روز گذشته ماایرانیان تنهاکسانی نبودیم که جشن پیروزی انقلاب می گرفتیم. دست تقدیر برای مصر هم این روز را به یادماندنی کردو تحولات سیاسی این کشور به سمت و سویی پیش رفت که مهمترین متحد آمریکا در منطقه مجبور به کناره گیری از قدرت شد. قیام مردم که پس از ناکامی در جمعه گذشته برای فراری دادن مبارک در طول هفته گذشته دچار نوعی رخوت و رکود شده بود، بار دیگر و پس از اعلام مبارک مبنی بر قصد وی برای ماندن در قدرت در بامداد22بهمن اوج گرفت و روز گذشته برای اولین بار مردم عصبانی در اطراف کاخ ریاست جمهوری و ساختمان رادیو و تلویزیون دولتی تجمع کردند و نشان دادن که برای اخراج مبارک اراده ای پولادین دارند. این خروش و ترس از وخیم تر شدن وضعیت، مبارک را وادار به فرار به شرمالشیخ و کنارهگیری از قدرت کرد.
مبارک که اوایل بامداد در نطق تلویزیونی اعلام کرده بود قصد رفتن ندارد، با چنان خشم گسترده ای روبرو شد که نتوانست بر کرسی قدرت دوام اورد به ویژه انکه او خود را با اعتصابات گسترده کارمندان دولتی روبرو می دید و افزایش 15 درصدی حقوق 6 میلیون کارمند مصری هم جلودار گسترش این اعتصابات نبود. اما خبر کنارهگیری مبارک از قدرت بود از شامگاه پنج شنبه بر سر زبانها افتاده بود.
منبع خبر، اظهارات «لئون پانتا» رئیس سازمان سیا(ی ) امریکا در جلسه کنگره این کشور بود که گفته بود: «پس از گذشت 17 روز از اعتراضهای مردمی، مبارک احتمالاً امشب کنارهگیری خود را از قدرت اعلام میکند».
در همان حال انتشار خبری از سوی تلویزیون رسمی مصر مبنی بر اینکه مبارک سخنرانی مهمی خواهد کرد به این ذهنیت دامن زد که وی در این سخنرانی کنارهگیری خود را از قدرت اعلام خواهد کرد. اما چنین نشد و ساعات بشتری برای تحقق این خبر نیاز بود.
در خصوص چرایی اینکه مبارک در همان سخنرانی از قدرت کناره گیری نکرد، باید گفت هرچند رفتن مبارک از قدرت خواسته مشترک مردم و همه احزاب و گروههای مخالف این کشور بود و به همین علت هم کاخ سفید و وزارت امورخارجه این کشور به همراه تعداد زیادی از کشورهای اروپایی از آن حمایت میکردند، اما در مقابل جبههای متشکل از (رژیم صهیونیستی، لابیهای یهودی فعال در امریکا و اروپا، جمهوریخواهان، وزارت دفاع و سیای امریکا، حاکمان عرب بهخصوص قذافی، ملک عبدالله عربستان و ملک عبدالله اردن) به شدت از مبارک پشتبانی میکردند و برکناری سریع مبارک از قدرت و بخصوص سقوط رژیم مبارک را به ضرر منافع می دانستند.
از این رو تعارض موجود در دیدگاهها و مواضع مسئولان امریکایی نتیجه کشاکشی بود که بین مسئولان و نهادهای تأثیرگذار در دستگاه سیاست خارجی این کشور وجود داشت. بنابراین ماندن یا رفتن مبارک نیز به نتیجه این کشاکش و غلبه هر یک از آنها بر دیگری بستگی داشت.
از سوی دیگر نقطه تحول دیگری نیز در مواضع ارتش دیده میشد و اگرچه درابتدای آغاز قیام ارتش به عنوان یک نیروی بیطرف وارد عمل شد و مردم هم از آن استقبال کردند اما از زمانی که عمرسلیمان به معاونت مبارک تعیین و بخشی از اختیارات مبارک هم به وی تفویض شد ارتش بهتدریج از نقش بیطرفانه خود فاصله گرفت و به حمایت از مواضع دولت و رژیم مبارک تمایل پیدا کرد. بر همین اساس به اعتقاد ناظران در صورت ادامه چنین مواضعی، احتمال دو شقه شدن ارتش وجود خواهد داشت که طبق آن سران و افسران ارشد از عمر سلیمان و در مقابل بدنه و رده پایین که به مردم نزدیکترند از معترضان حمایت خواهند کرد.