
همیشه در لحظات حساس است که عیار انسانها سنجیده میشود، تا بر سر دوراهیها و چند راهیهای زندگی قرار نگیری حتی برای خودت هم روشن نمیشود که وجودت چقدر میارزد.
دوران جوانی طلایی ترین دوره زندگی ما آدمهاست. پلی که اگر از روی آن به سلامت عبور کنی نیمی از سعادت و شقاوت دورانهای بعدی زندگیات مشخص میشود. اگر به تاریخ 32 ساله اخیر ایرانمان بازگردیم میبینیم که جوانان این سرزمین همیشه و در تمام مراحل حساس و بزنگاههای تاریخی سرافراز بوده اند. نسل اول افتخارش به این است که در دوران طاغوت نور را از تاریکی تشخیص داد و با هوشیاری و به رهبری پیر فرزانهای که هدیه الهی بود به ملت ایران ، سیلی خروشان شد تا کاخ پوشالی ستم شاهی را از ریشه ویران کند. انقلاب ارمغان نسل اول بود ارمغانی ارزشمند که نسل بعدی باید از آن محافظت میکرد. اما درست سال 59 بود، نهال نوپای انقلاب در معرض تندباد دشمنی بدخواهان قرار گرفت. حالا این نسل دوم بود که باید وارد عمل میشد و از عمیق ترین اعتقادات انقلابیاش دفاع میکرد. دوران دفاع مقدس محکی بود بر اصالت نسل دوم انقلاب، نسلی که مانند نسل اول ایستاد و به بهای جان ایستادگی کرد تا مبادا انقلابی که حاصل خون صدها جوان حق طلب بود آسیب ببیند. نوبت به نسل سوم رسید؛ نسلی که گاهی اوقات بعضی از نسل اولیها و بعضی نسل دومیها به آنها ایراد میگرفتند. نسل سوم هنوز به محکی جدی، آنچنان محکی که نسل اول و دوم با آن سنجیده شده بودند آزموده نشده بود. شاید حتی خود ما نسل سومیها هم نمیدانستیم آنجا که بر سر دو راهی یا چند راهی میرسیم چگونه خواهیم بود. ما قدم به قدم پیش میآمدیم. عشق به رهبر در دلمان موج میزد و اگر در هر چیز تردید داشتیم در ولایت مداری مان هیچ شکی نبود.سال 88 رسید. درست یک سال پیش بود. این بار حوادثی در کشور رخ داد که تداعی کننده افتادن انقلاب به دست نا اهلان بود. کابوس شومی که معمار کبیر انقلاب همیشه دربارهاش هشدار داده بود. فتنهای کور در جریان بود فتنهای که میکوشید با توهمی سیاه و با تجسمی سبز، ریشهایترین رکن جامعه انقلابی ایران یعنی ولایت فقیه را هدف بگیرد. نوبت، نوبت ما بود.
این بار باید نسل سوم خودی نشان میداد. انگار آزمون نسل سوم از آزمون دیگر نسلها دشوارتر بود. دشمن این جبهه صورتک خودی به چهره داشت. نسل سوم مانند نسل اول با طاغوتی خود باخته و چهرهای که ملعبه علنی امریکا و انگلیس بود مواجه نبود. فتنه گران سبز پوش مانند دشمن بعثی اسلحه به دست رو به روی مردم نایستاده بودند. آنها به روش هزاره سوم نرم و خیزنده وارد شده بودندو نفوذشان آرام و بیصدا بود و شناساییشان بصیرت میطلبید؛ بصیرتی که نسل سوم در دل سپردن به ولایت آنرا به دست آورده بود و اینگونه بود که بصیرت نسل ما را از غرق شدن در گرداب فتنهای که قلب انقلابمان را نشانه رفته بود نجات بخشید. امروز نسل سوم سربلند است مانند نسل اول و نسل دوم.