
در سال 1945 یعنی زمانی که اتحادیه عرب به عنوان نماد همگرایی کشورهای عربی تأسیس شد، چنین تصور میشد که روحیه همگرایی بین کشورهای عربی بسیار بالاست حتی بالاتر از آنچه امروز به عنوان اتحادیه اروپا میشناسیم، اما به رغم چنین سابقهای و پیشتازی کشورهای عربی در تأسیس اتحادیه عرب، تجربه نشان داد که این همگرایی صرفاً در حد شعار بود در عمل کشورهای عربی هیچ گاه متحد کامل نبودند، چنان که در بسیاری از نشستهای سران نه تنها مردمان عرب که افکار عمومی دنیا شاهد پرخاش، درگیری لفظی و حتی فیزیکی برخی سران کشورهای عربی با یکدیگر بودند. برخلاف چنین واگرایی در سطح سران اتحادیه عرب و با تحولاتی که در هفتههای اخیر در برخی کشورهای عربی به وقوع پیوسته به نظر می رسد ملل عربی دارای وحدت و همگرایی بالایی هستند. موج مخالفتها با سران برخی کشورهای عربی و برکناری آنها در تونس و مصر و ادامه این موج در یمن، اردن و حتی الجزایر و خط و نشانهای قذافی علیه مردم لیبی همگی نشان دهنده وحدت بیشتر ملتهای عرب و همگرایی آنهاست.
اکنون مردمان بسیاری از کشورهای عربی که شاهد تحولات پرشتاب در مصر و تونس هستند در حال آماده شدن برای کنار زدن حکومتهای دیرپای خود هستند. بروز چنین وحدتی بین ملتهای عربی را از چند منظر میتوان گمانهزنی کرد:
نخست نقش رسانههای جمعی در انعکاس سریع رخدادهای مصر و تونس است که به نظر میرسد مردم سایر کشورهای عربی را تحت تأثیر قرار داده است.
دوم اینکه مردم معترض برخی کشورهای عربی دارای درد مشترکی بودهاند و آن مادامالعمر شدن دوره ریاست جمهوری افرادی است که برخلاف وعدههای اولیه نه تنها دوره ریاست جمهوری خود را به 20 تا 30 سال رساندهاند که حتی به پیروی از رژیمهای سلطنتی به دنبال موروثی کردن حکومت و سپردن سکان اداره کشور به فرزندان خود بوده و هستند.
سومین نکته اینکه با توجه به جایگاه مصر در جهان عرب به عنوان برادر بزرگتر تحولات این کشور میتواند به الگویی برای سایر کشورهای عربی تبدیل شود، بنابراین بخشی از اعتراضات در کشورهای عربی از این عامل تأثیرپذیرفته است.
نکته دیگر اینکه احتمال دارد با توجه به سپرده شدن مدیریت کشور به دست نظامیان، سیر تحولات در تونس و مصر و حتی سایر کشورهای عربی مدیریت شده باشد که در این صورت ملتهای این کشورها همانگونه که همگرایی خود را در عمل نشان دادهاند باید به دنبال تحقق کامل خواستههایشان باشند تا در دام تغییرات مدیریت شده نیفتند. به عبارتی آن دسته از ملتهای عرب که هم اکنون به خیابانها ریختهاند در صورتی میتوانند به اهداف خود دست یابند که فضای تحول یا انقلاب را تا ایستگاه آخر هدایت کنند، در غیر این صورت تنها به بخشی از اهداف خود دست خواهند یافت و این شاید همان چیزی باشد که اروپا و امریکا هم به دنبال آن هستند.
در مجموع شاید بتوان نتیجه گرفت پس از سالها ناکامی همگرایی در سطح دولتها اکنون در سایه وحدت نظر و همگامی ملتهای عربی احتمال دارد در آینده همسویی بیشتری بین دولتهای عربی از زاویه همراهی با ملتهایشان شکل گیرد و به جای وحدت مصلحتی، وحدت واقعی را تجربه کنند.