دیروز برخی از رسانههای امریکایی به صراحت نوشتند که دولت اوباما باید از حمایت حسنی مبارک دست بردارد. اما باراک اوباما تا کنون به شیوههای مختلف از این کار طفره رفته و همواره در سخنرانیهایش از کلماتی استفاده کرده که رنگ حمایتش از دولت مصر زیاد نشود. اما مسئله این است که چرا واشنگتن علاقهای ندارد به حرف رسانههای امریکا گوش دهد و مبارک را به حال خود رها کند؟ پاسخ به این سؤال نیازمند نگاه چندضلعی به تحولات اخیر خاورمیانه عربی و همچنین نیازمندیهای منطقهای و حتی فرامنطقهای امریکا است. سقوط مصر میتواند به فروپاشی رژیم امنیتی امریکا در خاورمیانه منجر شود. واشنگتن پس از خروج نیروهای انگلیس از منطقه خاورمیانه در ابتدای دهه 1970 و همچنین وقوع انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 (1979) تلاش زیادی کرد تا رژیم امنیتی منطقه را بر اساس تعاریف خود بچیند. دولتمردان امریکایی برای این کار از دولتهای سنتی عربی منطقه بهره فراوان بردند به همین دلیل همواره از آنها حمایت کردهاند. مصر و عربستان دو ستون اصلی تحکیم و تثبیت رژیم امنیتی امریکا در خاورمیانه بودهاند که در چند دهه گذشته سعی کردهاند از نفوذ سیاسی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران در خاورمیانه جلوگیری کنند. این مسئله باعث شده تا دیدگاههای امنیتی امریکا، عربستان، مصر و کشورهای ریز قدرت منطقهای خاورمیانه و اسرائیل به هم گره بخورد. این درهم تنیدگی امنیتی طی 30 سال گذشته مورد آزمایش جدی مردمی قرار نگرفته بود. اما تحولات تونس، مصر و... در حال فروپاشی آن رژیم امنیتی چند دههای است. تونس در این میان یک رشته از تار و پود رژیم امنیتی منطقه را کشید، اما فروپاشی نظام مصر به معنای باز شدن دروازه تروای خاورمیانه خواهد بود که امریکا را در منطقه زمینگیر خواهد کرد. این در حالی است که واشنگتن هنوز هیچ رژیم امنیتی فراگیری در منطقه ندارد تا آن را به آزمایش بگذارد. ترس بزرگ دیگر کاخ سفید این است که اعتراضات مردمی در کشورهای منطقه رنگ و بوی اسلامی دارد. بنابراین هراس از تکرار آنچه در سال 57 در خاورمیانه شکل گرفت، دامن آنها را گرفته است. از سویی دیگر اگر هژمون امریکا در منطقه خاورمیانه با شکلگیری جنبشها و انقلابهای منطقهای از هم بپاشد، این کشور در دیگر نقاط جهان نیز دچار ناامنی روانی میشود. اتفاقاً رقبای بینالمللی امریکا همچون روسیه، چین و... به دقت این تحولات را دنبال میکنند و همزمان برای رژیم امنیتی منطقه برنامه میچینند. بیهوده نیست که توافق میشود عمر سلیمان به عنوان رئیس امنیت و اطلاعات مصر پا به عرصه نظامی گری بگذارد تا دولت مصر را حفظ کند. چون در نگاهی ریزبینانه که امریکا و اسرائیل نیز به آن دل بستهاند، نجات دولت مبارک به معنای نجات خاورمیانه امریکایی است که برخی از کشورهای بزرگ و کوچک عربی در آن دست دارند. مسئله بعدی به رقابتهای داخلی امریکا باز میگردد. اوباما به خوبی از این مسئله آگاه است که اگر دولت مصر سقوط کند سرنوشتی مثل جیمی کارتر، دیگر رئیس جمهور دموکرات امریکا در انتظار وی و حزبش خواهد بود و به راحتی دور دوم انتخابات را خواهد باخت، بخصوص که جمهوریخواهان از زمان پیروزی در کنگره برای این کار دندان تیز کردهاند. از این رو باراک اوباما و حزب متبوعش مجبور هستند از توصیههای رسانههای امریکایی بگذرند و بیشتر به فکر منافع امریکا، اسرائیل، برخی از کشورهای عربی منطقه و مهمتر از همه خودشان باشد. البته جمهوریخواهان نیز به شدت نگران تحولات منطقهای هستند، چون بیش از دموکراتها به این مسئله معتقدند که امریکا مجبور است در منطقه خاورمیانه حضور همهجانبه داشته باشد. اصولا به همین خاطر بود که جمهوری خواهان به کشورهای افغانستان و عراق حمله کردند تا مبادا رقبای مختلف جایگزین آنها شوند.