کیهان
«بر بام رسانه چرا ؟!» عنوان یادداشت روز روزنامه کیهان به قلم حسین شریعتمداری است که در آن میخوانید:
1- این ماجرا، اگرچه نزدیک به 16 سال قبل در یکی از یادداشت های کیهان آمده بود ولی شرح دوباره آن به مناسبت برخی از مسائل این روزها، خالی از فایده نیست و هنوز هم خواندنی است، درس آموز و عبرت انگیز.
چند صد سال قبل ـ دوران صفویه ـ با صلاحدید و تصمیم دانشمندان و عالمان دینی، مرحوم شیخ بهایی به نجف اشرف اعزام شد تا از مرحوم مقدس اردبیلی که عالمی بلندمرتبه و جلیل القدر و ساکن نجف اشرف بود برای حضور در ایران و تقویت حوزه های علمیه دعوت کند. شیخ بهایی که خود دانشمندی برجسته و بلندآوازه بود پس از رسیدن به نجف اشرف و زیارت مرقد مطهر حضرت امیر علیه السلام، بی درنگ به مجلس درس مقدس اردبیلی وارد شد. در اثنای درس، اشکالی به نظر شیخ رسید و به روال جاری حوزه های علمیه، ضمن طرح اشکال خویش، پاسخ مقدس را طلبید. مرحوم مقدس با ارائه دلایلی اشکال شیخ را ناوارد دانسته و پاسخ داد.
مرحوم شیخ بهایی، اشکال دیگری را مطرح کرد و این بار نیز پاسخ مستند و مستدلی شنید و در ادامه درس برای بار سوم، اشکال کرد ولی مرحوم مقدس اشکال اخیر را بی پاسخ گذاشت، چنانکه گویی برای آن پاسخی ندارد. فردای آن روز- و یا بعد از پایان مجلس درس- مرحوم مقدس اردبیلی اشکال سوم مرحوم شیخ بهایی را پاسخ داد. شیخ پرسید؛ آیا حضرت استاد بعد از مطالعه بیشتر به این پاسخ مستدل رسیده اند؟ و مقدس گفت؛ پاسخ اشکال سوم شما را نیز به هنگام طرح آن می دانستم و در مقابل سوال آمیخته به تعجب شیخ بهایی، فرمود؛ ایران در این روزها با همت عالمان بزرگ دینی به کانون گسترش مکتب تشیع تبدیل شده و چشم و گوش جهان اسلام به آن سوی دوخته است و شما یکی از استوانه های شناخته شده این کانون هستید، و من به عنوان یک طلبه- تواضع و خلوص مقدس را ببینید- ترجیح دادم مراتب علمی شما در نگاه حاضران برتر از این طلبه تلقی شود، زیرا بیم آن داشتم که با پاسخ سؤال سوم شما، این استوانه ترک بردارد و خدای نخواسته از این رهگذر به کانون عظیم تشیع ایران که در آینده نقش سرنوشت سازی در جهان اسلام خواهد داشت، آسیبی وارد شود.
2- مواضع کیهان درباره شخص رئیس جمهور محترم و دولت نهم و دهم که کارآمدی، فداکاری، پاکدستی، شجاعت و مردم دوستی آن نیازی به شرح و توضیح ندارد. کیهان با استناد به واقعیات محسوس و غیرقابل انکار بر این باور بوده و هست که دولت آقای دکتر احمدی نژاد، یک موهبت بزرگ الهی بوده است و در بسیاری از موارد تعیین کننده و سرنوشت ساز نه فقط برتر از دولت های پیشین بلکه غیرقابل مقایسه با آنهاست. این واقعیت نه از چشم دشمنان تابلودار اسلام و انقلاب دور مانده است و نه از نگاه تیزبین ملت شریف و با بصیرت ایران اسلامی، هجوم پرحجم دشمنان بیرونی از یک سو و ابراز ارادت فراگیر توده های میلیونی مردم نسبت به شخص رئیس جمهور و دولت ایشان از سوی دیگر، گواه صادق و خالی از ابهامی بر درستی این ادعاست. ضمن آن که کارشکنی نزدیک به کینه توزی برخی از مسئولان سابق در کار دولت و دروغ بافی و سیاه نمایی آنان نیز بر کسی پوشیده نیست. شماری از این عده که «ورشکستگان به تقصیر» نام مناسبی برای آنهاست در جریان فتنه 88 با فتنه گران همسویی آشکاری داشته اند و این روزها، بعد از رسوایی فتنه گران و برملا شدن پیوند وطن فروشانه آنها با بیگانگان هنوز هم بر طبل توخالی فتنه می کوبند و...
با اینهمه، دولت جناب آقای دکتر احمدی نژاد هم، علی رغم برخورداری از امتیازات فراوان و برجسته و در مواردی، منحصر به فرد، خالی از برخی ایرادها و اشکال ها نیست. اگرچه این ایرادها و اشکال ها در تمامیت خود، دولت آقای احمدی نژاد را فقط چند درجه اندک از نقطه ایده آل پایین می آورد و در یک برداشت منصفانه باید اذعان کرد که با وجود این ایرادها و انتقادها، دولت های نهم و دهم، کماکان برجسته ترین و خدمتگزارترین دولت ها بوده است و الگوی افتخارآفرینی از حضور اصولگرایان در رأس قوه مجریه ارائه داده است.
با توجه به نکته فوق، بدیهی است نمی توان همه کسانی را که نسبت به برخی اقدامات دولت یا شخص رئیس جمهور محترم انتقادی دارند با کسانی که اساساً از دولت اصولگرا دل خوشی ندارند و سال هاست کمر به مقابله و دشمنی با آن بسته اند، یکسان تلقی کرد و آنگونه که متاسفانه برخی از اطرافیان رئیس جمهور محترم- به هر علت- بر آن اصرار دارند، هر نقدی را هر چند منصفانه و دلسوزانه، به حساب مخالفت با دولت و یا ریاست محترم جمهوری نوشت زیرا در این صورت، «باب نقد» که به قول حضرت امام- رضوان الله تعالی علیه- «موهبت الهی» است، بسته خواهد شد و به قول خواجه شیراز؛
«چو پرده دار به شمشیر می زند همه را کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند»
3- روز سه شنبه 5 بهمن ماه جاری، آقای دکتر احمدی نژاد در اقدامی تعجب آور و غیرمنتظره، نامه سرگشاده ای خطاب به نمایندگان مجلس شورای اسلامی منتشر کرد که بلافاصله با استقبال گسترده و ذوق زدگی فراوان رسانه های بیگانه و دنباله های فتنه گر داخلی آنها روبرو شد. مفاد این نامه اگرچه از برخی اشتباهات حقوقی خالی نیست و در آن مواردی از استنادهای وارد و ناوارد قانونی به هم آمیخته اند، ولی یادداشت پیش روی در پی بررسی محتوای نامه یاد شده نیست و اگر به مواردی از آن اشاره می کند به اقتضای موضوع اصلی این یادداشت است یعنی چرایی غیرقابل توجیه انتشار آن در شرایط کنونی و حملات تند رئیس جمهور به سران دو قوه دیگر، آنهم در بام رسانه ای کشور که بازتاب گسترده ای در رسانه های بیرونی داشت.
جمهوری اسلامی
«زنجیره سقوط دیکتاتورها» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی است که در آن میخوانید:
مصر، در یک قدمی پیروزی انقلاب و سقوط حسنی مبارک قرار دارد. این، سرنوشتی است که در انتظار بسیاری از کشورهای عربی است.
درست است که تحولات جدید در کشورهای عربی از تونس آغاز شد، ولی واقعیت اینست که تونس فقط یک بهانه بود. جهان عرب، انبار باروتی است که با یک جرقه آتش میگیرد و حکام آن یکی پس از دیگری سقوط میکنند. این وضعیت را فساد دربارهای عرب، فقر کشنده حاکم بر اکثر کشورهای عربی، اختلاف طبقاتی موجود در کشورهای ثروتمند و صاحب نفت، اختناق شدید، وابستگی حکومتها به قدرتهای استعماری و نفوذ صهیونیسم در این حکومتها پدید آورده است. این شش عامل مهم، بیماری مزمنی را به جان حکومتهای کشورهای عربی انداخته که آنها را از چشم مردم انداخته و از درون پوسانده است.
مردم مصر در تظاهرات چند روز گذشته خود نشان دادند که با خشم فرو خفتهای به صحنه آمدهاند که حداقل 30 سال سابقه دارد. شعارهای مردم قاهره و اسکندریه و اسماعیلیه، سوئز و سایر شهرهای مصر و اقدامات و تحرکات قوی و حساب شده آنها نشانگر عمق خشم این مردم علیه رژیم حاکم است. آنها در راه پیمائیها و تظاهرات چند روز گذشته شان بر روی چهار خواسته تأکید کردهاند که عبارتند از
1 - کناره گیری مبارک
2 - استعفای کابینه مصر
3 - برگزاری انتخابات آزاد
4 - تشکیل یک دولت مردمی به معنای واقعی
اظهارات احمد ابوالغیط، وزیر خارجه مصر، که گفته است انقلاب تونس به مصر سرایت نخواهد کرد، به جای آنکه یک تحلیل سیاسی حساب شده باشد، نشان دهنده نگرانی شدید وی از اوضاع داخلی مصر و سستی پایههای حکومت حسنی مبارک است. به همین دلیل، درست برعکس گفته وی، بلافاصله تظاهرات سنگین در قاهره و شهرهای مهم و بزرگ مصر آغاز شد و به سرعت گسترش یافت.
حمایت سریع وزیر خارجه آمریکا از رژیم مبارک و اظهارات سخنگوی وزارت امورخارجه آمریکا که گفته است مصر از یک دولت با ثبات برخوردار است نیز برخلاف ظاهر این اظهارات، به روشنی نشان میدهند مقامات آمریکائی و سایر حامیان خارجی رژیم مبارک نیز بشدت احساس نگرانی میکنند و فقط آنچه را که دلخواهشان است به زبان میآورند نه آنچه واقعیت دارد. دقیقاً همین حمایتها را مقامات آمریکائی در سال 1357 و در آستانه سقوط رژیم شاهنشاهی در ایران از محمدرضا پهلوی و دولت او بعمل آوردند و همین ابراز اطمینان را نیز نسبت به ثبات حکومت او نمودند. اما برعکس آنچه آمریکائیها گفتند، شاه ایران با چشم گریان فرار کرد و بقایای رژیم شاهنشاهی نیز همچون برفی که زیر حرارت شدید خورشید قرار گرفته باشد آب شدند و از بین رفتند.
رسالت
«انقلاب اسلامی و کارآمدی در دهه چهارم» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسکندی است که در آن میخوانید:
1- امروزه کارآمدی حکومت ها یکی از عناصر اصلی مشروعیت یابی (Legitimation) آنها قلمداد می شود.کارآمدی را به درجه و مقداری که یک اقدام یا فعالیت به هدف پیش بینی شده نایل می شود و یا "نسبت ستاده ها به نهاده ها" تعریف کرده اند. در فرهنگ علوم سیاسی این اصطلاح به اثربخشی، تاثیر، توانایی، نفوذ، کفایت، قابلیت و لیاقت معنا شده است. در تعریفی دیگر، کارآمدی با کارآیی مترادف گرفته شده و به "قابلیت و توانایی رسیدن به هدفهای تعیین شده و مشخص " معنا شده است.
1- امروزه کارآمدی حکومت ها یکی از عناصر اصلی
مشروعیت یابی (Legitimation) آنها قلمداد می شود.کارآمدی را به درجه و مقداری که یک اقدام یا فعالیت به هدف پیش بینی شده نایل می شود و یا "نسبت ستاده ها به نهاده ها" تعریف کرده اند. در فرهنگ علوم سیاسی این اصطلاح به اثربخشی، تاثیر، توانایی، نفوذ، کفایت، قابلیت و لیاقت معنا شده است. در تعریفی دیگر، کارآمدی با کارآیی مترادف گرفته شده و به "قابلیت و توانایی رسیدن به هدفهای تعیین شده و مشخص " معنا شده است.
نوعا اعتقاد بر این است فهم نظام های سیاسی از کارآمدی و مسیرهای ممکن برای افزایش کیفیت مادی و معنوی زندگی شهروندان مبتنی بر درک مشترک نخبگان و کارشناسان از مفاهیم بنیادین و اصولی، متدولوژی پیشرفت کشور و خدمت به مردم و توافق بر واقعیات علمی برای اداره جامعه است.
2- در آستانه سی دومین بهار پیروزی انقلاب اسلامی و در دهه پیشرفت و عدالت، دولت اصولگرا با اجرای قانون هدفمند سازی یارانه ها گام مهمی در راستای ارتقای کارآمدی نظام اسلامی برداشته است.
با گذشت بیش از سه دهه از پیروزی انقلاب اسلامی ضرورت های اجتماعی و اقتصادی کشور اقتضا می کرد بین بلوغ انقلاب و ارتقای کارآمدی نظام اسلامی پیوند مستقیم و مستمری برقرار شود. انقلاب اسلامی در ارتباط با اراده عمومی ملت برای حرکت در راه خدا لاجرم می بایست موجب افزایش کیفیت حیات مادی و معنوی آنها گردد. چرا که حیات یک ملت زنده "طیبه" است. "و لنحیینّه حیاة طیّبة" آینده ملت ایران آینده درخشانی است چرا که این ملت تصمیم خود را برای رسیدن به قله های پیشرفت و عدالت گرفته است. این ملت ثابت کرده است که در امتحان ها و فراز و نشیب هایی هم که پیش رو دارد سربلند بیرون می آید. "ولو انّ اهل القرى آمنوا واتّقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء والارض".
مردم سالاری
«برنامه تحول در نظام اداری نقطه سر خط!» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاری به قلم میرزا بابا مطهری نژاد است که در آن میخوانید:
هفته گذشته معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی رئیس جمهور در گردهمایی ای با نام هم اندیشی تخصصی 10 محوری برنامه تحول اداری با حضور مدیران کلا ن کشور و استانداران، 10 محور تحول اداری را به شرح زیر اعلا م کرد.
1-استقرار دولت الکترونیک
2-عدالت استخدامی و نظام پرداخت
3-ساماندهی نیروی انسانی
4-تمرکز زدایی
5-افزایش بهره وری و استقرار نظام جامع مدیریت عملکرد
6-سلا مت اداری
7-اصلا ح ساختارها و توانمندسازی نیروی انسانی
8-تقویت مدیریت و توان کارشناسی کشور
9-ارتقای روحیه خود کنترلی
10-خدمت رسانی به مردم و تکریم ارباب رجوع
در این گردهمائی رئیس جمهور طی سخنانی اعلا م کرد که ساختارهای اداری کنونی روندها را پیچیده می کند و از آنجا که به دنبال گسترش اختیارات خود است تلا ش می کند همه امور را منوط به خود گرداند و بر ضرورت این تحول تاکید کرد.
از طرفی با بررسی سوابق پی می بریم که هیات وزیران در جلسه مورخ 1381/1/18 پس از استماع گزارش سازمان مدیریت و برنامه ریزی آن زمان هفت برنامه تحول نظام اداری را تصویب و در برنامه سوم سازمانها را موظف به اجرای آن نموده بود. این هفت برنامه عبارت بودند از
1-برنامه منطقی نمودن اندازه دولت
2-برنامه تحول درساختارهای تشکیلا تی
3-برنامه تحول درنظام های مدیریتی
4-برنامه تحول در نظام های استخدامی
5-برنامه آموزش و بهسازی نیروی انسانی
6-برنامه اصلا ح فرآیندها و روش های انجام کار و توسعه فناوری اداری
7-برنامه ارتقا و حفظ کرامت مردم در نظام اداری
تهران امروز
«چرا بیتفاوتی!؟»عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز است که در آن میخوانید:
یکی از افتخارات ما این است که اخلاق نسبی نیست و زمان و مکان نمیتواند حسن و قبح یک عمل را مشخص کند بلکه این حسن و قبح است که بهصورت مطلق در ادوار و زمانها به عنوان معیار قرار میگیرد.
مدتی است شاهد برخی رفتارهای خلاف هنجارها و عرف و مغایر با شئون انقلابی از جانب عدهای هستیم که اگر همان رفتارها و اظهارات در ادوار پیشین و زمانهای گذشته اتفاق میافتاد، شاهد اعتراضات بودیم اما در این مقطع جز سکوت و چند اظهارنظر پراکنده واکنش دیگری نمیبینیم.
برخی رفتارهای هنجارشکنانه در حوزه تئاتر و نمایش و انتشار برخی کتب و برخی اظهارات ناصواب و بیسابقه از جانب برخی مسئولان، هشدارهایی به دلسوزان انقلاب و نظام میدهد که نباید نسبت به هنجارشکنیها و حرمتشکنیها بیتفاوت باشیم. آنهایی که امروز برای تسخیر قدرت حاضرند به هر کاری دست بزنند، نمیتوانند خود را منطبق با معیارهای اصولگرایی بدانند.
معیارها اصل هستند و افراد با معیارها سنجیده میشوند و اساسا اصولگرایی یعنی عمل مطابق معیارها.
برای کسی قدرت نباید حاشیه امن ایجاد کند و نباید اجازه داد اندکی تازه از راه رسیده با برجستهکردن فرعیات و بیراههتراشی، مسیر صحیح و بزرگراه سازندگی توام با معنویت کشور را ابهامآلود نمایند. این مهم با حضور دلسوزان نظام میسر است نه با انزوا و سکوت. اگر نسبت به برخی ساحتشکنیها در عرصه فرهنگ و سیاست کشور سکوت کنیم، شاید فردا در پیشگاه شهدا پاسخی نداشته باشیم. ما نمیگوییم به فرعیات دامن بزنیم اما اصول به ما میگوید در برابر انحرافات و جریانهای مشکوک سیاسی و فرهنگی سکوت پیشه نکنیم و حقایق را مطابق آنچه شایسته آن است بگوییم.
ابتکار
«امان از گوشهای سنگین و سنت عبرت نگرفتن!»عنوان سرمقاله روزنامه ابتکار به قلم محمدعلی وکیلی است که در آن میخوانید:
تاریخ تکرار مکررات سرنوشت یکسان تمام دیکتاتورهاست و شاید یکی از راههای شناخت دیکتاتور سرنوشت او باشد.
فرار رئیس جمهور تونس و سقوط نظام حاکم بر این کشور، بازتاب توفنده ای داشت و به سرعت ابعاد تازه ای پیدا میکند و همچون آتشی است که بر خرمن دیکتاتورهای عربی افتاده است و هر روز دامن یکی را میگیرد. اردن کشوری که سالهاست زیر چکمه دیکتاتور پادشاهی خمیده و اکنون نسیم پیروزی مردم تونس باعث بیداری آن شده است. مصر کشوری که از نظر قدمت همچون ایران و رم، ریشه در تاریخ دارد . عنوان فراعنه برای آن کشور لقب دیروزش نیست بلکه وصف امروزش نیز میباشد کشور جمهوری نما که به رسم شاهان و با خصوصیات فرعونی اداره میشود، سالهاست که صدای هر معترضی را در نطفه خفه میکند. مبارک که مدتهاست با عزرائیل دست و پنجه نرم میکند اما گویا تمام انرژی خود را به منظور پوشاندن خلعت موروثی ریاست آن کشور به تن فرزند ارشد خود یعنی جمال مبارک، به دنبال کسب رخصت از جناب عزرائیل میباشداکنون که راننده یک تاکسی مصری با تاسی از جوان دوره گرد تونسی خود را در مقابل پارلمان آن کشور به آتش کشانده دامنه سونامی تونس، سرزمین فراعنه را فرا گرفته است، مشابه این وضعیت در یمن،مراکش، الجزایر درحال رخداد است.
حال پرسش مهم این است آیا آتشفشان مردمی تونس و مصر و... در نتیجه خود سوزی یک جوان دوره گرد بوده یا علتهای عمیق تری دارد؟ قطعاً جواب منفی است. این اتفاقات آتش فشان خشم مردمی است که سالها زیر سلطه نظام استبدادی سرکوب میشد و اکنون به این بهانه سرباز کرده است آنچنانکه 32 سال پیش در چنین روزهایی، در ایران نیز اتفاق افتاد مشابهت امروز تونس و دیروز ایران بیان کننده یک سنت الهی است و آن اینکه هیچ ملتی را نمیتوان برای همیشه در حبس نگه داشت و صدای یک ملت برای همیشه خاموش نمیماند. دیکتاتورها گوش سنگین دارند و به دلیل غرور قدرت، یا اصلاً نمیشنوند و اگر هم بشنوند خیلی دیر میشنوند.
شاه ایران حدود دوماه قبل از فرار درصفحه تلویزیون ظاهر شد واعلام داشت که من صدای انقلاب شما، مردم ایران را شنیدم اما دیگر برای شنیدن دیر شده بود. بن علی رئیس جمهور تونس حدود دو هفته قبل از فرار به چنین واقعیتی نیز اذعان کرد. و اکنون پیش بینی میشود که حسنی مبارک و محمد قذافی و پادشاه اردن و... فرصت بیان چنین واقعیتی را هم پیدا نکنند.
فوران آتش فشان اعتراضات مردمی در کشورهای عربی، آنچنان مهیب و غیر منتظره است که امکان دلجویی سران این کشورها که تا دیروز چون یار گرمابه و گلستانی همدیگر بودند را سلب کرده است مطابق اخبار غیر رسمی آنان با سراسیمگی در حال بستن چمدانها و نقل و انتقال دارایی خود و خانواده شان هستند، خبر خروج جمال مبارک به همراه خانواده حسنی مبارک از کشور در برخی رسانه ها، نشان این واقعیت است. مطالعه تاریخ حکمرانان مستبد، رفتاری شبیه بهم را نشان میدهد آنان همگی تصور ماندگاری بر اریکه را دارند و همواره حرکتهای اعتراضی مردم را باور نمیکنند و صدای فریاد مردمانشان را نمیشنوند وقتی میشنوند که دیگر دیر شده است.
آفرینش
«تشکیل فرهنگستان مشترک فارسی»عنوان سرمقاله روزنامه آفرینش به قلم علی رمضانی است که در آن میخوانید:
چندی پیش اسفندیارمشایی رییس دفتر رییس جمهور ایران در هفتمین همایش استادان زبان فارسی مساله ی مهمی را درمیان گذاشت و اشاره کرد که فرهنگستان مشترک زبان فارسی باید حد اقل بین سه کشور ایران، افغانستان و تاجیکستان تشکیل گردد .این ایده هر چند دهه ها است مشغله اصلی بسیاری از ادب دوستان و استادان زبان فارسی در گستره کشور های فارسی زبان و حوزه تمدن ایرانی بوده است اما بنا به دلایل گوناگونی از جمله عدم نگاه جدی دولت هاو کمبود همکاری های فر هنگی و... به تاخیر افتاده است.
در این حال بی شک شنیدن خبر تشکیل اینگونه نهاد های مشترک فرهنگی برای فارسی زبانان جهان، خبر شاد و امیدوار کننده ای می باشد. در واقع اگر نگاهی به وضعیت کنونی زبان فارسی در جهان داشته باشیم در مییابیم هر چند روزگاری گستره نفوذ زبان فارسی از آسیاسی صغیرو هند نیز فراتر میرفت اما بنا به دلایل گوناگون سیاسی و... امروزه از قدرت آن تا حدی کاسته شده و اکنون نیز خطرات بسیاری این زبان را تهدید میکند.
در این راستا در ایران نیز به عنوان بزرگترین کشور فارسی زبان تاکنون حمایت کافی از این زبان به عمل نیامده است و حتی فرهنگستان موجود زبان فارسی درداخل کشور نیز نشان داده است نتوانسته آنچنان که باید در مقابل تحولات جدید و گسترش زبان فارسی در سایر نقاط جهان عمل کند در این راستا نیز وضعیت زبان فارسی در اینترنت نیز مورد توجه است وضعیتی که سالهاست از بی متولی بودن زبان فارسی در این حوزه سخن گفته میشود.
علاوه بر این نیز در حوزه بین المللی هماکنون بسیاری از واژههای زبان فارسی بین این سه کشور اصلی فارسی زبان تفاوت زیادی و جوددارد و با تحت تاثیر قرار گرفتن لهجههای زبان فارسی از زبان های بیگانه در کشور های فارسی زبان عملا هر یک از کشورها اصطلاحات و واژگان ویژه خود را ایجاد کرده اند که بیشک با تداوم آن باعث دور شدن تدریجی گویند گان این زبان از هم خواهد شد.در این حال بنیان فرهنگستان زبان فارسی مشترک حداقل در بین سه کشور فارسی زبان منطقه می تواند پیامدهای مثبت و چشمگیری داشته باشد.
نخست انکه با توجه به مشکلات پدید آمده بر اثر تفاوت گویش و لهجه در واژگان زبان فارسی و نیز موانع همزبانی و مفاهمه پارسی زبانان، ایجاد فرهنگستان مشترک زبان و ادبیات پارسی دست کم میان سه کشور ایران، تاجیکستان و افغانستان که اکنون از اصطلاحات و واژه های خارجی متفاوتی استفاده می کنند آسان تر خواهد کرد و موجب خواهد شد تا این سه کشور از واژه های مشترک برای این اصطلاحات استفاده کنند.
دنیای اقتصاد
«نهضت ایجاد اشتغال؛ چگونه؟»عنوان سرمقاله روزنامه دنیای اقتصاد به قلم مهران دبیرسپهری است که در آن میخوانید:
رییسجمهور در سفر استانی به گیلان اعلام کرد که نهضت سراسری ایجاد اشتغال برای جوانان بهزودی اجرا میشود.
این عزم جدید که حداقل نشاندهنده اولویت این مساله مهم در سیاستگذاری است میتواند در عمل هم به نتایج مناسبی منجر شود مشروط بر آنکه اشتباهات گذشته در اشتغالزایی تکرار نشود.
یکی از اشتباهات مهمی که در گذشته صورت گرفت تحمیل تورم بود که آن هم ناشی از این تصور غلط است که کشورها راهی به جز انتخاب یکی از دو گزینه بیکاری و تورم را ندارند. در صورتی که تورم، باعث تضعیف قدرت رقابت پذیری تولید کننده خواهد شد. به عبارت دیگر، اگر دو تولیدکننده در دو کشور با نرخهای تورم ثابت صفر درصد و یک درصد، هر دو، یک کالای مشابه را تولید کنند قطعا تولیدکننده کشوری که تورم بیشتر دارد (در اینجا کشور دارای تورم یک درصد) شانس بقای کمتری در بلندمدت خواهد داشت. اشتباه مهم دیگر آن است که دولتها در ایجاد اشتغال (چه دولتی و چه خصوصی) عامل مستقیم باشند.
یعنی اگر دولتی بخواهد خودش راسا و دستوری به امر اشتغالزایی بپردازد موجب میشود مشاغل بیشتری که قرار است خلق شود، از ایجادش جلوگیری کند یا بخشی از مشاغل بهوجود آمده را از بین ببرد. معنی آنچه گفته شد آن است که مثلا به ازای هر 2 شغلی که دولت ایجاد میکند، لازم است از ایجاد 3 شغل کارآمدتر جلوگیری شود. منتها چون شغلهای حمایتی ایجاد شده در معرض دید بوده، اما شغلهایی که از ایجاد آن جلوگیری شده، دیده نمیشود، بسیاری از دولتها به این روش نادرست روی میآورند.
در هر صورت، بخش خصوصی توانمند، بیشتر با اقدامات سلبی دولت شکل میگیرد نه با تفکرات صنعگرایانه و نه حتی با خصوصی سازی. خصوصی سازی هم در رسیدن به این هدف نقش چندانی ندارد و اصولا دولتها نباید در خصوصیسازی شرکتهای خود خیلی عجله داشته باشند و همین قدر که از رشد اندازه دولت جلوگیری شود کافی است.
نکات مهم و اساسی که نهضت اشتغالزایی باید به آنها توجه کند عبارتند از:
1- بانک مرکزی تورم را به طور کامل مهار کند و بداند که رکود ناشی از آن اگرچه اجتنابناپذیر است، ولی در میانمدت از بین میرود.
2- حذف پدیده جایگزینی (crowding out) از اقتصاد برای به حداقل رساندن نرخ بهره بانکی با حذف تورم. برای رسیدن به این هدف لازم است دولت تا آنجا که میتواند از منابع بانکی چه برای خود و چه برای بخش خصوصی (به صورت دستوری) استفاده نکند.
اولین و سریعترین نتیجه این اقدام، دسترسی آسان همه تولیدکنندگان موجود به تسهیلات ارزان قیمت خواهد بود. البته ممکن است به عنوان یک نتیجه دیگر، برخی از تولیدکنندگانی که در گذشته از تسهیلات دستوری استفاده میکردهاند و دلیل بقای آنان نیز همین رانتها بوده، دچار ورشکستگی شوند، زیرا توان رقابت عادلانه با دیگر هموطنان خود را نداشتهاند.
3- موفقیت نهضت اشتغالزایی مستلزم برپایی نهضت کاهش هزینههای دولتی (جاری یا عمرانی بودن هزینهها خیلی فرقی ندارد) در کشور است، یعنی رشد هزینههای دولت از رشد اقتصادی بیشتر نشود. این میزان رشد هم تنها در اموری است که بخش خصوصی توان یا امکان انجام آن را ندارد.