کد خبر: 436962
تاریخ انتشار: ۲۰ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۶:۳۰
بازتعریف اصولگرایی، تغییر مسیر برنامه چهارم در دولت و جایگاه آتی اصلاح‌طلبان در گفت‌وگوی «جوان» با مرتضی تمدن، استاندار تهران
مریم هدیه‌لو | مرتضی تمدن استاندار تهران و از اعضای نزدیک دولت به حساب می‌آید. با وی در ساختمان جدید استانداری در خیابان طالقانی قرار گفت‌وگو گذاشتیم. وی معتقد است که دولت نهم و دهم اقداماتی را انجام داد که دولت‌های قبل فقط حرفش را زدند و تمامی مخالفت‌ها در مورد اجرای قانون‌هایی مانند هدفمندی یارانه‌ها به همین دلیل است. استاندار تهران با تأكید بر اینکه دولت حزب‌گرایی به مفهوم کهنه و تاریخی خودش را کنار زد به طوری که چنین نمونه‌ای در دنیا سراغ ندارید، در خصوص آینده اصلاح‌طلبان در کشور می‌گوید:«جریان اصلاح طلب را لفظ غلطی می‌دانم که ناحق به جریان منتسب به اصلاح‌طلبان اطلاق شد. اینها هیچ وقت اصلاح طلب نبودند و به هیچ وجه نیز مصداق اصلاح‌طلبی به شمار نمی‌آمدند. این جریان کشور را به سمت و سویی می‌برد که از اصلاح و توسعه کشور جلوگیری کند.»آقای تمدن شما یکی از چهره‌های اصولگرای نزدیک به دولت هستید، نه صرفاً به سبب استاندار بودن بلکه به لحاظ فکری و عملی. در حال حاضر موضوعات مهمی در میان جریانات سیاسی به وجود آمده و اغلب آنها در حال ساماندهی به وضعیت خود هستند، تا در انتخابات آینده سهم خوبی را در اختیار بگیرند. تغییرات زیادی هم در لایه‌های مختلف هر یک از جریانات سیاسی به ویژه اصلاح‌طلبان به وجود آمده است. در ابتدای سؤال می‌خواهم از نظر شما ویژگی نسل جدید اصولگرایان نسبت به نسل سنتی و قدیمی آنها را سؤال کنم. چه تفاوتی میان این دو یا سه نسل در حال حاضر می‌بینید؟آنچه در حال حاضر در مرز بندی جریان‌های سیاسی معتقد به نظام به وجود آمده، فرآیندی است که ناگزیر نیست همه این گروه‌ها را در اصولگرایی محدود کند. جریان‌های معتقد به نظام در کشور متنوع و متکثر هستند. وقتی ما از واژه اصولگرایی استفاده می‌کنیم، طبیعتا نگاهمان بر جریان ویژه‌ای در معتقدان به نظام متمرکز و معطوف می‌شود و نمی‌تواند در برگیرنده برداشت جامعی از مجموعه‌های معتقد به نظام باشد. بنابراین امروز باید در مورد این واژه و پیرامون آن تحلیل و بررسی بیشتری صورت بگیرد تا دست ما را برای تفسیر درست از واژه‌های مربوط به جریان‌های معتقد به نظام باز کند. این تکثری که از آن صحبت می‌کنید در چه دامنه‌ای تعریف می‌شود؟امروز به واقع تکثری که در معتقدان به نظام است، مجموعه‌های سیاسی با قدمت دیرین را نیز شامل می‌شود تا مجموعه‌هایی که امروزه خود را در عرصه‌های مختلف به‌اشکال دیگری نشان داده‌اند. ولی آنچه در حال حاضرمی توانم بگویم، حرکت سازمان یافته معتقدان به نظام است که در برگیرنده ویژگی‌های اصولگرایی به معنی عام و جریانی است که امروزه بر حرکت در چارچوب رهنمود‌های مقام معظم رهبری و اصول و ارزش‌ها متکی بوده و مبتنی بر حمایت از مردم است. البته مسئله مهمی که باید بر آن تأكید کرد این است که شاید جریانات سیاسی تا کنون به طور اخص توفیق نداشته‌اند، به گونه‌ای که باید و شاید آن را در درون توده‌های مردم ساری و جاری کند‌. نکته مهم در این میان تأكید بر جریانی معتقد به حفظ ارزش‌هاست که در حال حاضر خودش را در قالب دولتی کارآمد به مردم عرضه کرده و این مسئله به نظر من نیازمند یک تعریف و نگاه جدید است. در حال حاضر گروه‌های اصولگرا در قالب کمیته‌ای سه نفره برای رسیدن به وحدت در میان گروه‌های اصولگرا به سمت تعریف جامعی از جریان اصولگرایی حرکت کرده است. در حال حاضر منشور این وحدت تحت عنوان «منشور جامعتین» قادر است تعریفی را که شما گفتید، ارائه دهد؟به نظر من هنوز جای کار و تفسیر و تبیین بیشتری دارد. امروز مردم معنای جامعتری از حرکت اصولگرایی را درمجموعه‌ای تفسیر می‌کنند که بتواند برای آنها اثر‌بخش بوده و در جهت رساندن آنها به توسعه، ترقی و معنویت موفق باشد. به عنوان مثال حرکت رئیس‌جمهور در حوزه نظام ارزشی انقلاب می‌تواند معنی فراگیر‌تری از آنچه ما از آن تحت عنوان اصولگرایی تعریف می‌کنیم ارائه کند. مردم مجموعه و تفکری را می‌ببینند که ضد تبعیض و بی عدالتی است و مصر به پایداری بر ارزش‌ها و معتقد به اصالت و نگهداشت و استمرار راه وخط امام(ره) و همچنین معتقد به ولایت و در عین حال متکی بر حمایت گسترده از توده‌های مردم است. اگر این شاخص‌ها را به عنوان یک ارزش تلقی کنیم که یک ارزش است به نظر من در واژه «جریان اصولگرایی» لازم است تعریفی ونگاهی جامع‌تر قائل شویم. منظورتان تعریف جامع‌تری از اصولگرایان است؟بله حتماً باید جریان موجود پوست‌اندازی شود. در واقع باید در مورد جریان موجود تجدید نظرشود. این بازتعریف را از جریان دولت جدا می‌دانید؟خیر من گفتم با حرکتی که دولت انجام داد، نما و نماد جدیدی از جریان اصولگرایی به نمایش گذاشت. اصولگرایی ضد تبعیض، ثروت‌اندوزی، فاصله طبقاتی و استفاده از بیت المال بوده و با همه موجودیت معطوف به مردم است. این جریان فقط به مردم و منافع آنها در چارچوب نظام و رهبری فکر می‌کند. این یک نوع اصولگرایی است و امروز تجلی این مسئله را در شخص آقای احمدی‌نژاد می‌بینیم. حرکت‌های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی مبتنی بر همین مسئله است. رئیس‌جمهور دعواها، نزاع‌ها، حاشیه سازی‌ها، رقابت‌های مذموم حزبی، تکیه بر کیش، اقوام، حزب، باند وگروه را کنار گذاشت. در واقع دیوارهایی را که بین دولت و مردم ممکن است حائل شود را کنار زد و حرف‌ها، طرح‌ها وبرنامه‌های خود را در میان توده‌های مردم اعلام کرد. رئیس جمهور همه سرنوشت خود را به یک حزب و گروه پیوند نزد. حزب در مفهوم جدید اصولگرایی و تحزب به مفهوم حضور و مشارکت تمام آحاد کشوررا تعریف کرد. شما در واقع در حال تعریف نوع خاصی از تحزب متولد شده از بطن دولت را هستید و در عین حال می‌گویید این دولت، کشور را از تحزب خارج کرده است. فضای خاص حزب‌گرایی درکشور از بین رفته یا فضای جدید دراین باره شکل گرفته است؟دولت حزب گرایی به مفهوم کهنه و تاریخی خودش را کنار زد به طوری که چنین نمونه‌ای را در دنیا سراغ ندارید. یعنی شما حرکتی را که همه توده‌ها و اقشار مردم پشتوانه آن باشند ومردم، نه یک گروه خاص، در متن آن حضور داشته باشند را در دولت دکتر احمدی‌نژاد می‌بینید که به وجود آمده و حتی از مرزهای کشورهم فراتر است. بنابراین باید بگردید و یک مبنا و تعریف جدیدی برای آن پیدا کنید. برای روشن شدن این الگو که بیان کردید، مصداقی صحبت کنید. معنای اینکه الگوی جدیدی از اصولگرایی توسط دولت ایجاد شده است چیست؟به طور مثال این دولت می‌خواهد طرح تحول اقتصادی پیاده کند، با همه اقشار جامعه این طرح را اجرایی می‌کند نه با یک طیف و گروه خاص، از این رو می‌بینید مردم می‌آیند و همراهی می‌کنند یا اینکه می‌خواهد طرح‌های فرهنگی خود را پیاده کند همه اقشار را در اجرای این طرح‌ها به کار می‌گیرد. به همین دلیل نیز مردم با این قبیل طرح‌ها همراهی می‌کنند. چون ما از حزب تفکر و سابقه و ذهنیت تاریخی داریم، شما وقتی یک حزب شدید، تبدیل به گروهی می‌شوید که برای حفظ یا به دست آوردن قدرت یا بیرون کردن حریف از صحنه مدام تلاش و مبارزه می‌کند. بنابر این از نظر شما مثلا اصولگرایان برای بیرون بردن جریان مقابل یعنی اصلاح‌طلبان هیچ تلاشی نمی‌کنند؟ به هر حال این شرط مهمی برای در اختیار گرفتن قدرت است.‌اگر شما به مفهوم حزبی اصولگرایی برگردید، این مسئله ممکن است مصداق داشته باشد. ولی عرض کردم حرکتی را که دولت پایه‌گذاری کرد – که شاید دولت کافی نباشد، شخص دکتراحمدی‌نژاد پایه‌گذاری کرد - ما را نیازمند یک نگاه جدید به مسئله می‌کند. ایشان هیچ کاری ندارد که رقیب چه کاری می‌کند یا چه چیزی می‌گوید. ایشان کار خود را انجام می‌دهد و اهداف و برنامه‌های خود را که در برگیرنده سعادت مردم و کشور است به اجرا می‌گذارد. این به معنای دشمن‌ستیزی و به مفهوم نگاهی است که امام (ره) داشت و به معنی نفی هرگونه سلطه و زورگویی و قلدری برای ملت ایران است. کدام حزب در حال حاضر می‌تواند چنین جامعیتی داشته باشد؟ به مفهوم واقعی، منتقدان و رقبای دولت نخواستند هیچگاه این را بپذیرند. جریانی که امروز درعرصه سیاسی کشور شکل گرفته فراتر از یک گروه و حزب است. یک علت اینکه گروه رقیب به انتخابات تهمت زد وبحث دروغ و تقلب را به صورت ناروا مطرح کرد این بود که نمی‌توانستند قبول کنند دولتی پس از چهار سال کار و تلاش که به طور معمول باید ریزش آرا داشته یا انتخاب مجددش با چالشی جدی از سوی مردم مواجه باشد، با چنین اقبالی از سوی مردم مواجه شود. آقای عسگر اولادی به عنوان یکی از اعضای کمیته سه نفره تدوین منشور اصولگرایی در اظهار نظری گفته‌اند که رهبران جریان اصلاح طلبی باید تغییر کرده و باز تعریف شوند، به نظر شما این بازتعریف تغییری در سرنوشت این جریان در حال حاضر ایجاد می‌کند؟ جریان اصلاح طلب! من این را لفظ غلطی می‌دانم که به صورتی ناحق به جریان منتسب به اصلاح‌طلبان اطلاق شد. این گروه هیچ وقت اصلاح طلب نبودند و به هیچ وجه نیزمصداق اصلاح طلب‌ها به شمار نمی‌آیند. این جریان کشور را به سمت و سویی می‌برد که از اصلاح و توسعه کشور جلوگیری کند. وقتی این جریان برای بار دوم قدرت را در دست گرفت در کنار آن به طور جدی مقاومت‌های فراوان وجود داشت. این مقاومت از سوی چه بخش‌هایی ایجاد شد؟از طرف افراد و توده‌های معتقد به نظام و انقلاب که البته بعد از اینکه تا آن حد برای دولت نهم چالش ایجاد کردند این اتفاق افتاد. به سابقه این دسته نگاه کنید. وابستگی اینها و عنادشان با نظام مشخص است. ایستادگی این افراد در مقابل امام‌(ره) ونظام ولایت فقیه و ارزش‌ها قطعی است. یک عده‌ای از مردم هم با نگاه به گذشته و اینکه برخی از این افراد در کنارامام(ره) بودند، آمدند وبه اینها پیوستند، اما پس از مدتی به واقعیت‌ها پی بردند و راهشان را جدا کردند. وقتی دولت دهم آمد، مجموعه‌ای از معتقدان نظام بدون اختلاف نظر در کنار او قرار گرفتند. به هر حال گروه‌های اصلاح طلب نیز در حال بازسازی هستند. برخی از گروه‌ها با آقای خاتمی دیدار کرده‌اند و بحث بازگشت ایشان وجود دارد. به نظر شما تا چه حد با اقبالی که از سوی مردم به تصویر کشیدید این بازگشت قابل قبول و منطقی است و به بازتعریف این جریان کمک می‌کند؟وقتی فیلمی تمام شده، دیگرتمام شده است و نمی‌توانیم بگوییم مثلا یک دقیقه دیگر به آن اضافه کنید. ملت ایران در پایان راه اینها نوشتند پایان و به نظرمن توبه اینها را هم نخواهند پذیرفت. اینها دیگر جایی نزد ملت ایران ندارند و تمام شد، زیرا این گروه‌ها همه چیز را آوردند و در صحنه گذاشتند که این کشور، حرکت عظیم مبتنی بر اراده ملت، ایثار و مجاهدت مردم و جوانان این مرز و بوم را که برای دین و کشور، خون پاکشان را هدیه کردند، معامله کنند. مردم وقتی مسئله را فهمیدند چنان پس گردنی به این گروه زدند که به نظر من اینها کمر راست نخواهند کرد. حالا شما اسم شخص خاصی را نام می‌برید من می‌گویم که پس گردنی مردم این جریان را نقش بر زمین کرد به طوری که نمی‌توانند از روی خاک بلند شوند. حتی اگر روزی اینها بتوانند عرض‌اندام کنند، باید منتظر پس گردنی مردم باشند. من در بین صحبت‌های شما دقت کردم، شما به عنوان یکی از اعضای دولت، قطعا افکارتان آن چیزی است که در دولت حل شده است، اما آیا قائل به انتقاد وارده به دولت هستید؟!من واقعا اگر درخانواده دولت هم نبودم نگاهم همین بود. اصولا دولت خواهان انتقاد است. بنابراین فکر می‌کنید، در شرایط فعلی چه انتقادی به دولت وارد است؟ بنده منتقد نیستم، بلکه به مشی و روند فعلی دولت معتقدم. در حال حاضر دولت از ناحیه افراد و‌ اشخاصی مورد انتقاد قرار می‌گیرندکه به نظر شما در قالب اصولگرایی تعریف می‌شوند و من عرض می‌کنم که اینها اصولگرا نیستند. این افراد منتقد به دولت در مجلس هم حضور دارند و در جریان اصولگرایی هم تعریف می‌شوند. شما می‌گویید در مجلس هستند و من می‌گویم اینها دعوای شخصی دارند. آنها کینه توزی و کینه ورزی‌های شخصی است و باید ببینید که منافع این افراد در کجا آسیب دیده و ضربه خورده است و از چه مسئله‌ای عصبانی هستند. نگویید اینها اصولگرا هستند. در حال حاضر دولتی با همه وجود و با همه ظرفیت، کار و تلاش می‌کند و یک عده هم با تمام ظرفیت سنگ‌اندازی می‌کنند. این سنگ‌اندازی در چه حوزه و مصداقی بوده است که از سوی این عده به نظر شما ایجاد شده است؟به طور مثال قانون هدفمندی یارانه‌ها برای رونق اقتصاد ملی و اجرای عدالت به نجات کشور آمد. جریان فتنه از اول مخالف این حرکت بودند و بعد از اینکه درکف خیابان‌های تهران از مردم سیلی خورد، به دو چیز دل بست. یکی تحریم‌های امریكا که دعا می‌کردند این تحریم‌ها موفق شود و دیگری به اینکه قانون مترقی تحول اقتصادی و هدفمند کردن یارانه‌ها شکست بخورد. به نظر من، ملت سیلی دوم را در اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها به صورتی محکم در گوش آنان نواخت و گفت که آرام بگیرید. در موج دوم هدفمندی آیا به نظر شما مردم باز به کمک خواهند آمدند؟حتماً بهتر از موج اول خواهد بود. ‌تردید نکنید که حتماً در موج دوم موفق‌تر خواهد بود. البته به نظر من این قانون یکپارچه است و شاید موج بندی آن مفهوم درستی را به ما ارائه ندهد. بعضی نماینده‌ها هم همین را می‌گویند دولت با یک گام بزرگ راه پنج‌ساله را یکباره طی كرد، قبول دارید؟ خیر اجرای این قانون یک گام است که همه آن تحقق پیدا نکرده است. این قانون به اجرا گذاشته شده و به صورت تدریجی تکامل پیدا خواهد کرد. حتی کسانی که در بین جریان فتنه نیستند و شاید بعضا هم خود را اصولگرا بدانند در حال حاضر هم قسم شده‌اندکه این قانون هم شکست بخورد. به نظر من این بیزاری و دشمنی با عدالت است نه با آقای احمدی نژاد و البته با پوزش از رئیس جمهور مقداری از آن هم به دلیل حسادت است. اینها می‌خواستند با انجام هدفمندی یارانه‌ها قهرمان ملی شوند ودرزمان خودشان آمدند و چند قانون ارائه دادند که البته شما یادتان نیست. مثلا در دولت سازندگی، چیزی به نام طرح تعدیل اقتصادی و ایران 1400 را نوشتند که نتوانستند یک ساعت هم آن را عملیاتی و اجرایی کند. به نظر شما در آن زمان به‌اندازه شرایط فعلی امکان اجرای این طرح بود؟امکانش را فراهم کردند. این افراد آمدند و گفتند ازمرغ شروع می‌کنیم. گفتند ما مرغ را با قیمت دامداری به شما خواهیم داد و یارانه‌اش را به حسابتان می‌ریزیم اما یک روز هم این طرح نتوانست اجرایی شود. یک بار آمدند، برای بنزین تصمیم بگیرند اما به دو ساعت نکشید و مباحث از 8 صبح شروع شد و در 11 صبح جمعش کردند یا اینکه روزی گفتند در مورد قیمت نان سران سه قوه باید تصمیم بگیرند. این طور نبود که شرایط اقتضا کند تا امکان اجرای این طرح فراهم نشود. اما به گفته مسئولان آن زمان، تبعات جنگ اجازه اجرای چنین طرح‌های بزرگی را نمی‌داد؟این مسئله مهمی است که کشور در آن زمان دست به گریبان با آن بوده است. در دوره سازندگی و اصلاحات شکاف طبقاتی شدت گرفت و گروه از ما بهتران و شهروند درجه یک و دو را در کشور درست کردند که به هیچ وجه زاییده شرایط جنگ نبود، بلکه برخلاف جریان جنگ وفرهنگ شهادت و ایثار بود. حرف ما این است که باید یقه اینها گرفته شود و باید روزی پاسخگوی آنچه در عناوین و شکل‌های مختلف بعد از پایان جنگ پایه‌گذاری کردند، باشند. اینها بدعت‌هایی گذاشتند که آثارمخرب این بدعت‌ها به این زودی پاک نخواهد شد. شما ببینید شکاف و فاصله طبقاتی در کدام نقطه از تاریخ کشور شکل می‌گیرد، در زمان حیات امام(ره) است؟ خیر، امام (ره) ناظر و حاضر بودند و نمی‌گذاشتند. هر وقت اینها حرف‌های ‌ترجمه شده صندوق بین‌المللی پول و آکادمی اقتصاددانان غربی را مطرح کردند تا در کشور ما کپی و اجرا کنند، امام(ره) اینها را پس می‌زدند و می‌فرمودند منافع عموم مردم باید مد نظر باشد و اجازه آن را نمی‌دادند. البته در دوره دولت سازندگی و اصلاحات این نسخه‌ها عجولانه به اجرا گذاشته شد. من به شما یک سند می‌دهم. کتاب منتشر شده در خصوص مبانی برنامه چهارم توسعه که در دولت اصلاحات تدوین شد تا در واقع تئوری‌های این قانون را در این کتاب مطالعه کنید. به نظر شما برنامه چهارم توسعه از این جهت چه مشکلی داشت؟برنامه چهارم مبنی بر این بود که دین کار خود و سیاست هم کار خودش را انجام دهد. گفته بودند که سکولاریزه کردن جامعه و شکاف و تبعیض طبقاتی به عنوان یک تئوری پذیرفته شده در برنامه چهارم اعمال شود و توسعه و پیشرفت به گونه‌ای است که اگر در مسیر توسعه، عده قلیلی در زیر چرخ‌های توسعه له شدند نباید نگران بشویم و باید این حرکت ادامه پیدا کند. بعد بیایند و بگویند اینهایی که زیر چرخ‌های این نوع توسعه له می‌شوند جز اقشار پایین جامعه، اقشار فقیر و غیر برخوردار جامعه چه کسانی هستند؟ لذا هیچ‌کس نمی‌پذیرد این مقتضای جامعه آن روز یا جامعه پس از جنگ بود. اصلا این طور نیست. مردم در زمان جنگ فرزندان و هست و نیست خود را به میدان آوردند. حالا کجا جا دارد که بگوییم زمان جنگ اقتضا می‌کرد ما بین مردم تبعیض اعمال کنیم. مفهوم این حرکت در جامعه این بود که ما نیروی‌های کار آزموده و آب دیده و بیرون آمده از جنگ را پس بزنیم و بچسبیم به یک عده غرب گرا و وابسته که حاضر بودند مملکت را بفروشند تا اهداف و امیال حزبی و شخصی خودشان را تامین کنند. آیا این مفهوم دستمزد مردم بعد از دفاع مقدس بود؟بنابراین دلیل اینکه دولت از برنامه چهارم توسعه به ویژه در دوره نهم فاصله پیدا کرد همین مفاهیم بود.بارها از نمایندگان مجلس و کارشناسان می‌شنویم که دولت برنامه چهارم توسعه را به درستی اجرا نکرد؟اصلا اجرا کرد؟! به نظر من اگر ما می‌خواستیم حرکت خود را بر اساس برنامه چهارم انجام دهیم اسیر همان توهمات و دستاورد‌هایی می‌شدیم که در دولت‌های قبلی ایجاد شده بود. به نظر من شاهکار دولت نهم این بود که آمد و مسیری جدید را رقم زد. این مسیر جدید غیر قانونی هم نبود. اگر کسانی می‌خواهند بگویند دولت به برنامه چهارم اعتنا نکرده و خلاف قانون عمل کرده است، اصولاً درست نیست. دولت به این ایده تکامل بخشید و در واقع برنامه از دولت عقب بود نه دولت از برنامه! ولی به هر حال برنامه چهارم قانون پنج ساله اول، از چشم‌انداز 20 ساله و مصوب مجلس شورای اسلامی بود که دولت آن را اجرا نکرد.این برنامه کجا و حرکت دولت کجا. دولت قانون را اجرا می‌کند اما در مقام اجرا به گونه‌ای عمل می‌کند که رضای خدا و آسایش مردم وعدالت جامعه در آن باشد. در زمانی که شما نماینده هم بودید این مسئله ملموس بود؟بله کاملا، شما آثارش را در حال حاضر می‌بینید. در ضمن آن برنامه‌ای که به نام برنامه چهارم در دولت نهم اجرا شد، برنامه‌ای نبود که آن دولت‌ها آورده باشند. یک بخشی از برنامه چهارم را همین دولت اصلاح کرد. اصلاحاتی را که دولت نهم برای برنامه چهارم در مجلس هفتم به تصویب رساند مطالعه کنید، بسیاری از آن اصلاح شده است. مدیریتی‌ها می‌گویند این حرف که برنامه و مجری از هم جلو یا عقب باشند هیچ یک درست نیست و نشانه ضعف هر دوست.‌.‌. قالبی فکر کردن که خرج ندارد! ما هم می‌توانیم بگوییم. در عمل ببینید که چه اتفاقی افتاد؟عدالت به سمت چه اقشاری رفت و منافع ملی و ثروت ملی به سمت چه کسانی سوق پیدا کرد و دست چه کسانی از بیت‌المال کوتاه شد و چه کسانی از بیت المال نفع بردند؟ در حال حاضر مسکن مهر برای اغنیا و گردن کلفت‌هایی است که سال‌ها خوردند و بردند یا برای اقشار غیر برخوردار جامعه است؟ ببینید عدالت اجتماعی مال چه کسانی شده است و سودسهام عدالت را چه کسانی برده‌اند یا قانون هدفمند کردن یارانه‌ها آب را به آسیاب چه کسانی ریخته است؟ اگر اینها را درست تفسیر کنید بعد می‌بینید که دولت فرسنگ‌ها از برنامه چهارم جلوتر است و همه اینها هم مبتنی بر قانون بوده است. کسی نمی‌تواند، ادعا کند که حتی یک جای آن غیر قانونی بوده است. بنابر این بحثی که می‌گویند این اقدامات دولت غیرقانونی بوده است، از نظر شما چیست؟اگر شما سندی آوردید که این دولت اقدام یا حرکتی کرده که مبنای قانونی نداشته است به شما یک جایزه بسیار نفیس از جیب خودم خواهم داد. از لحاظ حقوقی بحث می‌کنیم تا ببینیم کدام حرکت به عنوان یک حرکت غیر قانونی بوده است. آنهایی که تا قبل از این دولت سر کار بودند تا دلتان بخواهد کار غیرقانونی انجام دادند و اصولا یکی از دلایل انحراف آنها این بود که به قانون تمکین نکرده و از آن سرپیچی می‌کردند. اما این دولت قائل به قانون بود و در دل مردم محبوب واقع شد و می‌گفت بیایید در چارچوب قانون حرکت کنید. در قانون ما شکاف طبقاتی و تبعیض نیست. در قانون ما توده‌ها و اکثریت مردم مومن و معتقد صاحب قدرت هستند و این مسئله در قانون اساسی و وصیت‌های امام(ره) نیز آمده است. اگر تفسیر نتایج را دائما بر عهده دولت بگذاریم که در نهایت اتفاق خوبی در انتظار کشور نخواهد بود.این طور نیست. دولت قانون را تفسیر نکرده است، بلکه بنده خدا دولت به قانون هم عمل کرد و تازه سیلی هم خورد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار