یکی از نکات قابل تأمل درباره تحولات سیاسی اخیر مصر، افشای مهرههایی است که غرب و بهخصوص امریکا برای دوره پس از مبارک در نظرگرفتهاند. البته از زمانی که محمد البرادعی رئیس سابق آژانس بینالمللی انرژی اتمی بلافاصله پس از پایان دوره مأموریتش در آژانس پا به عرصه سیاسی مصر گذاشت، مشخص بود که وی یکی از این مهرهها و چهرهها است، بخصوص آنکه وی با تشکیل جبهه دموکراتیک تغییر تلاشهایی را برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری از طریق تغییر قانون اساسی و برداشتن موانع و محدودیتهای موجود در سر راه نامزدهای ریاست جمهوری آغاز کرد. وی که از تلاشهای قبلی برای تغییر قانون اساسی نتیجه نگرفته بود و انتخابات پارلمانی قبلی را نیز تحریم کرده بود بلافاصله پس از آغاز دور جاری اعتراضات که در پی تحولات سیاسی تونس آغاز شده بود، خود را از وین به قاهره رساند و در تظاهرات و تجمعات «جمعه خشم» که پس از برگزاری نمازجمعه آغاز شد، شرکت کرد و با صدور بیانیهها و ایراد سخنانی کوشید رهبری اعتراضات را به دست بگیرد و به نوعی فقدان خلأ رهبری موجود در بین معترضان و گروههای مخالف را پرکند. برخی شاخصها حاکی از این است که دولت امریکا در تلاش بوده است از فضای قیام مردم مصر برای جاانداختن البرادعی در بین مردم استفاده کند. از جمله اینکه دولت امریکا در بخشنامهای از رسانههای این کشور خواسته است در تمام مطالب خود درباره مصر، از محمد البرادعی به عنوان رهبر آزادیخواه انقلاب مصر نام ببرند. منابع رسانهای که از مفاد این بخشنامه پرده برداشتهاند، تأکید کردند که در این بخشنامه، خاطرنشان شده است که ترجیحاً از البرادعی با دو صفت «برنده جایزه صلح نوبل» و «رهبر جنبش اعتراضی مردم مصر» استفاده شود، ضمن آنکه به اعتقاد برخی از کارشناسان احراز پست ریاست آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای سالهای متمادی از سوی البرادعی یا بهکارگرفتن پطروس غالی در صندوق بینالمللی پول خود بخشی از تفاهمات و نتایج توافقنامه کمپ دیوید بوده است که قرار بود به عنوان پاداش مصر در بازیهای بینالمللی به بازی گرفته شود. البته در اینکه البرادعی مانند میلیونها مصری دیگر، از منتقدان سیاستهای دیکتاتورمآبانه حسنی مبارک بوده است، شکی نیست اما در اینکه اعتقادات وی تا چه حد به مردم مسلمان و انقلابی و مقاوم مصر نزدیک است تردیدهای اساسی وجود دارد و این همان چیزی است که در بخشنامه اخیر دولت امریکا به رسانههای این کشور آشکارا نمود یافته است. اما ورود چهرههای دیگر به عرصه تحولات سیاسی مصر نشان داد که غرب همه تخممرغهای خود را در سبد البرادعی قرار نداده است و مرتب با ارزیابی واکنشها و همچنین تغییر شرایط افراد دیگری را نیز وارد صحنه میکند. یکی از این چهرهها عمرسلیمان است که تاکنون از وی به عنوان «قدرت در سایه» یاد میشد، اما سرعت شتابان تحولات و گستره آن و بخصوص احتمال خارج شدن اوضاع از کنترل موجب شد که هم حسنی مبارک وی را به عنوان معاون رئیس جمهور انتخاب کند و برای روز مبادا آن را نگه دارد و هم اینکه به نظر میرسد غرب و اسرائیل نیز وی را بهترین جایگزین برای مدیریت و هدایت دوره انتقال قدرت میدانند. بنیامین بن الیعازر، وزیر پیشین صنایع و بازرگانی رژیم صهیونیستی و عضو کنیست در گفتوگو با کانال 2 تلویزیون این رژیم، سرلشکر «عمر سلیمان»، رئیس سازمان اطلاعات مصر را که از سوی حسنی مبارک به عنوان معاون رئیس جمهور معرفی شده، تنها مهره باقی مانده برای اسرائیل در عرصه سیاسی مصر خواند. وی به قدرت بیشتر رسیدن عمر سلیمان را که مواضع حسنه او در قبال صهیونیستها مشهود است، بارقه امیدی در افق مه آلود مصر خواند و افزود: عمر سلمیان، دومین شخصیت مطرح سیاسی در مصر به شمار میرود که کارنامه وی در تحکیم مناسبات قاهره- تلآویو و سرکوب عناصر مقاومت فلسطین از جمله حماس درخشان است. سلیمان در زمان تصدی ریاست سازمان اطلاعات، در امنیتی کردن فضای سیاسی مصر و تلاشی گروههای اسلامی که در قیامهای دهه 90 قرن پیش میلادی خوش درخشیدند، نقش بسیار مهمی را ایفا کرده است. همچنین به اعتقاد جین مییر، نویسنده کتاب «نیمه تاریک»، سلیمان یکی از مهرههای کلیدی سیا در مصر بهشمار میرود. به گفته استفن گری، نویسنده کتاب «سفینههای ارواح» نیز وی یکی از کسانی است که درباره انتقال مظنونین به تروریسم که در دیگر نقاط جهان توسط نیروهای امنیتی امریکا شکار میشوند، به مصر و تحت شکنجه قرار گرفتن آنها، با سازمانهای امنیتی امریکا توافقات پنهانی داشته است. هر چند عمرسلیمان از سوی حسنی مبارک مأمور گفتوگو با گروههای اپوزیسیون شده است، اما پاسخ میلیونها معترض مصری به وی نیز منفی بود و درست پس از این بود که چهره دیگری به نام عمروموسی وزیر امورخارجه سابق مصر و دبیرکل کنونی اتحادیه عرب به صحنه وارد میشود و نامزدی خود را برای ریاست جمهوری آینده مصر اعلام میکند. منابع امریکایی که به شدت توجه خود را به واکنش مردم مصر در قبال چهرههای مورد نظر امریکا متمرکز کردند بلافاصله پس از ورود عمروموسی به محل تجمع معترضان مصری در میدان التحریر به ارزیابی آن پرداختند و برای مثال روزنامه واشنگتن پست در مقالهای نوشت:«استقبال مخالفان مبارک از این چهره جا افتاده بسیار گرم بوده است. تحلیلگران معتقدند بخت عمرو موسی برای رسیدن به ریاست جمهوری کشورش بیشتر از محمد البرادعی است اما عمرو موسی نماینده اخوانالمسلمین نیست و بسیاری از فعالان نزدیک به این گروه به دنبال او نیستند» از این رو همچنانکه ملاحظه میشود هر یک از چهرههای مورد نظر امریکا برای جانشینی مبارک با مشکلات خاصی روبهرو هستند و شاید یکی از عواملی که موجب شد فرستاده ویژه اوباما به مصر از لزوم ابقای حسنی مبارک سخن گوید از این مسئله ناشی شده باشد.