
شایگان که سالهاست در غرب مسکن گزیده و در مشرب مدرنیسم رشد کرده است از بسیاری از واقعیتها چشمپوشی کرده است که مدرنیسم در مدت عمر کوتاه خود جنگها و فتنههایی برانگیخته است که تاریخ نظیری برای آن ندارد. نژادپرستی و بردهداری تاریخ آسیا و آفریقا، جنگهای خونین در اروپای قرن نوزدهم و دو جنگ بزرگ جهانی قرن بیستم، ریشه در اقتصاد بورژوازی و تکنولوژی مدرنیسم دارد. مدرنیته با پروژه استعمار و استثماری خود مانع تحقق آموزهها، ارزشها و آرزوهای ملتهای آزادیخواه گردیده است.
7- محسن کدیور- او از جمله ترجمه کنندگان اندیشههای غربی است که در کسوت روحانی در این حوزه از فعالیت خود برای تبلیغ دموکراسی و لیبرالیسم و حذف حکومت دینی تلاش میکرد. او ضمن ساختگی خواندن منصب ولایت فقیه، تنها وظیفه فقها در عصر غیبت را منصب قضاوت و افتاء و استنباط احکام شرعی ذکر و هرگونه ولایت بر مردم را مردود اعلام میکند.
«در کلام شیعه غیر از دو منصب نبوت و امامت هیچ منصب دیگری به رسمیت شناخته نشده است. اصولاً از ولایت فقیه در هیچ کتاب، کلامی بحث نشده است تا چه رسد به اینکه متکلمی، ولایت فقیه را از فروع اصل امامت بشمارد. ریشهیابی کلامی برای ولایت فقیه از مباحث دهه اخیر است. از نظر فقهای شیعه حداقل دو منصب برای فقیهان، منصب قضاوت است. افتاء و استنباط احکام شرعی از وظایف فقهاست ولی دلیلی بر اینکه وظیفه افتاء منصب است به چشم نمیخورد. انتصاب فقها به ولایت بر مردم در روایات ذکر نشده است بلکه ابتکار حاصل و برداشت و استنباط فقها از بعضی روایات است و تنها راه تعیین حاکم، نظریه انتخاب است که نیاز به تشخیص و گزینش بشری دارد و این مستلزم رأی و انتخاب است.»
این در حالی است که از نظر فقهای شیعه علاوه بر منصب قضاوت، ولایت در امور حسبیه (همه امور اجتماعی و اجرایی) که منجر به تشکیل حکومت میشود،از دغدغههای آنان در طول تاریخ از شیخ مفید، سید مرتضی، شیخ طوسی، علامه نائینی و تا حضرت امام خمینی و مقام معظم رهبری بوده و هست. محسن کدیور خود در قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی شاهد بوده است که مردم با عشق و حضور و ایثار جان برای حفظ این نظام تلاش کردهاند و دشمنان انقلاب اسلامی و مدعی دموکراسی تمام تلاش خود را با استفاده از همین سنخ به اصطلاح روشنفکران دینی غربگرا، برای استحاله و براندازی حکومت مبتنی بر ولایت فقیه و مورد قبول مردم به کار گرفتهاند.