کد خبر: 434632
تاریخ انتشار: ۰۶ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۱:۳۳
نگاهی به آخرین ساخته سینمایی رضا کریمی
در حالی که بعد از وقفه‌ای کوتاه در اکران گسترده کمدی‌های نازل در سینمای کشور و تنوع در اکران آثار سینمایی رفته‌رفته امیدوار می‌‌شدیم که معاونت سینمایی در تحقق ممانعت از اکران آثار نامطلوب سینمایی گام‌های موفقی برداشته است اما بار دیگر با اکران نیمه دوم آذرماه تا نیمه اول دی ماه شاهد سیل اکران فیلم‌های کمدی در سینماهای کشور بودیم. به همین جهت دیدن بیلبورد فیلم «آدمکش» به نویسندگی محمدهادی کریمی و کارگردانی رضا کریمی با حضور بازیگرانی چون بهرام رادان، حامد بهداد و مهتاب کرامتی برای هر مخاطب سینما‌رویی جذاب و هیجان انگیز است.
اما متاسفانه با شروع فیلم و امتداد آن تا نیمه‌های روایت داستان مخاطب رفته رفته دلسرد می‌‌شود. «آدمکش» سعی داشت با رجعت به سینمای قصه‌گو به عنوان سینمای فراموش شده کشور، راوی داستانی معمایی و دلهره‌آور باشد تا بتواند مخاطب را در مدت زمان 90 دقیقه‌ای خود روی صندلی میخکوب کند. اما نه تنها در این راه به کوچکترین توفیقی دست ‌نمی‌یابد که با ساختن و پرداختن صحنه‌های تصنعی و داستان‌های فرعی برای دور کردن ذهن مخاطب از حدس زدن پایان قصه آنچنان از روایت داستان اصلی باز می‌‌ماند که در چند دقیقه انتهایی کار تازه به خاطر می‌‌آورد که هدف اصلی روایت این فیلم چیز دیگری بوده و باید آن را به سرانجامی برساند! برای همین با چنان تعجیلی دست به گره‌گشایی و اتمام داستان می‌‌زند که حاصل آن به همه چیز شبیه است جز یک اثر سینمایی!
بهرام رادان به عنوان یک دکتر روانشناس که همکار نیروی انتظامی است درگیر پرونده قتلی می‌‌شود که رویا ملک زاده (با بازی مهتاب کرامتی) متهم آن است و با پیش رفتن داستان کاملا ناگهانی دکتر به حضور مهندس حمید زاهدی (با بازی حامد بهداد) مشکوک می‌‌شود و آنقدر به در و دیوار می‌‌زند که مثلا زاهدی عنصری دست چندم است و اصلا در این پرونده نقش پررنگی ندارد تا در پایان فیلم با غافلگیری مخاطب برگ برنده خود را – رابطه مخفیانه زاهدی با دختر خوانده ملک زاده – رو کند و مخاطب را غافلگیر کند! اما مخاطب در این داستان روایی بی علت و معلول نه تنها غافلگیر ‌نمی‌شود که سعی می‌‌کند با حدس زدن قاتل بودن حامد بهداد از 45 دقیقه باقی مانده در سینما برای یک استراحت مطلوب با روی هم قراردادن پلک ها به بهترین شکل ممکن استفاده کند!
روایت ناهمگون کریمی در پیشبرد داستان و عدم دقت در شخصیت پردازی داستان تا جایی پیش می‌‌رود که حتی بدون اغراق می‌‌توان فهمید که بازیگران صرفا برای ادای دین خود دیالوگ‌ها را به زبان آورده‌اند و از خیر کار گذشته‌اند! در حالی که مخاطب امروز دیگر تنها برای چهره رادان، بهداد و کرامتی به سینما ‌نمی‌رود و دوست دارد در کمترین حد ممکن شاهد احترام کارگردان به ‌اندیشه و تعقل خود باشد!
«آدمکش» به معنای واقعی کلام نامی برگزیده برای این فیلم است اما نه در راستای توفیق پیشبرد داستان که در کشتن ذوق و حس مخاطب خود که برای گذراندن ساعتی خوش به همراه خانواده به سینما آمده تا شاهد این فیلم به اصطلاح سینمایی باشد!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار