به گزارش خبرنگار «جوان»، نماینده دادستان تهران در جلسه دادگاه گفت: براساس اوراق پرونده مأموران پلیس اسلامشهر دوازدهم مردادماه امسال از وقوع یک نزاع در یکی از خیابانهای شهر باخبر شدند. یکی از طرفین درگیری– سعید 25 ساله - که به شدت بر اثر جراحت چاقو مجروح شده بود، به یکی از بیمارستانها منتقل شده بود. سعید به مأموران پلیس گفت از سوی یکی از دوستانش – وحید 23 ساله – مجروح شده است. تلاش تیم پزشکی بیمارستان برای نجات جان سعید آغاز شد اما وی یک هفته پس از حادثه تسلیم مرگ شد و بازپرس ویژه قتل در جریان پرونده قرار گرفت. در شاخه دیگری از تحقیقات پلیسی وحید خود را تسلیم پلیس کرده و به ارتکاب جنایت اعتراف کرد.
نماینده دادستان تهران در جلسه محاکمه وحید را گناهکار دانست و برایش تقاضای مجازات کرد.
در ادامه جلسه پدر مقتول به دادگاه گفت: من از قاتل گذشت نمیکنم. این یک اتفاق ساده نیست و من هم میدانم که لذتی که در گذشت هست در قصاص نیست. پسرم ساعت 11 روز حادثه در خواب بود که وحید او را به بهانهای بیدار کرده و از خانه بیرون کشیده است. پسرم با لباس منزل از خانه خارج شد و دیگر بازنگشت. یکی از دوستانش با من تماس گرفت و گفت سعید تصادف کرده و در بیمارستان است. من با دلشوره راهی بیمارستان شدم، آنجا فهمیدم او قربانی رفاقت با وحید شده است. پدر مقتول گفت: من هنوز چشم به راه پسرم هستم. قاتل آنقدر بیرحم است که بعد از آنکه پسرم را با چاقو زد. کسی را از حادثه باخبر نکرد تا او را به بیمارستان برسانند به طوری که یک ساعت بعد از حادثه اورژانس با تماس مردم سر رسیده و او را به بیمارستان برده است.
قاضی همتیار در ادامه متهم را به جایگاه فرا خواند. وحید به دادگاه گفت: من و سعید سالها بود که با هم رفیق بودیم. ما نزد مردی به نام مسعود کار میکردیم و برای فروختن مشروب برایش مشتری جمع میکردیم.
مسعود برایمان سیمکارت و گوشی خریده بود اما من میدیدم که مشتریهای سعید خیلی بیشتر بود از همین رو به مسعود اعتراض کردم و قرار شد سیمکارت سعید را به من بدهد تا من پول بیشتری در بیاورم. وقتی سعید از ماجرا باخبر شد به شدت ناراحت شد و در غیبت من فحاشی کرده بود.
من که از ماجرای فحاشی او با خبر شدم تصمیم گرفتم با او دعوا کنم، بنابراین روز حادثه او را از خانهشان بیرون کشیدم، سوار بر موتورم کردم و در حالی که او را به مکان خلوتی میبردم با هم مشاجره لفظی کردیم.
سعید که ناراحت شده بود مرا از پشت با چاقو زد و من پس از توقف موتور برای اینکه مقابل او کم نیاورم با چاقو به سعید حمله کردم و او را زدم. سعید به شدت مجروح شد و از من درخواست کمک کرد اما من او را همانجا رها کردم و پا به فرار گذاشتم.
متهم گفت: وقتی از مرگ او در بیمارستان باخبر شدم خودم را تسلیم پلیس کردم. قاضی همتیار پس از شنیدن آخرین اظهارات متهم ختم جلسه رسیدگی را اعلام کرد تا پس از مشاوره با اعضای دادگاه و براساس اوراق پرونده رأی نهایی را صادر کند.