الاالله و ان محمداً رسولالله سر میدهند و از نظر همه آنان، قرآن کریم اولین و سنت مظهر نبوی دومین منبع تشریع است، همگان رو به یک قبله دارند. دین، بازیچه خواست عامه مردم نیست و اینک زمان آن فرا رسیده که آن فتنهها فرو نشانده و لهیب آتش آن، خاموش شود.استاد حسنالبناء که مردی شجاع بود، هیچگاه ترسی به دل راه نداد و جسورانه در ملأ عام ظاهر میشد که همین امر باعث شد وی سرانجام در چهاردهم ربیع الثانی 1368 قمری برابر با 12 فوریه 1949 میلادی در یکی از خیابانهای قاهره به دست عوامل انگلیس ترور شود و به آرزویش، شهادت برسد.در پایان جملهای از بنا در مورد علاقهاش به مرگ شرافتمندانه و فضیلت شهادت، بیان میشود: «بدانید که مرگ حتمی است و یک بار نیز بیشتر نخواهد آمد، بنابر این اگر آن را در راه خدا قرار دهید، سود دنیا و ثواب آخرت نصیبتان خواهد شد. چرا در این گفتار خداوند تفکر نمیکنید که فرمود: ... بنابر این برای مرگ شرافتمندانه قدم بردارید تا به سعادت کامل برسید». (سوره مبارکه آل عمران، آیه شریفه 154)در پایان امید است که مسلمانان جملگی در جهت تحقق وحدت اسلامی گام بردارند که در غیر اینصورت تقریب مذاهب اسلامی تحقق نخواهد یافت و ما از ویژگیهای قرآنی این امت برخوردار نخواهیم بود.