کد خبر: 437260
تاریخ انتشار: ۲۲ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۷:۳۶
بازکاوی آسیب‌های جرائم در پوشش پلیس (20)


قانونگذاران در قانون برای وقوع هر جرمی مجازاتی در خور آن در نظر می‌گیرند که با اعمال آن بر مجرمان از تکرار آن جرم جلوگیری شود، هر چند امروزه بسیاری از حقوقدانان معتقدند شدت و اجرای قانون به تنهایی در کاهش و کنترل جلم مثمر ثمر نیست بلکه نیازمند عوامل دیگری نیز می‌باشد. از طرفی هم مشاهده می‌کنیم که بعضی از قانون‌های مصوب و قابل انشا به آن جرم خاصیت بازدارندگی را که جزء اصلی‌آن قانون است، ندارند.
«جوان» در سلسله گفت‌وگوهای خود با کارشناسان تلاش کرده آسیب‌های اینگونه جرائم را بازکاوی نماید. بیستمین بخش از این گفتار در گفت‌وگو با منصور یاورزاده قاضی بازنشسته و وکیل دادگستری است.
بسیاری از مجرمان با پوشیدن لباس پلیس دست به ارتکاب جرم می‌زنند. دلیل این رویکرد را در چه می‌دانید؟
با رشد جمعیت و حرکت به سوی صنعتی شدن جوامع، زمینه‌های جرائم جدیدی فراهم می‌شود. سرقت و اخاذی توسط مأمورنماها از این گونه جرائم هستند. افرادی که با فراهم کردن ابزار مجرمانه مانند لباس پلیس وارد حریم اشخاص می‌شوند با تفرندهای پلیس دست به سرقت و گاهی هم آزار و اذیت مردم می‌زنند و بعضی از این افراد با توجه به قدرت کاذبی که در خود احساس می‌کنند با انجام این‌گونه جرائم سعی دارند ناکامی‌های خودشان را به نوعی جبران کنند. در جامعه ما حتی مجرمانی که در زندان به سر می‌برند، خیالشان در غیاب خودشان از بابت خانواده‌شان آسوده است چون پلیس را حافظ جان، مال و خانواده خود می‌دانند. حال اگر کسی به خود جرأت دهد که در لباس مأمور آرامش را از خانواده‌ها سلب کند، باید با او به شدت برخورد کرد. در قانون هم این موضوع از موارد تشدید جرم است.
مأمورنماها چه ویژگی‌هایی نسبت به سایر مجرمان دارند، ضمن اینکه آیا غالب آنها سابقه‌دار هستند؟
مرتکبان این نوع جرائم معمولاً از ذکاوت و هوش بالاتری نسبت به دیگر مجرمان برخوردار هستند، ضمن اینکه تسلط بیشتری به اعصاب و کار خود دارند. با این وصف در مجموع می‌توان گفت مجرمان با سابقه به خاطر تجربه‌های خاصی که در برخورد با پلیس داشته و با شگردهای پلیسی، اصطلاحات، حرکات، رفتار و منش پلیسی آشنا شده‌اند، بهتر نقش پلیس را اجرا می‌کنند، در واقع آنان با طعمه‌های خود همان‌گونه برخورد می‌کنند که با آنها برخورد شده است. از سوی دیگر مجرمان سابقه‌دار به این مسئله آگاه هستند که مردم با اعتمادی که به پلیس دارند به راحتی به خواسته آنها تن می‌دهند و هیچ‌گونه مقاومتی در مقابل پلیس از خود نشان نمی‌دهند، لذا از این فرصت برای اقدامات مجرمانه خود استفاده می‌کنند.
چرا زندان نقش واقعی خود را که همان اصلاح و تربیت مجرمان است به خوبی ایفا نمی‌کند؟
در کشور ما هر کسی هر نوع جرمی را مرتکب شود پس از دستگیری بدون شک سر از زندان درمی‌آورد و در اکثر مواقع نیز در آن سایر مجرمان در کنار هم نگهداری می‌شوند، به عنوان مثال سارق جزء با سارق حرفه‌ای و مجرمان خطرناک در یک سلول نگهداری می‌شوند یا کسانی که برای اولین بار مرتکب جرم شده‌اند در کنار مجرمان سابقه‌دار در یک بند قرار می‌گیرند. به عبارت بهتر طبقه‌بندی زندانی‌ها به خوبی انجام نمی‌شود که این خود باعث آموزش‌های فنی زندانیان از یکدیگر می‌شود. از این رو بهتر است سازمان زندان‌ها با درست کردن پرونده مجزا برای هر مجرمی شاخص‌های روانی، موقعیت‌های جغرافیایی، محیطی، اجتماعی و شخصیتی آنان را لحاظ و آنها را براساس این شاخص‌ها طبقه‌بندی کند، در غیر این صورت با نگهداری بزهکاران اتفاقی در کنار بزهکاران مزمن و اعتیادی ما همچنان شاهد افزایش جرائم خواهیم بود.
قانون، مجازات‌هایی را برای مأمورنماها پیش‌بینی کرده است، با این حال این‌گونه مجرمان همچنان دست به جرم می‌زنند، سؤال اینجاست که آیا مجازات‌های پیش‌بینی شده بازدارندگی‌ کافی را دارند یا خیر؟
به اعتقاد من مجازات‌ها و برخوردها با جرائمی که مأمورنماها مرتکب می‌شوند، چندان همخوانی ندارد. بهتر است قانون مجازات اسلامی ایران برای کسانی که تحت پوشش مأمور مرتکب جرم می‌شوند، مجازات‌هایی در نظر بگیرد که شامل عفو و آزادی‌های مشروط نشوند؛ مجازات‌هایی که تمام تخفیفات قانونی از آن گرفته شود. چنانچه مجرم بداند که اگر در لباس پلیس مرتکب خلافی شد مثلاً به 5 سال حبس قطعی و غیرقابل عفو و گذشت محکوم می‌شود، حتی اگر رضایت شاکی را هم به دست آورد، تخفیفی برای او در نظر گرفته نخواهد شد در این صورت خیلی از افراد دست به چنین جرائمی نخواهند زد.
آیا به نظر شما در برخورد با این جرائم نیروی انتظامی وظایف خود را به خوبی انجام داده است؟
نیروی انتظامی 26 وظیفه بر عهده دارد که با این تعداد نیروی پلیس و رشد جمعیت و امکانات محدود که در اختیار دارند، امکان جوابگویی به این همه وظایف را ندارد. زمانی که افسری 100 پرونده قتل برای بررسی دارد، عملاً با این حجم پرونده‌ها کار برای او مشکل می‌شود که نارضایتی‌هایی را هم به وجود می‌آورد، بنابراین اگر ما توقع داریم که کار به نحو شایسته انجام گیرد یا باید وظایف پلیس را کم کرد یا نیروهای زبده و آموزش‌دیده زیادی جذب کرد. مثلاً ما یک دایره 10 آگاهی در تهران برای پرونده‌های قتل داریم در صورتی که حداقل 5 شعبه جهت جوابگویی در تهران نیاز است. از طرفی هم باید آموزش‌های لازم با همین امکانات به پلیس داده شود. وقتی پلیس به فردی مراجعه کرد خودش در ارائه کارت شناسایی و حکم مأموریت پیشقدم شود و این به صورت یک فرهنگ در جامعه نهادینه شود مانند اینکه بستن کمربند ماشین در جامعه ما نسبتا به گذشته در حال حاضر به صورت یک فرهنگ درآمده است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار