
انقلاب اسلامی ایران پس از سرنگونی محمدرضا شاه پهلوی، در 22بهمن ماه سال 1357 به پیروزی رسید و توسط حضرت امام خمینی(ره) بنیانگذاری شد. انقلاب اسلامی ایران که برگرفته از آموزههای دینی و معنوی بود در سالهای بعد از پیروزی به صورت الگویی برای سایر ملل جهان درآمد، همانطور که ما شاهد شکلگیری انقلابهای مشابه در کشورهای اسلامی از جمله مصر، تونس و... که متأثر از انقلاب اسلامی ایرانند، هستیم. با توجه به تأثیرات گسترده الگوپذیری از انقلاب اسلامی کشورمان و تحولات جدید در منطقه، گفتوگویی را با دکتر محمد کرمیراد، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس و نماینده مردم کرمانشاه انجام دادهایم که از نظر گرامیتان میگذرد.
زمینهسازشکلگیری پیروزی انقلاب اسلامی چیست؟مسئله اسلام ستیزی از زمان قاجار و بعد از آن رضاخان زمینه سازاین جریان بوده ومسائلی نظیر آنچه در مرام آتاتورک و رضاخان در بحث ترویج فرهنگ لائیک و برخورد با مسئله حجاب و همچنین برخی از مظاهر دینی و اسلامی از جمله برگزاری مراسم روضه و سوگواری اباعبدالله الحسین بود، براین اساس میتوان گفت که اعتقادات و تعصبات دینی مردم مسلما ن ایران و ترویج فرهنگ غرب در شکل گیری انقلاب ایران نقش اصلی و اساسی را ایفا میکرد. آنچه موجب خشم حضرت امام و حرکت بزرگ ایشان در مبارزه اساسی و بنیادی که شروع کردند، شد مسئله کاپیتولاسیون بود که امام (ره) در مقابل آن موضع گرفتند. همچنین جریان 15 خرداد و قیامی که مردم مسلمان قم و پیشوا ورامین به راه انداختند و آن قتل و عامی که رژیم پهلوی انجام داد، اینها به عنوان زمینهساز یک حرکت اساسی بود. حضور جدی مستشاران خارجی، به ویژه امریکایی ها هم که بیش از 60 هزار نفر در همه حوزهها، صنعت و پالایش نفت، صنایع دفاع و ارتش بودند وضعیت را به گونهای کرده بود که حتی ارتشیهای ما حق باز و بسته کردن و تعویض یک قطعهای از هلیکوپتر، هواپیما و بالگرد را نداشتند و وقتی تأسیسات دفاعی ما ایراد فنی پیدا میکرد، تمام کارکنان را به هر میزان که میخواستند به مرخصی میفرستادند و بعد هم خودشان تعمیر میکردند و اجازه نمیدادند ایرانیها تعمیراتی انجام دهند. این استراتژی و راهبرد بیگانگان در درون کشور ما در همه زمینهها توسعه پیدا کرد. هیچ ایرانی امکان اینکه بتواند جادهسازی، راهسازی، احداث پل یا سد ایجاد کند را نداشت و هر کاری که قراربود صورت گیرد، این خارجیها بودند که طرف قرارداد بودند و اساساً نمیگذاشتند که رشد و شکوفایی و بالندگی برای ایرانی باشد. این مسائل روی هم جمع شد و حضرت امام ابتدا همه را گوشزد کرد ولی بعد که گوش ندادند، این نهضت پایهریزی شد و پایه آن هم از 15 خرداد سال 1342 ریخته شد و بعد مسئله تبعید حضرت امام و بیداری شاگردان برومند امام (ره) و روحانیت معزز در اقصی نقاط کشور، چه آنهایی که در تبعید و زندان یا در استانها و مراکز مختلف مستقر بودند، موجبات بیداری مردم را فراهم کردند که اوج آن در بحث شهادت حاج آقا مصطفی خمینی (ره) بود که روزنامه اطلاعات آن مقاله را چاپ کرد و قم قیام کرد. مقاومت مردم قم، تبریز و بعد هم سایر شهرها و مناطق مختلف کشور حتی به روستاها هم کشیده شد.اقشار و گروههای مختلف از جمله اصناف، بازاریان، دانشگاهیان و طلاب براساس اعتقادات و باورهای دینیشان پشت سر امام (ره) قرار گرفتند.بنده خودم در سالهای 56 و 57 طلبه بودم که مدارس و دانشگاهها تعطیل شد و حرکت گسترده مردمی و اتحاد آنها و اعلام حمایت و پشتیبانی از حضرت امام باعث شد که به سرعت این انقلاب به سمت پیروزی نزدیک شود البته در این مسیر شهدا و مجروحان بسیاری به جا ماندند. شاه 26 دی ماه از کشور خارج شد و حضرت امام در12 بهمن برگشتند و در طول ده روز که ما آن را دهه فجر مینامیم و در روز بیست و دوم بهمن که حضرت امام(ره) حکومت نظامی را لغو کردند، انقلاب به پیروزی رسید.
نقش امام (ره) را در شکلگیری و پیروزی انقلاب چطور ارزیابی میکنید؟اساسیترین موتور محرکه این نهضت، شخصیت والا و بزرگ حضرت امام(ره) بود. ایشان ویژگیهای منحصر به فردی داشت که بین بسیاری از علما از دیرباز تاکنون بینظیر یا کم نظیر بود. امام (ره) کسی بود که بحارالانوار در جلد 62، وعدهاش را امام موسی کاظم (ع) داده بود،« که مردی از قم قیام میکند و مردم مثل پارههای آهن، او را پشتیبانی میکنند و او انقلابی را ایجاد میکند و به پیروزی میرسد».باز در بحارالانوار جلد 52 صفحه 220 داریم که مردم عرب علیه حکامشان قیام میکنند و براساس همان و قیام مردم عرب است که از نشانهها و علائم ظهور حضرت مهدی (عج)را بیان میکند. طبیعتاً اختلاف بین حکام عربستان شکل میگیرد و در نهایت مشکلاتی برایشان به وجود میآید و بعد از آن نشان میدهد که علائم ظهور حضرت در بحث رهبری جامعه جهانی باید فراهم شود و انشاءالله همین موارد زمینهساز ظهور حضرت خواهد شد. پرچمی که امام(ره) برافروخت، درست در شرایطی بود که نظام دو قطبی در نظام بین المللی حاکم بود، دو قطب در مقابل هم صفآرایی میکردند. جنگ سرد بین این دو قطب بعد از جنگ جهانی اول و دوم جریان داشت که در رأس بلوک شرق، اتحاد جماهیر شوروی سابق و در رأس بلوک غرب، ایالات متحده امریکا قرار داشت که بنا به تعبیر زیبای حضرت امام فرمودند، امریکا و شوروی مثل دو گرگ مقابل هم هستند و حتی پلکهایشان را هم بر هم نزدند و هر انقلابی که به وجود میآمد، لاجرم باید به یکی از این دو بلوک وابسته میشد. از ویژگیهای دیگر انقلاب امام این بود که ایشان از همان ابتدا مسیر خودش را روشن کرد، مردم هم شعار نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی و استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی را سردادند همانطور که امام (ره) فرمودند جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد.امام (ره) ویژگیهای فراوانی داشتند. در هر شرایط و فراز و نشیبی، ایشان به خوبی مردم را هدایت و رهبری کردند. در دوران انقلاب گروههای مختلف به ویژه در پاریس با حضرت امام (ره) دیدار میکردند، خبرنگاران از ایشان سؤال میپرسیدند. مرغ طوفان (بختیار) مصاحبه کرد و با آن حرفهایی که در حد فکر و شأن خودش بود که من جای خودم نشستهام و اگر ایشان میخواهند بیایند و ببینیم حرفهایشان چیست که بعد از آن شعارهای مردم و حمایت قاطعشان از امام را شاهد بودیم که در نهایت در تهران در مزار شهدا حاضر شدند و فرمودند که «من دولت تعیین میکنم، من تو دهن این دولت میزنم» و آن شور و هیجانی بود که در آن زمان در دل و جان مردم ما دمیده شد که امروز ما این بیداری و خیزش اسلامی را در مصر و کشورهای اسلامی مانند تونس، مصر، یمن، اردن و سایر نقاط شاهد هستیم. خاستگاه ذاتی و فطرت پاک مسلمانان همین گرایش به سمت خدا و دین است. به نظر میرسد که مردم کشور مصر بعد از سی و دو سال از خواب بیدار شدند و این در حالی است که امام (ره) فرمودند «انقلاب ما صادر خواهد شد». تأثیر این انقلاب بود که این حرکتها شکل گرفت و به وجود آمد. تأثیر این انقلاب بود که مقاومت حزب الله و مردم قهرمان لبنان شکل گرفت. تأثیر این انقلاب بود که جنگ سی و سه روزه به نفع مردم لبنان و حزب الله تمام شد و تأثیر همین انقلاب بود که جنگ بیست و دو روزه غزه، جنبش حماس و جهاد اسلامی پیروز شدند، چون آنها دیدند، ملتی که در برابر دو ابر قدرت محکم ایستاده و با دست خالی و اراده قوی مقاومت کرده و نتیجه گرفته، امروز همه دنیا به تأسی از این انقلاب بهرغم همه تحریمها، تهدیدها، قطعنامهها، فشارها و توطئهها، شاهد هستیم که ملتها میببینند و بیدار هستند. وقتی میبینند ایران توانسته از همه سختیها عبور کند، قطعنامهها را پشت سر بگذارد، دور بزند و بعد هم به این شکل موفق شود،بنابراین آنها هم امیدوار میشوند و این نهضت و جوشش و حرکت قطعاً اساسش بارقه امیدی بود که ایران اسلامی در دل آنها دمیده است.
به نظر شما عملکرد شاه چه نقشی در وقوع و شکلگیری انقلاب اسلامی داشت؟ شاه به دلیل وابستگی و سرسپردگیاش به غرب و اینکه ترویج فرهنگ غربی را به سرعت انجام میداد، طبیعی بود که تأثیر زیادی در این مسئله گذاشت. بها دادن، سرسپردگی محض وی به غرب، ترس و وحشت او از دنیای غرب و اینکه نقش ژاندارم را در منطقه خلیج فارس ایفا میکرد و مهمتر از همه جشنهای 2500 سالهای که به بدترین شکل، اهانت رسمی به ارزشهای والای انسانی و کرامت اسلامی انجام داد که البته صدای علما را هم دراورد. من به خاطر دارم که در آن زمان شهید آیتالله اشرفی اصفهانی (ره) در آن جشنهای 2500 ساله به مسجد آیتالله بروجردی نیامدند و سه روز بازداشت بودند که با پیگیریهای علمای دیگر، اهالی و مردم دنبال کردند و ایشان آزاد شد که دلیل بازداشت ایشان آن بود که یک شکایت به امام زمان برای مراسم شیراز گذاشته شده بود. ترویج فرهنگ بیبند و باری، دزدی، چپاول و تبعیض ناروا در حق مردم، اشاعه فرهنگ فساد و فحشا، به سخره گرفتن اعتقادات مردم، همه اینها دست به دست هم داد. نقشی که خود شاه در سرسپردگیاش به دنیای غرب و اشاعه فرهنگ مبتذل و از طرفی ساواک که همه آموزش دیده موساد بودند در شکلگیری انقلاب بسیار مؤثر بود.رژیم شاه اگر به رژیم اشغالگر قدس در جنگ شش روزه کمک نمیکرد و سوخت آنها را تأمین نمیکرد قطعاً آنها شکست خورده بودند. من در سال 64 با یکی از پزشکان مصری مواجه شدم که میگفت شما قبل از انقلاب «اخ الیهود» بودید اما الان «عز المؤمن» هستید. جمله بسیار زیبایی گفت، یعنی به شما در زمان پهلوی برادر یهود می گفتند به دلیل کمکهای رژیم پهلوی به صهیونیستها ولی وقتی امام این انقلاب را راهاندازی کرد و ما پیروز شدیم و در صف اول مبارزه با رژیم صهیونیستی قرار گرفتیم و سفارت فلسطین باز کردیم و ارتباطات قوی با جهان اسلام با حمایت از مردم محروم و مظلوم فلسطین گرفتیم و موجبات عزت مؤمنین را فراهم کردیم دشمن انها بشمار میرویم.قبل از انقلاب ما در شهرهایمان یا پزشک نداشتیم و یا اگر داشتیم پاکستانی، بنگلادشی یا هندی بودند و فارسی را به خوبی نمیدانستند و تجهیزات پزشکی پیشرفته وجود نداشت. راهها و شبکههای جادهای، روستاها، بهداشت و درمان و سلامت ما همگی در معرض خطر بود. گندم، کشاورزی به نام اصلاحات ارضی که میخواستند این اواخر انجام دهند بود. ما وابستگی صدردصد به دنیای غرب داشتیم، گندم، برنج و محصولات مختلف را از خارج وارد میکردند و به جای آن نفت میدادند.شیر نفت ما در اختیار آنها قرار داشت ما در برخی مسائل الان هم داریم که برخی از قطعات و تجهیزات پالایشگاهیمان هنوز وابسته به انگلیس است. در حالی که ما در بسیاری از مسائل پیشرفتهای اساسی کردهایم به رغم تحریمهایی که علیه ما صادر کردند از جمله بنزین، شاهد هستیم که در این عرصه خودکفا شدیم و حتی آمادگی داریم که آن را صادر هم بکنیم.ما در فناوریهای مختلف هستهای آن را از انحصار هشت کشور برتر دنیا خارج کردیم و در حال حاضر نهمین کشور در باشگاه هستهای دنیا به شمار میرویم.در بحث نانو تکنولوژی، سلولهای بنیادین، عرصههای مختلف هوا فضا، موشک، ماهواره، تانک، هلیکوپتر، جنگنده، بالگرد و هواپیماهای بدون سرنشین و همچنین تجهیزات بسیار مدرن و قوی، پیشرفتهای گستردهای کردهایم، در حالی که در زمان جنگ ما به سیم خاردار محتاج بودیم که اینها ناشی از برکت همین حرکت امام راحلمان بود ما توانستیم و ایستادیم و به شکر خدا این ایستادگی و پویایی، امروز زبانزد همه کشورهای دنیا شده است. هوگو چاوز در حیاط خلوت امریکا در غرب میگوید که الگوی ما انقلاب اسلامی ایران است و این نشان میدهد که بسیاری شیفته این پایداری، رشد، توسعه و پیشرفت شده اند و انشاءالله انقلاب ما جهانی و به شکلی خواهد بود که زمینه ظهور حضرت مهدی(عج) را بیشتر فراهم سازد.
آیا به نظر شما انقلاب اسلامی ایران به عنوان یک الگوی انقلاب تأثیری در اتفاقات اخیر تونس و مصر داشته است یا خیر؟بله، مطابق اقداماتی که در زمان رضاخان شکل گرفت در تونس نیز اتفاق افتاد به گونهای که مسلمانان نه تنها حق برپایی نماز جماعت، بلکه نماز فرادی را هم نداشتند. سفیر ما در تونس در جلسهای در تحلیلی که داشت گفت که کارمندان خانم دولتی در تونسحق داشتن حجاب اسلامی و حق اقامه نماز را نداشتند و مجبور میشدند که نماز ظهر و عصرشان را با نماز مغرب و عشا در منزلشان اقامه کنند.دولت تونس قصد داشت مفهوم دین و دینداری را از بین ببرد، مشابه کاری که در ایران انجام شد. بیبند و باری، فحشا، چپاول، جو خفقان حاکم و سرسپردگی اربابان که مشابه با شاه دوران قبل از انقلاب ما بود ولی در آنجا به یک حدی از تراکم رسید، اگرچه قیام خود را دیر شروع کردند و میتوانستند این حرکت را چند سال بعد از انقلاب ما انجام دهند ولی از آنجایی که غربیها اسلام هراسی و شیعه هراسی را در دستور کارشان قرار دادند و همان سال 59 جنگ تحمیلی را علیه ما به راه انداختند و کشورهای عربی هم از صدام حمایت کردند، امروز ما شاهد هستیم که دارند تاوان آن همه خباثتها و خیانتهای خودشان را پس میدهند.
آیا به نظر شما انقلاب اسلامی ایران قابل مقایسه با سایر انقلابهای جهان است؟هیچ انقلابی در دنیا به وقوع نپیوست مگر اینکه مجبور شد به یکی از قدرتهای شرق یا غرب وابسته شود تا پایداری و پایمردی خود را حفظ کند. هیچ انقلابی شبیه به انقلاب ما صورت نگرفته است. انقلابهای دیگر دنیا به دلیل آنکه هدف وسیله را توجیه کند، قتلعامهای سنگینی انجام دادند که برخی از آنها به صورت میلیونی، جماعت خودشان را کشتند تا حاکمانشان با قلدری در رأس قرار گیرند اما ویژگی انقلاب ما بر عکس بود. ارتش به سرعت به مردم پیوست و مقابلهای با مردم صورت نگرفت، گاردیها مقداری مقاومت کردند اما بلافاصله آنها هم دچار مشکل شدند و نهایتاً انقلاب ما بدون وابستگی و سرسپردگی به جایی، توانست به پیروزی برسد و دشمنان آن هم به سرعت متحد شدند. جنوب لبنان را اسرائیل اشغال کرد و شوروی سابق هم افغانستان را اشغال کرد و آنجا را ارتش سرخ تحت اشغال خود درآورد و توانستند جنگ را از طریق رژیم بعث اشتراکی عراق بر ما تحمیل کنند.بنابراین نمیتوان گفت که هیچ انقلابی شباهت به انقلاب ما دارد. همین حرکتهایی هم که درتونس، مصر و سایر نقاط اتفاق افتاده، ویژگی انقلاب ما در داشتن ولی فقیه و مرجعیت دینی در رأس نظام ولایی است و این بسیار مهم است البته حرکت مصر، حرکت کاملاً مردمی بود، اخوانالمسلمین و دیگر گروهها بعد از گذشت چند روز به مردم ملحق شدند و حتی بعد از ملحق شدن بیانیههای دو پهلو و به اصطلاح محافظهکارانه هم دادند و نمیدانستند چه برخوردی باید بکنند.به نظرم درشرایط حاضر از قاطعیت حرکت امام (ره) و سمت و سوی ایشان و شاگردان برومندشان باید سخن گفته شود.
چرا با گذشت بیش از 30 سال از پیروزی انقلاب ما باز هم شاهد تلاشهای کشورهای غربی علیه ایران هستیم؟اولاً بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق، راهبرد غرب بر این استوار شد که نظم نوین جهانی را پایهگذاری کند. نظم نوین جهانی را چنین تعریف کردند که جهان به مثابه به یک دهکده است و کدخدای این دهکده را هم امریکا قرار دادند. تئوریسینها و نظریهپردازان زیادی به بوش پسر مشاوره دادند، البته در بین آنها کسانی مثل هانتینگتون هم بودند که بحث برخورد تمدنها را مطرح کرد و آثارش هم قدری پیدا شدکه این یک فرآیند راهبردی برای بدست اوردن منافع در ایران است همانطوریکه در رژیم سابق اینها در ایران تکتازی میکردند، اماامروزه این حوزه مهم را دیگر از دست داده اند. ایران به لحاظ داشتن نقش ژئوپلتیکی و حتی نقش ژئو استراتژیکی در دنیا دارای اهمیت فوقالعادهای است. نکته بعدی که حائز اهمیت است یکی از سران رژیم صهیونیستی در اوایلی که امریکا به بهانه حادثه 11 سپتامبر به عراق و افغانستان حمله کرد، این مسئله در همه رسانهها اعلام کردو به امریکا توصیه کرد که چرا وقت خود را بیهوده تلف میکنید، اگر خاورمیانه را میخواهید باید به سراغ ایران بروید وقتتان را در عراق و افغانستان و کرهشمالی صرف نکنید. در اصل ایران است که در منطقه خاورمیانه اثرگذار است و اگر انقلاب ایران را سرنگون کنید، طبیعتاً شما صاحب خاورمیانه خواهید شد.این شخصیت صهیونیسم اعلام میکند که البته ایران مثل عراق و افغانستان نیست که به راحتی بتوان با یک حرکت نظامی آن را از پا درآورد. علتش هم این است که مردم یکپارچه با رهبری و ولایت فقیه اتحاد محکمی دارند. توصیهاش به امریکاییها این بود که شما آهسته آهسته روی فرهنگ ایرانیها کار کنید و تغییر را در باورها و اعتقادات آنها حاصل کنید. این دقیقاً همان چیزی است که در بحث جنگ نرم مطرح است که رهبر عزیز انقلاب فرمودند و در خطبههای نماز جمعه هفته گذشته هم اشاره داشتند که سرنخ فتنهگران، طراحان و نقاشان اصلیشان است که در دنیای خارج نشستهاند. فریب خوردگان و برخی از خواص مردود هم متأسفانه در این ازمون نمره قبولی نیاوردند. برهمین اساس شما میبینید که دشمنان ما دست از این هدف برنمیدارند که بخواهند مسئله ایران اسلامی را نادیده بگیرند.اهمیت انقلاب ما به همین میزان که نقشه میکشند و توطئه میکنند و مرتب دنبال آن هستند که بتوانند منافع از دست رفتهشان را تأمین کنند یا حداقل برای در حاشیه امن قرار دادن رژیم دست نشانده خودشان، آن اصلیترین عامل محرکه را از بین ببرند است و طبیعی است که این عامل محرک و تأثیرگذار در خاورمیانه و در منطقه، ایران اسلامی است.تأثیر ایران در عراق، افغانستان، لبنان، فلسطین و در بسیاری کشورها تأثیر مستقیم و محرزی بوده که این نشان دهنده پایداری، بقا، اثرگذاری آن است و به عبارت دیگر نشان از وزن سیاسی جمهوری اسلامی در منطقه و خاورمیانه دارد. طی روزهای اخیر شنیدیم که حتی روسیه مواضع جمهوری اسلامی ایران را تأیید کرد و به گونهای دیگر با غرب سخن گفت. البته این به چهره روسیه برمیگردد که هر وقت اتفاقی میافتد از این طرف میافتند و هرگاه اتفاق دیگری رخ دهد از آن طرف و به نفع غرب حرف میزند. به نظر من در حال حاضر آنچه میتوانیم بگوییم که چرا غربیها تلاش میکنند، این تلاش به همان ریشههای اصلی از دست دادن یک سرمایه بسیار گرانقیمت برای خودشان که یک روزی جولان میدادند برمیگردد که امروز هیچ جایگاهی ندارند. امروز هر نقشهای که علیه ایران میکشند، خنثی میشود. مذاکرات صلح و هر اقدامی که خواستند انجام دهند، نتوانستند.طبیعی است که جمهوری اسلامی ایران جایگاه ویژه و مهمی دارد که آنها میخواهند این جایگاه را از بین ببرند که به شکر خدا و لطف الهی، نقشههای آنها به خودشان برمیگردد.
نگاه کشورهای غربی و تودههای مردمی آنها نسبت به مردمی که انقلابشان متحد آنها (شاه) را سرنگون کردند، چیست؟بعد از گذشت سالها از وقوع انقلاب طبیعتاً بسیاری از کشورها بر اثر جو مسموم تبلیغاتی و شانتاژی که انجام دادند یا سانسورهای خبری آنها، بسیاری متوجه واقعیت انقلاب ما نشده بودند، آثار آن در جنگ تحمیلی نهفته بود. در جنگ اول، ما را متجاوز معرفی کردند ولی وقتی که صدام به کویت حمله کرد بسیاری از همین کشورها و رادیوهای بیگانه و ماهوارهها همه اعلام کردند که این صدام بوده که خوی تجاوزگری داشته درحالی که ما اگر میخواستیم میلیاردها دلار خرج کنیم نمیتوانستیم حقایق را آنطور که بوده و هست بیان کنیم. بنابراین در بسیاری از مسائل جو شانتاژ قوی است. در بحث هستهای اینقدر تبلیغات مسموم کردند که ایران در تلاش برای دسترسی به بمب اتم است. اینها نشانگر یک جنگ تبلیغاتی است که آنها به راه انداختهاند ولی وقتی حقایق برایشان روشن میشود و وقتی جمهوری اسلامی ایران از کشورها برای بازدید از سایتهای هستهای دعوت میکند اما امریکا، انگلیس، آلمان و فرانسه حضور پیدا نمیکنند، این موجب بیداری و هوشیاری ملتها میشود. کشورهای غیرمتعهد تاکنون چندین بیانیه به نفع ما در بحث فعالیت صلحآمیز هستهایمان صادر کردند که اینها نشانگر آن است که هم دولتها و هم ملتها بعضاً همراه و همگام با هم دارند کار را جلو میبرند.کشورها وقتی این بیداری و خیزش را میگیرند، نشان از تأثیرات انقلاب است و طبیعتاً این تأثیرگذاری کشورهای غربی را به وحشت انداخته است و آنها هم نقشه میکشند تا به هر شکل ممکن انقلاب ما را یا از بین ببرند یا تجزیه کنند یا در درون آن را دچار استحاله کنند. مانند همین کاری که در سال قبل در جریان فتنه قصد داشتند انجام دهند.
چرا کشورهای غربی به دنبال حمایت از گروههای ضد نظام هستند؟جریان اینها همانند جریان کبکی است که سرش را زیر برف کرده است. آنقدر گروهکهای ضد انقلاب وعده و وعید دادهاند که چند ماه دیگر رژیم ما منحل میشود و سقوط میکند و انها به حرف این گروهک ها گوش کردهاند و اخبار جعلی را شنیدهاند که مسیرشان را کج رفتهاند. بسیاری از کشورها وقتی واقعیت جمهوری اسلامی را میبینند، شگفت زده میشوند؛ چرا که آن تبلیغات مسموم را داشتند. بنابراین آنها چون به صورت یک طرفه بعضی ازسوی کسانی که جیره خوارشان بوده اند و طی 32 سال گذشته مدام آنها را تغذیه میکردهاند ،تغذیه شده اند، طبیعی است که آنها هم اخبار را وارونه ارائه دهند. اگر واقع بین باشند طبیعی است که روند آنها باید تغییر کند و سمت و سوی آنها به سمت تعامل بیاید نه به سمت تقابل.ما ایستادهایم و روی مواضع سابق خود پافشاری میکنیم بنابراین اگر بخواهند تعاملی داشته باشند باید دست از خصومتها، قطعنامهها و تحریمها بردارند و برادری خودشان را ثابت کنند، بعد مذاکرات را مطرح کنند.