کد خبر: 434566
تاریخ انتشار: ۰۵ بهمن ۱۳۸۹ - ۲۰:۲۷
گفت‌وگو با جوان برگزيده در عرصه‌هاي اجتماعي
سپيده آماده | معصومه‌ اميرزاده گشويه متولد 1362 در بندرعباس و کارشناس ارشد رشته ادبيات است. او رتبه بانوي اول در عرصه اجتماعي را در جشنواره جوان ايراني کسب کرده است. از جمله فعاليت‌هاي او مي‌‌توان به مشارکت در فعاليت‌هاي انجمن اسلامي دانش‌ آموزي، بسيج، معاونت پژوهشي استان هرمزگان، صدا وسيماي استان، بنياد شهيد استان، انتصاب و فعاليت در سمت معاون فرهنگي سازمان فرهنگي و ورزشي شهرداري هرمزگان، فعاليت‌هاي پژوهشي در وزارت کشور و شرکت در جايگاه‌‌هايي چون مجري‌گري، گويندگي، فيلم برداري، ميکس، کارگرداني، نويسندگي و بازيگري در عرصه تئاتر، اشاره کرد.پاي صحبت اين جوان موفق و پرانرژي ايراني نشسته‌ايم تا دلايل اين انرژي فوق العاده که باعث پيشرفت او در عرصه‌هاي مختلف شده است را جويا شويم.
خانم اميرزاده! از کودکي و دوران مدرسه بگوييد. اين روند موفقيت از کجا شروع شد؟فعاليت‌هاي اجتماعي من از همان سال‌هاي مدرسه و شرکت در تئاتر و گروه‌هاي سرود و موسيقي آغاز شد. در دوران راهنمايي علاوه بر اين فعاليت‌ها به عضويت بسيج و انجمن دانش‌ آموزي نيز درآمدم. در همان زمان در گروه‌هاي سياسي و اجتماعي که در شهر فعاليت داشتند مانند کانون‌هاي مساجد و گروه‌هاي تئاتر مذهبي و آئيني نيز فعاليت داشتم. در دوران دبيرستان شروع به نوشتن در يکي از روزنامه‌هاي کثيرالانتشار و نشريات محلي استان کردم. در سال 79 به عضويت هيئت رئيسه اولين پارلمان دانش‌‌آموزي، که هفت نفر از کل کشور در آن شرکت داشتند در ‌آمدم. در اين پارلمان که جلسات آن در بهارستان برگزار مي‌‌شد فعاليت‌هاي مدارس پوشش داده و تصميمات کلي اتخاذ مي‌‌شد. در سال سوم دبيرستان دست به نگارش اولين کتابم زدم. همزمان با آن با ارگان‌‌هايي چون معاونت پرورشي استان هرمزگان، نهاد رهبري دانشگاه علوم پزشکي استان در خصوص نشريات دانشجويي و در صدا و سيماي مرکز خليج فارس در زمينه نويسندگي برنامه‌ها همکاري داشتم.فعاليت هايتان در دانشگاه چگونه ادامه پيدا کرد؟پس از اينکه در رشته ادبيات دانشگاه هرمزگان پذيرفته شدم فعاليت‌هايم گسترده تر شد. در دانشگاه نيز فعاليت‌هاي فرهنگي و اجتماعي‌ام را در زمينه نويسندگي، کارگرداني و بازيگري تئاترهاي دانشجويي و حضور در شب شعرها ادامه دادم. عضو بسيج دانشگاه نيز بودم و در کنارش در قسمت روابط عمومي شهرداري بندرعباس در زمينه آلمان‌هاي بومي و فرهنگي پژوهش مي‌‌کردم. سال دوم دانشگاه بودم که به سمت معاونت فرهنگي سازمان فرهنگي و ورزشي شهرداري بندرعباس منتصب شدم.آيا روابط و به اصطلاح «پارتي بازي» در موفقيت‌هاي شما و شرکت در عرصه‌هاي و نهادهاي مختلف دخيل بود؟هيچ‌يک از فعاليت‌ها و عضويت‌هاي من از طريق رابطه نبود. تلاش، پشتکار و اعتماد به نفسم در کنار بيان و قلم خوب، باعث حضورم در عرصه‌هاي مختلف شد و به تبع آن افراد بيشتري مرا شناختند و در عرصه‌هاي ديگر از من دعوت به کار کردند.چه شد که با آن سن کم و در حالي که دانشجو بوديد به سمت معاونت سازمان فرهنگي و ورزشي شهرداري بندرعباس منصوب شديد؟در ابتداي ورودم به شهرداري استان، تنها يک کارمند روابط عمومي بودم. ولي با پيگيري، پشتکار، ارزيابي در زمينه عملکرد معاونت‌ها و افزايش کميت و کيفيت فعاليت‌هاي روابط عمومي در زمينه جشنواره و فراخوان‌ها در کنار حسن توجه شهردار موجب شد تا ترفيع بگيرم. در سمت معاونت سازمان فرهنگي و ورزشي شهرداري با برگزاري جشنواره‌هاي ورزشي، گسترش بحث شهرياران جوان، فعاليت در زمينه فرهنگ شهروندي و متحدالشکل کردن فعاليت‌هاي اجتماعي باعث پويايي بيشتر معاونت شدم. همزمان با آن کتاب «يک خليج تشنگي» که زندگي نامه شهداي دانش‌آموز استان هرمزگان بود از من به چاپ رسيد.در حال حاضر به چه کاري مشغوليد؟من در حال حاضر با شوراي عالي انقلاب فرهنگي همکاري مي‌‌کنم.چه شد که در جشنواره ملي جوان ايراني شرکت کرديد؟پس از اطلاع از فراخوان سازمان ملي جوانان در عرصه بانوي فعال در حوزه اجتماعي شرکت کرده رزومه فعاليتم را ارسال کردم‌. موفق شدم از ميان 2الي 3 هزار شرکت کننده رتبه اول را کسب کنم.متأهل هستيد يا مجرد؟من پنج سال پيش در زماني که دانشجو بودم با يکي از هم دانشگاهي‌هايم با مهريه 14 سکه و يک سفر حج عمره، ازدواج کردم. پس از ازدواج به دليل اينکه محل زندگي همسرم تهران بود همراهش به تهران‌ آمدم. من از ازدواجم راضي‌ام و از زندگي در کنار همسرم احساس خوشبختي مي‌‌کنم.به چه دليل مهريه 14 سکه‌اي را انتخاب کرديد؟ به نظرتان مهريه بالا پشتوانه زندگي زنان نيست؟من به دليل مطالعات ديني که داشته‌ام و رواياتي مبني بر اينکه زني که با مهريه کم به خانه شوهر مي‌‌رود پربرکت است، اين تصميم را گرفتم. به نظر من مهريه بالا ضامن تداوم ازدواج نيست. آيا ازدواج محدوديتي براي فعاليت‌هاي اجتماعي شما ايجاد نکرد؟به هيچ وجه. من پس از ازدواج با شادابي و اطمينان بيشتر در محيط‌هاي اجتماعي حضور پيدا مي‌‌کردم. همسرم هيچ مخالفتي با فعاليت‌هاي اجتماعي نداشته و هميشه مشوقم است.نقش والدينتان در موفقيت‌‌هايي که کسب کرده ايد را چگونه ارزيابي مي‌‌کنيد؟مادرم که خودش در خانواده‌اي فرهيخته رشد کرده بود حامي و مشوق اصلي من در موفقيت‌هاي اجتماعي‌ام است. پدرم در ابتدا به دليل نگراني مخالف بود، ولي پس از مدتي او نيز دست از مخالفت برداشت.به نظر شما حضور در عرصه‌هاي اجتماعي براي خانم‌ها سخت نيست؟در کشور ما هنوز تبيين مشخصي از فعاليت‌هاي اجتماعي وجود ندارد. در هر حال هرکس براي حضور در عرصه‌هاي اجتماعي در جامعه‌اي بايد اصول و قواعد آن را رعايت کند تا بتواند موفق شود. از اصول و هنجارهاي جامعه ما حجاب است و من در عين اينکه بر اساس اعتقادات قلبي‌ام حجاب چادر را برگزيده‌ام ، در زمينه موسيقي و تئاتر نيز با در نظر گرفتن موازين اسلامي فعاليت مي‌‌کنم.به اعتقاد شما مهم ترين مشکلاتي که دختران در جامعه‌‌ام روز با آن روبرو هستند، چيست؟به نظر من دختران جامعه ما گاهي نمي‌دانند هدف از خلقتشان چيست و چه مسئوليت‌‌هايي را بايد بر عهده بگيرند. در کنار ‌آموزش‌هاي علمي، دختران ما بايد در زمينه يادگيري مهارت‌هاي زندگي نيز کوشا باشند تا بتوانند در عرصه‌هاي مختلف زندگي موفق باشند.آيا مکتب فمينيسم را قبول داريد؟نه، اگر ما ريشه‌هاي فمينيسم را بررسي کنيم به اين نتيجه مي‌‌رسيم که در کشور ما نيازي به فمينيسم نيست. در متون ديني و فرهنگ اسلامي کشور قوانين بسيار محکم تري براي حمايت و کرامت زن وجود دارد که ما را از کنوانسيون‌هاي حقوق بشري بي نياز مي‌‌کند.چه عاملي باعث شد که در برخورد با شکست‌ها باز هم با‌ اميدواري به فعاليت‌هايت ادامه دهي؟ منشأ اين‌ اميد چيست؟من اين‌ اميد و انرژي را از خدا گرفته‌ام . علاقه عميق و عجيب من به خدا منشأ اين نيروي دروني و اشتياق است.آيا از موقعيت و جايگاهي که کسب کرده‌اي احساس غرور مي‌‌کني؟نه به هيچ وجه، هميشه فکر مي‌‌کنم که هنوز هم از توانايي‌هايم به قدر کافي استفاده نکرده‌ام و مديون استعدادهايم هستم.اين همه انرژي و موفقيت از کجا نشأت مي‌‌گيرد؟ به نظر من زندگي حلقه‌هاي پيوسته يک زنجير است. مجموعه‌اي از ذات و سرشتم در کنار‌ آموزه‌هاي خانوادگي و اجتماعي باعث شکل گيري شخصيت من شده است. به اعتقاد من يکي از عوامل مهم موفقيت انسان‌ها در پاک زيستن و دوري از گناه است.خيلي از افراد از کودکي در آرزوي شغلي هستند؟ آيا شغل‌ امروز شما همان آرزوي کودکيتان است؟من از بچگي در همه بازي‌هايم مجري و بازيگر تلويزيون بودم. هميشه در گروه‌هاي همسالان، رهبر بودم و بسيار کنجکاو و فعال و با توجه به موقعيت‌ امروزم فکر مي‌‌کنم در راستاي رؤياهايم حرکت کرده‌ام .نظرتان درباره جوانان شهرستاني که تنها راه پيشرفت را در مهاجرت به تهران مي‌‌دانند، چيست؟من اصلاً به اين موضوع معتقد نيستم. من بيشتر موفقيت‌هايم را در شهرستان خودم کسب کردم.‌ امکانات را بايد خود فرد جذب کند و نبايد منتظر‌ امکانات ماند. در حال حاضر موقعيتي بر کشور ما حکمفرما است که اگر کسي بخواهد، انجام هر کاري برايش ممکن است.آيا به موفقيت دست پيدا کردي؟رسيدن به موفقيت يعني متوقف شدن. براي افرادي که طالب کمال هستند هميشه قله‌هاي فتح نشده وجود دارد و اگر کسي بگويد موفق شده است آن روز، روز مرگ اوست.برنامه‌هاي آتي‌تان براي زندگي چيست؟مي خواهم فعاليت‌هاي علمي و ادبي‌ام را گسترش دهم. ادامه تحصيل در مقطع دکترا و تربيت صحيح فرزندي که در راه دارم نيز از ديگر اهداف زندگي‌ام است. همچنين علاقمندم روزي به شهر خودم بازگردم و به همشهريانم خدمت کنم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار