کد خبر: 438182
تاریخ انتشار: ۲۶ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۴:۱۸
گزارش محمود فرشیدی، وزیر اسبق آموزش و پرورش برای «جوان»
طاهره صالح ابوالقاسمی | چند روز پیش و در هفته پژوهش، صدا و سیما پویانمایی پخش کرد که وصف حال اقدامات بی‌برنامه و مطالعه برخی از سازمان‌ها و نهادها بود. شخصیت‌های این کارتون برای جلوگیری از ورود سرما در منزل خود را با چوب میخ زدند و بعد مانده بودند چطور از خانه خارج شوند. نمی‌دانم این چه ربطی به پژوهش دارد، اما فقط می‌دانم اگر جایی طرحی را دیدید که یک وزیر آن را اجرا و وزیر بعدی چند ماه بعد آن را منتفی اعلام کرد، هیچ تعجب نکنید آنجا حتماً حوالی آموزش و پرورش است و البته که در مثل هیچ مناقشه‌ای نیست.
پژوهش پاشنه آشیل آموزش و پرورش است. جمله تکراری است؟ دقیقاً. اما تکرار آن تاکنون پاسخی به سؤالات زیر نداده است.
چرا پیش دانشگاهی آمد و رفت؟ بازنشستگی پیش از موعد چرا اجرا شد و چرا رفت؟ دانشگاه پیامبر اعظم و مراکز تربیت معلم که گاهی در رأس امور آموزش و پرورش می‌شوند و گاهی حکم نانوشته‌ای به تعطیلی‌شان داده می‌شود، کجای معادلات آموزشی کشور قرار دارند؟ ضمانت اجرایی پژوهش‌ها چیست و آیا اتاق فکر پژوهشی وجود دارد که به وزیر خط بدهد؟ دانش‌آموزان پژوهنده و متفکر چگونه تربیت می‌شوند؟ مدارس قرآنی با چه پشتوانه و برنامه مطالعاتی متولد شدند؟
با این اوصاف اگر از مقاومت بدنه بزرگ و کم انعطاف این وزارتخانه بگذریم می‌رسیم به خالی بودن پشت این طرح‌ها از پژوهش. 5 هزار نیروی دکترا، 30 هزار فوق لیسانس و البته 20 میلیارد تومان اعتبار و در اختیار داشتن ظرفیت شورای تحقیقات که به ریاست وزیر فعالیت می‌کند، داشته آموزش و پرورش است، در مقابل 279سرفصل در 25 زیر گروه که بنا به اعلام این وزارتخانه نیاز به مطالعاتی شدن دارند.
با وجودی که طبق آخرین تصمیم‌گیری‌ها شورای عالی آموزش و پرورش هیچ طرحی را تصویب نمی‌کند مگر پیشینه پژوهشی داشته باشد، با این حال مجید قدمی، رئیس پژوهشگاه آموزش و پرورش مشکلات موجود بر سر راه پژوهش در آموزش و پرورش را اینطور بیان می‌کند: «نسبت به اثر بخشی پژوهش باور جدی وجود ندارد، بنابراین به بهانه اینکه فرصت کم است و پژوهش‌ها تشریفاتی هستند، پژوهش در فرآیند تصمیم‌گیری‌ها جای خود را گم می‌کند. »
به هر رو اگرچه اغلب مسئولان اجرایی در آموزش و پرورش ترجیح می‌دهند به کارهایی بپردازند که دیده شود تا اینکه دیر بازده و زیربنایی باشند، با این حال تأکیدشان بر مبنا قرار دادن پژوهش در تصمیم‌گیری‌ها باعث شد که به سراغ محمود فرشیدی، وزیر سابق آموزش و پرورش برویم که هم در دوره‌ای مسئولیت اجرایی داشته و هم اکنون به عنوان صاحبنظر عرصه تعلیم و تربیت می‌تواند در این عرصه اظهارنظر کند. آنچه در ادامه می‌آید گزارشی از پیوند پژوهش و آموزش و پرورش از زبان وی است.
به طور کلی می‌توان گفت اگر دو اصل مهم سرلوحه قرار گیرد، پژوهش‌ها ضمانت اجرا خواهند یافت. یکی از این اصول مربوط به مدیران و تصمیم‌گیران است که باید هیچ تصمیم کلانی را بدون پشتوانه پژوهش اتخاذ نکنند. به خصوص در آموزش و پرورش. اتخاذ تصمیمات و برنامه‌ریزی بدون تحقیق و پژوهش پیامدهای زیانبار و خسارات جبران‌ناپذیری به دنبال دارد که اگرچه ممکن است در نگاه اول به چشم نیاید، اما بر سرنوشت میلیون‌ها دانش‌آموز تأثیر خواهد گذاشت.اصل دوم را پژوهشگران و نهادها و مؤسساتی که دست‌اندرکار امر پژوهش هستند باید مورد توجه قرار دهند و آن اصل این است که هیچ پژوهشی در آموزش و پرورش انجام نشد مگر آنکه ناظر به اولویت‌ها و نیازهای تعلیم و تربیت و مدیران اجرایی باشد.اگر این تعامل و پیوند بین مدیران و پژوهشگران به یک فرهنگ و اخلاق تبدیل شود و نیز ضروریات آن از جمله سرعت قابل قبول در ارائه نتایج پژوهش‌ها و دیگر سازوکارهای لازم فراهم شود، شکوفایی آموزش و پرورش را شاهد خواهیم بود.موانع کاربست پژوهش‌هادر یک کلام، مهم‌ترین مانع کاربست پژوهش در آموزش و پرورش نیز همانند دیگر دستگاه‌های آن است که فرهنگ پژوهش نهادینه نشده است، هم در جامعه مدیران هم در جامعه پژوهشگران.خوشبختانه با تأکیدهای مکرر مقام معظم رهبری، فرهنگ پژوهش در حال توسعه و فراگیری است، اما در عین حال باید عمق رهنمود معظم‌له را مورد توجه قرار داد تا مبادا پژوهشگری در قالب پژوهش‌مآبی معنا و جلوه‌گر شود، مانند برخی واژه‌های دیگر نظیر فرهنگ که بار بسیار عمیقی دارند اما به معنای صوری و ظاهری و نمایشی از آنان اکتفا می‌شود و حتی گاه برداشت‌های کاملاً متناقض با روح آن واژه‌ها می‌شود. این نگرانی زمانی جدی‌تر می‌شود که اعتبارات قابل توجهی برای پژوهش در نظر گرفته شده است و طبعاً انگیزه‌های مالی ممکن است موجب آسیب رسانیدن به واقعیت و حقیقت پژوهش شود. آفت پژوهش در آموزش و پرورشالبته عوامل مختلفی را می‌توان برشمرد، اما به نظر می‌رسد یکی از مهم‌ترین و کلیدی‌ترین علت‌ها این باشد که پژوهش در ساختار آموزش و پرورش نهادینه و نظام‌مند نشده است چه در عرصه صف و مدرسه و چه در عرصه ستادی و مدیریت کلان. یعنی از طرفی در نظام آموزش و برنامه‌ریزی درسی ما، پژوهش جایگاه معتبر خود را ندارد و در ارزشیابی‌ها به عنوان یک شاخص مهم بدان توجه جدی نمی‌شود خواه در ارزشیابی عملکرد دانش‌آموزان و خواه در ارزشیابی عملکرد معلمان. کما اینکه بجز پژوهش کاری که نظیر انتخاب معلم نمونه برای انتخاب معلم پژوهنده وجود دارد، تقریباً برنامه دیگری برای حمایت از معلمان پژوهشگر و بهره‌گیری از مشارکت آنان در نظام تعلیم و تربیت کشور وجود ندارد. از طرف دیگر در ساختار ستادی و مدیریت کلان هم هیچ ضابطه‌ای وجود ندارد که اتخاذ تصمیمات لااقل تصمیمات کلان را موکول به تحقیق و پژوهش و کار کارشناسی کند و حتی در مواردی نظیر آنچه در ارتباط با مدارس قرآنی پیش آمد، چه بسا مدافع کار کارشناسی مورد عتاب هم قرار بگیرد.آموزش و پرورش کشور در چه نقاطی بیشتر نیازمند ارائه پژوهش است؟به دلیل آنکه برنامه‌های آموزش و پرورش بر میلیون‌ها دانش‌آموز تأثیر می‌گذارد، برای هر سه حوزه امور کوتاه‌مدت، میان‌مدت و درازمدت باید نظام پژوهش‌ کارآمدی طراحی کرد، البته هر چه تصمیمات کلان‌تر و درازمدت‌تر باشد، اهمیت و ضرورت پژوهش بیشتر است. به هیچ‌وجه نباید بدون پشتوانه پژوهشی در این مقوله تصمیم گرفت امروز مهم‌ترین مسئله کلان آموزش و پرورش تحول بنیادین در نظام آموزش کشور است که باید براساس فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی، طراحی و اجرا شود، بنابراین گام نخست، تدوین این فلسفه است که باید به تأیید عالی‌ترین مراجع تصمیم‌گیر نظام و کشور برسد و مراحل بعدی طراحی نظام آموزش و ساختار آن است. مسائل میان‌مدت نظام تربیت معلم و جذب و تربیت نیروی انسانی، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و متأسفانه نوعی سردرگمی در این زمینه وجود دارد و به‌رغم تأکید مقام معظم رهبری بر جایگاه تربیت معلم، در موضوع گزینش معلم انفعالی عمل می‌شود، چنانکه این روزها شاهد هستید از ترکیب یکصد هزار مجوز و ردیفی که برای استخدام تخصیص یافته است، تربیت معلم‌ها هیچ بهره‌ای نبرده‌اند. درموضوع ساختار آن چند سال قبل که با هدف تجمیع مراکز تربیت معلم از وزارت علوم مجوز ایجاد مجتمع آموزش عالی پیامبراعظم(ص) دریافت شد و این مجتمع چند سال است که فعالیت خود را آغاز کرده است، اما مدتی بعد در یک حرکت چه بسا تبلیغاتی، بحث ایجاد دانشگاه فرهنگیان مطرح شد و اینک حرکتی موازی در این زمینه آغاز شده است و طبعاً اینگونه دوباره‌کاری‌ها روند پیشرفت آموزش و پرورش را کند می‌کند. در ارتباط با مسائل روز و امور کوتاه‌مدت هم یکی از مهم‌ترین موضوعات بحث هدفمند شدن یارانه‌ها و تأثیر آن بر آموزش و پرورش است. از آنجا که ضرورت هدفمند شدن مورد تأییدو اتفاق تمامی صاحبنظران عرصه اقتصاد است، باید ترتیبی اتخاذ کرد که این اقدام اصولی و زیربنایی با برنامه‌ریزی و دقت و موفقیت انجام شود و موجب کارایی و شکوفایی اقتصاد کشور شود. به همین منظور ستادهایی در وزارتخانه‌های مختلف نفت و صنایع و بازرگانی و... تشکیل شده است. وزارت آموزش و پرورش هم باید پیش‌نیازهای اجرای هدفمند شدن یارانه‌ها را مورد پژوهش و تحقیق قرار دهد و براساس این پژوهش‌ها نیاز این وزارتخانه همانند سایر وزارتخانه‌ها را از محل 20 درصد و 30 درصد و 50 درصد سهم‌هایی که قانون پیش‌بینی کرده است، مطالبه کند. زیرا سرانه دانش‌آموزی که پیش از این هم جوابگوی نیازهای مدارس بشود، با افزایش بهای آب، برق، سوخت و دیگر موارد تکافو نخواهد داد یا به مدارس شبانه‌روزی در تهیه ارزاق باید مساعدت شود، همچنین هزینه ساخت و ساز مدارس و موارد دیگر نیازمند تحقیق و پژوهش‌های جامع و کاملی برای دفاع در مجامع کلان تصمیم‌گیری است. عدم تعامل میان محققان و تصمیم‌گیران البته این تعامل ضرورت رفع موانع کاربست پژوهش‌هاست، اما برگزاری جلسات مشترک به تنهایی نمی‌تواند کلید حل مشکل باشد، بلکه باید این دو گروه زبان و نقشه راه مشترکی داشته باشند. گام نخست یافتن این زبان و نقشه راه مشترک است. در بسیاری موارد پژوهش‌هایی که در آموزش و پرورش انجام می‌شود توسط کسانی است که آشنایی چندانی با مدرسه و معلم و دانش‌آموز ندارند و براساس مجموعه‌ای از آموخته‌های دانشگاهی و چه بسا غربی خود پژوهشی را انجام می‌دهند که طبعاً باری از دوش مدیران برنمی‌دارد و ناظر به مسائل مبتلا به جامعه ما نیست یا لااقل در اولویت قرار ندارد و راهکارهایی هم که ارائه می‌شود، الهام گرفته از فرهنگ ایرانی- اسلامی ما نیست و در مجموع مقوله پژوهش نتوانسته است مشارکت جامعه عظیم فرهنگیان را جلب کند. پس گام نخست تعیین اولویت‌ها و نیازهای مدیران اجرایی است که خوشبختانه اخیراً مجموعه‌ای از این اولویت‌ها تهیه شده تا پژوهشگران آنها را مبنای تحقیقات خود قرار دهند و این گامی در راه تعامل است. گام بعدی، اصولی است که تمامی پژوهش‌ها باید براساس آن اصول انجام شود، یعنی همچنان که تمامی فعالیت‌های آموزش و پرورش باید با هدف گسترش و تعمیق تربیت اسلامی باشد، پژوهش نیز از این مقوله مستثنا نیست تمامی پژوهش‌ها باید با تکیه بر مبانی و اهداف تعلیم و تربیت اسلامی انجام شود و طبعاً توسط کسانی که به این اهداف اعتقاد دارند در حالی که مروری بر پژوهش‌های انجام شده نشان می‌دهد که بعضاً مجریان پروژه‌ها یا مؤسساتی که با آنها تفاهمنامه منعقد شده است، آشنایی لازم با عمق مبانی تعلیم و تربیت اسلامی را ندارند.کدام بخش آموزش و پرورش نیاز به بازسازی مبتنی بر پژوهش و تحقیق دارد؟تصور می‌کنم مهم‌ترین مسئله‌ای که باید درباره آن پژوهش شود، جایگاه وزارت آموزش و پرورش در ساختار حکومتی است، زیرا تجربه نشان داده است که نهاد تعلیم و تربیت فراتر از وزارتخانه است و در محدوده یک وزارتخانه نمی‌گنجد به دلیل آنکه از طرفی امر تعلیم و تربیت حرکتی درازمدت و دیربازده است و دستاوردهای آن از مقوله محسوسات ظاهری نیست و از طرف دیگر دولت‌ها و مجلس‌ها انتظار دارند در دوران تصدی خود دستاوردهایی را به مردم ارائه دهند و به نمایش بگذارند و این شتابزدگی‌ها، آموزش و پرورش را وادار به اتخاذ تصمیماتی می‌کند که چه بسا با اهداف واقعی‌اش در تضاد است. البته درباره غالب موضوعات درون بخشی تعلیم و تربیت هم می‌توان با ابزار پژوهش، به تصمیم‌گیری‌های بهتری رسید. مثلاً مؤلفان کتب درسی، حاشیه امنی دارند که دست دبیران و گروه‌های آموزشی غالباً‌ از دامان آنها کوتاه است بنابراین می‌توان در مواردی که بین گروه‌های آموزشی و مؤلفان اختلاف‌نظر پدید می‌آید از پژوهشگاه به عنوان حکم و داور نهایی بهره جست. این اتفاق در دوران خدمتگزاری من به وقوع پیوست که اختلاف‌نظر میان دبیران گروه آموزشی شیمی و طرف با مؤلفان کتاب شیمی به پژوهشگاه ارجاع شد.همچنین ارزیابی جایگاه فعلی پژوهش در آموزش و پرورش و راه‌های اعتلای آن و نیز واحدهایی که مسئولیت پژوهش بر عهده دارند و برقراری ارتباط میان آنها و از همه مهم‌تر جایگاه تعلیم و تربیت اسلامی در نقشه راه و ساختار آنها پیش‌نیاز اعتلای پژوهش در آموزش و پرورش است... همانگونه که اشاره شد باید ابتدا نقشه راه پژوهش ما هدف دستیابی به نظام تعلیم و تربیت اسلامی ترسیم شود تا تمامی پژوهش‌ها دربستر این نقشه راه عملیاتی شود در شرایط کنونی، تعلیم و تربیت اسلامی به عنوان یک گروه از 10 گروه زیرمجموعه پژوهشکده تعلیم و تربیت فعالیت می‌کند و این گروه پژوهش هم طی سال‌های اخیر از قم به تهران منتقل شده و ظاهراً در فعالیت‌های آن اختلال پدید آمده است. ارتباط میان سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی، پژوهشگاه مطالعات، پژوهش‌سراهای دانش‌آموزی، باشگاه دانش‌پژوهان جوان، دانشگاه پیامبراعظم(ص)، دانشگاه شهید رجایی و سایر واحدهایی که استعداد پژوهشی دارند شفاف و تعریف شده نیست. اخیراً بدون آنکه اعلام شود براساس کدام پژوهش، مؤسسه پژوهشی برنامه‌ریزی درسی و نوآوری‌های آموزشی از سازمان پژوهش منفک و پژوهشگاه مطالعات منضم شد. این مؤسسه طی سال‌های اخیر با مدیریت خانم دکتر علم‌الهدی فعالیت‌های قابل توجهی‌انجام داده بود و مروری بر اقدامات آن در مقایسه با سایر واحدها و مؤسسات پژوهشی آموزشی و پرورشی نشان می‌دهد که موضوعات پژوهشی این مؤسسه، با بیش از سایر واحدهای آموزش و پرورش ناظر به نیازهای روز و تعلیم و تربیت اسلامی بوده است.ارزیابی‌ وضع کنونی همچنان که اشاره کردم این یک کاستی دو سویه است. از باب مطایبه اشاره کنم که گفته می شود حاجی میرزا آقای صدراعظم دوران قاجار، هر چه پول خزانه صرفه‌جویی می‌شد خرج احداث قنات و ریختن توپ‌های جنگی می‌کرد که در شاعری به مزاح گفته بود نگذاشت برای شاه حاجی درمیشد صرف قنات و توپ هر بیش و کمی نه مزرع دوست را از آن آب نمینه لشکر خصم را از آن توپ غمیاگر تصمیمات مدیران پشتوانه پژوهش نداشته باشد که غالباً اینچنین است گرفتار دوباره کاری و تغییرات سریع در برنامه ریزی‌ها می‌شویم همچنین اگر پژوهش‌ها هم ناظر به مسائل و نیازهای روز و مبتنی بر فرهنگ بومی نباشد مشکلات در ابعاد دیگری خود نمایی خواهد کرد. ما باید موضوعات پژوهش‌هایمان را خودمان و بر اساس ضروریات جامعه‌مان تعیین و پیگیری کنیم. مراکز پژوهشی آموزش و پرورش بیش از آنکه آزمون‌های «تیمز» و «پرلز» را در اولویت فعالیت‌های خود قرار دهد، باید درباره موضوعاتی نیز بین نظیر حجاب و عفاف انس با قرآن، پایبندی به نماز، دلبستگی به اسلام و ایران استکبار ستیزی، عدالت خواهی و حمایت از محرومان و راه‌های گسترش آن‌ها در میان دانش آموزان به تحقیق و پژوهش بپردازند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار