
اشتغال و در کنار آن کارآفرینی جزو مقولات بسیار مهم و اساسی در دنیای حاضر به شمار میآیند؛ مباحثی که تمام جوامع و دولتها را به چالش واداشته و امتیاز توسعه، پیشرفت و کارآمدی را به آنها داده تا برنامههایی مشخص و مدونی در این زمینه تدوین و اجرا نمایند. در ایران نیز با توجه به شرایط و بافت جمعیتی جوان آن توجه به این مهم همیشه وجود داشته و در این بین سازمان بسیج و پژوهشکده مطالعات و تحقیقات بسیج با برگزاری همایش بسیج، توسعه اشتغال و کارآفرینی درصدد برداشتن گامهای مؤثری در این مسیر است. به همین بهانه به سراغ دکتر سپهری استاد دانشگاه و مسئول کمیته علمی این همایش رفتیم تا در گفتوگویی مبسوط مسئله اشتغال و کارآفرینی را در کشور مورد ارزیابی قرار دهیم. آقای دکتر! به عنوان سؤال اول بفرمایید در حال حاضر موضوع اشتغال و کارآفرینی در کشور ما با چه مشکلاتی روبهرو است؟مشکلاشتغال، به ویژه اشتغال نسل جوان از دغدغههای اساسی مردم و مسئولان است. مشکل بیکاری و اشتغال نیروهای جوان از نظر کارشناسان علم اقتصاد موضوعی فرابخشی و حل آن مستلزم اجرای برنامههای بلندمدت و مستمر است. افزایش ظرفیتهای اشتغال در کشور از طرفی منوط به رشد اقتصادی پایدار، سرمایهگذاری با توجه به مزیتهای نسبی کشور وبهبود فضای کسب و کار است و از طرف دیگر ایجاد ظرفیتهای جدیداشتغال در دنیای پر از رقابت امروز مستلزم برخورداری از دانش لازم در امور فنی، مالی و بازاریابی و تجارت است. سرمایهگذاری در طرحهای اقتصادی، مطالعات مربوط به تأمین مواد اولیه، بازار فروش، ظرفیت اقتصادی، قیمت تمام شده، رقبای حال و آینده، انتخاب تکنولوژی بهینه، تأمین منابع مالی با نرخهای مناسب، خرید و نصب ماشینآلات مدرن،تربیت نیروی انسانی ماهر، بازاریابی و فروش، تبلیغات و... همه و همه اموری هستند که اجرا و نیز موفقیت یک طرح را تضمین میکنند. انجام این مراحل منوط به وجود مدیران با تجربه و نخبه و برخورداری از مشاوران ذیصلاح است. امروزه کارآفرینی به عنوان یک راهبرد اثربخش برای توسعه اقتصادی و اجتماعی کشورها شناخته شده است. کارآفرینی به معنی فرآیند کشف و بهرهبرداری از فرصتها به منظور ارزشآفرینی در حوزههای مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بوده و پایه و اساس توسعه پایدار و همهجانبه تلقی میشود. بدینترتیب، توسعه کارآفرینی نقش شایستهای برای حضور فعال در بازارهای جهانی،اشتغالزایی، توسعه عدالت، کاهش فقر و حل مشکلات جامعه، دولت و بخش عمومی دارد. مطالعات و بررسیهای جهانی کارآفرینی نشان میدهد که بین نرخ فعالیتهای کارآفرینانه و تولید ناخالص داخلی در برخی از کشورها مانند ایالات متحده به میزان ۵۷ درصد همبستگی وجود دارد. از این رو، افزایش فعالیتهای کارآفرینانه همواره با افزایش تولید ناخالص ملی و در نتیجه افزایش درآمد ملی، رفاه و آسایش در جامعه در ارتباط است، به همین دلیل گرایش به کارآفرینی در سراسر دنیا افزایش یافته است. توسعه کارآفرینی در ایران نیز به عنوان اجراییترین و عملیترین استراتژی غلبه بر مشکلات اقتصادی و اجتماعی نیازمند شناسایی و رفع موانع آن است. ظرفیتسازی برای توسعه کارآفرینی از یک سو مستلزم ارائه آموزشها و مهارتهای کارآفرینی با رویکرد بازار محور و براساس نیازهای جامعه در همه سطوح آموزشی از مهد کودک تا دانشگاه است، از سوی دیگر، توسعه این امر شناخت و رفع موانع و ایجاد زمینههای مناسب جهت توسعه فعالیتهای تولیدی و خدماتی را نیز طلب میکند. در اقتصاد ایران موانعی که برای رقابت مؤثر بخش خصوصی و کارآفرینان وجود دارد، توسعه کارآفرینی را کند میسازد. شاید بتوان گفت که کارآفرینان قبل از آنکه رقابـت بخش خصوصی را برای فعالیتهای خود احساس کنند، موانعی مانند قوانین و مقررات اداری و انحصارات دولتی را مانع کسب و کار خود میبینند.
نقش دانشهای مربوط به حوزهاشتغال و به عبارت دیگر افزایش آگاهی عمومی و تخصصی در توسعهاشتغال و کارآفرینی را چگونه ارزیابی میکنید؟ما در جهانی به سر میبریم که روند تغییرات و تحولات شتاب چشمگیری به خود گرفته است. تنوع ابزارها و فناوریهای مورد استفاده در جریان زندگی و در عرصههای مختلف اقتصاد و اجتماع روز به روز بیشتر میشود. در حال حاضر، سه عامل مهم ارائه محصولات (کالا و خدمات) نو و بدیع، کاهش دوره عمر محصولات (به دلیل رشد فناوری و شیوه نوآوری) و جایگزینی بازارهای داخلی با بازارهای خارجی، رقابت بین شرکتها و ملل را قوت و شدت بخشیده است. بنابراین امروزه در اختیار داشتن منابع اولیه وطبیعی صرفاً برای توسعه، مزیت مطلق و منحصر به فرد و به طور کلی، فرصت تلقی نمی شود، بلکه مهم آن است که توانایی در خلقاندیشهها و ایدهها و محصولات جدید که منجر به ایجاد ارزشهای جدید میشود، در اختیار کدام کشور قرار دارد. هر کشوری با تکیه برمنابع انسانی ماهر و متخصص و خلاق و یادگیرنده بومی میتواند این ایدهها را به فعل تبدیل کند. شناسایی و آگاهی نسبت به قابلیتها و صلاحیتهای ممتاز و سرمایهگذاری بر محوریت دانش و آگاهی، خلق کسب و کارهای جدید بر اساس نیازها و خواستههای جوامع بشری، از عوامل مهم برتری رقابتی در بین کشورها تلقی میشود. بنابراین با سرمایهگذاری در منابع (به ویژه منابع انسانی و خلق دانش و به کارگیری آن در فرآیند عمل) میتوان مزیتهای رقابتی را درکشورها خلق نمود. با تمرکز بر اقتصاد دانشمحور و توسعه آموزش عالی بر اساس نیازهای جدید جامعه بشری و توسعهاشتغال در چنین بخشهایی میتوان چشمانداز توسعه کشور را در اقتصاد جهانی هموار کرد.
بسیج به عنوان بزرگترین نهاد مردمی، چگونه میتواند در حل مشکل بیکاری و اشتغال کمک کند؟بسیج با توجه به پتانسیل بالای نیروی انسانی که دارد، میتواند نقش ارزشمندی دراشتغال داشته باشد. شاید به جرأت بتوان ادعا کرد که در هیچ نهادی یک چنین نیروی جوان و با انگیزهای وجود ندارد، بنابراین هدایت این نیروی انسانی عظیم به سمت اهداف عمران و توسعه کشور همراه با کسب مهارتهای لازم از طریق سیستمهای آموزشی موجود، میتواند نتایج ثمر بخشی را برای توسعه کشور در بر داشته باشد. بایدترتیبی اتخاذ شود که توانمندیهای این نیروی انسانی عظیم در عرصههای سازندگی و عمران و آبادانی کشور به ویژه در بخشهای نیازمند (صنایع کاربر) مثل جادهسازی، ساختمانسازی، صنایع، معادن و ... به نحو مطلوبی مورد استفاده قرار گیرند. در همین راستا در تداوم تلاشهای جهاد سازندگی، با تدبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی، بسیج سازندگی به منظور استفاده از نیرو و نشاط جوانان برای سازندگی کشور شکل گرفت.
به عنوان مسئول کمیته علمی همایش، به نظر شما این همایش چگونه و از چه طریق میتواند به توسعه اشتغال و کارآفرینی کمک نماید چه فرصتهایی را برای آن تصور میکنید؟بیکاری، معضلی است که با افزایش سرمایهگذاری در بخشهای تولیدی کاهش مییابد و در صورتی که نتوان زمینه سرمایهگذاریهای داخلی و خارجی را برای توسعهاشتغال فراهم کرد، بیشک بر نرخ بیکاری، افزوده میشود. یکی از ارزشمندترین اقدامات انجام شده در سالهای اخیر تلاش در جهت ایجاد و گسترش فرهنگ و تفکر کارآفرینی، به ویژه از طریق آموزشهای عمومی و تخصصی و برگزاری همایشهای علمی و تخصصی در کشور بوده است. گسترش این تفکر و ایجاد راهکارهایی که افراد بتوانند بدون تکیه بر دولت به ایجاداشتغال برای خود و همچنین دیگر افراد جامعه مبادرت کنند میتواند در توسعهاشتغال در کشور مؤثر باشد، اماتردیدی نیست این مهم نیاز به ایجاد ساختارهایی در جامعه دارد که بدون آن نمیتوان، مبادرت به توسعه تفکر کارآفرینی کرد. بسیاری از کشورهای جهان هم اکنون نهادی برای حمایت از کارآفرینان ایجاد کردهاند تا بتوانند از این گروه به نحو شایستهای حمایت کنند، بنابراین با توجه به افزایش جمعیت بیکار در کشور لزوم ایجاد چنین نهادهایی (دولتی یا مردم نهاد) به طور کامل احساس میشود. ایجاد بنگاههای کوچک اقتصادی به منظور توسعهاشتغال، تفکری است که باید نزد برنامهریزان و مسئولان حوزه اشتغال نهادینه شود و اقتصاد کشور بتواند خود را از وابستگی به اقتصاد تکمحصولی رها سازد. بیشک کشور باید راهی طولانی را برای نهادینهکردن چنین تفکری طی کند. موضوع دیگر گسترش مشاغل خانگی در کشور و ساماندهی آنان است. توسعه مشاغل خانگی از ابتدای فعالیت دولت دهم مورد توجه قرار گرفته و قانون آن در مجلس شورای اسلامی تصویب و ضوابط آن در حال تدوین است. هم اکنون در 150کشور دنیا قانون مشاغل خانگی تنظیم شده است. کشورهای چین 30درصد، تایوان 80 درصد و امریکا تا 20درصد مشاغل خود را به خانگی اختصاص دادهاند. مشاغل خانگی در ایران سابقهای طولانی دارد و هم اکنون مشاغل آموزشی، پژوهشی، صنایع دستی، بافندگی،حصیربافی، تولیدات دامی، اپراتوری فناوری اطلاعات و بسیاری از مشاغل دیگر در منازل انجام میشوند. الزامات مشاغل خانگی را میتوان «شناخت بازار، شناخت رقبا، پیشبینی تقاضا، برنامه تولید و فروش، توانمندی فرد و برآورد میزان احتمالی درآمد» برای این گونه مشاغل ذکر کرد.
چه ظرفیتهایی در بسیج وجود دارد که میتواند با ورود به عرصهاشتغال و کارآفرینی برای حل این مسئله در کشور انجام دهد؟بدون شک بسیج ظرفیتهای بیشماری دارد که میتواند با استفاده از آنها در حوزهاشتغال و کارآفرینی حضور مؤثری داشته باشد. استفاده از تودههای جوان و با انگیزه که بخش اعظمی از جامعه جوان کشور را تشکیل میدهند، درکنار تجربیات ارزندهای که بسیج در فرهنگسازی به خصوص در حوزه سازندگی دارد، میتواند تأثیرات بسیار مثبتی را به دنبال دارد. بسیج با توجه به امکانات نرمافزاری و سختافزاری خود که همانا پایگاههای بسیج در سراسر کشور است، میتواند با یک برنامهریزی منسجم و بلندمدت، چشمانداز مطلوبی را در حوزهاشتغال و کارآفرینی تعریف نماید و در حال حاضر، سازمان بسیج سازندگی مأموریتهای فوق را انجام میدهد. بدیهی است روحیه جهادی بسیج و انگیزه بالای نیروهای جوان آن، میتواند زمینهساز حضور پرشور آن نهاد در عرصههای کارآفرینی باشد. با یک برنامهریزی جامع میتوان حضور بسیج را در ابعاد مختلف کار واشتغال به صورت تخصصی تعریف کرده و زمینه حضور آن را بیش از گذشته فراهم کرد. به عنوان مثال، از تجربه بسیج در عرصه پزشکی و درمان میتوان به اجرای طرح سراسری واکسیناسیون فلج اطفال که در سطح ملی و با موفقیتی کمنظیر اجرا شد، اشاره کرد. مثال دیگر میتواند حضور بسیج در عرصههای پشتیبانی و امداد باشد که حضور بسیجیان در دو زلزله رودبار و بم و موفقیت آنها در این عرصهها، گواهی است بر توانمندی آنها که اگر با آموزش و کسب مهارتهای لازم آمیخته شود، میتواند آن را به یک نیروی قابل اتکای ملی در حوادث غیرمترقبه و بلایای طبیعی تبدیل نماید و قادر باشد به عنوان نیروهای واکنش سریع حتی در سطح منطقهای و بینالمللی نیز حضوری فعال داشته باشد. مثالهایی از این دست بیشمار است. بسیج حتی میتواند در عرصه ورزش حضوری پررنگ داشته باشد و با استفاده از امکانات خود که تحت عنوان باشگاههای مقاومت میباشند به پرورش استعدادهای موجود بپردازد و از طرف دیگر به رشد و توسعه فضاهای آموزشی کمک کند.
نقش نظام آموزشی را در توسعه اشتغال و کارآفرینی، چگونه ارزیابی میکنید و این نظام چگونه میتواند با بسیج همکاری تنگاتنگی برای توسعهاشتغال و کارآفرینی داشته باشد؟برخلاف آنچه به نظر میرسد مسئله بیکاری حتی در کشورهای پیشرفته نیز حل نشده است، مشکل بیکاری و مدیریتاشتغال یکی از مهمترین دغدغههای مدیریتی در تمامی کشورهاست. این مسئله، عاملی در جهت طراحی الگوهایاشتغال در تمامی کشورها و سازمانهاست. رابطه میاناشتغال و آموزش ازجمله مباحث مهمی است که همگرایی میانتربیت و آموزش نیروی انسانی و مباحث بازار کار و کارآفرینی را با توجه به شرایط محلی، منطقهای، بینالمللی، شرایط اقتصادی، سیاسی، برنامهریزیهای کلان توسعه و... بازتعریف میکند. نیل به این هدف مستلزم همکاری نزدیک دولت، محافل علمی، آموزشی و مؤسسات اجرایی برای شناسایی، پرورش و توسعه استعدادهای جوان کشور است تا اینکه بتوانیم هرچه بهتر و بیشتر از این ذخایر گرانبها و پایانناپذیر به نحو احسن استفاده کنیم. به دلیل مشکلات موجود در انتقال علم و به دلیل وجود شبکههای مختلف اقتصادی، استفاده از دانش جدیدی که بر مبنای اصول علمی ایجاد شده، میتواند یک عامل مهم و قوی برتری منطقهای باشد، بنابراین کارآفرین ساختن دانشگاهها، تأثیری قوی و مثبت بر توسعه منطقهای دارد. رقابتپذیری در اقتصاد جهانی به توانمندیهای تکنولوژیکی و نوآوری وابسته است. این امر شامل توانایی توسعه محصولات جدید و دسترسی به بازارهای جدید، به کارگیری تکنولوژی جدید، اعمال بهترین الگوهای مدیریتی در بنگاهها و توسعه سطوح مهارتی در طیف وسیعی از نیروی کار است. دانشگاهها قادرند در تمامی این موارد نقش مهمی ایفا کنند. افزایش ظرفیت تحقیقات و تکنولوژی کشور برای تبدیل دستاوردهای علمی و یافتههای فناورانه به موفقیتهای صنعتی و تجاری واشتغالزایی به نقش کارآفرینی دانشگاهها وابسته است. دانشگاه، نقش بالقوه و واقعی در توسعه اقتصادی کشورها دارد. ماهیت جدید رقابتهای بینالمللی، این نقش را به طور بنیادی تغییر میدهد و اگر آنها نتوانند به نهادها و دانشگاههای کارآفرین تبدیل شوند در توسعه ملی و منطقهای و رقابت شکست خواهند خورد.
نقش تفکر بسیجی را در کمک به برنامههای توسعهاشتغال و کارآفرینی چگونه میبینید؟مسئولان قوای سه گانه و دستگاههای ذیربط و زیرمجموعههای آنها باید بتوانند برنامههایی در جهت جاری ساختن سیاستها در تمامی شئونات اجتماعی و فردی جامعه طراحی کنند و این امر با وجود فرهنگ و تفکر بسیجی درمیان مسئولان و دولتمردان بهتر و سریعتر اجرا خواهد شد. حضور فرهنگ و تفکر بسیجی در سطح اقتصاد خرد نیز منفک از سطوح قبل آن یعنی در سطح کلان نیست و خود بخش مهمی از اقتصاد و شرایط فعلی نظام جمهوری اسلامی است.نظام تولید، توزیع و مصرف، متأثر از فرهنگ و تفکر بسیجی در سطح خرد به گونهای خواهد بود که هماهنگ با سطح توسعه، یعنی سیاستهای عالی نظام و سطح کلان یعنی برنامهریزیهایی که توسط مسئولان نظام جمهوری اسلامی طراحی و به اجرا گذاشته میشود، هماهنگ و مرتبط باشد.فرهنگ و تفکر بسیج، همچنان که در صحنههای سیاسی و دفاعی تحقق یافته است در عرصههای فرهنگی و اقتصادی نیز باید جریان یابد. در فرهنگ و تفکر بسیجی والاترین ارزشهای انسانی رشد و تکامل یافته و بسیج سازمانی است مردمی، فراگیر، منعطف و گسترده که با بهرهگیری از امکانات و توانمندیهای خود در زمینههای فرهنگی، اقتصادی و سیاسی و... و با به کارگیری ویژگیهای خاص خود از جمله عدالتخواهی، ایثار، زهد و قناعت، صلابت و پشتکار، ابتکار و خلاقیت، صبر و پایداری و... میتواند با ورود به عرصه مورد نظر، بسترساز نتایج مفید و مورد نظر جامعه باشد. نگرش بسیجی یعنی نگرشی که میتواند با ایجاد فضایی عقلایی و توأم با تفکر، صاحبان علایق و سلایق مختلف را به صورت فراگیر گردهم آورد. از جمله مباحثی که باید در ارتباط با تعمیق بخشیدن به فضای بسیجی مورد ملاحظه و عنایت جدی قرار گیرد، همگامسازی و توأمان نمودن تزریق جریان شعور و معرفت با شور و احساس به بدنه بسیج است. این دو (شور و شعور) مانند دو بال یک پرندهای میمانند که تصمیمساز و تسهیلکننده صعود و ارتقای فرهنگ بسیجی به مدارج عالی و پلههای پیشرفت و ترقی خواهند بود. بسط و گسترش این شجره طیبه به درون پیکره تمام اقشار به ویژه قشرهای تولیدکننده فکر و ایده، خردورز، اساتید دانشگاهها و حوزههای علمیه، دانشجویان، دانشآموزان، نخبگان، پژوهشگران، نویسندگان و صنوف مختلف کارگری و کارمندی را فراهم خواهد نمود. با عملیاتی شدن این نگرش، شاهد فرهنگی روزآمد و فعالیتی کارآمد خواهیم بود. ماندگاری حیات بسیج و تأثیرگذاری آن در تمامی حوزهها، در گرو به روز شدن فعالیتها و همهجانبهنگر و به کارگیری ظرافتها در برقراری ارتباطات و تعاملات با بدنه داخل و فرهنگ حاکم بر آن و نیز برخورداندیشمندانه، عقلایی و خردگرایانه در مواجهه با فرهنگ بیگانه است. ما در عصری زیست میکنیم که آن را عصر اطلاعات و ارتباط میدانند. در این فرآیند ارتباطی بیشترین تأثیرگذاری و تأثیرپذیری در حوزه فرهنگی انجام میپذیرد زیرا دروازه ورود به دیگر بخشها، از این مسیر صورت میگیرد و این در حالی است که بسیج با برخورداری از توانمندیها و تجربیات موفق و مثالزدنی خود در عرصههای مختلف و فرهنگ غنی برخوردار از آن، قادر خواهد بود با به کارگیری فنون و تکنولوژی نوین ارتباطی و اطلاعاتی و بومیسازی فناوریهای نوین و قابل بهرهبرداری و مرتبط با توسعه همهجانبه، گامی قاطع برای ورود در عرصه جهانی برداشته و در این راستا با ورود به مسیر توسعه، نیل به اهداف توسعه واشتغال را نیز تسهیل کند.
توسعه قبل از هر چیز نیازمند فرهنگسازی است، فرهنگ بسیج را در توسعهاشتغال و کارآفرینی چگونه ارزیابی میکنید؟فرهنگ کار یکی از بحثهای بسیار مهم هر جامعهای است که در ارتباط مستقیم با جامعه و اقتصاد آن است و اساس هر اقتصاد سالم و پویا را تشکیل میدهد، به طوری که اگر فرهنگ کار در یک جامعه تقویت گردد و میزان آن در سطوح مختلف جامعه افزایش یابد زمینههای توسعه و پیشرفت آن جامعه نیز فراهم میشود. توسعه فرهنگی پیششرط توسعه اقتصادی اجتماعی است و در این میان نیروی انسانی به عنوان یکی از شاخصهای عمده توسعه به مفهوم عام مطرح است. تا جامعهای به نیروی انسانی کارآمد دسترسی پیدا نکند از بهرهوری مطلوبی در تولید اجتماعی برخوردار نخواهدبود. میتوان گفت تمام پیامدهای زندگی بشر به کار بستگی دارد. از این رو، دوام و بقای یک سیستم اجتماعی و یک تمدن بر اساس قدرت آن در حفظ و هدایت تمایل به کار در جهت اهداف مطلوب قرار دارد.فرهنگ کار و تعهد در سازمانها، زمینههای استفاده مفید و مؤثر از منابع انسانی و مادی را فراهم میسازد و آثار مطلوبی در بعد بهرهوری و کسب مزیت رقابتی دارد و برای ارزشی کردن تولید و سودآوری و بالطبع، تحقق اهداف توسعهای، گریزی نیست جز اینکه در سازمان و جامعه، فرهنگ کار و تعهد نسبت به کار رواج پیدا کند. از دیگر سو، در عرصه فرهنگی تفکر بسیج به این معنی است که مجموعه فرهنگ که مشتمل بر مجموعهای از دانش، هنر، افکار، عقاید، اخلاقیات، آداب و رسوم و سایر آموزهها و عناصر فرهنگی و فرهنگساز جامعه است، تحت تأثیر فرهنگ و تفکر بسیج متحول شده و ارتقا یابند. عرصه فرهنگ از مهمترین عرصههای فرهنگ و تفکر بسیج به شمار میرود. امام راحل در این زمینه میفرمایند: بیشک بالاترین و والاترین عنصری که در موجودیت هر جامعه دخالت اساسی دارد فرهنگ آن جامعه است. اساساً فرهنگ هر جامعه هویت و موجودیت آن جامعه را تشکیل میدهد و با انحراف فرهنگ، هر چند جامعه در بعدهای اقتصاد، سیاسی، صنعتی و نظامی قدرتمند و قوی باشد ولی پوچ و میان تهی است. از دیگر سو، آنچه باعث شده تا فرهنگ بسیجی به این سرعت بسط و گسترش یابد، همخوانی و هماهنگی در اهداف و برنامههای هدفمند آن، با آمال و آرزوها و عقاید و اعتقادات جامعه ما بوده است به طوری که نه تنها در قبول این فرهنگ هیچ مقاومت مدنی و یکپارچه صورت نگرفته است، بلکه با سرعت هر چه بیشتر در میان تمام لایههای جامعه نفوذ و گسترش یافت و این امر حکایت از وجود نگاهی جامعالاطراف و همهجانبهنگر در زمان تأسیس و شکلدهی آن دارد، چون خمیرمایه و جوهره وجودی این جنبش و حرکت بزرگ فرهنگساز از اول بر شالوده عمق دینی و اخلاص و عشق حقیقی بنا و بنیان یافته است.
با تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید.