
چند روزی بیشتر به آغاز بیست و نهمین جشنواره تئاتر فجر با برد بینالمللی باقی نمانده است و این در حالی است که این رویداد پر ثبات نمایشی کشور در آستانه 30 سالگی خود هنوز نتوانسته ردپایی برجسته از خود را در هنر کشور به جای بگذارد.
هدف طراحی و برگزاری جشنواره تئاتر فجر به خصوص طی 15 سال اخیر که برگزاری آن از حالت ملی به صورت بینالمللی درآمده این بوده که جشنواره فجر خود را در سطح جشنوارههای تئاتری طراز اول جهان مطرح کند، اما آیا این جشنواره به صورت کامل به این هدف دست پیدا کرده است یا خیر؟
دکتر مسعود دلخواه، کارگردان، پژوهشگر و مدرس دانشگاه که به دلیل تحصیل در خارج از کشور سابقه حضور و فعالیت حرفهای در جشنوارههای معتبر بینالمللی را نیز با خود به همراه دارد در این باره به خبرنگار «جوان» میگوید: در اغلب جشنوارههای بینالمللی که در خارج از کشور برگزار میشود، مهمترین مسئله همواره اعمال یک سیاست واحد برای اداره آن رویداد بوده است. این جشنوارهها اغلب دارای دبیر ثابت هستند، البته نه به صورت همیشگی اما همواره طول حضور آنها به عنوان دبیر رویدادها چیزی بین 3 الی 5 سال است. این مسئله باعث به وجود آمدن یک دستی و هماهنگی در اجرای سیاستها و برنامههای در نظر گرفته شده برای آن جشنواره میشود، مضاف بر آنکه دبیر این رویدادها میتواند از تجربیات قبلی خود برای افزودن به ارزشهای جشنواره سود ببرد. این در حالی است که در جشنواره تئاتر فجر به هیچ وجه شاهد چنین امری نبودهایم و متأسفانه تغییرات پیاپی دبیران این رویداد در کنار عدم توجه آنها به تجربیات پیشینیان خود باعث شده که حرکت جشنواره فجر برای رسیدن به همطرازی با جشنوارههای مشابه خود در خارج از کشور به هیچ روی حرکتی پایدار و موفق نباشد. این مسئله آسیب کوچکی نیست که به راحتی بتوانیم از کنارش عبور کنیم، حتی با وجود طرح این مسئله طی سالها اما توجهی از سوی مدیران به این مهم نشده است.
وی همچنین در ادامه میافزاید: تفاوت بزرگ دیگر جشنواره تئاتر فجر ما با برد بینالمللی با نمونههای برون مرزی خود در این است که در جشنوارههای خارجی تعداد گروههای حاضر غیربومی در آن رویدادها بسیار بیشتر از گروههای بومی است و ما باید برای تقویت برد بینالمللی جشنواره تئاتر فجر در این زمینه از هیچ تلاشی فروگذار نکنیم. نکته سوم در تطبیق جشنواره تئاتر فجر با جشنوارههای بینالمللی خارج از کشور، مخاطبشناسی این رویدادهاست. متأسفانه ما فراموش کردهایم که مخاطبان جشنواره فقط نباید تئاتریها باشند! برای یک جشنواره که در سطح بینالمللی فعالیت میکند لازم است که از سوی مردم اجتماع با اقبال خوبی روبه رو شود، این مسئلهای است که در بین مردم عادی جامعه ما وجود ندارد و سالنهای محدود جشنواره تئاتر با حضور خود تئاتریها، دانشجویان و مخاطبان خاص تئاتر پر میشود و عملاً شاهد جریانسازی تئاتر در بطن اجتماع نیستیم.
دکتر شهرام گیل آبادی، کارگردان و مدرس تئاتر که با نمایشهای خود سابقه حضور در برخی از جشنوارههای خارج از کشور را دارد و یکی از اعضای سیاستگذاری جشنواره تئاتر فجر در سالهای پیش به شمار میآید به خبرنگار «جوان» میگوید: جشنوارهها در سراسر دنیا و طی یک تقسیمبندی کلی به سه دسته مجزا تقسیم میشوند. جشنوارههایی که اعتبار محورند، جشنوارههایی که جایزه محورند و جشنوارههایی که یک فضای بینابینی را دنبال میکنند. به عنوان مثال جشنواره تئاتر ترکیه، جشنوارهای است که هر سال طی دوران برگزاری خود برای برگزیدگان آن رویداد و به نام آنها چند اصله نهال غرس میکند، پس وقتی شاهد حضور گسترده گروههای بزرگ نمایشی در این جشنواره هستیم به وضوح در مییابیم که هدف آن گروهها توجه به اعتباری است که از حضور در این رویداد نصیبشان میشود و نه چیز دیگری! حالا با این نگاه به جشنواره تئاتر فجر خود نظری بیندازیم. جشنواره ما از چه نوع جشنوارههایی است؟ جشنوارهای که چند روز مانده به برگزاری خود به زور به چند کشور میرود یا نامه میفرستد که در آن حضور داشته باشند، جشنوارهای که مسئولان آن به تعدادی از هنرمندان نامدار و پیشکسوت برای حضور در آن سفارش تولید اثر ارائه میدهند، واقعاً میتواند جشنواره اعتبار محوری باشد؟ از لحاظ مالی نیز جایزههای تئاتر فجر در قیاس با نمونههای برون مرزی خود اصلاً قابل قیاس نیست. حرف من در یک کلام این است که جشنواره برای هنرمندان تئاتر کشورمان باید چنان شور و شوقی را رقم بزند که آنها برای حضور در آن روز شماری کنند. اینها بخشی از ملاکهایی بود که برای بررسی آسیبشناسی به نظر من رسید که عنوان کردم.
مدیریتهای سلیقهای نه کارشناسی
به عقیده بسیاری از کارشناسان، جشنواره تئاتر فجر برای تبدیل شدن به یکی از جشنوارههای طراز اول جهان هنوز راه طولانی در پیش دارد.
دلخواه با تأیید مطلب بالا ضامن رشد کیفی جشنواره برای رسیدن به سطح اول جهان را در گرو تقویت نمایشنامهنویسی کشور و گسترش تئاتر در بین عموم مردم میداند و تصریح میکند: اگر ما امروز با واژههایی مانند فقر مخاطب یا فقر نمایشنامه روبهرو هستیم دلیل آن را باید در وضعیت کلی تئاتر کشورمان جویا شویم. اگر که ما تئاتر را به عنوان یک نیاز فرهنگی در سطح کلان جامعه بپذیریم و از سوی مسئولان نیز شاهد حمایت همه جانبه عملی برای اعتلای تئاتر درکشور باشیم به سرعت میتوانیم خود را به سطح جشنوارههای طراز اول تئاتر در جهان برسانیم. با حضور یک دبیر طی یک الی دو سال و تغییر مداوم او نمیتوانیم انتظار داشته باشیم که ره صد ساله را یک شبه طی کنیم! از سوی دیگر نیز نباید فراموش کنیم که بر خلاف اکثر کشورهای صاحب تئاتر، این هنر در کشور ما سابقه چندان طولانی ندارد و برای رسیدن به اعتبار جهانی باید بیشتر به رشد تئاتر در طول سالهای پیش رو همت گماریم.
وی همچنین تصریح میکند: اشتباه بزرگ ما این است که فکر میکنیم وظیفه اعتلای تئاتر تنها بر عهده مرکز هنرهای نمایشی است در حالی که یک مدیریت کلان با زیرمجموعههایی مانند مرکز هنرهای نمایشی، صدا و سیما، حوزه هنری، شهرداری، وزارت علوم، وزارت آموزش و پرورش و... باید با یک هدف، آن هم اعتلای تئاتر در کشور زیر یک چتر جمع شوند و به کار دائم و مستمر مشغول باشند تا تئاتر ما راه پیشرفت را طی کند.
گیلآبادی نیز در امتداد سخنان دلخواه، حضور یک دبیر ثابت با اهداف ثابت را بر هنر ارتقای تئاتر در کشور می داند و خاطر نشان میکند: تئاتر فجر یک سال شعار تئاتر برای همه را مد نظر قرار میدهد و تا جایی که میتواند به گسترش شاخههای خود میپردازد، اما سال آینده با تغییر دبیر، نگرش و شعار جشنواره تغییر میکند و بسیاری از شاخهها هرس میشوند و اینگونه است که کاسه حاصل کار مدیریتی و دستیابی به اهداف تعیین شده همیشه تهی باقی میماند. جشنواره طی چند دوره اخیر حرکتی بیشتر سلیقهای داشته تا دستیابی به یک ثبات حقیقی و به همین جهت است که عنوان میشود انتظار از پایداری 30 ساله این جشنواره در مسیر حرکتی خود بسیار بیشتر از این حرفهاست.
این مدرس دانشگاه در پایان تأکید میکند که نکته دیگری که باید برای اعتلای جشنواره بر آن همت ویژهای گمارده شود، توجه به بخش میهمان جشنواره فجر است. در این بخش که عموماً شاهد حضور اساتید و پیشکسوتان تئاتر کشور هستیم حرکت رو به رشد و تعالی را در تئاتر ایران نمیبینیم و اغلب با متون خارجی و اداهای خارجی مواجه میشویم که سودی برای تئاتر ما ندارد، در حالی که میگوییم تئاتر فجر باید تبلور تئاتر ملی باشد اما عملاً این رویداد از خلاقیتهای نمایشها و هنرمندان ایرانی تهی است و به این سبب است که مدعی هستم حرکت متزلزلی را طی حرکت این جشنواره در طول این سالها شاهد بودهایم.
یکی دیگر از نکات اصلی در وجوه افتراق جشنواره تئاتر فجر با جشنوارههای معتبر بینالمللی ضعف در آثار پژوهشی و عدم توجه به این دغدغه مهم در بین هنرمندان داخلی است. درحالی که در کنار تمام جشنوارههای معتبر دنیا بخش پژوهش یکی از بخشهای اصلی و محوری آن رویدادها محسوب میشود اما متأسفانه پژوهش در مسیر نمایشنامهنویسی، کارگردانی، بازیگری و اکثر قریب به اتفاق آثار تولیدی داخل کشور محلی از اعراب ندارد. این در شرایطی است که با وجود تازه پا بودن هنر تئاتر در کشور ما در قیاس با کشورهای صاحب این هنر یکی از اصلیترین منابعی که میتواند در حرکت به روز هنر نمایشی در کشور مؤثر باشد، اصل پژوهش و توجه به کار پژوهشی در کنار کار اجرایی تئاتر است.
نصرالله قادری، نمایشنامه نویس، کارگردان و پژوهشگر تئاتر که در جشنواره بیست و نهم، مسئول بخش پژوهش است، معتقد است: امسال من برای 88 پژوهشگر داخلی و 88 پژوهشگر خارجی نامه رسمی فرستادم و از آنها جهت حضور در این بخش دعوت کردم. در حالی که تمام پژوهشگران خارجی جواب نامه من را دادند اما متأسفانه در بین داخلیها افراد بسیاری بودند که حتی یک جواب کوتاه هم به من ندادند که تمایلی برای حضور در این بخش ندارند! آیا این درد بزرگی برای عظیمترین رویداد نمایشی کشور نیست؟! از همین جا اعلام میکنم که بخش پژوهش در این دوره از جشنواره یکی از ضعیفترین بخشهاست و گناهش بر گردن من نیست! پژوهش کار فوقالعاده سختی است و درآمد کمی هم دارد و کاری زودبازده هم نیست و به همین جهت هنرمندان و پژوهشگران تئاتر در کشور ما تمایلی به حضور در این بخش ندارند.
این نمایشنامه نویس همچنین درباره فقر نمایشنامه به عنوان یکی از آسیبهای تئاتر کشور و جشنواره تئاتر فجر خاطر نشان میکند: وظیفه جشنواره تربیت نمایشنامهنویس نیست، کشف نمایشنامه نویس است یا مسئلهای که این روزها آن را زیاد میشنویم یعنی فقر مخاطب، باز مسئلهای نیست که صرفاً به خود جشنواره بازگردد. تئاتر و حتی سینمای ما نیز این روزها درگیر این معضل است. جشنواره برآیند وضعیت تئاتر در کشور است در حالی که چگونگی روند جذب مخاطب جزو برنامههای سالانه مسئولان فرهنگی یک کشور باید باشد. پس وظیفه جشنواره جذب مخاطب نیست و برای حل این آسیب باید برنامهریزی ما در طول سال طوری باشد تا به جذب مخاطب به تئاتر بینجامد.