
به گزارش خبرگزاری فارس از قم به نقل از روابط عمومی بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسرا، آیتالله عبدالله جوادی آملی در درس اخلاق که با حضور جمع کثیری از استادان دانشگاه و طلاب و دانشجویان برگزار شد با اشاره به اربعین سید و سالار شهیدان اظهار داشتند: «اعظم الله اجورنا بمصابنا بالحسین (ع) و... » شعار رسمی ما شیعیان است و امیدورایم در عزای آن بزرگواران کاری کنیم که استحقاق اجر را داشته باشیم و خدای سبحان اجر عظیم به ما عطا کند و توفیقی داشته باشیم که خون بهای امام حسین (ع) را بگیریم چون «و جعلنا و ایاکم من الطالبین بثاره» پیام مهمی به همراه دارد.
وی تأکید کرد: اگر کسی مظلومان شهید شد ولی او حق انتقام دارد و اینکه خدای سبحان به ما توفیق عطا کند که خون بهای امام حسین (ع) را بگیریم، یک ادعای بزرگی است، چون ما جزو اولیا و بازماندگان حسین بن علی (ع) هستیم، به خاطر اینکه وقتی وجود مبارک حضرت رسول (ص) فرمود «انا و علی ابوا هذه الامة» من و علی پدر این امت هستیم و اعلام رسمی فرمودند که بیایید فرزندان ما شوید ما لبیک گفتیم و اگر کسی فرزند این خاندان شد تا روز قیامت باید خون بهای امام حسین (ع) را بگیرد.
مفسر بزرگ قرآن کریم در بخش دیگری از سخنان خود به مسئله اخلاق اسلامی اشاره کرد و یادآور شد: در درون ما بدنی به وسیله عقاید و اخلاق ما ساخته میشود که وقتی ما مردیم با آن بدن در صحنه قیامت محشور میشویم.
این مرجع تقلید با بیان اینکه خُلق یک حقیقت خارجی است، تصریح کرد: ما تا خود و عقاید و اوصاف خودمان را نشناسیم و پیوند بین عقیده و وصف، عقیده و معتقد، وصف و موصوف و... را ارزیابی نکنیم از نظر علمی در کارمان موفق نیستیم.
وی با تأکید بر اینکه همان گونه که در محدوده بدن چهار گروه وجود دارد، در محدوده جان هم گروههای چهار گانهای وجود دارد، به تشریح این گروهها پرداخت و گفت: در محدوده بدن برخی از نیروهای ما عهدهدار ادارک (مثل چشم و گوش و...) و برخی عهدهدار تحریک (دست و پا و...) هستند؛ برخیها مجاری ادارکی قوی و مجاری تحریکی سالمی دارند که اگر خطری را دیدند فوراً از صحنه فرار میکنند یعنی چشم بینا و پای دونده دارند و اگر مار و عقربی را مشاهده کردند فرار میکنند.
جوادی آملی ادامه داد: بعضی دیگر مجاری ادارکی قوی دارند، اما مجاری تحریکی آنها ضعیف است، مثل کسی که چشم و گوش داشته باشد ولی دست و پای او فلج است؛ این گونه افراد مار و عقرب را میبینند اما قدرت فرارکردن را ندارند و وقتی دچار مشکلی شدند نمیتوانیم به آنها بگوئیم مگر ندیدید، به خاطر اینکه دست و پایی برای فرارکردن ندارند.
وی با تشریح وضعیت گروههای سوم و چهارم یادآور شد: دسته سوم کسانی هستند که مجاری تحریکی قوی، اما مجاری ادارکی ضعیفی دارند یعنی خطرها را نه میبینند و نه میشنوند، ولی دسته چهارم از ناحیه مجاری ادارکی و تحریکی ضعیف هستند یعنی نه میبینند، نه میشنوند و نه دست و پا دارند.
این مفسر قرآن کریم همچنین با تقسیمبندی عقل به نظری و عملی اظهار داشتند: عقل نظری متولی اندیشه است و مطالب را خوب درک و ارزیابی میکند، ولی عقل عملی متولی اراده و عمل و عزم است.
استاد حوزه علمیه قم تصریح کرد: برخی افراد دارای عقل نظری و عملی قوی هستند، بنابراین مطالب را خوب میفهمند و وقتی فهمیدند به خوبی عمل میکنند که این افراد عالم عادل هستند.
این مرجع تقلید اذعان داشت: برخی افراد نیز خوب میفهمند و تحقیق میکنند، اما به درستی عمل نمیکنند، برای اینکه عقل عملی در مصاف شهوت و غضب اسیر شده و دست و پای او بسته شده است. وی اذعان داشت: نمیشود به این عالم فاسق گفت که چرا معصیت میکنی بلکه باید به او گفت که چرا در صحنه جنگ با نفس پیروز نشدی و دست و پایت را آزاد نکردی.
جوادی آملی تأکید کرد: گروهی هستند که دست و پایشان خیلی قوی است مثل مقدسهای کم درک که اندیشه آنها ضعیف است. گروهی هستند که هر دو قسمت عقل عملی و عقل نظری در آنها ضعیف است که نه میفهمد و نه میتواند عمل کند.
استاد برجسته حوزه علمیه بیان داشت: ما تا این گروههای چهارگانه را نشناسیم و بیماری آنها را ارزیابی نکنیم خود را برا قرآن که شفابخش است عرضه نکنیم و درمان نیابیم خلقی نخواهیم داشت، وقتی خُلق نداشته باشیم خلیفةالله نیستیم و اگر خلیفةالله نبودیم «انی جائل فی الارض خلیفه» شامل حال ما نمیشود و وقتی این گونه شد «لقد کرمنا بی آدم» شامل حال ما نمیشود. برای اینکه انسان ذاتاً کریم نیست و تکریم آدم به لحاظ خلافت اوست.
وی اضافه کرد: سه راه وجود دارد که انسان خوش را بشناسد، یا باید صبر کند و بمیرد و ببیند که کیست، یا باید گوش به صاحب حرف و وحی بدهد و یا اهل شهود باشد.
جوادی آملی با بیان اینکه اخلاق با ابدیت ما سروکار دارد اظهار داشت: چون این مسائل ارزیابی نشد، انسان به بیراهه و سراغ چیزی میرود که نه تنها برای آینده او سودی ندارد بلکه نسبت به حال او هم زیانبار است.
این مرجع تقلید در بخش دیگری از سخنان خود به تشریح نامه هشتم و نهم کتاب شریف نهج البلاغه پرداخت.