
یاد قدیمها به خیر! در همین شهر خودمان تهران که این روزها تبدیل به یک کلانشهر پرهیاهو شده، چه صفایی داشت روزهای برفی! وقتی برف میآمد و زمین را سپیدپوش میکرد انگار کسی چیزی غیر از برف نمیدید. برف آنقدر قشنگ و سپید و یکدست بود که دلمان میخواست در آن غلت بزنیم و خود را رها کنیم. آن قدر تمیز بود که دلمان میخواست آن را بخوریم و همین کار را هم میکردیم؛ با شیره انگور و شکر و عسل و هر مربایی که دم دستمان میرسید برف را میخوردیم و چه لذتی داشت خوردن برف و شیره ! چه لذتی داشت درست کردن آدم برفی و سر خوردن در تپههای شمس آباد و لویزان و عباسآباد...!
اما این روزها تهرانیها از روزهای برفی شهرشان لذت نمیبرند. برف که میآید غول ترافیک پایتخت وحشیتر میشود و کلافگی شهروندان در صفهای طویل ترافیک و تصادفات پی در پی، دیگر حس و حالی برای تماشای برف و لذت بردن از آن نمیگذارد. عابران بدون خودرو و پیاده هم در روزهای برفی مصائب ویژه خود را دارند. برف که میآید در هر خیابانی از شهر که باشید، اگر وقت باشد و برای رسیدن به مقصد دیر نشده باشد هیچ کجا برف یکدست وتمیزی پیدا نمیکنید برای تماشا و لذت بردن. اما مصیبت آنجاست که برای رسیدن به مقصد عجله داشته باشید؛ چراکه آمدن برف همان و ساعتها لرزیدن در کنار خیابان همان. انگار برف که میآید مسافرکشها هم غیب میشوند و آنهایی هم که هستند فقط با فریاد «دربستی» پا روی ترمز میگذارند. انگار کار مسافرکشها در تهران رابطه مستقیمی با وضعیت هوا دارد. رانندگان چشم به آسمان میدوزند تا به محض بارش برف و باران شیوه کار خود را تعیین کنند!
روزهای برفی برای آنان که در محله و خانه خود هستند نیز لذتی ندارد. اگر قدیمها فاصله یک زمین مسطح یا چمن یا تپه یکدست و عاری از خیابان و میدان و پاساژ و آپارتمان تا خانه شما به اندازه چند دقیقه پیادهروی بود، حالا از این خبرها نیست. برف که میآید خیلی زود در ترکیب با خاک و شن و دود، در زیر لاستیک هزاران خودرو تبدیل به گل و لای میشود که سرتاپایتان را کثیف میکند.
البته اگر حس و حالش را داشته باشید میتوانید ترافیک سنگین شهر و مسیرهای خروجی شهر را چند ساعتی تحمل کنید و سری به پیستهای اسکی مناطق شمالی خارج از شهر بزنید و در کنار اعضای خانواده و البته هزاران هزار نفراز همشهریهای برف دوستتان، برای سرسره بازی تیوب ساعتی 10 هزار تومان اجاره کنید و چای لیوانی هزار تومان بخورید تا شاید نوستالژی روزهای برفی کودکیتان را کمی مزمزه کنید.
اگر چنین فرصتی دست داد جای ماراهم خالی کنید!